خاطرات جوانی

خاطرات وتجربیات جوانی

خاطرات جوانی

خاطرات وتجربیات جوانی

آقای رییس جمهور! ظاهرا خود کرده را تدبیر نیست...

پس از اعلام دادستان کل کشور، مبنی بر اینکه محمدرضا رحیمی، معاون اول رئیس جمهور،‌ یکی از متهمان پرونده موسوم به بیمه ایران است، تاکنون واکنش های متعددی در این زمینه از سوی افراد صورت گرفته است.

به گزارش «تابناک» در تازه ترین واکنش، دکتر احمدی نژاد، رئیس جمهور کشورمان در دفاعی جانانه، معاون خود را از هر اتهامی مبرا دانست و در این باره اظهار داشت:

«من نمی دانم، چرا برخی اصرار دارند خلاف قانون عمل کنند؛ این که در یک برنامه زنده تلویزیونی فردی که خود متخلف است به کسی که حضور ندارد، تهمت و اتهام بزند خیلی بد است.»

 احمدی نژاد با انتقاد از پخش این برنامه از سیما افزود:

«این کار باید اصلاح و جبران شود و برخی معاونت های صدا و سیما باید دقت و مراقبت بیشتری کنند.»

صد البته این سخن حقی است که در غیاب افراد، به ویژه در یک برنامه تلویزیونی زنده ـ که قطعا بینندگان بسیاری دارد ـ نباید اتهاماتی را علیه آنان مطرح کرد، به ویژه آنکه این موارد، هنوز در حد اتهام است و نه تنها در دادگاهی صالحه ثابت نشده، بلکه خود فرد هم حضور ندارد تا به اتهامات مطرح، پاسخ بگوید و دست کم ـ هرچند به صورت ظاهری ـ بتواند از خود دفاع کرده و اعاده حیثیت کند.

بر این مبنا، نکته جالب این مسأله آنجاست که اتفاقا چنین رویکردی در تلویزیون، یعنی متهم کردن افراد در محضر میلیون ها بیننده، در سال 88 و در ایام مناظرات انتخابات ریاست جمهوری رقم خورد؛ آنجا که شخص دکتر احمدی نژاد، اتهامات متعددی را علیه افراد گوناگون در تلویزیون طرح کرد؛ اتهاماتی که اتفاقا در غیاب افراد عنوان شد و متهمان نتوانستند با پاسخگویی در برابر آن اتهامات از خود رفع شبهه و اعاده حیثیت کنند و آنانی هم که خواستند به پاسخگویی به آن اتهامات بپردازند، این فرصت در اختیارشان گذاشته نشد.

 اینک اما ظاهرا به نوعی ورق برگشته و در غیاب معاون رئیس جمهور، اتهاماتی درباره وی در تلویزیون طرح شده است و خواه، ناخواه شخص رییس جمهور، نیز مورد سوال قرار گرفته است و جالب اینکه این بار ایشان همان کار سابق انجام شده توسط خود علیه دیگران را درباره معاون اول کابینه خویش برنتابیده و با بد دانستن این کار، حتی خواستار بررسی جدی مسئولان تلویزیون در این باره شده است.

البته تفاوت های بسیاری بین این دو رفتار به ظاهر مشابه هست که اتفاقا با پاسخگویی شفاف رئیس جمهور، احتمالا مردم حسنه بودن یکی و سیئه بودن دیگری را بهتر درک خواهند کرد:

نخست اینکه طرح اتهاماتی علیه افراد توسط رئیس جمهور در تلویزیون، در حالی صورت می گرفت که آن افراد اصولا حتی پرونده ای به عنوان متهم در دستگاه قضایی نداشتند، در حالی که دادستان کل کشور، قاضی پرونده و سه قاضی دیگر، معاون رئیس جمهور را دست کم متهم می دانند.

دوم آن که در ماجرای مناظرات 88، رئیس جمهور در حالی اتهاماتی را علیه اشخاص مطرح کرد که خود آن افراد یا دست کم نماینده ای از آنان برای پاسخگویی حضور نداشتند و این در حالی است که در برنامه اخیر «دیروز، امروز، فردا»، مجموعه دولت نیز به موازات دیگر قوا، نماینده ای را برای دفاع از معاونش فرستاده بود که اتفاقا تریبون برنامه، بیش از آنکه در اختیار نماینده مجلس باشد، به یاری مدیریت ضعیف برنامه از سوی مجری، در اختیار ایشان بود.

