X
تبلیغات
رایتل
خاطرات وتجربیات جوانی
جمعه 20 فروردین‌ماه سال 1389
چه کسی مسئول است؟!

-- 
   
 
هادی قابل            
 
در طول تاریخ همواره شخصیت های بزرگ و مصلحانی بوده اند که منشا تحول و دگرگونی های اجتماعی گردیده اند. نام این شخصیت ها همواره به نیکی یاد می شود. خدمات و زحماتی که این بزرگان برای نجات، سعادت، رشد، آگاهی، آزادی، استقلال وتحقق عدالت و حقیقت در جامعه  متحمل شده اند، نسل به نسل منتقل می گردد، تا اسوه و الگویی فرا راه جوانان و حق پویان جامعه باشند.
 
کشور بزرگ و با تمدن ایران نیز در مقاطع گوناگون تاریخی اش همواره از این گونه شخصیت ها بر خوردار بوده است، که به عنوان الگو برای نسل های بعد مطرح شده اند. در یکصد سال اخیر مبارزان راه آزادی و استقلال کشور بسیار بوده اند که نامشان بر تارک ایران می درخشد. یکی از این شخصیت های برجسته امام خمینی(ره) است. او که در برابر سلطنت استبدادی پهلوی دوم برای اصلاح وضع کشور قیام کرد، به خاطر بی توجهی دستگاه متکی به زور سر نیزه و نیروی اطلاعاتی ساواک، ناگزیر به انقلابی شد که طومار حیات شاهنشاهی را در هم پیچید! ( من نمی گویم امام معصوم بود وبر امام انتقادی وارد نیست؛ بلکه می گویم کاری که امام در بسیج مردم برای سرنگونی رژیم شاهنشاهی کرد به گفته دوست و دشمن، داخلی و خارجی، کاری بزرگ بود! کاری که شگفتی جهانیان را در پی داشت.)
 
 امام ابتدا از در نصیحت به شاه وارد شد اما او که مست قدرت، و متکی به نیرو های مسلح و گارد جاوید و نیرو های اطلاعاتی ساواک بود، نصیحت امام را توجه نکرد، اصلاحات پیشنهادی را نپذیرفت، مبارزان را به زندان انداخت، محاکمه های فرمایشی و نظامی راه انداخت، اعدام، زندانهای طولانی مدت و تبعید ابزار قدرت نمایی شاه شد. در نهایت این شاه بود که ضرر کرد و هنگام فرار از کشور اشکش جاری بود، و گفت حالا صدای شما مردم را شنیدم! اما دیر بود و دیگر فایده ای نداشت و مردم تصمیم خودرا گرفته بودند.
 
 نسل سوم و چهارم که آن بزرگ مرد تاریخ ایران را ندیده اند و از اندیشه ها و اهدافش اطلاع کافی ندارند، تا چشم باز کرده اند رسانه های به اصطلاح ملی را دیده اند که فقط از امام و سخنانش همواره در جهت توجیه عملکرد دستگاه حاکمه استفاده کرده است و هیچ گاه برای مردم و خواسته ها و حقوق آن ها، حقی قایل نبوده است.
 
چند روز پیش یکی از فرهنگیان بسیار متدین، متعهد، انقلابی و عاشق امام، با ناراحتی بسیار می گفت فرزندم پس از قضایای انتخابات 22 خرداد و برنامه های صدا و سیما، دیدگاهش نسبت به امام بد شده و همه آن چه در کشور می گذرد را از امام و هدفگذاری های امام می داند! من هم هرچه می کوشم نمی توانم اورا قانع کنم زیرا برنامه های رسانه به اصطلاح ملی افکار او را خراب تر می کند! از این نمونه فراوان برخورد داشته و دیده ام.
 
این امر را امروز در فرزندان بسیاری از نیرو های انقلاب و وابستگان به حکومت می توان مشاهده کرد. فاصله فکری فرزندان با پدران بسیار زیاد شده است. پدران برای بسیاری از سئوالات و انتقادات فرزندان پاسخی ندارند. زیرا فرزندان به عملکرد های دستگاه حاکمه استناد می کنند که با بسیاری از آرمان ها و اهداف انقلاب اسلامی و وعده های بنیانگذار جمهوری اسلامی فاصله دارد!
 
نگاه منفی به امام و اندیشه ها و گفته هایش را در میان نسل جوان و به ویژه دانشجویان فراوان می توان دید. پرسش اساسی این است که این دید منفی را چه کسی در میان نسل جوان به وجود آورده است؟ آیا اگر حاکمیت خوب عمل می کرد، حقوق مردم را نادیده نمی گرفت، به اعتراضات مدنی مردم با خشونت و سلاح پاسخ نمی گفت، و برای توجیه رفتار سراسر اشتباه خود از امام خرج نمی کرد، این دید منفی بوجود می آمد؟ چرا در کشور های دیگر شخصیت های بزرگشان همچنان محترم می مانند و لی در کشور ما و در نظامی که داعیه رفتار اسلامی را دارد پس از بیست و یکسال شخصیت امام اینگونه زیر سئوال می رود؟! چرا از امام برای تو جیه رفتار های جناحی خود خرج می کنیم؟! چرا از سخنان امام بدون توجه به شان نزول و شرایط زمانی و جغرافیایی اش استفاده ابزاری می کنیم؟! چرا از سخنانی که امام در رابطه با حقوق مردم و محور بودن رای و نظر مردم گفته است استفاده نمی شود، تا جوانان به روشن بینی و دور اندیشی امام پی ببرند؟! مسئول تخریب امام در ذهن نسل های آینده چه کسی است؟! کسانی که رسانه های دیداری، شنیداری و مجازی را با استفاده از بودجه های کلان بیت المال بعهده دارند؟! یا کسانی که از داشتن یک روزنامه و یک سایت بدون مانع هم محرومند؟! اگر امام تخریب شود چه الگویی از مبارزات و مبارزان ضد استبدادی حدود دو دهه (1342 تا 1357 شمسی) در دوران ستمشاهی می توان ارایه کرد؟! 
 
 امروز جوان ها با استناد به سخنان حضرت امام(ره) در بهشت زهرا(12 بهمن 1357) این گونه استدلال می کنند که مگر امام در بهشت زهرا نفرمود« پدران ما که حکومت رضاخان را پذیرفتند برای خودشان پذیرفتند چه حقی داشتند که برای ما تصمیم بگیرند!»( نقل به مضمون) حالا ماهم همین را می گوییم که شما پدران ما در سال 58 که جمهوری اسلامی را پذیرفتید برای خودتان بوده است، چه حقی داشتید که برای ما تصمیم بگیرید، امروز ما می خواهیم خود تصمیم بگیریم! چرا نباید دوباره رفراندم برگزار شود؟! چرا چنین شده است؟! چرا به این زودی از جمهوری اسلامی دلزده شده اند؟! مسئول این دلزدگی کیست؟!
 
 آری، واقعا مسئول کیست؟!!!
 
آیا این سئوال را چه مقامی و یا نهادی باید پاسخ بگوید؟! آیا نباید به این سئوال ها توجه کرد؟! بی توجهی به پرسش جوانان آنان را از امام، حاکمیت، جمهوری اسلامی، روحانیت، و نهایتا دین دور می کند! اشتباهات خود را با سخنان امام توجیه نکنیم!!!
 
 بیاییم به فکر چاره ای باشیم.  

border="0" ALT="Google" align="absmiddle">

دساعت وسخن باامام زمان