خاطرات جوانی

خاطرات وتجربیات جوانی

خاطرات جوانی

خاطرات وتجربیات جوانی

عید غدیر خم مبارک باد(۱)

خطبه پیامبر(ص) در حجة الوداع


برخلاف تصور مردم که گمان می‌کنند حضرت محمد(ص) در روز غدیر تنها آن جمله معروف «من کنت مولاه» را گفته‌اند، آن حضرت در این روز مبارک،
سه ساعت سخنرانی و در آن مطالب بسیار مهمی را بیان فرموده‌اند که ترجمه آن در پی می‌آید: ( به علت طولانی بودن مطلب در چند قسمت انشاالله ارایه خواهد شد )


حمد و ثنای الهی
حمد و سپاس خدایی را که در یگانگی خود بلند مرتبه، و در تنهایی و فرد بودنش نزدیک است. در قدرت و سلطه خود با جلالت و در ارکان خود عظیم است. علم او به همه چیز احاطه دارد در حالی که در جای خود است، و همه مخلوقات با قدرت و برهان خود تحت سیطره دارد. همیشه مورد سپاس بوده و همچنان مورد ستایش خواهد بود. صاحب عظمتی که از بین رفتنی نیست. ابتدا کننده و بازگرداننده اوست و هر کاری به سوی او باز می‌گردد. به وجود آورنده بالا برده شده‌ها (آسمان‌ها و افلاک) و پهن کننده گسترده‌ها (زمین)، یگانه حکمران زمین‌ها و آسمان ها، پاک و منزّه و تسبیح شده، پروردگار ملائکه و روح، تفضّل کننده بر همه آنچه خلق کرده، و لطف کننده بر هر آنچه به وجود آورده است. هر چشمی زیر نظر اوست ولی چشم‌ها او را نمی‌بینند. کَرم کننده و بردبار و تحمّل کننده است. رحمت او همه چیز را فرا گرفته و با نعمت خود بر همه آنها منت گذارده است. در انتقام گرفتن خود عجله نمی‌کند و به آنچه از عذابش که مستحقّ آنند مبادرت نمی‌ورزد. باطن‌ها و سریره‌ها را می‌فهمد و ضمایر را می‌داند، و پنهان‌ها بر او مخفی نمی‌ماند و مخفی‌ها بر او مشتبه نمی‌شود. او راست احاطه بر هر چیزی و غلبه بر همه چیز و قوّت در هر چیزی و قدرت بر هر چیزی، و مانند او شیئی نیست. اوست به وجود آورنده شی (چیز) هنگامی که چیزی نبود. دائم و زنده است، و به قسط و عدل قائم است. خداوندی جز او که با عزت و حکیم است نیست. بالاتر از آن است که چشمها او را درک کنند ولی او چشمها را درک می‌کند و او لطف کننده و آگاه است. هیچکس نمی‌تواند با دیدن به صفت او راه یابد، و کسی به چگونگی او از سر و آشکار دست نمی‌یابد، مگر به آنچه خود خداوند عزوجل راهنمایی کرده است. گواهی می‌دهم به او که اوست خدا، خدایی که قُدس و پاکی و منزّه بودن او روزگار را پر کرده است. او که نورش ابدیّت را فرا گرفته است. او که دستورش را بدون مشورتِ مشورت کننده ای اجرا می‌کند و در تقدیرش شریک ندارد و در تدبیرش