X
تبلیغات
رایتل
خاطرات وتجربیات جوانی
یکشنبه 16 آبان‌ماه سال 1389
جزئیات جنایت مرگبار روز سیاه تهران

 
فرمانده انتظامی تهران بزرگ جزئیات درگیری مرگبار در میدان کاج سعادت‌آباد را تشریح کرد.

سردار حسین ساجدی‌نیا در گفت‌وگو با خبرنگار «حوادث» خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در تشریح این حادثه گفت: چند روز قبل درپی اختلاف مالی و ناموسی دو نفر در میدان کاج سعادت آباد تهران جنایتی شکل گرفت که در پی آن یکی از این دو به دست دیگری به قتل رسید.

وی با اشاره به اینکه ماموران پلیس پس از اطلاع از حادثه در محل حاضر شدند، گفت: ماموران حاضر در صحنه اقدام به تیراندازی هوایی کردند؛ اما دستگیری قاتل حدود 20 دقیقه به طول انجامید و این درحالی بود که مقتول نیز در صحنه حادثه حضور داشت و قاتل اجازه نزدیک شدن به مقتول را نمی‌داد.

فرمانده انتظامی تهران بزرگ با اشاره به اینکه ماموران حاضر در صحنه در دستگیری قاتل تعلل کرده‌اند، تصریح کرد: با هر دو مامور حاضر در صحنه برخورد انضباطی لازم صورت گرفت و هر دوی آنها به بازرسی فرماندهی انتظامی تهران بزرگ جهت سیر مراحل قانونی معرفی شدند.

ماموران پلیس حاضر در صحنه قتل میدان کاج سعادت‌آباد و تماشاچیان جنایت با دستور بازپرس جنایی تهران به دادسرای جنایی احضار می‌شوند. این تصمیم قضایی پس از اینکه خبرنگاران گروه حوادث «ملت ما»، فیلم 15 دقیقه‌یی جنایت را به بازپرس ارایه کردند، گرفته شد.محمد شهریاری بازپرس ویژه قتلی که رسیدگی به این پرونده جنایی را به‌عهده دارد پس از دیدن فیلم در مورد قصور و کوتاهی ماموران و مردم گفت:

«اگر بخواهیم در این مورد خاص با توجه به ماده کوتاهی در کمک و رفع خطر که مصوب سال 54 است نظر بدهیم باید تمامی افراد محل و شاهدان عینی این فیلم به دلیل کوتاهی در نجات جان مصدوم محاکمه شوند. از طرفی حاضران موضوع را به اورژانس و پلیس اطلاع داده‌اند و به این ترتیب در مورد سهل‌انگاری حاضران می‌توان گفت آنها به بخشی از وظیفه خود عمل کرده‌اند. همچنین با حضور ماموران پلیس که وظیفه برخورد با جرم مشهود را دارند وظیفه از دوش مردم و حاضران ساقط است.

به هر حال کوتاهی ماموران پلیس در مورد دستگیری متهم در این فیلم مشهود است و آن ماموران احتمالا فکر می‌کرده‌اند که در مورد انتقال مصدوم وظیفه​یی ندارند و فقط احتمالا با اورژانس هماهنگ کرده‌‌اند و این از مواردی است که در حال حاضر باید در دستورکار قرار گیرد.»این بازپرس جنایی ادامه داد: «البته من تا این لحظه این فیلم را ندیده بودم و حتی زمانی که به صحنه قتل رسیدم صحنه به هم خورده بود، چون مقتول قبل از مرگ به بیمارستان انتقال یافته و متهم نیز دستگیر شده بود، هیچ یک از شاهدان عینی نیز در تحقیقات انجام شده درباره وجود چنین فیلمی یا فیلم مشابهی که از صحنه و ماجرای درگیری منجر به قتل تهیه شده باشد چیزی نگفتند.»بازپرس پرونده همچنین وقوع گروگانگیری را نیز رد کرد؛ چون قاتل جان قربانی مجروح را که روی زمین افتاده تهدید به مرگ نکرده بلکه مدعی است در صورت نزدیک شدن به قربانی خود را خواهد کشت و در آن لحظه نیز باید جان مقتول در اولویت قرار می‌گرفت.


جرم مشهود

بهروز هنرمند، معاون دادستان تهران و جانشین دادسرای جنایی تهران پس از دیدن این فیلم گفت: «متهم به قتل با این کار نظم جامعه را به هم زده و بطور قطع جرم مشهود رخ داده است.»

