X
تبلیغات
رایتل
خاطرات وتجربیات جوانی
چهارشنبه 8 اردیبهشت‌ماه سال 1389
زلزله انگلیسی قرار بود تهران را بلرزاند!


اولین روضه خوانی که روضه " دوره ای” را در تهران مرسوم کرد "آقانور" بود. قدی کوتاه، کمی چاق، محاسنی خیلی بلند و مثل برف سفید داشت. عمامه اش مشکی و لباس معمولی روحانی به تن می کرد. مردم می گفتند نور از"آقا" می تراود. هیچکس نام واقعی او را نمی دانست. مردم خیلی به او اعتقاد داشتند. خیلی "مجلس" داشت و به همین مناسبت روضه هایش بسیار کوتاه (تقریبا 2 تا 5 دقیقه) بود. مردم به همین هم راضی بودند و صرف حضور"آقانور" را در خانه خود، باعث سلامتی و خوش بختی می دانستند. به محض این که روی صندلی (به جای منبر) می نشست یک استکان چای یا "قنداق" به دستش می دادند و استکان را به دهان می برد و لب خود را با آن آشنا می کرد و گاهی چند قطره ای از آن را می نوشید و بقیه را پس می داد. همسایه ها و بیمارداران هر یک مقداری از چای یا قنداق "آقا" را برای سلامتی بیمار خود همراه می بردند. باری، کار "آقانور" خیلی "سکه" بود. غیر از خانه های شهری، باغ و ساختمانی در "زرگنده" داشت که به آلمان ها اجاره داده بود.( پیش از جنگ بین الملل دوم). آن موقع آلمان ها خیلی در ایران بودند و در زمینه صنعت و تجارت بسیار فعال بودند و معلوم است در کارهای سیاسی و تبلیغاتی به همچنین. روز دوازدهم هر ماه "قمری” منزل ما روضه بود و "آقا نور" هم دعوت داشت. یک بار در اوائل سال 1320 آقا نور پیش از شروع روضه مطلبی به این مضمون گفت: این "هیتلر" که در آلمان پیدا شده "هیت لرُ" است. از "لرستان" رفته و سید هم هست. نایب امام زمان است و ماموریت دار همه دنیا را فتح کند و به "حضرت" تحویل بدهد.مدتی گذشت و "متفقین" ایران را اشغال کردند و آلمان ها از کشور اخراج گشتند و ساختمان زرگنده "آقانور" به انگلیس ها اجاره داده شد و مدت کمی پس از اشغال ایران، روزی را به یاد می آورم که "آقانور" همانطور که در خیابان ها و کوچه ها سوار بر الاغ به مجالس خود می رفت  با صدای بلند اعلام می کرد که : شب جمعه آینده، زلزله شدیدی در تهران بوقوع می پیوندد و فقط کسانی که به امام زاده ها و اماکن مقدس پناه ببرند در امان خواهند بود. معلوم است که آن شب، تهران به کلی تخلیه شد. بعضی از اشخاص که نتوانستند از شهر خارج شوند و به امام زاده ها بروند در وسط خیابان ها خوابیدند. آن شب زلزله نیامد ولی ماه بعد که "آقا نور" برای روضه به خانه ما آمد بدون این که کسی علت نیامدن زلزله را بپرسد خودش گفت: حضرت به خواب کسی آمده و پیغام داده که چون معلوم شد مردم خیلی مومن و با عقیده هستند، دستور دادم زلزله نیاید.

border="0" ALT="Google" align="absmiddle">

دساعت وسخن باامام زمان