سوم، طرح اتهام علیه آقای رحیمی در برنامه تلویزیونی از سوی فردی صورت گرفت که وظیفه نمایندگی خود را با استناد به اعلام دادستان کل کشور درباره این اتهام، پیگیری قانون مبارزه با مفاسد اقتصادی و همچنین عمل به دغدغه های رهبر معظم انقلاب انجام داد و علی القاعده سود شخصی در آن دخیل نبود، در حالی که در مناظرات انتخاباتی، طرح اتهام علیه افراد برای بهره برداری سیاسی و حذف رقیب انتخاباتی بود که همین بی اخلاقی در خطبه های نماز جمعه 29 خرداد نیز مورد تذکر رهبر انقلاب قرار گرفت.

و چهارم اینکه رئیس جمهور محترم حتی در دفاع خود از جناب معاون اول، به طرح اتهام علیه یکی از نمایندگان مجلس می پردازد و وی را خلافکار می خواند، تا بدین وسیله رحیمی را تبرئه کند.

در پایان اتفاقا باید هیچ نگفت و قضاوت را به مردم واگذار کرد... . 

اعتراض به عملکرد صدا وسیما

تبلیغات وسیع صداو سیما علیه نخست وزیر هشت سال دفاع مقدس نماینده ۳ دوره مجلس و رییس جمهور دو دوره کشور و همجنین هواداران آنها در چند روزی که گذشت به مناسبت سالگرد عاشورای خونین تهران و همچنین برگزاری راه پیمایی دولتی نهم دی ماه به اوج خود رسیده بود و متولیان فتنه گر امور روزها با بسیج کردن همه نیرو و توان خود و استفاده از بیت المال درشبکه های مختلف صدا و سیما علیه رهبران جنبش سبز و طرفداران آنها هجمه پراکنی کردند بی آنکه مجرایی برای دفاع و بیان حقایق به مردم وجود داشته باشد.

.حتی بارها مردمی را که در تظاهرات های خود جوش پس از انتخابات و در اعتراض به تقلب در انتخابات شرکت کرده بودند فریب خورده و بازی خورده نامیدند و در مقابل از مردمی که در تظاهرات ۹ دی ماه شرکت کرده بودند به عنوان ملت واقعی ایران نام بردند .آنها در این چند روز بارها و بارها با انتخاب تصاویری گزینشی از عاشورای سال گذشته مردم معترض را به حرمت شکنی متهم کردند و در مقابل از پخش صحنه های خشونت بار پلیس علیه مردم در روزی این چنین عزیز گریختند. اما این تبلیغات وسیع چرا انجام می شود ؟ و در پس آن چه هدفی دنبال می شود ؟ .

در روز عاشورا چه گذشت ؟

در گزارشهایی که از صدا و سیما پخش شد بارها مردم معترض به نتایج انتخابات منافق ، مزدور و بازی خورده معرفی شدند،آنها را مردمی می خوانند که به تحریک دیگران به خیابانها آمده و هیچ ایده و تفکری از خود نداشته اند . در این گزارش ها تصاویری مغشوش و مبهم از به اصطلاح کف و سوت در روز عاشورای حسینی بارها و بارها به نمایش در آمد اما هرگز صحنه های باتوم خوردن مردم توسط پلیس، کشته شدن شان در خیابانهای شهر ، رد شدن خودروی نیروی انتظامی از روی مردم به نمایش در نیامد. اما صدا و سیما هرگز نمی گوید که پس از بارها حمله وحشیانه نیروهای لباس شخصی به مردم و ضرب و شتم شدید مردم فحشهای ناموسی آنها به زن و مرد و به اسارت گرفتن تعدادی از تظاهرات کنندگان،مردم با همبستگی خود موفق شدند که بازداشت شدگان را که جوانانی بی دفاع بودند پس بگیرند و پس از این موفقیت،تعدادی از جوانان در تشویق همبستگی مردم برای عقب راندن نیروهای پلیس و لباس شخصی ها فقط برای چند ثانیه ای و آن هم به عنوان یک واکنش طبیعی کف زدند این بهانه جویان نگفتند که اگر معترضان برای هتک حرمت امده بودند چرا لباس های سیاه در عزای سالار شهیدان پوشیده بودند و قبل از هجوم لباس شخصی ها در وسط خیابان به سینه زنی مشغول بودند.

ما جنبش سبزیم و علمدار حسینیم

راستی چرا صدا و سیما تصاویر دقایق طولانی شعارهای مردم خداجو را در روزعاشورا نشان نمی دهد که فریاد می زدند: «ما جنبش سبزیم و علمدار حسینیم – همه با میر حسینیم .»

