خاطرات جوانی

خاطرات وتجربیات جوانی

خاطرات جوانی

خاطرات وتجربیات جوانی

سخنی با دانشجوی جدیدالورود

امروز دانشجویان جدید به دانشکده آمدند .اتفاق جالبی افتاده است .ظرفیت پذیرش دانشجوی رشته ما ۴۰ نفر است .هرسال بیش از ۳۵ نفر دختر وچندتایی هم پسر قبول می شدند ولی امسال ۲۰ نفر از پسر ها قبول کرده اند ! جای تشکر دارد که آقایان هم زحمت کشیدند و رشته دکتری قبول شدند .

محیط دانشگاه ومحیط دبیرستان تفاوت هایی دارد که لازم است دانش آموزان دیروز ودانشجویان امروز به آن توجه کنند :

دانشگاه محیط وسیعتری است که آشنایی با آن زمان بیشتری را می طلبد .

انتظارات هرکس از دانشگاه می تواند متفاوت باشد .هرچه این تفاوت دیدگاه قبل وبعد از ورود کمتر باشد ساز گاری زودتر انجام می شود .

در دانشگاه تفاوت های فرهنگی بین ورودی ها بسیار زیاد است در حالی که در دبیرستان به این شدت نیست و عادی شدن نیاز با زمان بیشتری است .

فعالیت وتکالیف در دانشگاه با دبیرستان بسیار متفاوت واز نظر حجم بسیار زیادتر است 

منابع ومتون درسی برای یک درس گاهی به چند کتاب می رسد .

در دانشگاه دانشجو محوری حاکم است نه معلم محوری.دانشجو باید درس بخواند

نظارت خانواده بسیار کمتر شده ودر مقابل نظارت ومدیریت فرد بر خودش افزایش می یابد .

مجموعه این عوامل می تواند برای دانشجو مشکل آفرین باشد که بهتر است با دقت وظرافت ودر نظر گرفتن این نکات در ترم اول بر مشکلات فائق آمد

چندتا جک ولطیفه خوش باشید

زن ترکه میگن چه جوری از حاملگی جلوگیری می کنی؟میگه با پیت حلبی !!میگن چه جوری؟میگه آقامون قدش کوتاهه میره رو پیت حلبی وامیسته وقتی موقعش شد ، میزنم زیر پیت !

 به ترکه میگن محصول پیوند درخت پسته با زیتون چیه؟میگه پستون !!

لره میشه پیش خیاط میگه یه شلوار سی مو یدوزی که سه لنگ داشته بوا خیاط: سی چی سه لنگ؟میگه : 2 تاش سی دو لنگوم یکیش سی شلنگوم

جاسم تو مهمونی میگوزه از خجالت دعا میکنه خوابش ببره بعد از 3000 سال بیدار میشه میره نونواییه سکه میده طرف میگه این که مال دوره جاسم گوزو ء

کرده سوار هواپیما بوده مهماندار میگه کمربندها رو ببندید . کرده می گه : مال من کش داره بازم ببندم

اس ام اس

بدلیل بالا رفتن قیمت سکه فردا روز جهانی به اجرا گذاشتن مهریه میباشد.
به این فکر کنید که دیه ارزانتر از مهریه است

دوست خوب مثل سوتین می‌مونه، نزدیک‌ترین چیز به قلبته، بهت اعتماد به نفس میده، ازافتادنت جلوگیری می‌کنه و همیشه سر بالا نگهت می‌داره

اولین چیزی که بهش دل بستم تو بودی بدون تو آروم نداشتم می دونستم اگه تو نباشی گریه ام می گیره و بدون تو شبها خوابم نمی بره دوستت دارم پستونک

 
به ترکه میگن تهران چه خبر؟ میگه : بیناموسی بیداد میکرد! مردا کرست زناشونو نصف کرده بودن زده بودن در دهنشون!!!

عربه میره پیش معشوقش، میگه: سکینه خانم! این جاسم دروغ میگه دوست داره، والله فقط میخواد کونت بگذاره! سکینه با عشوه میگه: تو چی عبود؟ عربه میگه: ولک من هم دوست دارم هم میخوام کونت بگذارم!

سوراخ عقبی به سوراخ جلویی میگه ببخشید ما اینقدر سروصدا داریم!! سوراخ جلویی میگه اختیار دارید. شما ببخشید ما اینقدر برو بیا داریم!!!

