X
تبلیغات
رایتل
خاطرات وتجربیات جوانی
چهارشنبه 19 اسفند‌ماه سال 1388
نامه سرگشاده محمدتقی کروبی به صادق لاریجانی


محمد تقی کروبی، فرزند مهدی کروبی در نامه ای سرگشاده به صادق لاریجانی، رییس قوه قضاییه درخصوص ممنوع الخروج شدنش از کشور از وی خواست که اجازه ندهد بیش از این مقامات امنیتی بجای دستگاه قضایی تصمیم گیری کنند.

به گزارش سحام نیوز، در این نامه خطاب به صادق لاریجانی آمده است:

همانطور که احتمالا در جریان هستید جمعه ۱۴ اسفند ۱۳۸۸ پاسپورت اینجانب در حالیکه از سوی مقامات قضائی ممنوع الخروج نشده بودم و از گیت نیروی انتظامی عبور کردم، توسط نیروهای لباس شخصی احتمالا مرتبط با دستگاه های امنیتی بدون هیچ توضیحی و بطور غیر قانونی توقیف و از خروجم از کشور ممانعت بعمل آمد. در این مورد خاص به احترام هزینه های سنگینی که سایر مردم عزیزمان در این مدت پرداختند قصد نگارش نداشتم لیکن وقاحت و هتاکی برخی از سایت های وابسته به جریانی از قدرت که در کمال امنیت و آرامش مدعی شدند که سفر اینجانب به انگلستان مرتبط با حوادث اخیر است و برای گرفتن دستور به لندن می رفتم، مرا برآن داشت توضیحاتی جهت تنویر افکار عمومی ارائه و از شما بخواهم اجازه ندهید بیش از این مقامات امنیتی بجای دستگاه قضایی تصمیم گیری کنند. لذا پیش از ورود به موضوع و برای جلوگیری از قلب واقعیت مجبور به نگارش و بازگو کردن دلائل سفر و بخشی از آنچه در خلال جنگ با خدا معامله کرده و با افتخار برای کشورم ایران عزیز هزینه کردم، هستم. متاسفانه فرهنگ دروغ و تهمت از سوی کسانیکه حاضر به تمکین از قانون و به رسمیت شناختن حقوق ملت نیستند در حال نهادینه شدن است و از این گذر نه تنها علیه آقایان کروبی ، موسوی و خاتمی هر نوع اتهام، دروغ و هتاکی مباح شده بلکه جنابعالی و برادر محترمتان نیز مشمول آن شدید. سعدی شیرازی به زیبائی می فرماید:
اگر جفت گردد زبان با دروغ نگیرد ز بخت سپهری فروغ

صادقانه بگویم بیم آن دارم که این مدعیان مسئله دار که با ارتزاق از بیت المال در سایت ها و روزنامه های زرد خود در کنار فحاشی به ساحت مرجعیت و یاران اصیل امام، برای تسویه با پدرم که سخنانی متقن در باب انتخابات و حوادث پس از آن دارد، در آینده نزدیک مدعی شوند که محمد تقی عامل ام آی ۶ و یا سی آی ای است و نه در شلمچه و فکه بلکه در سواحل مدیترانه در حالیکه حمام آفتاب گرفته بود، سلامت خود را از دست داده است. امیدوارم با تاسی به این آیه شریفه لا تلبسو الحق بالباطل و تکتمو الحق و انتم تعلمون این جماعت جنگ طلب جنگ ندیده، انقلابی انقلاب نکرده، خط امامی امام ندیده و نشناخته و مسلمان اسلام نفهمیده مصداق لا یهدی القوم الضالمین نگردند وخداوند آنان را به راه راست هدایت کند.
و اما سابقه من و برادرم حسین. به لحاظ اقتضای سنی من و حسین از پشت میز تحصیل همگام با فرزندان این سرزمین از دوره نوجوانی به جبهه های جنگ در جنوب و کردستان رفتیم و بر خلاف فرزندان بسیاری از مسئولین که تحت الحفظ و برای گرفتن عکس یادگاری به قرارگاه های پشت جبهه می آمدند ، نیروی عملیانی بودیم. در یکی از عملیات ها که منجر به قطع پای راست، مجروحیت شدید چشم و گوش راستم گردید پس از ۱۸ ساعت به پشت جبهه انتقال پیدا کردم و برای آنکه شاهد تبعیض میان خود و سایر مجروحین نباشم، ارتباط خود با نماینده امام ونائب رئیس مجلس وقت را انکار کردم. بر این باور بودیم که آنچه پدر برای تشویق فرزندان مردم به حضور در جبهه ها می گوید برای خانواده اش نیز هست لذا بعد از بهبودی مجددا توفیق بازگشت به جبهه را یافتم اگرچه دیگر توان یک نیروی عملیاتی در من وجود نداشت. بدون شک هزینه ای که من به امر امام (ره) مرجع و مرادم برای این کشور و انقلاب پرداخته ام در مقابل ایثار و رشادت های سایر رزمندگان و مردم عزیز ایران ناچیز است اما نه در مقابل این مدعیان دروغین انقلاب و اسلام که این روزها نمک را با روغن می خورند و نمکدان می شکنند. بعد از جنگ تحمیلی به تحصیل ادامه دادم و مدرک لیسانس حقوق قضائی ام را از دانشگاه تهران اخذ نمودم. در دورانی که برخی از افراد پنجه بر اقتصاد کشور انداختند برای ادامه تحصیل به انگلستان رفتم و دوره کارشناسی ارشد و دکتری حقوق بین الملل را در آن دیار به پایان بردم. رساله دکتری ام را به شهدای بزرگ این کشور هدیه کردم و به برکت نام آنان محتوای آن رساله مورد توجه محافل آکادمیک قرار گرفت. در سال ۱۳۸۰ به کشور بازگشتم واز آن تاریخ تاکنون به فعالیت های آکادمیک اعم از تحقیق و تدریس در ایران و انگلستان ادامه دادم. در سال ۲۰۰۴ میلادی پس از چاپ کتابی در باب استفاده از قوای قهریه در حقوق بین الملل بعنوان یک ایرانی به عضویت جامعه مولفین حقوقی انگستان در آمدم. این کتاب حقوقی درکتاب فروشی های معتبر اروپا و آمریکا از جمله آموزن به قیمت ۱۳۰ دلار به فروش رسیده و می رسد.۱ در این سفر علاوه بر تکمیل کتابی دیگر در حقوق بین الملل به زبان انگلیسی بنا داشتم اثر اولم را برای چاپ مجدد به روز کنم که مقامات امنیتی با اقدام خود مانع این کار علمی شدند. پرواضح است مدارک دکتری ام نه مانند برخی از مدیران جعلی است و نه از جنس مدرک آنانی است که در هنگام داشتن مسئولیت اجرائی توسط دانشگاه های مادر کشور و بدون هیچ گونه زحمتی صادر گردیده است.