البته مسوولان صدا و سیما می توانند این صدا ها و تصاویر را نشان ندهد اما با صدها سایت اینترنتی و شبکه های ماهواره ای چه می کند که تصاویر تظاهرات مردم معترض را نشان می دهد که فریاد می زدند :«ما لشگر حسینیم،حامی میرحسینیم .»اصلا سایت های اینترنتی و شبکه های ماهواره ای به کنار! با جمعیت میلیونی مردمی که خود در عاشورای تهران حاضر بودند چه می کند. مردمی که سینه به سینه وقایع عاشورای تهران را انتقال می دهند و در تاریخ ثبت می کنند.با دختر خردسال شبنم سهرابی شهید عاشورای تهران چه می کنند که فریاد مظلومیت مادرش را با واژه های کودکانه اش در یوتیوپ فریاد می زند؟با مادران دردمند شهید کریم بیگی و شهرام فرج زاده چه می کنند؟با لیلا توسلی شاهد به زیرگرفته شدن یکی از شهدای عاشورا با اتومبیل نیروی انتظامی چه می کنند؟به زندان می فرستندش تا صدای این شاهد عاشورا را خاموش کنند؟

به قول فرزند ارشد سردار شهید نظری معلوم نیست کسانی که تحمل چند ثانیه کف و سوت مردم را ندارند،چگونه تحمل ریخته شدن خون مردم بیگناه را در روز عاشورای تهران دارند؟

اما این فقط صدا و سیما نبود که برای سالروز وقایع عاشورای تهران تمام قوایش را بسیج کرد. سایر رسانه های دولتی هم بسیج شدند تا به مردم ثابت کنند که فریب خورده اند و رهبران جنبش سبز نیز به بیگانگان وابسته اند! جالب آنکه روزنامه ایران برای ثابت کردن این موضوع برای گفتگو به سراغ کسی رفت که خود قتل عمد انجام داده است . روزنامه دولت در ویژه نامه موسوم به “نهم دی ماه”، در گفتگویی با جلال الدین فارسی، قاتل نگهبان محیط زیست که چندین سال به خاطرآن تحت تعقیب بود و سرانجام به دلیل نفوذش پرونده اش را مختومه اعلام کردند مدعی شد که اگر رهبر فقید انقلاب زنده می‌ماند حیات سیاسی میر حسین به خطر می افتاد و امام دیگر به او مسئولیت نمی‌داد وی حتی به راحتی و در کمال خونسردی اعلام کرد میرحسین موسوی به روز قیامت اعتقاد ندارد.!

اتفاقاتی که در روز تشییع جنازه آیت الله منتظری رخ داد و همچنین حوادث عاشورای سال گذشته اساس برنامه ها ی صدا و سیما را طی روزهای اخیر تشکیل داده است . آنها بارها ازشعارهای ساختار شکنانه در این دو روز و بی حرمتی به امام حسین ( ع ) در روز عاشورا سخن گفتند و رهبران جنبش سبز را به تحریک مردم و همچنین سکوت در برابر این حوادث متهم کردند. اما در عاشورای سال گذشته واقعا چه اتفاقاتی رخ داد و در واقع چه کسانی حرمت شکنی کردند ؟

صدا و سیما بارها با پخش تصاویر مبهم و مغشوش به اصطلاح کف زدن تعداد اندکی از مردم در این روز مردم را به حرمت شکنی متهم می کند. اما هیچ وقت پاسخ نمی هد که چرا در این روز شبنم سهرابی مادر یک کودک شش ساله و امیر تاجمیر توسط خودروی نیروی انتظامی زیر گرفته شدند؟ آیا زیر گرفته شدن این افراد با خودروی نیروی انتظامی حرمت شکنی نیست ؟ چرا این فیلم و حوادث مشابه هر گز توسط صدا و سیما پخش نشده است ؟و چرا صدا و سیمای دولتی هرگز ترور علی موسوی حبیبی در روز عاشورا را توسط چند نفر که سوار بر پاترول اند حرمت شکنی نمی داند ؟ راستی چه کسی مصطفی کریم بیگی ،شهرام فرج زاده ،مهدی فرهادی راد ،شاهرخ رحمانی ،علی راسخی نیا و …را در روز عاشورا به شهادت رساند ؟ چه کسانی در این روز مردم بی گناه را از روی پلها به زیر انداختند و به شدید ترین شکل ممکن کتک زدند و خونین و مالین بر جای گذاشتند ؟آیا در روز عاشورای حسینی این حرکات حرمت شکنی محسوب نمی شود ؟