اس ام اس

من وفتی دلم می گیره میرم به ده ..... تو هم اگه دلت گرفت بیا بده

سازمان زبان و ادبیات اعلام کرد از این پس افتابه را به شرح زیر بنامیم : برای زن ها شیار شور برای مرد ها خیار شور

امروز روز جهانی پوکی استخوانه روزت مبارک کله پوک

خطبه عقد رشتی ها:"النکاح سنتی ' بعد کیف امتی"

 

دو تا ریاضیدان قزوینی داشتن کونشون رو بهم میمالیدن.ازشون میپرسن چی کار دارین میکنین؟میگن: داریم مخرج مشترک میگیریم!

از حجله عربه صدای جیغ میاد بیرون، همه دست میزنند و کل می‌کشند. عربه میاد بیرون میگه چه خبرتونه تازه نشونش دادم

به رشتیه میگن تو باغ تو دارن به زنت تجاوز میکنن . میگه اوه می بینی یک کلاغ کلاغ چهل کلاغ رو. به چهارتا درخت میگن باغ.

به ترکه میگن گوز چه شکلی ؟ میگه حلقه ای. میگن چرا ؟ میگه چون هر وقت زنم می گوزه می اندازه گردن من

اس ام اس

گفت بخواب رو تخت خوابیدم، گفت باز کن، باز کردم، داخل که کرد تو خیلی ترسیدم، خیلی درد داشت، کلی خون اومد ازم ، تحمل کردم، آخه میدونی…………………………... دفعه ی اولم بود که میرفتم دندون پزشکی !!

اون چیه که اولش «ک» داره آخرش «ر » داره تو هم زیرش بخوابی حال میکنی؟نمیدونی؟ ای بد فکر بی تربیت اون «کولر» ه دیگه

می دونی اگر دو تا هزار پا همدیگر را عاشقانه بغل کنند چی میشه ؟نمی دوونی ؟ خوب می شن ..زیپ

افتتاح تونل رسالت در روز زن بر شما مبارک باد! امید است که به یاری خدا برج میلاددر روز پدر افتتاح گرد

ترکه کون درد داشته میره دکتر دکتر میگه باید کونتو بزاری روی برف تا خوب بشه ترکه شب میزاره میره قزوین اونجا برف میومده ترکه جای کونشو مرتب عوض میکرده تا فردا که میاد از خونه بیرون میبینه که همه لباس مشکی پوشیدن میپرسه چی شده میگن هیچی دیشب که ما خواب بودیم یه گله کون اومدن از اینجا رد شدن ما نفهمیدیم

قزوینیه دوستشو برای بدرقه میبره راه آهن هرچی رفیقشو بوس میکنه میگه نه فایده نداره بخواب یه دور بکنمت

ترکه میره ترتیب یه زن رو بده کیرش کوچولو بوده به کیرش چوب وصل میکنه وسط کار چوبه میشکنه زنه میزنه زیر خنده میگه کیرت چوبی بود ترکه میگه نه چوبش کیری بود

به آبادانیه خبر میدن بابات مرده میگه آخ جون از فردا تیریپ مشکیه

ترکه موبایل میخره صفرشو میبنده

به عربه تو اهواز میگن کجا میشینی میگه ولک هر جا که خسته شدم

سه تا اصفهانی مسابقه زیر آبی میزارن که هر کی زودتر اومد بیرون برقیه رو پیتزا مهمون کنه هر سه تا شون خفه میشن میمیرن

ترکه پسرش رفته بوده زیر ماشین با سنگ میزنه درش میاره

تو آبادان مسابقه تقلید صدای داریوش بر گزار میشه داریوش چهارم میشه

یه شب تلویزیون داشته فیلم سینمایی خانه کوچک رو نشون میداده یارو به زنش میگه شب بخیر لورا تو لرستان همه تلویزیون هاشونو خاموش میکنن میرن میخوابن

به ترکه میگن خر بهتره یا گاو ؟ میگه گاو میگن چرا میگه آخه کسی که از خودش تعریف نمیکنه

به ترکه میکن یه معما بگو :میگه اون چیه که درازه زرده موزه

ترکه سنگ میندازه تو صندوق صدقات میگن این چی کاریه که میکنی میگه میخوام به فلسطینی ها کمک کنم

عربه میره تو مغازه به طرف میگه ربععععععع دارین میگه آره ولی نه به این غلیظی

ترکه از ساختمون ده طبقه میافته پایین مردم دورش جمع میشن میگن چی شده میگه نمیدونم منم تازه اومدم

