چند وقتی هست که برای بچه ها در مورد موضوعات مختلف سرچ می کنم تصمیم گرفتم برای اینکه سایر دانش آموزان هم بتونن استفاده کنن .جمع بندی اونها رو روی سایت بذارم .شاید بدرد بقیه هم بخوره .شما هم اگه موضوعی خواستید بگید من سرچ کنم بذارم روه همبن وبلاگ که استفاده کنین
آمار چیست؟
موضوع آمار در چند فصل اخیر به قدری در ایران مد شده است که از این جهت می توان آن را در ردیف قمر مصنوعی قرار داد. با این تفاوت بزرگ که همه کس معنی قمر مصنوعی را می داند, ولی کمتر کسی است که حقیقتاً بداند که آما ر, مخصوصاً علمی که به این نام خوانده می شود, چه اصول و معنایی دارد.
بیشتر مردم با کلمه آمار, به مفهومی که برای ثبت و نمایش اطلاعات عددی به کار می رود, آشنا هستند: تعداد بیکاران, قیمت روزانه سهام در بازار بورس, کارمزد حمل کالا در 15 سال گذشته, جمعیت نواحی جنوب تهران, مثالهایی از این مفاهیم هستند. ولی این مفهوم منطبق با موضوع اصلی آمار نیست. آمار, عمدتاً با وضعیت هایی سر و کار دارد که در آنها وقوع یک پیشامد به طور حتمی قابل پیش بینی نیست.
استنتاجهای آماری غالباً غیر حتمی اند. تخمین نرخ جدید بیکاری بر مبنای مطالعه چند هزار نفر از مردان یا بررسی طرح جدید ترافیک تهران بر اساس نظر سنجی مثالهایی از این موضوع اند.
آمار مجموعه ای از مفاهیم و روش هاست که در هر زمینه پژوهش, برای گردآوری و تعبیر اطلاعات مربوط به آن و انجام نتیجه گیری ها, در شرایطی که عدم حتمیت د ر آن وجود دارد, به کار می رود.
نظریه و روش های جدید آماری, از حد ساختن جداول اعداد و نمودارها بسیار فراتر رفته است. آمار به عنوان یک موضوع علمی, امروزه شامل مفاهیم و روش هایی است که در تمام پژوهش های که مستلزم جمع آوری داده به وسیله یک فرایند آزمایش و مشاهده و انجام استنباط ونتیجه گیری بوسیله تجزیه و تحلیل داده ها هستند, اهمیت بسیار دارند. نمایش های عددی به صورت جنبه ای فرعی از آمار در آمده اند.
پرورش گیاهان, تشخیص بیماری ها, برنامه های تربیتی و آموزشی, تعلیمات اجتماعی- اقتصادی مثال هایی هستند که علم آمار می تواند مفید باشد.
هدف ها اصلی آمار عبارتند از:
الف) انجام استنباط درباره جامعه از طریق تجزیه و تحلیل اطلاعات موجود در داده های نمونه ای.
ب) سنجش میزان عدم حتمیتی که در این استنباط ها وجود دارد. علمی که برای رسیدن به هدف های فوق اهمیت دارد, عبارتست از طرح ریزی فرایند و دامنه نمونه گیری به طور یکه مشاهدات مبنایی برای استخراج استنباط های معتبر تشکیل دهند.
برنامه ریزی های منطقه ای و عمرانی ایجاب می کند که برای شناخت مسائل اقتصادی و اجتماعی کشور، سنجش عملکرد سیاستها در زمینه تعیین اولویت های مختلف و مطالعه تغییرات اقتصادی و اجتماعی حاصله و اتخاذ تصمیمات اجرائی لازم و بموقع، بررسی هائی چند بر مبنای داده های آماری انجام گیرد. این بررسی ها مبتنی بر اطلاعات آماری دستگاههای مختلف مملکتی انجام می گیرد و انتشارات سازمانهای دولتی که در سطوح وسیع، اطلاعات و ارقام آماری مورد نیاز را در اختیار قرار می دهد، در انجام بررسی های مزبور نقش اصلی و سازنده را ایفا می کند. اطلاعات و داده های آماری معمولاً از دو طریق سرشماری و آمارگیری نمونه ای و گاهی از طریق ثبت جاری وقایع فراهم و گردآوری می شوند.
هر سازمان بنابر وظایف و نیازهای خویش اقدام به جمع آوری، تجزیه و تحلیل و انتشار آمارهای خاصی می کند. طبق قانون تاسیس مرکز آمار ایران، کلیه آمارهای جمع آوری شده در سازمانهای مختلف در اختیار مرکز آمار ایران قرار گرفته و مرکز مزبور با استفاده از آمارهای مربوطه و نیز آمارهائی که خود تولید می کند بررسی های لازم را برای برنامه ریزیهای اقتصادی و اجتماعی انجام داده و نتایج آنرا در نشریات متعدد در اختیار مقامات مربوطه، پژوهشگران و سایر علاقمندان قرار می دهد.
چگونگی تولید آمارهای مختلف:
همانطور که قبلاً اشاره شد جمع آوری و فراهم آوردن آمار معمولاً از طریق انجام سرشماری و یا آمارگیریهای نمونه ای صورت می گیرد که اینک بشرح آنها می پردازیم:
الف – سرشماری
سرشماری یک نوع آمارگیری است که با استفاده از آن کلیه واحدهای یک جامعه مورد نظر زیر پوشش آمارگیری قرار می گیرند مانند سرشماری نفوس مسکن که کلیه افراد کشور را در بر میگیرد.
ب – آمارگیری نمونه ای
با استفاده از این روش تعداد معینی از واحدهای یک جامعه زیر پوشش آمارگیری قرار می گیرند مانند آمارگیریهای نمونه ای مصرف خانوار، ساختمان، مسکن و غیره. در این آمارگیری که بطریق نمونه ای انجام می گیرد اطلاعات مورد نظر فقط از واحدهائی اخذ می گردد که قبلاً بر اساس نمونه انتخاب شده اند.
نحوه انجام کار:
برای انجام یک آمارگیری نمونه ای یا سرشماری نیازهای سازمانهای مختلف مصرف کننده آمار، قبلاً تعیین و روشن می شود. بر اساس نیازهای مربوطه، نوع اطلاعاتی که باید کسب شوند معین می گردد و سپس بر مبنای اطلاعات مورد نیاز پرسشنامه هائی تهیه و سئوالاتی در آنها مطرح میشود. ماموران آمارگیر که قبلاً تحت تعلیم قرار گرفته و با نحوه کار و هدف مربوطه آشنائی کامل دارند با مراجعه به واحدهای آماری مورد نظر پرسشنامه های مربوطه را تکمیل و اطلاعات لازم را کسب می کنند. پس از تکمیل پرسشنامه ها، اطلاعات جمع آوری شده در قالب جداول متعدد آماری استخراج و بعد از تجزیه و تحلیل های لازم بصورت نشریات آماری در اختیار متقاضیان و علاقمندان قرار گرفته و بعنوان منابع آماری مورد استفاده واقع می شوند. در زیر به شرح انواع سرشماریها و آمارگیریهای نمونه ای که در ایران اجرا می شوند می پردازیم:
الف – سرشماری
1- سرشماری نفوس مسکن
سرشماری نفوس مسکن طبق قانون سرشماری مصوب مجلسین هر دهسال یک بار انجام میگیرد
و تا کنون دو بار در سالهای 1335 و 1345 انجام گرفته و نتایج آنها در مجلدات مختلف انتشار یافته است. هدف از این سرشماری دستیابی به تعداد جمعیت و توزیع آن در مناطق مختلف شهری و روستائی بر حسب سن و جنس و سواد و سایر خصوصیات اقتصادی و اجتماعی است که در طرحهای مختلف عمرانی مورد استفاده قرار می گیرند.
