پس قبل از اینکه بتواند به مقصودش برسد و خواسته اش را مطرح نماید , شما پیش دستی کنید و به او بگویید :عزیز تر از جانم , یکم پول داری بهم قرضی بدی ؟
2- چنانچه درست چند روز مانده به روز زن , همسرتان به بهانه های واهی شما را به خیابان می کشاند و در حالی که مشغول قدم زدن از جلوی یک طلا فروشی هستید , از علاقه شدیدش به گردنبند طلای چند کیلویی ! پشت ویترین با شما صحبت می کند , کاملا مطمئن باشید و ذره ای شک به خود راه ندهید که همسرتان از حربه ای غیر مستقیم استفاده کرده و منظورش این بوده که روز زن که هدیه تان را باز می کند داخل هدیه با این گردنبند مواجه شود .
پس شما هم کاملا نرمال و با کمال آرامش به او بگویید : « عزیزم من واقعا از این مردایی که روز زن به همسرهاشون طلا و جواهرات هدیه می دن متنفرم چون می خوان ارزش زن رو با پول قیاس کنن . به نظر من نفس عمل مهمه و با یک شاخه گل هم می شه اونو نشون داد . مگه نه ؟»
3- چنانچه لحظه ای که از سر کار می آیید و درب منزل را باز می کنید , بر خلاف روزهای گذشته با عطر دلنگیز خورش قرمه سبزی که در فضای منزل منتشر شده مواجه می شوید و صدای همسرتان را از داخل آشپزخانه می شنوید که می گوید : «عزیزم امروز غذایی رو که دوست داری برات پختم» شک نکنید که همسرتان می خواهد از حربه نمک گیر کردن استفاده نماید و بعد از میل غذا حتما خواسته مالیش را مطرح خواهد کرد .
پس برای اینکه نمک گیر نشوید و محتویات جیبتان حفظ شود , جلوی شکمتان را بگیرید و بگویید : عزیزم من بیرون غذا خوردم.
4- چنانچه در ایام تابستان , قصد سفر به همراه همسرتان و با اتومبیل شخصی دارید , به طور یقین بدانید که طبیعت زن جوری است که اگر به او رو داده شود دلش می خواهد از هر شهر و روستا و دهستان و بخش و ده و دهکوره و .... که عبور می کند , مقادیری از سوغات آن دیار را برای اهل خانواده اش به ارمغان ببرد .
پس چنانچه می خواهید که سفر خوب و خوش و لذت بخشی را داشته باشید بدون اینکه پولی به سوغات داده باشید در ضمن از غرغر های همسرتان هم در امان بمانید , از همان ابتدای سفر , کمربند ایمنی صندلی همسرتان را طوری ببندید که کاملا از روی دهان او عبور کند و آنرا طوری قفل کنید که دیگر باز نشود .
5- و چنانچه روزی بعنوان یک نویسنده مشغول نوشتن یک چنین مطالبی برای صفحه سوسه بودید و مشاهده کردید که همسرتان با یک لبخند تصنعی و در حالیکه در یک دستش وردنه و با یک دست دیگرش یک ساتور حمل می کند و دارد به سمت شما می آید , مسلما همسرتان قصد دارد از حربه زور در مقابل شما استفاده نماید
پس بدانید و آگاه باشید که هیچ کدام از راهکارهای بالا در این لحظه به کمک شما نخواهد آمد و تنها راه فرارتان , پنجره پشت سرتان می باشد .
از من که گذشت ولی به شما نصیحت می کنم که همیشه به فکر چنین مواقعی باشید و هیچگاه در طبقات دوم به بالا خانه نگیرید !!!
دارم میرم مسافرت .چند روزی نیستم شاد باشید .
روز تو کوچه دیدمت و عاشقت شدم، فرداش توی خیابون دیدمت و دیوونهات شدم، امروز توی اتوبان دیدمت، خدا آخر و عاقبتم رو به خیر کنه، عجب 206ی هستی!
میدونی فرق تو با جاده چیه؟ جاده رو باید خیلی رفت تا به آخرش رسید، ولی تو همینجوری آخرشی!
ماشین نوشته :زمان تنها ماشینی است که ترمز ندارد (کامیون)
شده تا حالا کابوس ببینی، از خواب بپری و کلی خوشحال بشی که کابوس بوده؟ شده بزرگترین آرزوهاتو تو خواب ببینی، از خواب بپری و حالت گرفته بشه؟ خوب، این به اون در!
