X
تبلیغات
رایتل
خاطرات وتجربیات جوانی
چهارشنبه 27 آبان‌ماه سال 1388
تقابل حفاظت از نظام ونماز


 

فرمانده سپاه که کارنامه درخشانش در انتخابات سال 1384 مدیریت در جابه جایی آراء کاندیداها بود و سپاه و بسیج توانستند طی یک عملیات پیچیده به تعبیر سردار ذوالقدر انتخابات را مدیریت کنند و احمدی نژاد را تا نفر دوم بالا بکشند، و آقای کروبی را تا حد نفر سوم تنزل دهند، کانون تقلب در انتخابات  سال 1384 استان اصفهان و شهر اصفهان بود. پیش از آن هم سپاه و بسیج انتخابات شورای شهر تهران را به عنوان یک عملیات مقدماتی مدیریت کرده بودند. در یک کلام انتخابات در کشور ما تبدیل به "عملیات" از سوی سپاه شده است.  برای هر انتخاباتی هم سپاه نامی انتخاب می کند     ا 
اکنون هم که سپاه دیگر هیچ مانع و رادعی را در برابر خود نمی شناسد. یک وقتی استفاده از عنوان های اختصاری نزاجا و نهاجا و نداجا و...تازه رسم شده بود.  از حاج محسن رفیقدوست که آن روز ها وزیر سپاه بود، پرسیدم برای سپاه چه عنوانی انتخاب کرده اید؟حاج محسن  رفیقدوست که همیشه می خندید و می خندد، با صدای بلند قهقهه سرداد و گفت: سپاه؟
همه جا!

اکنون سپاه همه جا را گرفته است. اقتصاد و صنعت و سیاست و امنیت و تعیین نماینده مجلس و شورای شهر و رییس جمهور. چنان که آقای احمدی نژاد در همان مرداد ماه سال 1384 در جلسه غیر علنی مجلس هفتم گفته بود، وزیران خود را از سپاه و یا با نظر سپاه تعیین می کند.

آخرین اقدام همان بلعیدن وزارت اطلاعات توسط سپاه بود. وزیر قدرتمند اطلاعات در همان هفته آخر عمر دولت برکنار شد و رده دوم مدیران و معاونان وزارت اطلاعات همگی بازنشست شدند، تا  وزارت اطلاعات مثل راحت الحقومی از گلوی سپاه فرو برود.

آخرین مرحله این بلع کامل نظریه پردازی سپاه در باره دین و آیین است. فرمانده سپاه  از موضع یک اسلامشناس فرموده اند:
حفظ نظام از نماز واجب تر است.

این جمله یا گزاره می تواند مجوزی باشد برای تمامی جنایاتی که به نام حفظ نظام در کشور ما جاری است. کشتن جوانان، آزار و شکنجه زندانیان، کتک زدن مردم، محروم کردن دانشجویان از درس و بحث دانشگاهی، رواج تهمت و هتک در رسانه های حکومتی و ولایی و دولتی، اهانت به مراجع تقلید...تمام این رفتار ها با همین کلید جادویی توجیه و تفسیر می شود. هر چه که در برابر نظام قرار بگیرد باید نابود شود. نظام را هم خود تعریف می کنند و در برابر نظام و یا مخالفت با نظام را نیز خود تفسیر می کنند. نظام مورد علاقه و اعتقاد آقایان آن چنان زار و نزار شده، که  آیه الله منتظری و آیه الله صانعی ومهندس موسوی و کروبی و خاتمی و طاهری و دستغیب و میلیون ها ایرانی که راهپیمایی سکوت 25 خرداد را سامان دادند؛ در زمره مخالفان و منافقان جدید قلمداد می شوند.

قران مجید درست فلسفه و یا مبنایی معکوس سخن فرمانده سپاه، در نسبت بین حکومت و ارزش و اعتبار نماز قائل است. حکومت تاسیس می شود تا نماز چنان که شایسته است برگزار شود. نه این که حکومت تاسیس می شود تا نماز اعتباری درجه دوم پیدا کند.