2- سرشماری کشاورزی
این سرشماری نیز هر 10 سال یکبار انجام می گیرد. اولین سرشماری کشاورزی ایران در سال 1339 انجام گرفت ولی دومین سرشماری کشاورزی که قرار بود در سال 1349 انجام پذیرد بعلت اشکالات مربوطه به تعویق افتاد و به سال 1352 موکول شد که اینک مرحله اول آن که از آبانماه 52 آغاز شده تا اواخر خرداد ماه 53 طول خواهد کشید و مرحله دوم آن از اول شهریور 1353 بمدت دو ماه آغاز خواهد شد. در این سرشماری که در دو مرحله انجام می گیرد ابتدا در مرحله اول که آبادیهای کشور مورد سرشماری قرار گرفته و اطلاعاتی در مورد تاسیسات و تسهیلات موجود در آبادی، سطح زیر کشت انواع محصولات کشاورزی، میزان برداشت محصول و تولید و نیز اطلاعاتی در مورد دام و لوازم مکانیزه مورد استفاده کشاورزی و منابع آب در سطح آبادی جمعآوری می شود. هدف عمده انجام مرحله اول سرشماری دستیابی به اطلاعاتی در زمینه آبادیهای کشور بمنظور تعیین چارچوبی برای آمارگیریهای بعدی و نیز شناخت روستاها و امکانات و نیازهای آنها می باشد. در مرحله دوم سرشماری تعدادی از آبادیها مورد آمارگیری واقع شده و اطلاعات تفصیلی در مورد بهره برداریهای کشاورزی از طریق خانوارهای کشاورز جمع آوری خواهد شد.
3- سرشماری صنعتی
اولین سرشماری صنعتی ایران در سال 1342 انجام گرفت و دومین سرشماری صنعتی در حال حاضر توسط مرکز آمار ایران و با همکاری وزارت کار و نیروی انسانی در جریان است. این سرشماری نیز در دو مرحله انجام خواهد گرفت: مرحله نخست، مراجعه به کلیه اماکن صنعتی و کارگاههای صنعتی و کسب اطلاعات کلی در مورد هر کارگاه است. مرحله دوم که از شهریور ماه سال 53 شروع خواهد شد تعدادی از کارگاههای صنعتی را در بر خواهد گرفت و اطلاعات تفصیلی در مورد فعالیت، نیروی انسانی، مواد اولیه، سرمایه گذاری، تولید، پرداخت، دریافت و ارزش افزوده کارگاههای مزبور را در اختیار خواهد گذاشت.
ب- آمارگیریهای نمونه ای
آمارگیریهای نمونه ای معمولاً هر سال انجام می گیرند و بر خلاف سرشماریها که تمامی یک جامعه را در بر می گیرند پوشش آمارگیریهای نمونه ای فقط شامل تعدادی از واحدهای نمونه در یک جامعه آماری می گردد. اهم این آمارگیریها عبارتند از:
1- آمارگیری مصرف خانوار 2- آمارگیری کشاورزی 3- آمارگیری نفوس 4- آمارگیری صنعتی 5-آمارگیری ساختمان و مسکن.
کاربرد های آمار در علوم مختلف :
آمار در علوم مختلف کاربردهای فراوانی دارد .در ذیل چند نمونه از کاربرد آمار در علوم مختلف ذکر می شود :
کاربرد در پزشکی ( آمارحیاتی(زیستی((
موضوع طرح : برآورد میزان شیوع دیابت وبررسی علل آن در ایران
نمونه گیری در سه استان تهران,زنجان,کرمانشاه انجام شده است ودر سه مرحله توسط بهورزان,ارزیابهاوتیم تخصصی پزشکان به ترتیب بر حسب 75،1582،4674 نمونه انجام شده است. متغیرهای مورد بررسی,قد,وزن,فشارخون,سابقه ابتلا به دیابت در خانواده وثبت مشخصه های ظاهری افراد دیابتی مانند(پرخوری,پرنوشی,..)بوده است.
هدف دیگر طرح این بوده که آیا با داشتن مشخصه هایی مانند این متغیرها از هر فردی
می توان نظر داد که شخص در معرض ابتلا به دیابت قرار دارد یا نه ؟
سئولات مطرح شده در این طرح:
1-شیوع دیابت در این استانهای نمونه چقدر است؟
2-آیا می توان از روی این میزان, نسبت شیوع دیابت در کل کشوررا تخمین زد؟
3-آیا شیوع بیماری در استانهای تهران,زنجان,کرمانشاه یکسان است؟(روشهای آماری)
4-آیا اندازه گیریهای بهورزان و ارزیابها با پزشکان یکسان است؟(روشهای آماری)
5-آیا بین متغیرهای اندازه گیری شده ازافراد نمونه رابطه ای وجود دارد؟(رگرسیون و روشهای آماری وروشهای چند متغیره)
6-آیا تعداد نمونه انتخابی کافی است ویا روش انتخاب آنها درست بوده؟
کاربرد در حسابداری و امور مالی
موضوع : بررسی رابطه بین قیمت سهام وحجم مبادله سهام در بورس تهران
شرکتهایی که بین سالهای 1374 الی 1378دربورس اوراق بهادار تهران فعال بوده اند مورد توجه قرار گرفته اند و قیمت آخرین سها م معامله شده آنها ومیزان مبادله سهام درآنها ثبت شده است.
همچنین تغییرات قیمت سهام امروز نسبت به دیروز و حجم مبادله امروز نسبت به دیروزثبت شده است .
فرضیاتی که در این تحقیق مهم بودند عبارت اند از:
فرضیه 1 :آیا تغییر قیمت سهام تابع میزان حجم مبادله سهام است؟
فرضیه 2 :آیا تغییرقیمت سهام تابع تعداد دفعاتی است که سهام مبادله شده است؟
در مورد 155 شرکت نمونه نتایج فرضیه های اول ودوم تحقیق شد.در تعدادی از شرکتها
فرضیات مورد پذیرش قرار گرفت ودر تعدادی رد شد.
حال در مورد کل شرکتهایی که در بورس تهران فعال هستند چه می توان گفت؟
کاربرد در پیش بینی ها
مصرف برق، تعداد مسافرین،برنامه ریزی کلان،...