یه ترکه جیر جیر کی رو می گیره تا صبح رو غن کاریش میکنه

ترکه نوشابه میخره گازشو میگیره میره شمال

یه شب ترکه بالا پشت بوم می خوابه سردش می شه پا می شه در پشت بومو می بنده

عربه میخواسته بره سوار هواپیما بشه بسیجیه شروع میکنه به بازرسی بدنی و وقتی میرسه به ساق پای عربه میبینه یه چیز مشکوک زیر شلوار عربه هست میپرسه : کلاشه عربه میگه : نه وولک کلّشه

تهرانیه و ترکه و عربه شرط بندی می‌کنن که آب که بیشتره!‌ اول تهرانیه می‌زنه، آبش میشه یک ته استکان. بعد ترکه می‌زنه: آبش میشه یک نصفه استکان. نوبت عربه میشه، یک مک می‌زنه به کیرش، میگه: ولک اون دبه رو بیار

عربه میره داروخونه، میگه: ولک یک بسته کاپوت بده. طرف میگه: چه سایزی؟ عربه میگه: من سایز مایز حالیم نیست، یک بسته کاپوت میخوام! خلاصه بعد از یک ربع کلنجار، آخر قرار میشه آقای دکتر یک دست به معاملة طرف بزنه و سازش رو در بیاره، فقط به شرط اینکه روشو اونور کنه تا عربه خجالت نکشه!! خلاصه جناب دکتر معاملة آقا رو میگیره دستش، داد میزنه: پسر یک بسته کاندوم سایز 2 بیار.. نه نه واستا.. یک بسته کاندوم سایز 3 بیار... نه نه..سایز 4.... پسر یک دستمال بیار

عربه پشت اتاق مخصوصِ نوزادان واستاده بوده و داشته بچه‌ها رو تماشا میکرده، یک بابایی ازش میپرسه: ببخشید، بچة شما کدومه؟ میگه: اون دوتا ردیف بالایی

مردی بدهی و قرض زیاد داشت رفت ماشین مدل بالا خرید! زنش پرسید : آخه مرد با این وضعی که ما داریم چه وقت ماشین مدل بالا خریدن بود؟ مرد گفت : ماشینو خریدم تا سریع تر بتونم از دست طلبکارها فرار کنم!!!

غضنفر ماه رمضان زولوبیا گرفته بود و گذاشت رو طاقچه و بعد مشغول نماز شد. یه دفعه متوجه شد پسرش سراغ زولوبیاها رفته. موقع قنوت گفت : ربنا آتنا فی الدنیا الحسنه ... کسی به زولوبیا دست نزنه!

عربه خایه هاش درد میکرده میره دکتر دکتر میگه آقا بکش پایین بینم عربه هم میکشه پایین بعد دکتره میبینه که شومبول عربه خیلی درازه و جلوی دستو پا رو میگیره هو نمیزاره که دکتره معاینه کنه . خانوم منشی رو صدا میزنه و میگه که سر شومبول آقا رو بگیر برو اون اتاق تا من کارمو انجام بدم . منشیه هم که تیکه توپی بوده سر شومبول عربه رو میگیرهو میره اتاق بقلی . دکتره داشته معاینه میکرده که میبینه عربه هی حالی به حالی میشه و رنگ عوض میکنه، میگه آقا چتونه ؟ عربه میگه : من هیچی ولی فکر کنم سر شومبولم داره یه جایی یه کوس توپ میزنه

رشتیه عروسی می‌کنه، شب اول با خانوم میرن تو حجله. فردا رفقا ازش می‌پرسن، خوب چطور بود؟ حال داد؟! میگه:‌ اَووو! نخیر، کار یه شب و دو شب و یه نفر دو نفر نیست

عربه زنشو واسه زایمان بچة هفتم برده بوده بیمارستان، بعد از یک مدت یک پرستار میاد، آروم بهش میگه: یک خبر بدی براتون دارم. متاسفانه بچه عقب افتاد‌ه‌ست. عربه میگه: ولک خودشو ناراحت کن! شیش تاشون از جلو افتادن هیچ گهی نشدن، بگذار این هفتمی از عقب بیافته شاید یک گهی شد

 عربه نمی دونسته توی حجله چه کار بایدبکنه رو همین حساب عبود یه موبایل بهش میده تا با اون بتونه راهنماییش کنه . خلاصه وقتش که می رسه عربه زنگ می زنه و می پرسه چه کار کنم ، عبود هم بهش میگه اول لختش کن بعد بیا ازش لب بگیر و بیا پایین تا برسی به سینه . اونجارو که مالش دادی میای یک وجب پایین تر از ناف یه سوراخی هست درسته ؟ عربه هم میگه آره . میگه حالا اونی رو که من و تو داریم و خدیجه نداره بکن تو اون سوراخ . عربه هم موبایل رو ور میداره میکنه تو اون سوراخ