وی همچنین در پاسخ به این سوال که می‌توان این کار را از مصادیق گروگانگیری دانست، افزود: «با توجه به صحنه‌هایی که در فیلم دیده می‌شود نمی‌توان گفت گروگانگیری رخ داده است، چون متهم یک طرف است و مرد مصدوم در جای دیگر افتاده است.»

وی در ادامه گفت: «به هر حال با این فیلم موضوع را پیگیری خواهیم کرد و نحوه عملکرد ماموران را به سازمان‌های نظارتی در نیروی انتظامی اطلاع می‌دهیم تا چنین مواردی تکرار نشود.»

این مقام قضایی در پاسخ به این سوال که می‌توان حاضران و ماموران را در مرگ مرد جوان مقصر دانست، گفت: «اعلام نظر در مورد مقصران پس از اعلام نظریه دقیق پزشکی قانونی باید انجام شود تا مشخص شود در صورت کمک‌رسانی به مصدوم با توجه به عمق ضربات، امکان زنده ماندن او چقدر بوده است.»


مدیریت بحران

همچنین قاضی روشن که بازپرس کشیک قتل است نیز وقوع جرم مشهود را تایید کرد و گفت: «ماموران تکلیف خود نمی‌دانسته‌اند که در این مورد دخالت کنند. از طرفی در چنین مواردی باید تیم بحران وارد عمل شود که هم به مساله حقوقی اشراف داشته باشد و هم کار روانی بتواند انجام دهد. در چنین مواردی سرعت عمل بسیار مهم است چون هر لحظه که از دست می‌رود احتمال نجات جان مصدوم کمتر می‌شود. اگر در صحنه وقوع این ماجرا فردی بود که قدرت مدیریت بحران داشت، شاهد این نبودیم که جان دو نفر گرفته شود.»وی افزود: «از لحاظ قانونی هم که بررسی کنیم ماموران پلیس موظف بودند که جلوی وقوع قتل را که جرمی مشهود بوده است، بگیرند و این کار با کمک به مصدوم انجام می‌شد. چون در قانون کشور ما خودکشی جرم محسوب نمی‌شود اما قتل جرم است، بنابراین ماموران باید از آن جلوگیری می‌کردند.»

این بازپرس ویژه قتل ادامه داد: «مورد دیگری که در این فیلم خودنمایی می‌کند، مجهز نبودن ماموران پلیس کلانتری یا عدم حضور ماموران ویژه است.»

وی در مورد ماده کمک به مصدوم و رفع خطر که مصوب سال 1354 است نیز گفت: «آن ماده بیشتر در مورد سوانح رانندگی مصداق دارد و به نظر من در این مورد خاص نمی​توان به آن استناد کرد».

سایت عصر ایران پنجشنبه گذشته را برای تهران یک روز سیاه دانست که میدان کاج سعادت آباد هم مرکز این سیاهی بود.

جایی که یک جوان چاقو خورده ، 45 دقیقه نقش بر زمین بود و از مردمی که اطرافش جمع شده بودند ، التماس می کرد که به دادش برسند اما "مردم فهیم و با فرهنگ" ما ، تنها تماشاچی مرگ یک همنوع خود بودند تا شعر "بنی آدم اعضای یکدیگرند" در میان وارثان سعدی ، عینیت یابد!

فیلمی که از این حادثه خونبار در اینترنت منتشر شده ، نشان می دهد که افراد پرشماری پیرامون قاتل و مقتول گرد آمده و با خونسردی مشغول تماشای ماجرا و گوش دادن به سخنان قاتل بودند که در مذمت قربانی سخن می گفت و هر از گاهی نیز لگدی بر پیکر خونین و نیمه جان او می زد!

انبوده جمعیت نیز به جای آن که به کمک یکدیگر ، جوان قربانی را از مهلکه دور کنند و به آمبولانس اورژانس برسانند ، ترجیح می دادند با موبایل های خود از صحنه فیلمبرداری کنند ، با یکدیگر حرف بزنند و حتی بخندند و البته گاهی نیز از سر دلسوزی به جوان غرقه در خون بگویند: اصلاً تکان نخور ، برایت خوب نیست!

نامگذاری" پنجشنبه سیاه" برای تهران ، نه از بابت مرگ یک شهروند ، که به این دلیل است که رویداد روز پنجشنبه نشان داد که ما ، تا چه اندازه از عواطف و مسوولیت های انسانی دور شده ایم و چه سیاهی و نکبتی بالاتر از این که جامعه انسانی و فرهنگی ما به جایی برسد که در برابر قتل یک همنوع ، هیچ واکنشی جز تماشا از خود نشان ندهد.

