خاطرات جوانی

خاطرات وتجربیات جوانی

خاطرات جوانی

خاطرات وتجربیات جوانی

چهارشنبه پایان سال

 

 

در حیاط کوچک خانه ما
آتشی روشن شد
"زردی من از تو "
"سرخی تو از من"
از هزاران سال است
رسم نیک آیینی
خبر از فصل تحول دارد
هر چه غم شعله آتش ببرد
سینه از سردی بی رحم زمستان بدرد
اولین خواب بهاری که زمستان میدید
ترس را از بدن پاک طبیعت می چید
گرچه دشمن کوشید
که فراموش کنم رسم کهن
لیک بر جا ماند
مهر آیین بهی در میهن
"زردی من از تو"
"سرخی تو از من"
یاد قاشق زنی کودکی ام افتادم
بوی دستمال قشنگی که بمن مادر داد
و من انداختم از پنجره در خانه همسایه خود
و چه اندازه سخاوت دیدم
یاد آن روز گرامی بادا

شعر از عاکف م

چهار شنبه سوزی

متاسفانه چند سالیست که سنت خوب ایران باستان در چهارشنبه سوری تبدیل به عامل ترس و وحشت هموطنان بویژه افراد مسن شده است . در گذشته دور در این روز با روشن کردن آتش و ایجاد گرما فرارسیدن گرمای طبیعت را جشن می گرفتند .متاسفانه در سال های اخیر در اثر کم توجهی به این ایین باستانی شاهد تغییر این فرهنگ وجایگزینی فرهنگ خشونت به جای فرهنگ مهربانی هستیم .امید که با تلاش همگانی بتوانیم فرهنگ خوب ایرانی را احیا کنیم .

چهارشنبه آخر سال

امروز خیلی مراقب

 

 خود

 

 

 

 

 

 وخانواده باشید.

 

 

سرخی تو از

 

 

 

من     زردی من از تو

 

 

 

(خطاب به آتش) .