کمک نمی‌شود. آنچه ایجاد کرده بدون نمونه و مثالی تصویر نموده و آنچه خلق کرده بدون کمک از کسی و بدون زحمت و بدون احتیاج به فکر و حیله خلق کرده است. آنها را ایجاد کرد پس به وجود آمدند و خلق کرد پس ظاهر شدند. پس اوست خدایی که جز او خدایی نیست. صنعت او محکم و کار او زیباست. عادلی که ظلم نمی‌کند و کرم کننده ای که کارها به سوی او باز می‌گردد. شهادت می‌دهم اوست خدایی که همه چیز در مقابل عظمت او تواضع کرده و همه چیز در مقابل عزّت او ذلیل شده و همه چیز در برابر قدرت او سر تسلیم فرود آورده و همه چیز در برابر هیبت او خاضع شده اند. پادشاه پادشاهان و گرداننده افلاک و مسخّر کننده آفتاب و ماه، که همه با زمان ِتعیین شده در حرکت هستند. شب را بر روی روز و روز را بر روی شب می‌گرداند، که به سرعت در پی آن می‌رود. در هم شکننده هر زور گوی با عناد، و هلاک کننده هر شیطان سر پیچ و متمرّد. برای او ضدّی و همراه او معارضی نبوده است. یکتا و بی نیاز است. زاییده نشده و نمی‌زاید، و برای او هیچ همتایی نیست. خدای یگانه و پرودگار با عظمت. می‌خواهد پس به انجام می‌رساند، و اراده می‌کند پس مقدّر می‌نماید، و می‌داند پس به شماره می‌آورد. می‌میراند و زنده می‌کند، فقیر می‌کند و غنی می‌نماید، می‌خنداند و می‌گریاند، نزدیک می‌کند و دور می‌نماید، منع می‌کند و عطا می‌نماید. پادشاهی از آن ِاو و حمد و سپاس برای اوست. خیر به دست اوست و او بر هر چیزی قادر است. شب را در روز و روز را در شب فرو می‌برد. نیست خدایی جز او که با عزّت و آمرزنده است. اجابت کننده دعا، بسیار عطا کننده دعا، بسیار عطا کننده، شمارنده نَفَس‌ها و پرودگار جن ّو بشر، که هیچ امری بر او مشکل نمی‌شود، و فریاد دادخواهان او را منضجر نمی‌کند، و اصرارِ اصرار کنندگانش او را خسته نمی‌نماید. نگهدارنده صالحین و موفّق کننده رستگاران و صاحب اختیار مومنان و پروردگار عالمیان. خدایی که از آنچه خلق کرده مستحق است که او را در هر حالی شکر و سپاس گویند. او را سپاس بسیار می‌گویم و دائماً شکر می‌نمایم، چه در آسایش و چه در گرفتاری، چه در حال شدت و چه در حال آرامش. و به او و ملائکه اش و کتاب‌ها و پیامبرانش ایمان می‌آورم. دستور او را گوش می‌دهم و اطاعت می‌نمایم و به آنچه او را راضی می‌کند مبادرت می‌ورزم و در مقابل مقدرات او تسلیم می‌شوم به عنوان رغبت در اطاعت او و ترس از عقوبت او، چرا که اوست خدایی که نمی‌تواند از مکر او در امان بود و از ظلم او هم ترس نداریم (یعنی ظلم نمی‌کند).