میر حسین موسوی در بیانیه شماره ۱۷ خود که پس از عاشورای سال گذشته صادر شد به همین موارد اشاره می کند . او می نویسد :« مشاهده فیلم های تکان دهنده عاشورا نشان می دهد که اگر شعارها و حرکات جاهایی به سمت افراط غیر قابل قبول کشانده می شود، ناشی از به زیر انداختن افراد بی گناه از روی پل ها و بلندی ها، تیراندازی ها و آدم زیر کردن ها و ترورهاست . جالب آنکه در بعضی از این فیلم ها دیده شده است که مردم در پشت چهره نیروهای انتظامی و بسیجی مهاجم برادران خود را می بینند و در شرایط بحرانی و پر از خشم و هیاهوی آنروز سعی می کنند بدانها آسیبی نرسد. اگر صدا و سیما یک جو انصاف و عقل داشت می توانست برای تلطیف فضا و نزدیک کردن مردم به همدیگر گوشه ای از این صحنه ها را نشان دهد. ولی هیهات! جریان روزهای بعد از عاشورا و گسترش دستگیریها و دیگر تمهیدات دولتی نشان می دهد که مسئولان اشتباهات گذشته را این بار در وسعت بیشتر تکرار می کنند و آنها می اندیشند سیاست ارعاب تنها راه حل است.»

موسوی همچنین در این بیانیه که یک سال پیش صادر شده است جواب تهدیدهای مسوولان را درباره بازداشت خود و آقای کروبی داده است : «فرمان اعدام و قتل و زندانی کروبی و موسوی و امثال ما مشکل را حل نخواهد کرد و نتایج هر نوع اقدام تروریستی را مستقیما به سمت کانون نشانه خواهد رفت و گره مشکل بحران کنونی را نا گشودنی خواهد ساخت.»

واکنش شبکه های اجتماعی به هجمه صدا و سیما

مخالفان و منتقدان به دولت که این روز ها به هیچیک از رسانه های جمعی دسترسی ندارند وصدا و سیما به طوری انحصاری در اختیار گروهی اندک قرار گرفته اما در فضای مجازی عکس العمل های متفاوتی را نسبت به این برنامه ها نشان داده و ابعاد آن را مورد بررسی قرار دادند .

آنها در این روزها بیش از هر وقت دیگری بر دولتی بودن و غیر خود جوش بودن مراسم ۹ دی ماه تاکید کردند .و به دولتمردان یادآوری کردند که فراموش نمی کنند دولت در این روز همه امکانات خود را برای شرکت مردم در یک راه پیمایی بسیج کرد . آنها در سایت هایشان نوشتند که به هیچ وجه روز نهم دی ماه را قابل مقایسه با تجمع های اعتراضی مردم پس از انتخابات نمی دانند انتشار تصاویر بخشنامه هایی که به وزارتخانه های دولتی ارسال شده بود تا کارمندان و کارگران را مجبور به شرکت در این راهپیمایی کند این روزها در سایتهای مختلف به فور یافت می شود .

بسیاری از سایتهای طرفدار جنبش سبز ، وبلاگ ها و یادداشتهای کوتاه عقیده مشترک مردم را درباره این برنامه ها و آزمون افکار عمومی برای محدودیت های بسیار بیشتر همراهان جنبش سبز تاکید می کند

سالگرد بیانیه ۱۷ موسوی

این روز‌ها که عرصهٔ سیاست به تمامی‌ جولانگاه جنگ طلبان و خشونت ورزان شده است، یکبار دیگر بیانیه هفدهم میرحسین موسوی اهمیت و اعتبار خود را آشکار می‌سازد.

در میان بیانیه‌های میر حسین موسوی؛ کمترین بیانیه‌ای شهرت ِ بیانیهٔ ۱۷ را دارد. حتی بیانیه شماره ۱۸ که عنوان «منشور سبز» را به خود گرفت به اندازهٔ بیانیهٔ هفدهم شهرت نیافت.

بیانیهٔ هفدهم میر حسین، عطر «سیاست ورزی» در میان سیل «خشونت» بود. آزمونی برای سیاست ورزی اخلاقی در برابر سیاستِ عاری از اخلاق بود. تجربه‌ای بود برای سیاستِ دینی در برابر دین سیاسی و چشمه‌ای بود از اسلام رحمانی روبروی اسلام بنیادگرا و خشونت زا.