میزان مصرف برق کل کشور در سالهای 1351 الی 1378 در جداول مختلف از طرف سازمانهای برق منطقه ای و وزارت نیروثبت می شود.
آیا می توان پیش بینی کرد که در سالهای بعد از 1378 حدودا"چه میزان برق در کشور لازم است؟
هر میزان مصرف در هر سال قبل از آن که سال تمام شود متغیری است غیر قابل اندازه گیری بنابراین تصادفی است وتوزیع احتمال دارد.
در بحث سریهای زمانی سعی می شود رفتار متغیرها در دوره های زمانی متفاوت به صورت یک مدل منظم بیان شود وقتی این مدل که مبنای ساخت آن روشهای آماری واحتمال است ساخته شد آنگاه می توان فرض کرد که در سالهای بعد چنین مدلی برقرار است و به کمک آن مقدار متغیر را پیش بینی کرد و در برنامه ریزیهای سالانه وتعین بودجه طرحهای ساخت نیروگاهها ازآن بهره گرفت.
کاربرد در مسائل آموزشی و انسانی- روانشناسی :
آماربه طور وسیعی در نظر سنجیها از افراد وآزمونهای روانشناسی به کار می رود.
تهیه پرسشنامه ها وتحلیل نتایج حاصل از آنها یکی از فعالیتهای عمده آماری است.
برای بررسی میزان رضایت کارکنان یک شرکت از مدیریت آن پرسشنامه ای مشتمل بر20 سئوال تدارک دیده شده است که در آن نظر کارکنان در مورد حقوق,محیط کار,ساعت کار,رفتارمدیران ,صلاحیت مدیران و… پرسش شده است .
با توجه به سئولات پرسشنامه که تعدادی از کارکنان شرکت آن را پرکرده اند, در مورد رضایت کارکنان از مجموعه کاری آنها چه نظری می توان داد؟
هر یک از سئولات چه سهمی در تعریف رضایت خواهند داشت؟
آیا رضایت کارکنان بخشهای مختلف متفاوت است؟
آیا جنبه های مختلف رضایت شغلی افراد (مالی,محیط کار…) رامی توان از یکدیگر تفکیک کرد ؟
کاربرد در صنعت (کنترل کیفیت(
هر محصول تولیدی مشخصه هایی دارد که میتوان آنها را اندازه گیری کرد. مثلا وزن، طول، ضخامت، مطابقت با استانداردهای جهانی و ... . کارخانه ها محصولات را در شیفت های متفاوت و با اندازه های مختلف تولید می کنند.
آیا خط تولید با استاندارد تطبیق دارد ؟
آیا کیفیت کالاها ی تولیدی بایکدیگر یکسان است یا بعضیها خیلی خوب وبعضیها خیلی بد! مثلا" اگر وزن محصول باید 2 کیلو گرم باشد چه میزان کم یا زیادبودن وزن قابل پذیرش است ؟
اگر نوسان وزنی محصول زیاد بود چگونه میتوان آن را با روشهای آماری فهمید و کم کرد ؟
از خط تولید باید چند نمونه بگیریم تا به این موضوع پی ببریم ؟
مثال :داده های وزن تایر نوع خاص
کاربرد آمار در بخش های مختلف مدیریت
1- تولید و عملیات : پیش بینی بخش مهم این قسمت است که به دو صورت کیفی و کمی انجام می شود که همه با توزیع های آماری تعریف می شود.
2- مالی : در این قسمت تحلیل دادهای مالی، تاثیر متغیرها و اقلام مالی بر هم و تحلیل متغیرها مورد مطالعه قرار می گیرند.
3- سیستم : تحلیل کامل یک سیستم با استفاده از داده ها و تحلیل متغیرها انجام می شود.
4- بازاریابی : مدیریت رفتاری سازمانی، شناسایی متغیرهای مختلف و تحلیل آنها
5- تحقیق در عملیات : بطور کامل متکی بر علم آمار است.
مفهومی فراتر از آمار
همواره از علم مدیریت به عنوان یکی از اساسی ترین علوم در جوامع توسعه یافته تر نام برده شده است و گفته می شود با تکیه بر آمار است که می توان توانایی های مدیران را در تصمیمگیریهای حساس، درست و بهموقع محک زد. اما این مستلزم ارایه آمارهای بهروز، دقیق و صحیح است که میبایست از سوی مراکز آماری و بانکهای اطلاعاتی فعال در جامعه در اختیار سازمانهای تصمیم گیرنده، مدیران، پژوهشگران و تحلیلگران مسایل اقتصادی، اجتماعی، صنعتی، فرهنگی و حتی مسایل سیاسی قرار گیرد.
در گذشته نه چندان دور (شاید نزدیک به دو دهه اخیر) پیوسته زمزمههایی از سوی نهادها، سازمانها و مراکز علمی و تحقیقاتی (دانشگاهی و صنعتی) شنیده می شد که آمارهای پراکنده و تقریبا غیرموثق، اثرات نامطلوبی بر نتایج ناشی از تحقیقات محققان می گذارد و این بهطور مستقیم بر تصمیمات حساس مسئولان در جامعه در همه ابعاد موثر است. طی این دو دهه بسیار مطرح شده است که باتوجه به پیشرفتهای تکنولوژیکی در زمینه رشد ابزارهای آماری و محاسبات یا کشف شیوههای جدید آماری از سوی سایر ممالک رشدیافته، چرا همچنان باید شاهد وجود برخی تناقضها در آمارها باشیم و آمار و ارقام مورد نیاز جامعه، دیر به دست مصرف کنندگان برسد و یا با اشکالات آماری روبرو باشد.
بهنظر میرسد، دلایل وجودی چنین مشکلاتی در علوم آماری جامعه ما پیش از آنکه جنبه ابزاری و تکنولوژیکی داشته باشد، از نوعی معضل ساختاری در نظام آماری کشور رنج میبرد، که این جزو مسایل مهمی است که می بایست از درون تحلیل شود تا ریشه های اصلی آن نمایان و رفع شوند.
این گزارش ویژه در پی آن است تا دلایل کاستی تعداد مراکز آماری و بانکهای اطلاعاتی در کشورمان را از یک سو و علتهای نبود هماهنگی موثرتر و دقیقتر میان همین تعداد مراکز آماری و چرایی وجود تناقض میان آمارها در این مراکز را از سوی دیگر، بررسی نماید.
بههمین منظور با برخی از اساتید و مسئولان صاحبنظر در مسایل مربوط به آمار به گفتوگو نشستیم تا پاسخهای مناسبی برای علت پراکندگی و یکدست نبودن آمارها و نیز اختلافات آماری بیابیم و راهکارهای لازم جهت رفع مشکلات آماری یافت شود.