عربه سوار تاکسی میشه، میشینه کنار یک دختره آخر تیکه. یک مدت میگذره، برمیگرده به دختره میگه: ببخشید خواهر، یک سوال جنسی داشتم! دختره میگه:خفه شو کثافتِ نکبت! باز یک مدت میگذره، باز عربه میپرسه: ببخشید، میتونم یک سوال جنسی بپرسم؟! دختره میگه: گمشو سوال جنسی رو برو ازون ننة قحبت بپرس! خلاصه عربه اونقدر گیر میده تا آخر دختره حوصلش سر میره، میگه: بپرس ببینم چه مرگته؟! عربه میگه: شرمنده خواهر، جنس این شلوارتون چیه؟

عربه میره آزمایش خون بده، پرستاره هرچی می‌خواسته با سرنگ خون بکشه، نمی‌تونسته. بالاخره مجبور میشه انگشت سبابه یارو رو سوراخ کنه تا خون بیاد، ولی باز خونی در نمیاد. بالاخره مجبور میشه با دهن یک مک بزنه تا یکم خون بریزه رولام. عربه خیلی خوشش میاد، میگه: ببخشید خانم فردا دوباره شما ازمایش میگیرید؟ پرستار میگه: چطور مگه؟ عربه میگه: آخه فردا من آزمایش ادرار دارم

یه یارو میخواسته به گاوش تجاوز کنه، گاوه میگه: ما، ما! یارو میگه: خفه‌شو، اول ما، بعد تو

 

چند لحظه شاد باشید

روز تو کوچه دیدمت و عاشقت شدم، فرداش توی خیابون دیدمت و دیوونه‌ات شدم، امروز توی اتوبان دیدمت، خدا آخر و عاقبتم رو به خیر کنه، عجب 206ی هستی!

 میدونی فرق تو با جاده چیه؟ جاده رو باید خیلی رفت تا به آخرش رسید، ولی تو همینجوری آخرشی!

ماشین نوشته :زمان تنها ماشینی است که ترمز ندارد (کامیون)

شده تا حالا کابوس ببینی، از خواب بپری و کلی خوشحال بشی که کابوس بوده؟ شده بزرگترین آرزوهاتو تو خواب ببینی، از خواب بپری و حالت گرفته بشه؟ خوب، این به اون در!

بوسه تنها تصادفی است که پلیس ندارد و آغوش تنها پارکینگی است که جریمه ندارد، پس میای توی پارکینگ تصادف کنیم؟

soq soq soq soq soq soq soq soq soq soq soq soq soq soq soq همه اینها مال شماست،‌ به شرطی که گوشیتو برعکس بگیری!

من آزاد دادم، یعنی چاره‌ای نداشتم، مجبور بودم، آخه بهش نیاز داشتم! کاشکی تو هم میومدی تا با هم میدادیم، ولی اشکال نداره، خودت رو آماده کن برای سال دیگه، برای یک دانشگاه دولتی!

تو گلی مثل گل‌های قشنگ قالی، تو به ظرافت تار و پود فرشای زیبایی ایرانی، اصلا تو خود فرش پاتریسی، همون که یه تخته‌اش کمه!

میگن: «دل آدم، اندازه مشت‌شه»، پس چطوری یه دریا خوبی یه دنیا مهربونی، یه آسمون عشق، و یه کهکشون محبت، تو دل «تو» جا میگیره؟

 
به من میگفت : آنقدر دوست دارم که اگر بگویی بمیر می میرم . . . . . . . باورم نمی شد . . . . فقط برای یک امتحان ساده به او گفتم بمیر . . . ! سالهاست که در تنهایی پژمرده ام کاش امتحانش نمی کردم
 
 
همیشه انقدر ساده نرو و مگذر لااقل نگاهی به پشت سرت کن…! شاید کسی در پی تو می دود و نامت را با صدای بی صدایی فریاد میزند…! و تو… هیچ وقت او را  ...
 
ای دوست دلت همیشه زندان من است
آتشکده عشق تو از آن من است
آن روز که لحظه وداع من و توست
آن شوم ترین لحظه پایان من است
 
اشکی که بی‌صداست پشتی که بی‌پناست دستی که بسته است پایی که خسته است دل را که عاشق است حرفی که صادق است شعری که بی‌بهاست شرمی که آشناست دارایی من است ارزانی شماست