آنان حرمت شکستند و میرحسین آبروداری کرد. آنان جوی خون به راه انداختند و میر حسین از «جوی زلال حکمت و تدبیر و خیر خواهی» گفت. آنان مشروعیتشان را باخته بودند و مرگ سیاست‌هایشان را می‌دیدند و عاجزانه شیپور جنگ می‌نواختند و… میر حسین عاقلانه، سیاست پیشه کرد و صبورانه بر آئین سیاست ورزی اخلاقی خویش اصرار ورزید و به پیروی از امام خود گفت «اگر مشروعیت ندارید، دستِ کم کارآمد باشید»…

بیانیهٔ هفدهم شهرت یافت، چون میر حسین مردم را مَحرم دانسته بود. مردمی که ۲ روز قبل از آن «برغاله وگوساله» خوانده شده بودند، در بیانیه هفدهم دوباره صدای برگزیدهٔ واقعی خویش را شنیدند و با یکان یکان جمله‌های مهرآگین و صمیمانه‌اش «خشونت» را فراموش کردنداو همان روز گفته بود که :

آنچه به بنده به عنوان یک فرد کوچک این جامعه مربوط می شود استقبال از هر هجمه ای در راه اسلام و کشور عزیزمان است و سخنان چند روز اخیر، بنده را به یاد کلام امام رحمه الله علیه می اندازد که ” بکشید ما را ، ما نیرومند تر می شویم”.

و امروز که تیر هجمه ها و هلهله ی تبلیغات عمرو عاصی فضای کشور را گرفته است این سخنان رنگ و بوی دیگری دارد.

مرور دوباره بیانیه ۱۷ در شرایط امروز کشور تازگی دارد:

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا ابا عبدالله. انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم و ولی لمن والاکم و عدو لمن عاداکم فیالیتنی کنت معکم فافوزا فوزا عظیما

همواره به اینجانب و دوستان گفته می شد که اگر شما اطلاعیه ندهید مردم به خیابانها نخواهند آمد و آنان از اعتراضات و مطالبات خود دست برخواهند داشت وآرامش به کشور برخواهد گشت. بنده به عنوان یک همراه جنبش عظیم سبز مردمی با این نظر موافق نبودم و می اندیشیدم که تا اصلاحات لازم با تکیه براصول روشن که می توان آنها را از قانون اساسی استخراج کرد، صورت نگیرد ، آب رفته به جوی باز نخواهد گشت.

برای مراسم عاشورای حسینی علیرغم درخواستهای فراوان، نه جناب حجت الاسلام و المسلمین کروبی اطلاعیه دادند و نه حجت الاسلام و المسلمین خاتمی اطلاعیه صادر کردند و نه بنده و دوستانم. با این وصف یک بار دیگر مردمی خداجوی به صحنه آمدند و نشان دادند که شبکه های وسیع اجتماعی و مدنی که در طول انتخابات و بعد از آن به صورت خود جوش شکل گرفته است، منتظر اطلاعیه و بیانیه نمی مانند. در حالی که مردم نه روزنامه همراه و مشوقی در کنار خود داشتند و نه از صدا و سیما، به عنوان رسانه ای ملی و بی طرف و منصف و عاقل بهره می بردند. باز همه ملت ها و جهانیان شاهد بودند که در میان طوفانی از تهدیدها و تبلیغات و تکفیرها و اهانتها، عزاداران حسینی در این روز مقدس حسین حسین گویان به صورت مسالمت آمیز و بدون شعارهای تند روانه میدانها و مسیرهایی شدند که خود انتخاب کرده بودند و این بار نیز چون دفعات گذشته با اعمال تحریک آمیز مواجه شدند، خشونت های غیرقابل باور چون زیر کردن راهپیمانان، تیراندازی نیروهای لباس شخصی که امروز هویت آنها بر کسی پوشیده نیست و روز بروز پرده از چهره آنان و سرانشان کنار زده می شود، فاجعه ای را آفرید که اثرات آن به این زودی از صحنه سیاسی کشورمان رخت برنخواهد بست.

مشاهده فیلم های تکان دهنده عاشورا نشان می دهد که اگر شعارها و حرکات جاهایی به سمت افراط غیر قابل قبول کشانده می شود، ناشی از به زیر انداختن افراد بی گناه از روی پل ها و بلندی ها، تیراندازی ها و آدم زیر کردن ها و ترورهاست . جالب آنکه در بعضی از این فیلم ها دیده شده است که مردم در پشت چهره نیروهای انتظامی و بسیجی مهاجم برادران خود را می بینند و در شرایط بحرانی و پر از خشم و هیاهوی آنروز سعی می کنند بدانها آسیبی نرسد. اگر صدا و سیما یک جو انصاف و عقل داشت می توانست برای تلطیف فضا و نزدیک کردن مردم به همدیگر گوشه ای از این صحنه ها را نشان دهد. ولی هیهات! جریان روزهای بعد از عاشورا و گسترش دستگیریها و دیگر تمهیدات دولتی نشان می دهد که مسئولان اشتباهات گذشته را این بار در وسعت بیشتر تکرار می کنند و آنها می اندیشند سیاست ارعاب تنها راه حل است.