تغییر و تحول آماری یکی از موضوعات مهم در مباحث آماری کشور، رخداد تغییرات قابل توجه در فرایند تهیه، پردازش و ارایه آمارها به متقاضیان اصلی شان است که این مهم با آقای دکتر حمیدرضا نوابپور، رئیس مرکز آمار ایران و عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی مطرح شد. وی در این باره چنین گفت؛
در سالهای اخیر، دیدگاههای جدیدی بر مرکز آمار ایران حاکم شده که تمامی فعالیتها را تحت تاثیر قرار داده است. وظیفهی عمدهی مرکز آمار ایران، تولید دادههای آماری و اطلاع رسانی آماری است که در این بخش ورودIT تغییرات گستردهای را ایجاد نموده است. از جملهی این تغییرات می توان به سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 85 اشاره نمود که بزرگترین و مهمترین کار آمارگیری کشور و یک فعالیت ملی است. در سرشماری سال 85، حدود 31 نوآوری و کار جدید نسبت به سرشماری سال 75 ایجاد شده است. دیدگاه دیگری که باعث تحول در طرح سرشماری سال 85 شده، حاکم شدن دیدگاه تخصصی آماری در مرکز و استفاده از روشهای جدید و پیچیدهی آماری در تولید و اطلاع رسانی آماری است. مولود این دیدگاه، طرح نیروی کار است که از ابتدای سال 84 در مرکز آمار اجرا می شود. هدف عمدهی این طرح محاسبه و برآورد شاخص عمده نیروی کار است (مثل نرخ بیکاری به تفکیک زن و مرد). این طرح نیروی کار باتوجه به ویژگیهای پیچیده و پرهزینه ای که دارد، در کشورهای معدودی بهکار گرفته می شود.
دیدگاه دیگری که حاکم شده، دیدگاه برنامه ای است. بدین معنی که در طول برنامه چهارم توسعه، برای توسعهی آمار در کشور، برنامه ای به نام «برنامهی ملی آمار» داشته باشیم. این طرح که در یک سمینار بینالمللی مطرح گردید، باتعجب و شگفتی کشورهای دیگر مواجه شد. چون کار بسیار جدیدی است و باتوجه به دیدگاه بینالمللی نسبت به کشور ایران، انتظار چنین طرحی داده نمی شد.
همچنین با ورودIT در فعالیتهای آمارگیری و تجزیه و تحلیل آماری، مرکز آمار در سال آینده از نرم افزار ICR برای استخراج دادهها استفاده خواهد کرد که یک تکنولوژی بسیار پیچیده، پرسرعت و با هزینهی بالاست. در این نرم افزار به جای واردکردن داده ها بهصورت دستی از طریق کی بورد، پرسشنامه ها اسکن و در کامپیوتر ذخیره می شوند. مرکز آمار بنا دارد تا پس از سرشماری سال 85، از این روش برای استخراج نتایج استفاده کند و پیشبینی می شود اطلاعات اولیه 2 ماه پس از اتمام سرشماری و اطلاعات تفصیلی حدود 4 ماه بعد از آن ارائه گردد.
* آیا یکدستی و هماهنگی لازم میان مراکز آماری ایجاد شده است یا این مراکز بهصورت پراکنده به ارایه آمار می پردازند؟
دکتر نواب پور: نظام آماری بر دو نوع است: غیرمتمرکز و متمرکز، در نظام آماری غیرمتمرکز، یک دستگاه متولی آمار است ولی از تمامی واحدهای دیگر مستقل است. بنابراین، واحد ملی آمار، استانداردهایی را تهیه می کند و واحدهای دیگر آزادند که از این استانداردها استفاده کنند. ولی اگر یک مرکز، آماری را منتشر می کند، باید تمامی ویژگیهای تولید آمار خود را به اطلاع کاربر برساند و بدین ترتیب خود کاربر تشخیص میدهد از این اطلاعات استفاده کند یا خیر.
این روش در کشورهای محدودی از جمله امریکا، انگلستان، کانادا و... استفاده می شود.
در نظام آماری متمرکز، چون کمبود تخصص وجود دارد، یک واحد ملی آمار متولی تهیهی استانداردها می شود. و دیگران موظفند در همهی دستگاهها از این چارچوبها اطاعت کنند. برطبق قانون، این مرکز می تواند کمکهای فنی را به همه ارائه دهد. در سال 78 هیات وزیران تصویب کرد که هیچ آماری نباید مورد استفاده قرار گیرد، مگراین که مرکز آمار ایران آن را تایید کرده باشد.
همین پرسش را از آقای دکتر محمدرضا مشکانی، استاد آمار دانشگاه شهید بهشتی پرسیدیم وی چنین پاسخ گفت:
تاچند سال پیش مشکلات زیادی در زمینهی آمار در ایران وجود داشت ولی اخیرا (5 سال اخیر) که قانون نظام آماری تدوین شده، بهبود زیادی حاصل شده است. گرچه هنوز به حد کمال و آرمانی نرسیده ایم. ناهماهنگیهای زیادی که بین مرکز آمار و سایر وزارتخانهها و سازمانها (کشاورزی، کار، ثبت احوال و...) وجود داشت، عمدتاٌ ناشی از تعاریف متفاوتی بود که هرکدام از آنها از آمار داشتند و هرنماد براساس تعاریف خود به تهیه و ارائهی آمار میپرداخت. با تدوین قانون نظام آماری، تمهیداتی اندیشیده شده است که تعاریف را یکسان می کند. بنابراین هماهنگی بین این مرکز و سایر نهادها ایجاد شده است و به تدریج بهبود خواهد یافت.
آقای دکتر علیرضا زاهدیان، سرپرست پژوهشکده آمار نیز نظر خود را درباره وجود ناهماهنگی در ارایه آمارها این گونه بیان می کند:
به نظر می رسد همچنان ناهماهنگیهای زیادی در زمینه ی فعالیتهای آماری و از جمله اطلاع رسانی آماری وجود دارد. ارائه ی ارقام مختلف در زمینهی خط فقر، تورم، هزینه و درآمد خانوار و حتی اطلاعات جمعیتی مواردی در این زمینه هستند.
دکتر زاهدیان دلایل وجود این ناهماهنگیها را چنین برشمرد:
- عدم حمایت برنامه ریزان و سیاست گذاران کشور از اصول اولیهی نظام آماری، مانند اصل بیطرفی در تولید آمار و اصل استقلال در تولید آمار.
برای مثال: اگر نرخ بیکاری کاهش یا افزایش پیدا کند مرکز آمار ایران تشویق یا مواخذه نخواهد شد ولی اگر این نرخ بالا برود وزارت کار باید پاسخگو باشد. بنابراین اگر نرخ بیکاری و آمار مربوط به آن توسط وزارت کار تولید شود، آیا این آمار مورد اعتماد مردم و برنامه ریزان خواهد بود؟ نرخ تورم، سرانهی تولید گندم مثالهای دیگر در این زمینه هستند.
- برنامه ریزان کشور باید آمار یک مرجع را ملاک قرار دهند و متخصصان در زمینهی دقت و صحت آمار آن منبع تحقیق و بررسی نمایند و مرجع مذکور در قبال برنامهریزان سطح کلان کشور باید پاسخگو باشد ولی در حال حاضر برنامه ریزان سطوح مختلف کشور به آمار مراجع مختلف حتی در یک زمینه استناد میکنند و هیچ یک از این مراجع در قبال دقت و صحت آمار خود مسئول و پاسخ گو نیستند.
