X
تبلیغات
رایتل
خاطرات وتجربیات جوانی
سه‌شنبه 4 خرداد‌ماه سال 1389
هل من ناصر ینصرنی ؟

 

 

خانواده های زندانیان سیاسی حوادث پس از انتخابات که در زندان رجایی شهر زندانی هستند ،با صدور بیانیه ای خطاب به مسوولان نوشته اند :« اکنون به جای آن که زندانیان بی گناه ما را آزاد کنند، در شرایطی ویژه احکام سنگین آنها را یک به یک تایید می کنند، به مرخصی رفته ها را به زندان باز می گردانند، آزاد شدگان را احضار می کنند و چه معامله ای بدتر از این با فرزندان ایران زمین که در سکوت آنها را به بدترین و مخوف ترین زندان ها منتقل می کنند. گویی بس نیست درد دوری و هجران و زندان که باید این درد به غایت خود نیز برسد .»

متن کامل این بیانیه که نسخه ای از آن در اختیار کلمه قرار گرفته است ،به این شرح است:

بسم رب المظلومین

از خواب بیدار شوید

یک سال از ۲۲ خرداد ۸۸ در حالی می گذرد که نتیجه آن برای ما خانواده جمعی از زندانیان سیاسی که تمام این روزها و ماه ها را پشت درب های این بازدشتگاه و آن زندان گذرانده ایم، چیزی جز دوری از عزیزانمان و اندوه و هجران گسترده و ژرف بدون مرهم نیست.نزدیک به یک سال می گذرد و ما هنوز نمی دانیم که عزیزان ما تاوان چه چیز را پس می دهند، حرف زدن و نوشتن را، ابراز عقیده و چاره جویی را یا عشق به ایران و باورمندی به قانون را؟

در تمامی این مدت همواره می اندیشیدیم که پاسخ آن چه این زندانیان عزیز ملت ایران کرده اند، جز برخورداری از عدالت و حقوق مصرح ان ها در قانون اساسی و آن چه رافت اسلامی می خوانند، نیست و هر روز امید داشتیم که بی گناهی و خیرخواهی آن ها به اثبات برسد و به خانه بازگردند اما متاسفانه هر روز فشار تازه ای بر پیکره مجروح و سخت آزرده خانواده بزرگ زندانیان سیاسی وارد می شود.

اکنون به جای آن که زندانیان بی گناه ما را آزاد کنند، می بینیم که در شرایطی ویژه احکام سنگین آنها را یک به یک تایید می کنند، به مرخصی رفته ها را به زندان باز می گردانند، آزاد شدگان را احضار می کنند و چه معامله ای بدتر از این با فرزندان ایران زمین که در سکوت آنها را به بدترین و مخوف ترین زندان ها منتقل می کنند. گویی بس نیست درد دوری و هجران و زندان که باید این درد به غایت خود نیز برسد.

پیش از این مسعود باستانی و احمد زیدآبادی را در فرایندی پر از ابهام، قانون شکنانه و بی دلیل روشنی از زندان اوین که خود نماد جفا به فرهیختگان این ملک بوده و است، جابه جا کرده و به زندان رجایی شهر انتقال داده اند و اکنون می بینیم که این بدعت تبدیل به روالی غیرقانونی شده و زندان پردیس کرج و زندان بدنام رجایی شهر اخیرا پذیرای داود سلیمانی، مهدی محمودیان، عیسی سحرخیز، رسول بداغی، رضا رفیعی فروشانی و حشمت الله طبرزدی بودند.

انتقال این عزیزان درحالی رخ داد که برخی از آن ها حتی بدون برگزاری دادگاه، ماه هاست که در بازداشت موقت بی پایان به سر می برند.

ما اعلام می کنیم که انتقال زندانیان سیاسی از بند ۳۵۰ اوین به دیگر زندان ها تنها با هدف افزایش فشار بر اسرای جنبش سبز رخ داده تا بلکه در خرداد ماه سناریو دیگری ساخته شود. این انتقال ها بر خلاف تمامی موازین قانونی و حقوقی است و بدیهی ترین مسایل آیین نامه زندان های جمهوری اسلامی که تاکید بر تفکیک زندانیان بر اساس جرایم دارد را هم رعایت نکرده است.

هنگامی این مسایل بسیار بدیهی و ساده زیرپا گذاشته شده است، ما خانواده های زندانیان سیاسی از خود می پرسیم که مسوول حفظ جان عزیزان ما که بر اساس یک تصمیم فراقانونی به میان مجرمان خطرناک فرستاده شده اند، با کیست؟

امیدواریم سنگینی مسوولیت حفاظت از جان بهترین فرزندان این آب و خاک مسوولان این نهادها را از خواب سنگین بیدار کند.

والسلام علی عبادالله الصالحین

خانواده های باستانی، زیدآبادی، سحرخیز، سلیمانی، بداغی، محمودیان، طبرزدی، رفیعی فروشانی

border="0" ALT="Google" align="absmiddle">

دساعت وسخن باامام زمان