به گمانم اگر بخواهیم به درستی ریشه تمامی نابسامانی ها و بلکه انحراف در مسیر انقلاب اسلامی را شناسایی کنیم، همین سخن فرمانده سپاه به تنهایی کفایت می کند. قران مجید می گوید:
"الذین ان مکنا هم فی الارض اقاموا الصلوه..." آیه 41 سوره حج

کسانی که وقتی در زمین تمکین یافتند،( تمکین را تفسیر سورآبادی پادشاهی ترجمه کرده است) نماز را بر پای می کنند. گویی فلسفه و ریشه تاسیس حکومت برگزاری نماز است. همین تلقی و یا رویکرد در نخستین روایت کتاب الصلوه فروع کافی نیز دیده می شود.
4804 - 1 - حدثنی محمد بن یحیى، عن أحمد بن محمد بن عیسى، عن الحسن بن محبوب، عن معاویة بن وهب قال: سألت أبا عبدالله
(علیه السلام) عن أفضل ما یتقرب به العباد إلى ربهم وأحب ذلک إلى الله عزوجل ما هو؟ فقال: ما أعلم شیئا بعد المعرفة أفضل من هذه الصلاة، ألا ترى أن العبد الصالح عیسى ابن مریم (علیه السلام) قال: " وأوصانی بالصلاة والزکوة ما دمت حیا "
نماز پس از معرفت و شناخت خداوند متعال، با فضیلت ترین وسیله تقرب به خداوند است. از قول عیسای مسیح نقل شده است که گفت: خداوند به من توصیه کرد که در تمام عمرم نماز بر پای کنم و زکات بپردازم.

وقتی گفته می شود حفظ نظام از حفظ نماز مهمتر است، در واقع قدرت و حکومت در جای ارزش های دینی و اخلاقی می نشیند. اتفاقا فلسفه سیاسی حکومت بنی امیه و بنی عباس و تمامی حکومت هایی که به نام دین مخالفان خود را قلع و قمع کرده اند، همین استدلال بوده است.

پیامبر اسلام فلسفه بعثت و رسالت خود را اتمام مکارم اخلاق می داند، که نماز به مثابه بتون و کانون آن مکارم تلقی می شود. امیر مومنان علی علیه السلام نیز فلسفه اصلی و بنیاد حکومت را بر پایه عدالت و احقاق حق تلقی می کند. در واقع هر حکومتی را بایست با عیار عدالت سنجید و نه آن که هر چه حاکم گفت همان عدالت و حق است.

اگر سخن فرمانده سپاه، سخن رهبری تلقی شود، که حفظ نظام- که البته دیگر نه جمهوری ست و نه اسلامی- معیار تلقی شود، آن وقت می توان تمامی رخداد ها را توجیه کرد. قتل و ضرب و شتم و هتک حرمت ها همه به خاطر نظام و در راه نظام انجام می شود. اگر ولی فقیه لب تر کند: برآورند غلامان او درخت از بیخ.

هدف قدرت و حفظ قدرت است و دین توجیه و لباس و لفافی ست، در جهت حفاظت از قدرت. در این صورت چنان که فرمانده سپاه گفته است، حفظ نظام از حفظ نماز واجب تر است.

این سخن نگاه از زاویه حکومت به دین است. بر اساس همین نگاه است که رای مردم به هیچ گرفته می شود و در واقع با رای مردم تجارت صورت می گیرد. در نقطه مقابل، جنبش سبز ارزش های دینی را اصیل تلقی می کند. سیاست و قدرت و ولایت را بایست با معیار های دینی و از جمله با عدالت سنجید. وقتی رفتار حکومتی بر بنیاد ستم شکل می گیرد، چگونه می توان چنان حاکمیت و ولایتی را به رسمیت شناخت؟

سید عطاءالله مهاجرانی -

border="0" ALT="Google" align="absmiddle">

دساعت وسخن باامام زمان