- در مصوبه ی سال 1378 دولت، فعالیتهای آماری با نظارت مرکز آمار ایران قابل انجام و نتایج آنها پس از تایید این مرکز قابل انتشار است ولی هیچ ابزار قانونی برای پی گیری این مصوبه پیش بینی نشده است.
- در قانون مرکز آمار ایران صراحتا به تولید برخی از آمارها و شاخصها اشاره شده است ولی در حال حاضر این شاخصها توسط سازمانهای دیگر تولید می شود و مورد استناد نیز قرار می گیرد.
- برنامهی ملی آمار که در قالب برنامهی پنج ساله ی کشور تدوین شده است در مرحلهی طراحی مورد حمایت کافی قرار نگرفت و در مرحله ی اجرا نیز فراموش شده به نظر میرسد.
- سیاستهای سازمانهای بینالمللی مانند بانک جهانی یا صندوق بینالمللی پول که به تشخیص خود به حمایت از برخی از فعالیتهای آماری بدون توجه به نیازهای ملی کشورها اقدام می کنند عامل موثری در ناهماهنگی در زمینه ی تولید و اطلاع رسانی آماری است.
* علتهای وجود برخی تناقضها و اختلاف در آمارها، ناشی از چیست؟
دکتر نواب پور، این آمارها ممکن است برآورده آماری باشند و در بیشتر آنها حدس و گمان بر کار آمارکیری درست، غلبه دارد. البته ممکن است نوع اجرای فعالیت آمارگیری متفاوت باشد و نتایج متفاوتی را به دست دهد. تعاریف، اجرا، تعداد نمونه، وسعت کار و... ممکن است باعث تفاوت در نتایج شود. به هرحال مرجع آمارهای رسمی در کشور، مرکز آمار است.
دکتر مشکانی در پاسخ به این پرسش به نوع اهداف و کارکردها اشاره و چنین گفت: سازمانهای مختلف اهداف متفاوت دارند. بنابراین مطابق با هدف خودشان اطلاعات جمعآوری می کنند. وزارت بهداشت، آموزش و پرورش و ثبت احوال هرسه به جمعیت علاقهمندند ولی کارکردشان متفاوت است. مثلا آموزش و پرورش تعداد دانشآموزان، تعداد معلمین و تعداد کلاسها و... را مدنظر قرار می دهد و به جنبه های دیگر توجه نمی کند. وزارت بهداشت به گروههای سنی، بیماریهای شایع هر گروه سنی، تامین بیمارستان و پزشک و دارو و... علاقه نشان می دهد و ثبت احوال هم به یک دید دیگر نگاه می کند. بنابراین چون اهداف و کارکردها متفاوت است، آمارها متفاوت می شوند. پس از تصویب قانون نظام آماری، سعی شده تا فصل مشترکی میان اهداف نهادهای گوناگون پیدا شود که همه رعایت کنند و جنبه های خاص مورد نیاز هر سازمان را همان سازمان بهصورت جداگانه دنبال کند.
دلایل وجود تناقض و اختلاف در آمارها از نگاه دکتر زاهدیان:
- تفاوت در روشهای به کار گرفته شده،
- تفاوت در تعاریف و مفاهیم به کار گرفته شده،
- تفاوت در زمان آماری و زمان آمارگیری،
- تفاوت در جامعهی آماری،
- عدم رعایت تمام استانداردهای طراحی، اجرا، پردازش و اطلاعرسانی توسط برخی از تولیدکنندگان آمار و اصولا نبود مرجعی برای کنترل این استانداردها.
- عدم اطلاعرسانی در زمینه ی خطای نمونه گیری و خطای غیرنمونه گیری در کنار آمارهای منتشره.
بهروز نبودن آمارها بهدلایل زیر برمی گردد:
اندک بودن سهم آمارهای ثبتی در مقایسه با سایر روشهای تولید،
کمبود اعتبارات فعالیتهای آماری،
عدم استفادهی کافی و موثر ازIT ،
سنتی بودن روشهای اطلاعرسانی.
* یکی از پرسشهای مطرح با مصاحبه شوندگان، تعداد بانکهای اطلاعاتی موجود در کشور و چگونگی ارتباط میان آنها بود. نظر دکتر زاهدیان را در این باره می خوانیم:
بهنظر می رسد تعداد بانکهای اطلاعاتی در کشور کافی است ولی پیشبینی های لازم برای برقراری ارتباط بین این بانکها وجود نداشته است. برای مثال، بانک اطلاعاتی شمارهی ملی در سازمان ثبت احوال بانک اطلاعاتی کد پستی در شرکت پست یا بانک اطلاعاتی ادارهی گذرنامه، هریک بااهداف سازمان متبوع خود طراحی شدهاند و برقراری ارتباط بین آنها مستلزم مطالعات و فعالیتهای درازمدت است.
دکتر مشکانی، بهنظر من این تعداد بیش از حد نیاز است. ولی اگر کمبودی احساس شود، وظیفهی مرکز آمار است که متولی افزایش تعداد بانکهای اطلاعاتی شود.
ممکن است باتوجه به وسعت موردنظر، مرکز آمار به تنهایی نتواند کار آمارگیری و ارائهی آمار را انجام دهد. اگر اینطور باشد، باید روند انجام این فعالیت بهنحوی زیرنظر این مرکز انجام گیرد تا هماهنگیهای لازم انجام شود.
باتوجه به قانون نظام آماری، هر سازمان دولتی موظف است آمار مربوط به خود را تهیه کند. اما در مورد بخش خصوصی و پژوهشگران زیاد نمیشود اعمال حاکمیت کرد. بخش دولتی از زمان تدوین این قانون نظم خوبی پیدا کرده است.
* راهکارها و راهحل هایی را برای رفع چنین تناقضاتی جویا شدیم، پاسخها چنین بود:
دکتر نوابپور، در کشور دستگاههای تخصصی متعددی وجود دارد که میتوان انجام فعالیتهای آماری را به آنها سپرد. دلیل این همه جسارت برای گفتن اعداد و ارقام بهعنوان آمار این است که در کشور فرهنگ و سواد آماری درست شکل نگرفته است. باگسترش این فرهنگ و همچنین ایجاد مسئولیت برای ارائهدهندگان، تناقضها کمتر خواهد شد. این که مشخص شود آمارها توسط چه کسی تولید شده و روش بهدست آوردن آنها چه بوده است، بسیار کمک می کند. مرکز آمار هم آمادهی راهنمایی و مشورت رساندن برای فعالیتهای آماری است.
دکتر مشکانی، این ابزارآلات مکانیکی و الکترونیکی خیلی خوبند ولی باید یک نیروی انسانی خوب و آموزشدیده از آنها استفاده کند. در درجهی اول باید نیروی انسانی آموزشدیده و متخصص موجود باشد و در درجهی دوم این نیروی انسانی دسترسی به آن ابزارآلات را داشته باشد. اختلافها فقط ناشی از همان ماموریتها و اهداف خاص است که به آن اشاره کردم. بنابراین اگر هماهنگی بین مراکز آماری و سازمانهای مختلف وجود داشته باشد، تناقضها تا حد زیادی از میان برداشته میشود. یعنی فصل مشترک باید توسط تمامی سازمانها رعایت شود.