گیرم که چند روز با دستگیریها ، خشونت ها ، تهدیدها و بستن دهان روزنامه ها و رسانه ها سکوت برقرار گردید، تغییر قضاوت مردم را نسبت به نظام چگونه حل می کنید؟ تخریب مشروعیت را چگونه جبران می نمائید؟ نگاه ملامت آمیز و متعجب همه جهانیان از این همه خشونت یک دولت به ملت خود را چگونه تغییر می دهید؟ با مشکلات بر زمین مانده اقتصادی و معیشتی کشور که به دلیل ضعف مفرط دولت روزبروز وخیم تر می شود چه می کنید؟ با چه پشتوانه ای از کارآمدی و انسجام ملی و سیاست خارجی موثر، سایه قطعنامه ها و امتیازخواهی های بیشتر را در سطح بین الملل از سر کشور و ملتمان دور می کنید؟

اینان می اندیشند با عقب راندن نخبگان و روشنفکران و دانشگاهیان و فعالان از صحنه سیاسی خواهند توانست بدون پرداختن ریشه ای به مسائل امروز کشور به دیروز قبل از انتخابات برگردند؟ اما کسانی که تاریخ را خوانده اند و کمی با ماهیت پیچیده جوامع آشنایی دارند می دانند که این تفکر ناشی از یک توهم واقع گریز و پناه بردن به رویکردهای کم عمق و گول زننده است .

بنده به صراحت و روشنی می گویم فرمان اعدام و قتل و زندانی کروبی و موسوی و امثال ما مشکل را حل نخواهد کرد . سخنان روز چهارشنبه میدان انقلاب و قبل از آن نماز جمعه هفته پیش دانشگاه که توسط چهره های منتسب به نظام ایراد گردید، نتایج هر نوع اقدام تروریستی را مستقیما به سمت کانون نشانه خواهد رفت و گره مشکل بحران کنونی را نا گشودنی خواهد ساخت. گوساله و بزغاله خواندن بخش عظیمی از جامعه و خس و خاشاک نامیدن آنان و مباح کردن خون عزاداران حسینی فاجعه ای است که هم اکنون توسط افرادی مشخص و صدا و سیما در جامعه رخ داده است. این چه سخنرانی است که از تریبون دولتی مردم را به جنگ با یکدیگر دعوت می کند و یک عده را حزب الله می نامد و عده ای دیگر را حزب الشیطان؟ بارها در یک سخنرانی کوتاه اعلام می کند مردم توجه کنید جنگ است! آیا این سخنان دعوت به جنگ و شورش داخلی نیست ؟ با توجه به استفاده از اصطلاحات مذهبی و اشاره به آیات و روایات ، این مراجع عظام و روحانیون فاضل هستند که می توانند بگویند با این گونه اشخاص چه می توان کرد؟

آنچه به بنده به عنوان یک فرد کوچک این جامعه مربوط می شود استقبال از هر هجمه ای در راه اسلام و کشور عزیزمان است و سخنان چند روز اخیر، بنده را به یاد کلام امام رحمه الله علیه می اندازد که ” بکشید ما را ، ما نیرومند تر می شویم”. بنده ابایی ندارم که یکی از شهدایی باشم که مردم بعد از انتخابات در راه مطالبات به حق دینی و ملی خود تقدیم کردند و خون من رنگین تر از آن شهدا نیست.

بنده به صراحت می گویم تا وجود یک بحران جدی در کشور به رسمیت شناخته نشود، راهی برای خروج از مشکلات و مسائل پیدا نخواهد شد. عدم اذعان به بحران ، توجیه گر ادامه راه حل های سرکوبگرانه خواهد شد. اذعان به وضعیت بحرانی می تواند راه حل را نه در سرکوب که بر سر آشتی ملی قرار دهد . تهمت بی دینی و همراهی با قدرتهای بیگانه مستکبر و افراد بدنام و جریانهای منحوسی چون منافقین به فرض آنکه به حذف فیزیکی تعدادی از خدمتگزاران اسلام و مردم منتهی شود ناشی از چشم بستن به ماهیت مشکلات ملی کشور است. من به عنوان یک دلسوز می گویم منافقین با خیانت ها و جنایت های خود مرده اند، شما برای کسب امتیازهای جناحی و کینه ورزی آنها را زنده نکنید .

