خاطرات جوانی

خاطرات وتجربیات جوانی

خاطرات جوانی

خاطرات وتجربیات جوانی

زلزله در تهران

  زلزله تهران  
برای بررسی زلزله تهران باید دو مورد لرزه خیزی شهر تهران و آسیب های وارده بر شهر تهران در اثر زلزله را مورد بررسی قرار داد.
 

۱. زلزله خیزی تهران و گسل های آن :
تهران از کوهپایه های جنوبی البرز آغاز می شود و تا دشت ری امتداد پیدا می کند . در کوهپایه تهران با دو فرونشست و سه رشته بلندی مواجه هستیم :
بلندی ها :
۱. سعادت آباد ، شمیران ، دزاشیب
۲. تپه های امانیه ، الهیه ، قیطریه ، فرماینه
3. طرشت ، عباس آباد
فرونشست های :
۱. اوین ، تجریش ، نیاوران
۲. داوودیه
بلندهای شماره یک یعنی سعادت آباد و شمیران و دزاشیب توسط گسل نیاوران روی فرونشست اوین تجریش رانده شده است ، بلندی های شماره دو یعنی امانیه ، الهیه ، فرمانیه توسط گسل محمودیه از شمال بروی فروشست های اوین تجریش نیاوران قرار گرفته اند ، این تپه ها از سمت جنوب بروی فرونشست داوودیه قرار می گیرند ، بلندی های طرشت و عباس آباد از سمت شمال بوسیله گسل داوودیه بروی فرونشست داوودیه رانده شده اند .
و اما در سطح دشت تهران تا ری با فرونشست بزرگ ری مواجه هستیم که در آن گسل های معروف ری و کهریزک قرار دارد .
۱۲. گسل اصلی تهران :
گسل مشا - فشم ، گسل شمال تهران ، گسل نیاوران ، گسل تلو پایین ، گسل محمودیه ، گسل شیان و کوثر ، گسل شمال ری ، گسل جنوب ری ، گسل کهریزک ، گسل گرمسار ، گسل پیشوا ، گسل پارچین البته گسلهای فرعی زیادی در سطح شهر تهران موجود می باشد مانند نارمک ، شادآباد ، داوودیه ، عباس آباد ، باغ فیض و ...
با توجه به تعداد بسیار زیاد گسل ها در سطح تهران و سوابق تاریخی فعالیت این گسل ها به این نکته که روزی نه چندان دور تهران با زلزله عظیم مواجه خواهد شد پی می بریم ، در سوابق تاریخی شهر تهران زلزله های بزرگی مانند زلزله ۱/۷ دماوند در 1830 ، ۲/۷ ریشتری سال 1117 میلادی در کرج ، 7/7 ریشتری طالقان در سال 958 میلادی ، ۱/۷ ریشتری ری در سال 855 میلادی و بسیاری دیگر زلزله های بالای 7 ریشتر در تاریخ شهر تهران ثبت شده است . دوره بازگشت زلزله های تهران در حدود 150 الی 200 سال می باشد ، بخاطر اینکه از آخرین زلزله نیرومند بیش از 170 سال گذشته است خطر زلزله در تهران بسیار بالا می باشد .
 

۲. آسیب های وارده بر شهر تهران :
بصورت تیتروار می توان آسیب ها را بصورت زیر بیان کرد
ریزش ساختمان های مسکونی ، تجاری ، اداری - قطع و خرابی لوله های آب و گاز - قطع شبکه برق -خرابی و مسدود شدن راهها و پلها
بیشتر ساختمان های شهر تهران جزو ساخت و سازهای قدیمی می باشد که مقاومت چندانی در برابر زلزله ندارند و حتی در میان ساخت و سازهای جدید بعلت سودجویی و ساخت وسازه های غیرمجاز بیشتر این ساختمانها در برابر زلزله پایدار نخواهند بود ، حتی در بسیاری از ساخت و سازهایی که در آن اصول مهندسی عمران و پایداری در برابر زلزله را رعایت کرده اند بخاطر پدیده هایی چون روانگریی بعلت بالا بودن سطح تراز آب در شهر تهران و نوع خاک بعضی مناطق شاهد خرابی ساختمانها بر اثر زلزله خواهیم بود.
 

سطح آب های زیرزمینی و مشکل زلزله در تهران :
شاید یکی از مهم ترین عوامل خرابی در زلزله پدیده روانگرایی در خاک در زیر پی سازه ها می باشد ، بعلت اینکه جلوی خرابی سازه بر اثر نیروی افقی زلزله را می توان با تدابیری گرفت ، اما در خاک های ماسه ای و از آنجایی که بیشتر خاکهای سطح شهر تهران از نوع آبرفتی و ماسه ای می باشند بعلت عدم وجود کانال های فاضلاب و بالا آمدن سطح تراز آب ، لایه ای سست ماسه ای و اشباع از آب را تشکیل داده است که بر اثر زلزله این لایه حالت خمیری گرفته و ساختمانی که حتی بر اثر نیروی افقی زلزله خراب نمی شود را در خود واژگون می کند و ساختمان بر حسب میزان زلزله کج یا کاملا" واژگون می شود . این مسئله از آنجا مهم است که در قسمت های جنوبی تهران تراکم جمعیت بسیار بالا می باشد و همینطور سطح تراز آب های زیرزمینی بسیار بالا بوده ، بطوریکه در بعضی مناطق مانند بازار با کندن زمین تا عمق 5 متر به آب خواهیم رسید . بهترین چاره برای این مشکل احداث کانالهای فاضلاب می باشد که موجب پایین رفتن سطح آب زیرزمینی می گردد ، البته سطح آبهای زمینی به آرامی پایین خواهد رفت و مدت زمان زیادی نسبتا برای این موضوع مورد نیاز می باشد ، البته با پایین رفتن سطح آب احتمال پدید آمدن نشست هایی در سازه ها وجود دارد .
یکی دیگر از عوامل تخریب سازه ، احداث سازه ها در شیب بسیار زیاد و همچنین احداث ساختمانها در لبه شیروانی ها بخصوص در نواحی شمالی تهران می باشد که خطرهای زمین لغزش و سنگ ریزش را در پی دارد ، بطوریکی که خاک زیر ساختمان به حرکت در آمده و در زیر ساختمان می لغزد.
نشست های ناگهانی در اثر زلزله یکی دیگر از خطرهای زلزله می باشد ، در خاکهای سست و دستی مانند یوسف آباد و نواحی جنوب تهران خاک دارای پتانسیل بسیار بالایی برای نشست می باشد که نیروی زلزله این پتانسیل را فعال می سازد ، این مشکل در نواحی مانند میدان ونک ، گاندی ، خیابان مطهری و عباس آباد که در اثر تسطیح تپه ها بوجود آمده اند بسیار جدی می باشد .
پیامدهای زلزله در تهران آنقدر زیاد است که حوصله ای خواننده خارج است مشکلاتی چون ناامنی و آشوب بعد از زلزله نیز وجود دارد که مربوط به حوزه روانشناسی و جامعه شناسی می باشد . عدم وجود گروه های امداد و نجات ، قطع لوله های آب و شبکه برق ، آتش سوزی ناشی از ترکیدن لوله های گاز و بسیاری مشکلات دیگر بر خود مشکل زلزله دامن زده و بحران را جدی تر می کند.

هفته کاهش اثرات بلایای طبیعی

هفته کاهش اثرات بلایای طبیعی در حالی به پایان رسید که طبق معمول زلزله هولناک تهران کمترین بازتاب اجتماعی داشت .به این بهانه مطالبی تقدیم خواهد شد .

زلزله تهران یکی از خطرات تهدید کننده کشور :

فرمانده  سابق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گفت: زلزله شهر تهران یکی از ۵ خطر اصلی تهدیدکننده کشور است. یحیی رحیم صفوی  در سومین همایش بین‌المللی بهداشت درمان و مدیریت بحران در حوادث غیرمترقبه در سالن همایشهای رازی تهران، افزود: متأسفانه مسئله زلزله در زمان عادی مورد توجه جدی قرار نمی‌گیرد و پس از گذشت مدتی از یک حادثه، مانند زلزله بم مسئله را فراموش می‌کنیم در حالی که باید به طور مستمر آمادگی خود را برای پیشگیری و کنترل زلزله تقویت کنیم.
وی ادامه داد:: کشور ما جزء ۱۰ کشور حادثه خیز دنیاست و ۹۰درصد کشور در خطر انواع حوادث غیرمترقبه قرار دارد به طوری که از مجموع ۴۰ نوع حادثه غیرمترقبه ۳۱ نوع آن در کشور ما اتفاق می‌افتد، از نظر میزان خسارات نیز جزء ۶ کشور اول دنیا هستیم و بررسی‌ها نشان می‌دهد که ۵ منطقه تهران، تبریز، خراسان، کرمان و فارس مهمترین مناطقی هستند که در خطر زلزله قرار دارند. فرمانده سپاه پاسداران اضافه کرد: خوشبختانه مسئله مهم فرماندهی مدیریت بحران در کشور با تشکیل ستاد عالی مدیریت بحران به ریاست معاون اول رئیس جمهوری حل شده است و همه نیروهای کشوری و لشکری تابع این ستاد هستند.
وی اضافه کرد: بحرانها به طور کلی به سه دسته بحرانهای محلی، منطقه‌ای و ملی تقسیم می‌شوند به عنوان مثال زلزله بم که بر اثر آن طی چند ثانیه یک سوم مردم شهر از بین رفت، یک بحران ملی بود.
وی گفت: در زلزله بم همه زیرساختهای ارتباطی از بین رفت و فقط یک خط تلفن تیپ یک سپاه که خارج از مجموعه مخابرات بود سالم مانده بود و همین یک خط تلفن بود که توانست خبر وقوع این حادثه را مخابره کند. رحیم صفوی افزود: زلزله بم تجربه تلخی بود که ارائه خدمات امداد و نجات در آن منطقه بسیار سخت بود به طوری که گردانهای اعزامی ما بیش از ۴۸ ساعت نمی توانستند از نظر روحی و جسمی داوم بیاورند. فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی همچنین در بخش دیگری از سخنان خود به تبیین و تعریف مدیریت بحران و ویژگی‌های آن، انواع و دامنه بحرانها، ساختار مدیریت بحران و نقش سپاه پاسداران در مدیریت بحران پرداخت.

لزوم تعریف جدید برای واژه ضد و لایت فقیه

عصر روز سه‌شنبه گذشته، رهبر انقلاب در دیدار با صدها تن از دانشجویان نخبه و برترین‌های کنکور امسال و فعالان تشکل‌های فرهنگی و سیاسی دانشگاه‌های کشور، سخنان قابل توجه و با اهمیتی مطرح کردند که به نظر می‌رسد پرداختن به آنها، ظرفیت‌های فراوانی را که در وضعیت کنونی جامعه در عرصه نقد و مطالبه سرگردان مانده‌اند، قابل استفاده کند. البته اگر دوستانی که غیرمستقیم این خطاب به آنهاست، این موضوع را به جان بخرند و بی اعتنایی به آنها را تکلیف شرعی خویش ندانند.


رهبری انقلاب در این دیدار صمیمانه با دانشجویان، ضمن ثمربخش خواندن مطالبات و پیگری‌های آنان، اظهار داشتند: «همه باید توان و تلاش خود را به کار گیریم تا روحیه خواستن و مطالبه در نسل جوان و به ویژه جوانان علمی و دانشگاهی، هرچه بیشتر گسترش یابد».


مطالبه دانشجویان از مسئولان و حاکمیت و حتی از رهبری با ادبیات منطقی و متعادل، امری مستحسن است که در فضاهای موجود در جامعه ما، جای خالی آن کاملا احساس می‌شود.


به نظر می‌رسد اگر مفهوم مطالبه ـ که البته در حکومت اسلامی، منحصر به نسل جوان نمی‌شود و به تعبیر بهتر، مطالبات قشر فرهیخته و نخبه از رهبری و نظام را هم می‌تواند شامل شود ـ با جدیت دنبال شود، تغییرات اساسی و جدی‌ در تصمیم‌گیری‌های کلان کشور و در سطح رسانه‌های عمومی و به ویژه صداوسیما و نیز در همایش‌های بعضا نمادین مسئولان نظام با جوانان ایجاد خواهد شد. این‌که در چنین فضاهایی همه نظر خود را در موضع ارادت و موافقت و تأیید و بعضا اندکی همراه با پیشنهاد به مسئولان می‌رسانند، زیبنده نظام نیست و با ظرفیت‌های الهی آن سازگاری ندارد.


حد ظرفیت‌ و انتقادپذیری، حتی در مخالفت با دیدگاه های رهبری در یک جامعه اسلامی تا به آنجاست که در عمل، رسول اکرم (ص) وقتی بحث دفاع از مدینه در شهر در غزوه «احد» مطرح می‌شود، اصحابی که در کنار آن حضرت بودند، به ایشان عرضه کردند اگر ماندن برای جهاد و دفاع از مدینه در مدینه، وحی الهی است، کاملا تابع نظر شما هستیم، ولی اگر نظر شخصی شماست، ترجیح می‌دهیم در بیرون شهر با دشمن روبه‌رو شویم و پیامبر هم فرمودند که نظر شخصی من است و نظر آنان را پذیرفت.


از همین‌ روست که پیامبری که عقل کل و عصمت کل است و آسمان‌ها و زمین به برکت وجود وی آفریده شده‌اند، بارها و بارها با اصحاب به مشورت می‌نشیند و گاه نظر برخی اصحاب را مانند موردی که گفته شد، بر نظر خود ترجیح می‌دهد. وقتی سیره کسی که معصوم و منصوب خدا و مبعوث از سوی اوست، این گونه است، تکلیف دیگرانی که انتخاب آنان نه بر پایه وحی، که بنا بر آرای عمومی و تعیین مصداق از سوی فقها و خبرگان ملت است، کاملا روشن است؛ بنابراین، باید به انتظار نشست و دید که آیا این مواضع منطقی رهبری که تا کنون به این صراحت آشکارا بیان نشده بود، درباره جایگاه نقادان و حتی مخالفان با نظریه ولایت فقیه و جایگاه ولی فقیه که در جامعه ما پیروانی هرچند اندک دارد، چنان که باید و شاید، جدی گرفته می شود یا نه!


به راستی، چرا در محافل سنتی ما، اگر از کسی اندکی مغایرت گفتاری و نوشتاری در تناسب با دیدگاه های رهبری دیده شود، آن گونه ضدیت و عناد و گاه خروج گوینده و نویسنده از دین نتیجه گرفته شود؟


دامنه تحمل رهبری از نگاه و سیره حضرت امام نیز بسیار شنیدنی است. حضرت امام در پاریس، هنگامی که با پرسش خبرنگاری روبه رو شدند که از ایشان می‌پرسید، حضرت آیت‌الله! شما مکرر نوع حکومت جدید را اسلامی اعلام می‌کنید، اگر مردم ایران با خواسته شما موافقتی نداشته باشند، چه می‌کنید، امام در پاسخ به این پرسش فرمودند: البته این گونه نیست که شما می‌گویید. اگر به تظاهرات مردم ایران نگاه کنید، می‌بینید که همه می‌گویند ما اسلام را می‌خواهیم، لکن اگر همه به فرض این را بگویند، من حرف خودم را می‌زنم و به نظر آنان هم احترام قایل هستم (نقل به مضمون).


وقتی دامنه تحمل نظر مخالف از منظر امام، حتی در حد نپذیرفتن حکومت اسلامی، می‌تواند گستره داشته باشد، تکیلف ما در امور جزیی‌تر کاملا روشن است. بد نیست در اینجا به خاطره‌ای ناگفته از میزان دامنه تحمل امام اشاره شود. در آغاز جنگ، استاد سیدعلی‌اکبر پرورش که نماینده مجلس شورای اسلامی در شورای عالی دفاع بود، برای من تعریف می‌کرد در جلسه‌ای خصوصی، امام پس از شنیدن انتقادات اعضای جلسه از انحرافات بنی صدر، خطاب به جمع حاضر که آیت الله خامنه ای هم در میان آنان بودند، فرمودند: از خدا بترسید و این قدر اختلاف نکنید. شما جواب خدا را در روز قیامت چه می‌خواهید بدهید که این همه با رئیس‌جمهور اختلاف می‌کنید؟


آقای هاشمی رفسنجانی با صراحت منحصر به فرد خود، خطاب به امام گفت: ما برای خدا جواب داریم. شما روز قیامت چگونه می‌خواهید جواب خدا را بدهید که این همه از این آدم دفاع و حمایت می‌کنید که امام هم با لبخندی خطاب به او و همه اعضای جلسه گفته بودند: البته این طور نیست، من هم نسبت به آقای بنی‌صدر می‌فهمم، لکن توصیه من این است که با هم بسازید و اختلاف نکنید.


به شهادت مسئولان و اعضای دفتر حضرت امام، وقتی گزارش نامه‌های رسیده به محضر ایشان داده می‌شد، ایشان پس از مشاهده دسته‌بندی محتوایی نامه‌های ارسالی، با اعتراض به اعضای دفتر گفته بودند: «مگر می‌شود در میان این همه نامه کسی به من فحش و ناسزا ندهد و با من مخالفتی نداشته باشد» و اضافه کرده بودند: شما چرا تعداد نامه‌های فحش را به من نمی‌گویید؟!


پیداست ایشان نه تنها به تعقیب فحاشین به خود اعتقادی نداشتند، بلکه با تسامح و گذشت و عفو خاصی نسبت به نویسندگان و قائلان چنین فحش‌نامه‌هایی می‌نگریستند.


مرجع مکرم، آیت‌الله موسوی اردبیلی نیز درباره میزان تحمل و نظر حضرت امام درباره مخالفین خویش در خاطره‌ای جالب اظهار داشته‌اند: یک روز در محضر ایشان بحث قضاتی شد که ریش خود را می‌تراشند و از این جهت صلاحیت قضا ندارند. امام خمینی ضمن رد این نظر فرمودند: از کجا می‌دانید اینها زدن ریش را فسق می‌دانند و لذا فاسق هستند؟ آقای اردبیلی اظهار داشته بود، اینها شما را هم قبول ندارند، که امام در پاسخ فرموده بودند: خب نداشته باشند و افزوده بودند: از کی تا حالا من جزو اصول دین مردم شده‌ام که هر کس مرا قبول نداشته باشد، باید با او برخورد شود؟!


وقتی رهبری انقلاب در یک موضعگیری ستودنی، حتی مخالفت با نظرات خاص خود را از سوی مخالفین و منتقدان امری طبیعی و معمولی می‌دانند و آن را به ضدیت با مقام ولایت تعبیر نمی‌کنند، جای آن ندارد کسانی که به ولایت فقیه بیشتر از جنبه قدسی و ملکوتی و آسمانی آن می‌نگرند، بیشتر به تکلیف جدید خود بیندیشند و بدانند که دامنه حوصله و تحمل نظرات مخالفین و دگراندیشان، چه خودی و چه غیرخودی که با اختیار خویش در مملکت مانده‌اند و تحت حاکمیت جمهوری اسلامی زندگی می‌کنند، باید بسیار بیشتر از وضع موجود باشد؟ وقتی رژیم وابسته به آمریکای پهلوی پس از بازگشت مرحوم آیت‌الله سیدابوالقاسم کاشانی، رهبر نهضت اسلامی دهه 30 در ایران از تبعید لبنان به او امکان حضور در انتخابات مجلس شورای ملی را در تهران، می‌دهد که در نتیجه وی علاوه بر راهیابی به مجلس از سوی مردم تهران حتی در مسند ریاست آن می‌نشیند و یا وقتی مرحوم دکتر علی شریعتی که فرزند عالم مجاهد بنام، مرحوم استاد محمدتقی شریعتی است که داعیه مخالفت پدرش با رژیم بر همگان آشکار است، به دلیل شاگرد ممتاز بودن بورسیه دانشگاه سوربن می‌شود و به پاریس می‌رود و رژیم جبار شاهنشاهی تا این حد برای رعایت ضوابط موجود خود احترام قائل می‌شود و با این بورسیه اعلام موافقت می‌کند و... آیا شایسته نیست در جمهوری اسلامی که شعار آن آزادی بوده است، در دامنه آزادی‌های فردی و رسانه‌ای پس از بیانات اخیر رهبری تجدیدنظری جدی به عمل آید و این سخنان رهبری عنوان معیاری جدید برای بررسی تعطیلی روزنامه‌ها و سایت‌ها و رسانه‌های مسدودشده مدنظر قرار گیرد و منع فعالیت آنان برداشته شود؟


امید است در طلیعه ماه شوال و پایان ماه رحمت و ضیافت الهی، به زودی جامعه ما تداوم وزیدن رایحه‌ها و نسیم‌های خوش تحمل و پذیرش از سوی مسئولان نظام در عرصه نقد و مخالفت آرا و رفتار و عملکرد آنان را شاهد باشد. آمین