مشکل تناقض همهجا وجود دارد ولی مهم این است که یک سازمان وجود داشته باشد که آمار ارائهشده را تایید کند. در ایران آمار رسمی را باید مرکز آمار ایران تایید نماید. چون این اختلافات ممکن است منشاءهای گوناگونی داشته باشد، باید توافقهایی بین مرکز آمار ایران و سازمان ارائهدهندهی آمار وجود داشته باشد.
دکتر زاهدیان، راهحلهای اساسی که بهنوعی در برنامهی ملی آمار نیز به آن اشاره شده است عبارتند از:
- تولید آمارهای در رده دوم توسط دستگاههای تخصصی مربوط با نظارت مرکز آمار ایران،
- جلوگیری از موازی کار و صرف بودجههای موازی و هدایت این بودجهها به سمت ارتقا در کشور،
افزایش سهم آمارهای ثبتی در کشور،
- افزایش سهم دانشمندان و متخصصان آمارهای رسمی در برنامهریزیها و ارزیابی عملکردها،
- تقویت بخش خصوصی در زمینهی فعالیتهای آماری با رعایت اصل محرمانگی.
* در بخش دیگری از مصاحبه های تدبیر با اساتید صاحبنظر در مسایل آماری، پرسش های خود را با آقای دکتر سیدعلی میریان، استاد دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی و مدیرگروه آمار این دانشکده در میان گذاشتیم. وی با طرح پرسشها میان دانشجویان خود در این رشته و با انجام شیوه ای جدید نظریات و ایده های آنان را که مدیران و کارشناسان فردای جامعه می باشند دریافت و اجازه دادند تا دانشجویان برخوردی ملموس با مسایل آماری داشته باشند. و به پرسشهای ما پاسخ دهند. متن زیر چکیده ای از نظریات ایشان در تعامل میان خبرنگار تدبیر با دکتر میریان و دانشجویان ایشان می باشد.
به اعتقاد دکتر میریان و تیم دانشجویی ایشان دلایل عدم یکدستی و ناهماهنگی میان مراکز آماری کشور و یا حتی وجود تناقض آماری میان این مراکز این است که هر نهاد یا سازمان براساس اهداف خود آمار را ارائه می دهد و چون می خواهد منافع خاصی را به دست آورد، برمبنای اهداف خود به آمارگیری و بیان نتایج آن میپردازد.
بعضی از دروغها در زمینه آمار اجتناب ناپذیر است و کارشناس است که باید درست و غلط بودن اطلاعات را تشخیص داده و زیربار ارائه نتایج غلط و اشتباه نرود. بنابراین دانشجویانی که تربیت می شوند (به خصوص در رشته های آمار)، باید بتوانند اطلاعات و داده های دردست را سونداژ کنند. یعنی درست و غلط بودن آن را موردبررسی قرار داده و به عمق اطلاعات و داده ها دست یابند.
یک مشکل عمده دیگر، فردی است که از او سوال می شود. درکشور ما فرهنگ جوابگویی وجود ندارد. پس در زمینه جمع آوری اطلاعات برای ارائه آمار، خطاهای بسیاری صورت می گیرد.
بنابراین در درجه اول پرسشگرها باید اطلاع کافی از نحوه آمارگیری داشته باشند. مثلا بدانند که چطور اعتماد طرف مقابل را جلب کنند تا جواب درست بدهد یا منافع خود را در راستای اهداف و منافع آمارگیر بداند. درضمن باید کسی جوابگوی نتایج و آمار ارائه شده باشد. در راهنمای SOGOTA توضیح داده میشود که کشورهای درحال توسعه در آمارهای خود دچار مشکلاتی مانند کهنگی، چند جواب بودن یک موضوع (چندگانگی آمارها درمورد یک موضوع مشترک) و بی انگیزه بودن افراد برای آمارگیری هستند ولی درکشورهای توسعه یافته، آمارها به صورت دقیق و درست ارائه میشود. از آن جایی که با اعداد و ارقام قلابی و دروغ مدلهای اقتصادی جواب نمیدهند، وقتی شرکتی آمار اشتباهی را ارائه می دهد، وظیفه غلط یابی و تشخیص آن به عهده سازمان آمارگیر است.
هماهنگی لازم بین ارگانها و سازمانها در ارائه آمار وجود ندارد و مسئولین رده بالا هم به این نتیجه نرسیده اند که باید این هماهنگی وجود داشته باشد. راهکارهایی را می توان برای ایجاد هماهنگی بین سازمانها و مراکز مختلف پیشنهاد کرد ازجمله:
باید گروهها و نهادهایی تشکیل شوند که بر سازمان نظارت داشته باشند تا اطلاعات درست و دقیق بدهند. ازطریق راه اندازی سایت های اینترنتی و شبکه می توان به جمع آوری اطلاعات پرداخت و از آن جایی که افراد به طور غیرمستقیم تبادل نظر می کنند، می توان بر نتایج، اعتماد بیشتری کرد.
باید تعاریف واحدهای آماری برای تمامی مراکز یکسان باشد تا بتوان آمارها را مقایسه کرد. برای یکسان سازی ابتدا باید تعریف ها روشن باشند که بر چه اساسی اطلاعات جمع آوری شده اند که این کار ما را به استانداردسازی خواهندرساند.
همچنین این تعاریف باید به روز شوند. زیرا به مرور زمان تعاریف هم ممکن است تغییر کنند.
* از دکتر میریان و دانشجویانشان درباره تعداد بانکها اطلاعاتی فعال در کشور پرسیدیم. به اعتقاد ایشان: تعداد بانکهای اطلاعاتی کمتراز حد موردنیاز است اما برای ایجاد بانکهای اطلاعاتی جدید، باید بانکهای موجود را موردمطالعه دقیق قرار داد و سراغ بانکهای اطلاعاتی موفق و ناموفق در این زمینه رفت تا مشکلات موجود شناسایی شوند. از این طریق می توان اقدام به ایجاد یک بانک اطلاعاتی جدید نمود. اگر بدون اطلاع کافی و نظارت کل دستگاههای ذیربط دست به انجام این کار بزنیم، این نه تنها به ما کمک نمی کند، بلکه نتیجه معکوس و منفی هم دربرخواهد داشت.
رفع تناقض ها و مشکلات آماری باتوجه به اهمیتی که پیوسته در رعایت درستی و دقت در گردآوری آمارها، گوشزد می شود اما چرا هنوز مشکلات عدیدهای در چگونگی و ارایه آمار در مراکز آماری ما وجود دارد و همواره گله می شود که میان چنین آمارها، تناقض وجود دارد.
برطبق گفته مسئولان ودستاندرکاران مسایل آماری کشور قرار براین بوده و هست که چنانچه هر مرکز یا دستگاهی نیاز به آمارگیری داشته باشد باید از طبقهبندی و تعاریف مشخصی که مورد تایید مرکز آمار ایران است استفاده نماید و موظف است بعد از تهیه آمارهای مربوط نسبت به دریافت تاییدیه از مرکز آمار اقدام نماید، سپس آمارهای خود را رسما اعلام و در اختیارسایر نهادها، سازمانها و مرکز تحقیقاتی و پژوهشی قرار دهد. بنابراین باید نوعی یکپارچگی و انسجام آماری را شاهد باشیم. اما در برخی موارد چنین نیست آیا وجود چنین تناقضی را باید در تفاوت دیدگاههای سازمانها و مراکزی که نیاز به آمار دارند، جستوجو کرد. این تفاوت در دیدگاه نسبت به آمار را چگونه میتوان کاهش داد تا دیدی یکسان در تمام ارگانها نسبت به آمار و اطلاعات ایجاد شود. آیا این تناقضها به علت نبود تعاریف روشن و دقیق از محصولات اطلاعاتی است؟ آیا جای نوعی نیازسنجی اطلاعاتی اصولی و هماهنگی لازم میان واحدهای گوناگون سازمانها خالی است؟ و مهمتر اینکه آیا مکانیزمهای کنترل برای پالایش آمارها و اطلاعات به خوبی عمل نمی کنند؟
بهطور کلی برای حل مشکلات آماری کشور و رفع تناقضهای احتمالی باید راهکارهای اساسیتر یافت شود. اگرچه سوابق عملکردی دولت و نیز مراکز آماری کشور پس از پیروزی انقلاب نشان می دهد توجه به رفع مشکلات آماری چه از نظر محتوا و چه ساختارها وجود داشته است اما در هرحال امروز نظام آماری ما دچار نوعی نابسامانی در تولید ونشر آمارها شده است تا آنجا که واحدهای آماری متعدد در وزارتخانهها و سازمانهای دولتی مستقلا به تولید آمار می پردازند و از نوعی هماندیشی و همکاری با یکدیگر دور شدهاند. بنابراین باید پرسید که عوامل بروز چنین رفتارهایی چیست و چگونه می توان آنها را حذف کرد. پیش از پرداختن به عوامل موردنظر باید اشاره شود که دانشگاههای ما بویژه دانشکدههای مدیریت، اقتصاد و مهندسی که دروس آماری در آنها تدریس می شود نقش مهمی در تربیت مدیران آینده کشور ایفا میکنند. پس درس آمار نخست باید از حالت کلاسیک و انبوه فرمولهای پیچیده و آزمونهای پیچیدهتر خارج شود سپس دانشجویان باید در دورههای آماری که کاربردیتر باشند حضور یابند. این دورهها باید با زبانی رساتر اما کاربردی تدریس شوند تا دانشجویان با مسایل آماری ملموستر برخورد نمایند.
رشد بخش خصوصی برای تهیه آمارهای دقیق و باارزش نیز نشانه دستیابی به این دیدگاه است که جامعه ما نیز می تواند و باید به نقطه ایدهآل در تهیه آمارهای صحیح و بهنگام برسد. بنابراین پیشنهادهای زیر را می توان مطرح ساخت:
- توسعه دستورالعملها و رویه ها مناسبتر که به تصویب یک نهاد رسمی آماری رسیده باشند.
- آموزش نیروهای انسانی متخصص در زمینه مدیریت اطلاعات.
- توسعه هرچه بیشتر فرهنگ آماری در جامعه و ارتقای بینش آینده نگری و تفکر برنامه ریزی مدیران.
- طراحی و اجرای هرچه بهتر یک نظام آماری براساس استراتژیها و اهداف آینده.
- برپایی دورههای آموزشی و فرهنگی توسط ارگانها و سازمانها برای کارکنان، کارشناسان و مدیران.
- ایجاد و توسعه هرچه بهتر نظام انفورماتیک جامع توسط نهادها و سازمانهای جامعه مدیریتی و مهندسی.
بهنظر می رسد لازم است تا سیستمهای اطلاعاتی موجود در بنگاههای اقتصادی نظاممندتر شوند تا پردازشها و انتقال آمار و اطلاعات به سایر نهادها منطقیتر شود.
از سوی دیگر آمارها چنانچه از نظر محتوا دارای ارزش و غنای کافی بوده و از ابهام دور باشند، نتایج مثبتتری را در انجام کارهای تحقیقاتی و پژوهشی برجای خواهد گذاشت.
پس برای رهایی از مشکلات موجود آماری باید نظام آماری ما مدونتر شود تا میزان خطاهای آماری کاهش یابد وبا کمترین هزینه و حداکثر سرعت و دقت و درستی بتوان آمارها را بهدست نیازمندان واقعیشان رساند. تا زمانی که در سازمانها سیستم های اطلاعاتی مناسب رشد و توسعه نیابند، دستیابی به محصولات اطلاعاتی مفید و موثر نیز امکانپذیر نخواهد بود. از جمله گرفتاریهای بزرگ عدم بهرهبرداری درست از آمارها و اطلاعات، نبود باور درست یا نبود دانش برخی مدیران نسبت به اهمیت اطلاعات و ضرورت بهرهبرداری از اطلاعات در تصمیمگیریهای حساس است.
نتیجه گیری
آنچه مسلم است این است که آمار در هر دو عرصه مدیریت کلان کشور و مدیریت خرد بنگاههای اقتصادی کشور، کاربردهای فراوان دارد و استفاده از تکنیکهای آن امکان برنامهریزیهای درست و دقیق و اصولی را فراهم می سازد.
در کشورهای توسعه یافته امروز، آمار از اساسیترین ابزارهای تصمیمگیری است. تمام لوایح مجالس و تمامی بخشنامههای وزارتخانههای کشورها قبل از هرچیز متکی به مطالعات کارشناسی است که آمار از جمله ابزارهای چنین مطالعاتی است. بیتردید در کشور ما نیز چنین بوده و نقش پررنگ آمارها بهخوبی نمایان است. آنجا که مدیر ارشد یک بنگاه به برنامهریزی فعالیتهای بنگاه خود میپردازد. او نیازمند شناخت واقعی از محیطهای درونی و بیرونی شرکت است تا بتواند براساس این شناخت تصمیمات راهبردی بنگاه را اتخاذ نماید. مدیریت ارشد سازمانها نیز براساس گزارشهای کارشناسی شده مبتنی بر آمارها قادرند تا تصاویر درستی از سازمانهای خود ترسیم نمایند و سازمان را به بهترین روشها رهبری کنند. بنابراین علم آمار از اساسیترین علوم موردنیاز مدیریت است تا تصمیمات کابردی و اثرگذارتر براساس روند مثبت سازمانها و حتی جامعه گرفته شوند.