من لازم می دانم قبل از آنکه راه حل خودم را برای خروج از بحران مطرح سازم ، برهویت اسلامی و ملی و مخالف سلطه بیگانگان و وفادار به قانون اساسی ما و جنبش سبز تاکید نمایم. ما پیروان اباعبدالله حسین علیه السلام هستیم. ما شیفتگان حریتی هستیم که منادیش آن امام مظلوم بود . ما پیرو کسی هستیم که در قلمرو وسیع اسلامی ربودن خلخالی از پای یک زن را برنمی تابید. ما معتقد به تفسیر رحمانی از اسلام هستیم که انسانها را یا هم کیش هم می دانند و یا همسانانی در خلقت. نگاهی که بر کرامت ذاتی انسان باور دارد و برنمی تابد که ضارب او در زندان با غذایی جز شبیه غذای او نگهداری شود و یا مورد شکنجه و امثال آن قرار گیرد.

بنده و دوستان عزیزم که امروز بسیاری از آنها در زندانها محبوس هستند پای بندان سرسخت استقلال کشور هستیم و از اینکه بازار اسلامی ما تبدیل به یک بازار مکاره برای کالاهای بیگانه شده است رنج می بریم. ما به شدت با فساد موجود که ناشی از سیاستهای سوء و عدم تدبیر است مخالفیم. ما می گوئیم نهاد بزرگ و تاثیر گذاری چون سپاه اگر هر روز چرتکه بیاندازد که قیمت سهام چقدر بالا و پائین رفته نمی تواند از کشور و منافع ملی آن دفاع نماید؛ هم خود به فساد کشیده می شود و هم کشور را به فساد می کشاند . ما می گوئیم و حاضریم در مباحثات نشان دهیم که امروز منافع و حقوق مستضعفان و کارگران و کارمندان و سایر اقشار ملت در یک فساد بزرگ در حال غرق شدن است . جنبش سبز مخالف دروغ است و آنرا آفتی خانمان برانداز برای کشور می داند و از این رو دروغ های سیاسی و امنیتی و اقتصادی و فرهنگی و امثال آنرا خطری بزرگ برای کشور می دانیم.

ما یک دولت و نظام صادق و رئوف و با شفقت و مبتنی بر آراء مردم می خواهیم که به تنوع آراء و عقاید مردم نه به شکل تهدید بلکه بصورت یک فرصت نگاه کند. ما سرک کشیدن به زندگی خصوصی مردم، تفتیش عقاید، تجسس، بستن روزنامه ها و محدود کردن رسانه ها را مخالف دین مترقی و رهایی بخش خود و مخالف قانون اساسی برآمده از این دین می دانیم. ما ضایع کردن یک ریال از بیت المال را در جهت اهداف باندی و جناحی حرام می دانیم و می گوئیم که سند چشم انداز ملی بیست ساله که به تایید همه ارکان نظام رسیده است امروز به یک ورق پاره بی ارزش تبدیل شده است. ما هشدار می دهیم که رقیبان بزرگی در منطقه با رشدهای اقتصادی دو رقمی در حال ظهور هستند و روز به روز قوی تر می شوند . درحالی که ما متاسفانه از دادن یک بودجه سالانه و نگهداشتن حسابهای ذخیره ارزی و امانت در سپرده های مردم و پاسخگویی در مقابل دیوان محاسبات عمومی و مجلس شورای اسلامی عاجز هستیم .

ما نه آمریکایی هستیم و نه انگلیسی . تا حال نه کارت تبریکی برای روسای کشورهای بزرگ فرستاده ایم و نه امید یاری آنها را داریم و می دانیم با اصالت قدرت در روابط بین اللمل هر کشور به دنبال منافع ملی خود است و ما بیزار از کسانی هستیم که بر عرف و اعتقادات دینی و ملی ملت خود احترام نمی گذارند . و مضحک است که به ما تهمت اهانت به قرآن ، عاشورای امام حسین یا پاره کردن عکس حضرت امام قدس سره زده شود . مسلما حرمت شکنی اگر در روز عاشورا صورت گرفته باشد مورد تایید ما نیست، اما بدترین نوع حرمت شکنی را کشتن بندگان بیگناه و عزادار در روز عاشورا و در ماههای حرام می دانیم .

اما من برآنم که راه حل مشکلات پیش آمده و بحران موجود چنین است؛ وضعیت کشور امروز چون رودخانه خروشان و عظیمی است که سیلابهای تند و حوادث گوناگون باعث طغیان و گل آلود شدن آن شده است . راه آرام کردن این رودخانه بزرگ و روشن ساختن و زلال کردن آب آن در یک اقدام سریع و عاجل امکان پذیر نیست . اندیشیدن به این گونه راه حلها که عده ای توبه کنند و عده ای معامله کنند و بده و بستانی صورت گیرد تا این مشکل بزرگ حل شود عملا به بیراهه رفتن است .

