خاطرات جوانی

خاطرات وتجربیات جوانی

خاطرات جوانی

خاطرات وتجربیات جوانی

دانشجوی جدید .زندگی جدید

الان زمانی است که دانشجوهای جدید میرن شهر های جدید .من یه روز دانشجو شدم .با دو نفر دیگه اومدم تهران .شهر خیلی بزرگی بود .دو روز تا ثبت نام وقت داشتم .هیچ جایی رو  نمیشناختم. رفتیم میدون راه اهن یه مسافرخونه .چشمتون روز بد نبینه .الان همچو جراتی ندارم .بگذریم .ورود به دانشگاه ونداشتن خوابگاه وهزینه بالای مسافرخانه ویه جوون شهرستانی .  بعد از ثبت نام معلوم شد یه ترم خوابگاه نداریم .مجبور شدیم در سالن ورزش دانشکده زیر سقف شیرونی زمستون بگذرونیم .یکی از دوستام که قزوینی بود الان دکترا گرفته توی استرالیا ست .ولی روزای سختی گذشت .اگه شما هم رفتید دانشگاه از مشکلات سالهای اول نترسید .بالاخره تموم میشه

به همه اونا که امسال قبول شدن ودارن ثبت نام میکنند تبریک میگم .مخصوصا به اونا که غریب هستن .اگه تو تهرون باشن سئوالی داشته باشن در خدمتم اینترنتی جواب بدم !

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد