خاطرات جوانی

خاطرات وتجربیات جوانی

خاطرات جوانی

خاطرات وتجربیات جوانی

تقدیم به شیمیاییها

 

(اتل متل راحله...)

 

(زنده یاد مرحوم ابوالفضل سپهر)

اتل متل راحله

اخموی بی‌حوصله

مامان چرا گفت بگیر

از پدرت فاصله

دلش هزار تا راه رفت

بابا خستة کاره؟

مامان چرا اینو گفت؟

بابا دوستش نداره ؟

باید اینو بپرسه

اگه خسته کاره

پس چرا بعضی وقتا

تا نیمه شب بیداره؟ 

نشونة بیداریش

سرفه‌های بلنده

شش ماه پیش تا حالا

بغض می‌کنه، می‌خنده

شاید اونو نمی‌خواد

اگه دوستش نداره

پس چرا روی تختش

عکس اونو میذاره؟

با چشمای مریضش

عکسو نگاه میکنه

قربون قدّش میره

بابا، بابا میکنه

با دست پُر تاولش

آلبومی رو که داره

از کنار پنجره

ور میداره میاره

با دیدة پر از اشک

آلبومو وا میکنه

رفیقای جبهه رو

همه‌ش صدا میکنه

آلبوم عکس بابا

پر از عکس دوستاشه

عکسی هم از راحله‌ست

تو بغل باباشه

با دیدن اون عکسا

زنده میشه، می‌میره

با یاد اون قدیما

بابا زبون می‌گیره

قربون اون موقع‌ها

قربون اون صفاتون

دست منم بگیرین

دلم تنگه براتون

از اون وقتی که بابا

دچار این مرض شد

مامان چقدر پیر شده

بابا چقدر عوض شد

مامان گفته تو نماز

برا بابات دعا کن

دستاتو بالا ببر

تقاضای شفا کن

دیشب توی نمازش

واسة باباش دعا کرد

دستاشو بالا بردو

تقاضای شفا کرد

نماز چون تموم شد

دعا به آخر رسید

صدای گریه‌های

مامان تو خونه پیچید! 

دخترکم کجایی؟

عمر بابا سر اومد

وقت یتیم داری و

غربت مادر اومد

دخترکم کجایی؟

بابات شفا گرفته

رفیقاشو دیده وُ

ما رو گذاشته رفته

آی قصه قصه قصه

یه دستمال نَشُسه

خون سرفة بابا

رو این پارچه نشسته

بعد شهادت او

پارچه مال راحله‌ست

کنار اسم بابا

زائر کربلایی

یه چیز دیگه‌م نوشته ست

شهید شیمیایی 

بسته جدید اقتصادی

بالاخره معلوم شد در سال های اخیر تورم داریم وتورم بالاست واگر فکری نشود شاید به ۱۰۰ درصد برسد .امیدواریم در این بسته فکری برای ارزانی بشود .اگر یک قطعه زمین در شهری نزدیک تهران در بهمن 86 به قیمت 120 میلیون تومان بخرید والان از شما به قیمت 280 میلیون بخرند :

۱- خوش به حال شما می شود

۲- تورم نداریم  

۳- تورم 10 درصد است

۴- اگر بسته اقتصادی عمل شود تورم 100 درصدی نخواهیم داشت .(+)

فقط دعا می کنم اساتید اقتصاد اگه راه حلی دارند خدا یک گوش شنوا هم بدهد ومردم از این گرانی خلاص شوند . آمین

چند ضرب المثل داشته باشید

نابرده رنج گنج میسر نمی شود --- مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد !
ناخوانده بخانه خدا نتوان رفت !
ناز عروس به جهازه !
نازکش داری ناز کن، نداری پاهاتو دراز کن !
نبرد رگی تا نخواهد خدای

نخود توی شله زرد !
نخودچی توی جیبم میکنی اونوقت سرم را میشکنی ؟
نخودچی شو دزدیده !
نخود همه آش !
ندید بدید وقتی بدید به خود برید


نذر میکنم واسه سرم خودم میخورم و پسرم !
نردبون، پله به پله !
نردبون دزدها !
نزدیک شتر نخواب تا خواب آشفته نبینی !
نزن در کسی را تا نزنند درت را ! 

نشاشیدی شب درازه !
نشسته پاکه !
نفسش از جای گرم در میاد !
نکرده کار نبرند بکار !
نگاه بدست ننه کن مثل ننه غربیله کن !
نوشدارو بعد از مرگ سهراب !
نوکر باب، شیش ماه چاقه شیش ماه لاغر !
نوکر بی جیره و مواجب تاج سر آقاست !
نوکه اومد به ببازار کهنه می شه دلازار !
نون اینجا آب اینجا - کجا بروم به از اینجا ؟
نون بدو، آب بدو، تو بدنبالش بدو !
نون بده، فرمون بده !
نون بهمه کس بده، اما نان همه کس مخور !
نونت را با آب بخور منت آبدوغ نکش !
نون را به اشتهای مردم نمیشه خورد !
نون را باید جوید توی دهنش گذاشت !
نونش توی روغنه !
نونش را پشت شیشه میماله !
نون گدائی رو گاو خورد دیگه بکار نرفت !
نون نامردی توی شکم مرد نمیمونه !
نون نداره بخوره پیاز میخوره اشتهاش واشه !
نون نکش آب لوله کش !
نه آب و نه آبادانی نه گلبانگ مسلمانی !
نه آفتاب از این گرم تر میشود و نه غلام از این سیاه تر !
نه از من جو، نه از تو دو، بخور کاهی برو راهی !نه باون خمیری نه باین فطیری !
نه به اون شوری شوری نه باین بی نمکی !