آمار توصیفی یا استنباطی؟
اطلاعات به مثابه محمل و مبنای هر نوع تصمیمگیری عقلایی، از اهمیت ویژهای برخوردار است، چرا که بدون تکیه بر اطلاعات جامع و موثق، کلیه پیشبینیها و برنامه ریزیها برپایه حدس و گمان خواهد بود و بدیهی است در این صورت، محقق شدن آنها، بستگی تام به شانس و تصادف خواهد داشت. بدین ترتیب، آشکار می شود آنچه موفقیت تصمیمگیریها را تضمین می کند، پیش از هرچیز دسترسی به اطلاعات، جامعیت، صحت و دقت آنهاست. مدیران، به عنوان برنامه ریزان و تصمیمگیران نهایی در بنگاههای اقتصادی، مهمترین گروه استفادهکننده از اطلاعات هستند که بااتکاء به اطلاعات و کاربرد صحیح آنها می توانند فعالیتهای بنگاه را قرین توفیق سازند. آنچه باید مورد توجه مدیران قرار بگیرد، این نکته است که جمعآوری و نگهداری اطلاعات امری است مهم، ولی مهمتر از آن، چگونگی واستفاده بهموقع از اطلاعات است، زیرا هدف از گردآوری اطلاعات، زمان و روش بهکارگیری آنهاست. در غیراین صورت، مدیر با مجموعهای از اطلاعات روبرو خواهد بود که تنها ناظر بر فعالیتها و تصمیمگیریهای وی است و نه موثر بر آنها.
در دنیای کنونی که «عصر اطلاعات» نام گرفته است، فقدان اطلاعات و عدم استفاده از آن، بیش از آنکه تنها یک کمبود باشد، یک نقص است. بنابراین داشتن روش و نظم منطقی در گردآوری و نگهداری اطلاعات از دو بعد، خرد و کلان مطرح است. بدین مفهوم که هریک از بنگاههای اقتصادی، علاوهبر اینکه موظف به جمعآوری و نگهداری اطلاعات مربوط به فعالیتهای خود هستند، وظیفه انتقال و ارائه اطلاعات مورد نیاز سازمانهای متولی جمعآوری اطلاعات در سطح ملی را نیز دارند. یعنی یک بنگاه اقتصادی هم مولد اطلاعات است و هم استفادهکننده از اطلاعات. بنابراین، هرگاه نقش خود را در تولید اطلاعات به درستی ایفا نکند، به هنگام استفاده از آنها، دچار مشکل خواهد شد. از سوی دیگر دولت (در قالب سازمانها و مراکز ایجاد آمار و اطلاعات) نیز، ضمن تدوین روشهای جمعآوری اطلاعات، باید اقدام به جمعآوری اطلاعات مورد نیاز کشور کند تا مبنای برنامه ریزیهای کلان قرار بگیرد. به سخن دیگر، این مهم، با همکاری و مساعدت دولت و بنگاههای اقتصادی امکان پذیر خواهد شد.
شایان ذکر است، «اطلاعات» مفهومی فراتر از «آمار» دارد و می تواند هم کیفی و هم کمی باشد. بنابراین، هرقدر بتوان اطلاعات را از حالت کیفی خارج کرد و در قالب اعداد و ارقام نشان داد، تحلیلهای مبتنی برآنها، به دور از هرگونه سلیقه و اعمال نظر شخصی، قابلیت اطمینان بیشتری خواهد داشت.
در بستر تکامل و توسعه کشور که نیاز به اطلاعات و آمار بیشتر احساس می شود آمار و اطلاعات جایگاه مستحکمتری را در تشکیلات دولت بهدست می دهد. نکته اساسی این است که این روند تکاملی برای نظام آماری کشور کند به نظر می رسد و لازم است تا دولت بیش از این در زمینه مذکور سرمایهگذاری و سازمانهای مربوط را تقویت نماید.
شاید یکی از تنگناهای نظام آماری ما وضعیت شبه بازار آمار باشد که موجب محرومشدن بسیاری از اندیشمندان و پژوهشگران از برخی آمارها می شود.
باتوجه به اینکه یک تحلیلگر باید با بررسی آمارهای موردنظر خود، شرایط زمان گردآوری و تحلیل آنها را مدنظر قرار دهد، باید بپذیریم که درجه توفیق آمارها طی زمان افزایش می یابد. آنچه مسلم است، بنگاههای اقتصادی و سایر سازمانها برای پیشبرد اهداف خود باید تصمیمات عقلایی اتخاذ کنند و اتخاذ چنین تصمیماتی متضمن منافع سازمانی مبتنی بر آمار و اطلاعات اطمینانبخش است، چنین آمار و اطلاعاتی که درست و بهموقع باشد، می تواند مخاطرات انواع ریسکها را کاهش داده و زمینه ساز تصمیم گیریهای دقیق مدیریت گردد. به عبارت دیگر سازمانها و شرکتهایی که تصمیمات مدیریت در آنها مبتنی بر اطلاعات و آمار صحیح است، از یک مزیت نسبی نسبت به رقبای خود برخوردارند.
بهطور کلی، آمار دونقش اساسی را ایفا می نماید، اول نقش توصیفی که وضع موجود را بیان می کند و تصویری عددی از وضعیت موجود ارایه می دهد و دوم کاربرد استنباطی است. که همراه با پیشبینی است، مثلا اینکه برای 5 سال آینده چه مقدار فضای آموزشی برای کل تعداد دانشجویان کشور مورد نیاز است؟ بنابراین آمارها پیش نیاز تصمیمسازی و تصمیمگیری است و مدیران اگر بخواهند براساس اصول علمی حرکت کنند باید از علم آمار کمک بسیار بگیرند.
علم آمار شاخهای مهم از دانش و معرفت بشری بیان می شود که در پیشبرد سایر علوم، بویژه در مراحل تخصصی و تحقیقاتی نقشی بسیار مهم و تعیینکننده ایفا می نماید.
مقایسه کمی و کیفی آمارها و اطلاعات تولیدشده در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه مبین این واقعیت است که میزان توسعه کشورها، با حجم و گستردگی نظامهای تولید و انتقال آمار و اطلاعات ارتباط خاص و تنگاتنگ دارد. پس میتوان گفت چگونگی تولید و انتقال آمار و اطلاعات یکی از شاخصهای توسعه یافتگی کشورها به شمار می رود.
امروز اداره جوامع مدرن هم برپایه انواع اطلاعات و آمار استقرار یافته است. بهنگام بودن اطلاعات و موثق بودن آمارها، نزدیک بودن زمان انتشار آمار را به دوره آماری مربوطه نشان می دهد که این بر کارایی مناسب عملکردها دلالت دارد. می دانیم که در جوامع توسعه یافته پدیدههای اقتصادی و اجتماعی بسیار سریع تحول می یابند پس اطلاعات و آمار بهعنوان ابزارهای تصمیمگیری نیز اعتبار خود را سریعا از دست می دهند، تجربه جهانی نشان داده است که باتوجه به سرعت رشد فناوریهای ارتباطی و اطلاعاتی، بسیاری از جوامع، چنانچه خطمشی های خود را با تحولات سریع سایر جوامع و سرعت تحول تکنولوژیهای اطلاعاتی هماهنگ نسازند، بی تردید از صحنه رقابت خارج و دوره افول خود را آغاز خواهند کرد.