بوسه تنها تصادفی است که پلیس ندارد و آغوش تنها پارکینگی است که جریمه ندارد، پس میای توی پارکینگ تصادف کنیم؟
soq soq soq soq soq soq soq soq soq soq soq soq soq soq soq همه اینها مال شماست، به شرطی که گوشیتو برعکس بگیری!
من آزاد دادم، یعنی چارهای نداشتم، مجبور بودم، آخه بهش نیاز داشتم! کاشکی تو هم میومدی تا با هم میدادیم، ولی اشکال نداره، خودت رو آماده کن برای سال دیگه، برای یک دانشگاه دولتی!
تو گلی مثل گلهای قشنگ قالی، تو به ظرافت تار و پود فرشای زیبایی ایرانی، اصلا تو خود فرش پاتریسی، همون که یه تختهاش کمه!
میگن: «دل آدم، اندازه مشتشه»، پس چطوری یه دریا خوبی یه دنیا مهربونی، یه آسمون عشق، و یه کهکشون محبت، تو دل «تو» جا میگیره؟
این روزا خیلی ها شاید بیش از یک میلیون نفر درگیر انتخاب رشته هستن .میخان بیان دانشگاه .جایی که من ۲۳ ساله با اون سروکار دارم .دوست دارم تجربه های خودم رو به شما تقدیم کنم .شاید به دردتون بخوره .
من الان تو دانشگاه نشسته ام شاید بیش از ۲۰ سال قبل وارد دانشگاه شدم .دانشجو شدم والان در دانشگاه تدریس می کنم .اول به شما بگم .شما الان دارید رشته ای رو انتخاب میکنید که شاید تا آخر عمر شما رو به اون عنوان صدا کنند .شما دارید برا خودتون اسم انتخاب می کنید . دارید برا خودتون شغل انتخاب می کنید .برا خودتون عنوان انتخاب میکنید .اصلا شما دارید الان جواب بچه های خودتون رو در آینده انتخاب می کنید که والدین شما چه کاره اند ؟
پس ارزش داره یه کم بیشتر توجه کنین .ارزش داره این همه مسائل مربوط به خودتون رو مجانی به دست یه غریبه نسپارین .لااقل خودتون هم سهمی داشته باشین .
همه دانشجوها بعد از دوترم اذعان دارن بهترین زمان درس خوندن پشت کنکور بوده چون دانشگاه خیلی سخت تره .پس اگه حال درس خوندن ندارین بیخودی رشته سخت رو نزین .میدونین چقدر از قبولی های کنکور بعد از قبولی از دانشگاه اخراج میشن ویا میرن به رشته های پایین تر .پس چرا عمر خودتون رو هدر بدین .اگه از یه کاری خوشتون نمیاد بیخودی برا عنوانش رشته رو نزین .
اگه حوصله دوری از پدر ومادر رو ندارین شهرهای دیگه رو نزنین بعد یه عمر بدوید دنبال انتقالی ومنت کشیدن مگه اینکه پارتی داشته باشین .هر رشته ای که میزنین شاید قبول شین .فکر کنین اگه قبول شدین ارزش خوندن برا شما داره یا نه ؟ اگه علاقه ندارین این کارو نکنین .با بزرگترا مشورت کنین ولی این تصمیم مهم زندگی رو خودتون بگیرین .اگه فرصت دارین با دانشجوهای رشته مورد علاقه خودتون مشورت کنین .از دانشگاه هایی که انتخاب می کنین اگه می تونین بازدید کنین .می ارزه چون چند سال از عمرتون میخاد اونجا صرف بشه .(البته اگه میخاین از دست پدر ومادرها هم در برین فرصت خوبی برین دورترین شهر ممکن )
توی اتخاب رشته سعی کنین رشته ها رو خوب بشناسین .مثلا اگه اول یه رشته کارشناسی بزنین بعد یه رشته دکتری مثل اینکه دارین جک می نویسین چون یا کارشناسی قبول میشین واگه نشین محال که دکترا قبول شین .مفت ومجانی فرصت انتخاب رو حروم نکنین.تو رشته های تجربی اگه راهنمایی بخاین امروزوفردا میتونم کمک کنم .چون بعدش عازم سفرم وتا ۲۱ مرداد نیستم .
برا همه کنکوری ها آرزوی قبولی توی رشته مورد علاقه شون رو دارم به شرطی که کاملا رشته را بشناسن