واقعاً چگونه می شود این واقعیت را هضم کرد که دهها و صدها انسان ، در حالی که می توانستند به کمک همدیگر ، یک انسان را از خطر مرگ نجات دهند ، دست روی دست گذاشتند و "نچ نچ" کنان ، شاهد خونریزی تدریجی یک جوان و نهایتاً مرگ او شدند؟!

اگر مرگ آن جوان ، مصیبتی برای بازماندگانش هست - که قاعدتاً هست - رفتار شرم آور هموطنان ما که فقط تماشا کردند و هیچ نکردند ، مصیبتی برای همه ماست و هشداری است تا بلکه به خود آییم و از خود بپرسیم که واقعاً داریم به کدام سمت و سو می رویم؟

نکته قابل توجه اینجاست که به دلیل آن که این اتفاق در منظر عمومی رخ داده بود ، کمک کنندگان اساساً به دردسر متهم شدن دچار نمی شدند ولی افسوس که غیرت و انسان دوستی ، کمتر از آنی شده که تا قبل از این حادثه تصورش را می کردیم و چه جای ترسناکی شده است شهر برای زیستن!

اگر این اتفاق در یک کشور غربی رخ می داد ، همین صدا و سیمای ما ، بارها فیلم آن را پخش می کرد که ایها الناس ببینید که غرب ، چقدر از اساسات و عواطف انسانی خالی شده است ، اما اینجا ، جز سکوت و لاپوشانی ، کار دیگری نباید!

اما سیاهی روز پنجشنبه ، ابعاد دیگری هم دارد ؛ دقت کنید که قتل در شهر تهران و نه در بیابان های اطراف ، آن هم در بالای شهر رخ داده ؛ جایی که لابد پلیس باید حضور می داشت یا دستکم بلافاصله بعد از حادثه باید خود را بدانجا می رساند ، با این حال آن طور که روایت شده ، حضور دیرهنگام پلیس و بعد از حضور نیز عدم اقدام جدی برای دستگیری قاتل و نجات فرد قربانی ، از عوامل مرگ این جوان بوده است.

این سهل انگاری ، آنقدر آشکار و خجالت بار بوده که حتی فرمانده پلیس تهران بزرگ را نیز به سخن آورده و خبر از برخورد پلیس با دو مأموری داده که با بی کفایتی تمام ، نتوانسته اند از عهده یک نفر برآیند و اجازه داده اند جوان نیمه جان ، آنقدر بر آسفالت خیابان باقی بماند تا جان دهد.

واقعاً آیا مردم حق ندارند بپرسند حضور یا عدم حضور پلیس چه توفیری در این مواقع دارد؟ آیا مأموران پلیس این قدر آموزش ندیده اند که بدانند در این قبیل موارد ، می توانند غیر از تماشا کردن و منفعل بودن ، کاری هم کرد؟!
راستی ، رئیس پلیس منطقه ، بعد از این افتضاح ، چه می کند ؟ آیا استعفا خواهد کرد و از مردم عذر خواهد خواست یا آن که انگار نه انگار؟!

اورژانس نیز باید توضیح دهد که چه زمانی به صحنه رسید ؟ آیا همانگونه که پیشتر گفته اند زمان رسیدن اورژانس در تهران ، 15 دقیقه است ، در این صحنه نیز 15 دقیقه ای خود را به صحنه رسانده اند یا این 15 دقیقه ها شعارهایی بیش نیستند؟ و این پرسش وقتی دردناک تر می شود که بدانیم پزشکان بیمارستانی که سرانجام قربانی را بدان رسانده اند ، گفته اند که اگر حتی 10 دقیقه زودتر می رساندند ، قطعاً زنده می ماند.

پنج شنبه ای که گذشت را چرا نباید " پنج شنبه سیاه" بنامیم، وقتی ثابت شد عاطفه ها و مسوولیت های انسانی و نوع دوستی ها در جامعه ما ، بسیار پیشتر از آن جوان ، کشته شده اند و ماموران پلیس هم(نه همه شان) ، آن گونه که باید و شاید حافظ جان شهروندان نیستند که اگر بودند ، از عهده یک مجرم آماتور بر می آمدند و نمی گذاشتند جوان مردم در روز روشن در وسط شهر ، آن قدر بر روی زمین بماند و خونریزی کند که بمیرد و راهی گورستان شود.

ای کاش بتوانیم ، بار دیگر همان ایرانیانی باشیم که حتی رفتن خار بر پای دیگری را برنمی تابند چه رسد به آن که یک نفر در مقابل چشمانشان بمیرد و آنها فقط تماشاگر باشند.

به اصالت مان برگردیم!

border="0" ALT="Google" align="absmiddle">

دساعت وسخن باامام زمان