بنده راه حل را در روانه ساختن نهرها و چشمه هایی از آب روشن و شیرین به بستر این رودخانه می دانم که بتدریج و طی یک فرآیند تدریجی کیفیت آب و وضع رودخانه را تغییر دهد . و نیز اعتقاد دارم که هنوز دیر نشده است و نظام ما آن قدرت را دارد که در صورت تدبیر و در صورت داشتن یک نگاه احترام آمیز و توام با ملاطفت به همه ملت و اقشار آن این مهم را بانجام برساند . بنده تعدادی از این راه حلها را که چون نهرها و چشمه هایی از اب روشن می تواند فضای ملی را تحت تاثیر قرار دهد و اوضاع را به سمت بهبود ببرد، بیان می کنم :

۱- اعلام مسئولیت پذیری مستقیم دولت در مقابل ملت و مجلس و قوه قضائیه به نوعی که از دولت حمایت های غیرمعمول در مقابل کاستی ها و ضعف هایش نشود و دولت مستقیما پاسخگوی مشکلاتی باشد که برای کشور ایجاد کرده است . به یقین اگر دولت کارآمد و محق باشد خواهد توانست جواب مردم و مجلس را بدهد و اگر بی کفایت و ناکارآمد بود مجلس و قوه قضائیه در چارچوب قانون اساسی با او برخورد خواهند کرد .

۲- تدوین قانون شفاف و اعتماد برانگیز برای انتخاباتها به نوعی که اعتماد ملت را به یک رقابت آزاد و منصفانه و بدون خدعه و دخالت قانع سازد . این قانون باید شرکت همه ملت را علیرغم تفاوت در آراء و اندیشه ها تضمین کند و جلوی دخالت های سلیقه ای و جناحی دست اندرکاران نظام را در همه سطوح منتفی سازد . مجالس اولیه انقلاب می تواند به عنوان الگویی مورد توجه قرار گیرند .

۳- آزادی زندانیان سیاسی و احیاء حیثیت و آبروی آنها . بنده یقین دارم که این اقدام نه به ضعف که به درایت نظام تعبیر خواهد گشت . و نیز آگاهیم که جریانهای سیاسی منحطی با این راه حل مخالف هستند .

۴- آزادی مطبوعات و رسانه ها و اجازه نشر مجدد روزنامه های توقیف شده جزء ضروریات روند بهبود است . ترس از آزادی مطبوعات باید از بین برود و تجربیات جهانی در این زمینه باید مورد توجه قرار گیرد . گسترش کانال های ماهواره ای و اهمیت یافتن آنها و تاثیرگذاری قاطع این رسانه که بخوبی ناکافی بودن روش های قدیمی و محدودیت صدا و سیما را می رساند . پارازیت ها و محدودیت های اینترنتی می تواند برای مدت کوتاهی اثرگذار باشد . تنها راه چاره داشتن رسانه هایی متنوع و آگاه و آزاد در داخل کشور است . آیا زمان آن نرسیده است که با اقدامی شجاعانه و ناشی از اعتماد به متفکران و نیروهای خلاق جامعه ، نگاهها را از آنسوی مرزها به شکوفایی خلاقیت سیاسی و فرهنگی و اجتماعی داخلی برگردانیم ؟

۵- برسمیت شناختن حقوق مردم برای اجتماعات قانونی و تشکیل احزاب و تشکل ها و پایبندی به اصل ۲۷ قانون اساسی . اقدام در این زمینه که می تواند با درایت و همکاری همه علاقمندان به کشور صورت گیرد در طول چند ماه می تواند فضایی توام با دوستی و محبت ملی را جایگزین در گیری سازمان بسیج و نیروهای امنیتی با مردم و یا درگیری مردم با مردم نماید .

به بندهای فوق پیشنهادات دیگری نیز می توان اضافه کرد . به نظر بنده حتی یک جوی کوچک زلال در این بین می تواند مغتنم باشد . ضرورتی ندارد همه بندها با هم شروع شود . مشاهده عزم در این راه بروشنی افق کمک خواهد کرد . و کلام آخر آنکه همه این پیشنهادات بدون نیاز به توافق نامه و مذاکره و داد و ستدهای سیاسی و از موضع حکمت و تدبیر و خیرخواهی می تواند اجرایی شود .

میرحسین موسوی