در انگلیس فردی ناشناخته بودم که تنها معیار های علمی مبنای صدور مدرکم بوده است. در دوران سازندگی و اصلاحات از هیچ امتیاز اقتصادی، سیاسی و مالی استفاده نکرده و در هیچ پست و مسئولیتی جز کار تدریس و مشاوره حقوق بین المللی قرار نگرفتم. اینکه سایت های وابسته با ذهن بیمار و آلوده به دلار های نفتی مردم این سرزمین محروم، ادعا کردند که رفتن من به انگلستان ارتباط با حوادث اخیر دارد و برای گرفتن دستور به آنجا می روم، طبیعی است این سوال در ذهن هر فرد عاقلی مطرح شود که اگر رفتن یک مدرس و محقق دانشگاهی به انگلستان که از سال ۱۹۹۶ تاکنون بطور مکرر انجام می گرفته برای گرفتن دستور است، پس چگونه می توان به توجیه حضور واعزام صدها نفر در مرکز اسلامی لندن ، شبکه پرس تی وی، شرکت ها و سایر موسسات اقتصادی و فرهنگی وابسته به دولت و حاکمیت با حقوق های کلان پوندی از جیب ملت ایران پرداخت. آیا این اتهام تنها متوجه اینجانب است که هزینه سفرم از بیت المال تامین نمی شود و فقط بر اساس توان علمی ام به آنجا می روم؟ اگر صرف حضور در لندن موجب اتهام است پس چگونه افسار اجرای انتخابات دهم ریاست جمهوری با این همه اما و اگر را به دست فردی بود که از دوره جوانی در آن دیاربوده؟ البته اصل بر برائت است و حقیر بر خلاف رفتار غیر شرعی، قانونی و اخلاقی این مدعیان هیچکس را متهم نمی کنم و طرح این موضوع و سوال تنها در مقام آشکار کردن ضعف چنین استدلال هائی است. سخن در این باب بسیار است که اگر لازم باشد به آن خواهم پرداخت.

این نامه در پایان می افزاید: اینجانب به عنوان یک معلم و محقق حقوق از شما سوال می کنم که جایگاه گرو کشی در سیستم حقوقی ما کجاست؟ این روزها ما شاهد گروکشی به روش دوران جاهلیت هستیم که بشر امروز حتی در دور افتاده ترین مناطق دنیا قرن هاست از آن عبور کرده است. اگر عده ای با روش آقای کروبی موافق نیستند چرا پاسپورت من و برادرم حسین را می گیرند و بر خلاف قوانین و مقررات و تعهدات حقوقی کشور به میثاق های بین المللی عمل می کنند و استقلال دستگاه قضائی را به چالش می کشند. چرا برادرم علی در راهپیمائی ۲۲ بهمن توسط نیروی انتظامی دستگیر می شود و تا سرحد مرگ در مکانی مقدس و سپس در یکی از مقرهای نیروی انتظامی شکنجه می گردد؟ چرا مقامات قضائی به جای انجام وظائف قانونی خود به انکار کلی آن حادثه تلخ پرداختند. این معلم حقوق که سیر قهقرائی سیستم قضائی و مخدوش شدن استقلال دستگاه قضائی را شاهد است از شما مصرانه می خواهد به وضعیت نگران کننده سیستم حقوقی کشور برسید و اجازه ندهید قانون و حقوق ملت زیر پا له شود و عده ای در کمال امنیت به ایراد اتهام های واهی و تشویش اذهان عمومی و ایجاد فضای بی اعتمادی میان مردم بپردازند.
توفیق و سلامت شما را در احیا و احقاق بخشی از حقوق فراموش شده ملت از ایزد یکتا مسئلت می نمایم.

border="0" ALT="Google" align="absmiddle">

دساعت وسخن باامام زمان