فرمان الهی برای مطلبی مهم


برای خداوند بر نفس خود به عنوان بندگی او اقرار می‌کنم، و شهادت می‌دهم برای او به پروردگاری، و آنچه به من وحی نموده ادعا می‌نمایم از ترس آنکه مبادا اگر آنجام ندهم عذابی از او بر من فرود آید که هیچکس نتواند آن را دفع کند، هر چند که حیله عظیمی بکار بندد و دوستی او خالص باشد. نیست خدایی جز او. زیرا خداوند به من اعلام فرموده که اگر آنچه در حق علی بر من نازل نموده ابلاغ نکنم رسالت او را نرسانده ام، و برای من حفظ از شر مردم را ضمانت نموده و خدا کفایت کننده و کریم است. خداوند به من چنین وحی کرده است: ای پیامبر ابلاغ کن آنچه از طرف پرودگارت بر تو نازل شده – درباره علی، یعنی خلافت علی بن ابی طالب – و اگر انجام ندهی رسالت او را نرسانده ای، و خداوند تو را از مردم حفظ می‌کند.

ای مردم! من در رساندن آنچه خداوند بر من نازل کرده کوتاهی نکردم، و من سبب نزول این آیه را برای شما بیان می‌کنم: جبرئیل سه مرتبه بر من نازل شد و از طرف خداوندِ سلام - که او سلام است - مرا مامور کرد که در این اجتماع بپا خیزم و بر هر سفید و سیاهی اعلام کنم که: علی بن ابی طالب برادر من و وصی من و جانشین من بر امتم و امام بعد از من است. نسبت او به من همانند هارون به موسی است جز اینکه پیامبری بعد از من نیست. و او صاحب اختیار شما بعد از خدا و رسولش است. و خداوند این آیه از کتابش را بر من نازل کرده است: صاحب اختیار شما خدا و رسولش هستند و کسانی که ایمان آورده و نماز را بپا می‌دارند و در حال رکوع زکات می‌دهند. و علی بن ابی طالب است که نماز را بپا داشته و در حال رکوع زکات داده و در حال خداوند عزوجل را قصد می‌کند. من از جبرئیل در خواست کردم از خدا بخواهد تا مرا ابلاغ این مهم معاف بدارد، زیرا از کمی متقین و زیادی منافقین و فساد ملامت کنندگان و حیله‌های مسخره کنندگان ِاسلام اطلاع دارم، کسانی که خداوند در کتابش آنان را چنین توصیف کرده است که با زبانشان می‌گویند آنچه در قلبهایشان نیست، و این کار را سهل می‌شمارند در حالی که نزد خداوند عظیم است. همچنین به خاطر اینکه منافقین بارها مرا اذیت کرده اند تا آنجا که مرا اُذُن «گوش دهنده بر هر حرفی» نامیدند، و گمان کردند که من چنین هستم به خاطر ملازمت بسیار علی با من و توجه من به او و تمایل او و قبولش از من، تا آنکه خداوند عزوجل در این باره چنین نازل کرد: از آنان کسانی هستند که پیامبر را اذیت می‌کنند و می‌گویند او اُذُن «گوش دهنده به هر حرفی» است، بگو: گوش است - بر ضد کسانی که گمان می‌کنند او اُذُن است- و برای خود خیر است، به خدا ایمان می‌آورد و در مقابل مومنین اظهار تواضع و احترام می‌نماید، و برای کسانی از شما که ایمان آورده اند رحمت است؛ و کسانی که پیامبر را اذیت می‌کنند عذاب درد ناکی در انتظارشان است. اگر من بخواهم گویندگان این نسبت اُذُن را نام ببرم می‌توانم، و اگر بخواهم به شخص آنها اشاره کنم می‌نمایم، و اگر بخواهم با علائم آنها را معرفی کنم می‌توانم، ولی به خدا قسم من در کار آنان با بزرگواری رفتار کرده ام. بعد از همه اینها، خداوند از من راضی نمی‌شود مگر آنچه در حق علی بر من نازل کرده ابلاغ نمایم. ای پیامبر برسان آنچه - در حق علی- از پروردگارت بر تو نازل شده و اگر انجام ندهی رسالت او را نرسانده ای، و خداوند تو را از مردم حفظ می‌کند.

اخرین خبر از استفاده کنندگان اکس

 

دوشنبه ‌شب ‪ ۲۶‬آذر ‪ - ۱۳۸۶‬یک بیمارستان آموزشی و دانشگاهی در غرب تهران- پزشکان در بخش مراقبت‌های ویژه دور یک پسر جوان جمع شده‌اند.
یک زن نسبتا مسن و یک خانم جوان دائما به سرشان می‌زنند و "سعید - سعید" می‌گویند. پیر مردی مبهوت و در تفکری عمیق کنار آن‌ها به دیوار تکیه داده است.
دکتری که‌ارشد پزشک‌هاست به یکی از پرستارها دستور می‌دهد که برای رساندن اکسیژن به سعید دهانش را باز کند.
پرستار می‌گوید: دکتر هر کاری می‌کنم دهانش باز نمی‌شه. دهان سعید یک ریز می‌جنبد. انگار آدامسی در دهان دارد.
دکتر دستور تخلیه سریع آن را می‌دهد. پرستار می‌گوید: دکتر دهانش قفل شده! پزشک: به هر شکل که شده باید بازشه! دو پرستار با هم اقدام می‌کنند.
دکتر دستور سرم درمانی می‌دهد. پرستار سریعا اقدام می‌کند. کنار رگ‌های دست چپ سعید اثر چند تزریق تازه دیده می‌شود. پرستار رو به دکتر می‌کند و می‌گوید: دکتر اگر اشتباه نکنم "ایکس" زده - تزریق هم داشته! دکتر تایید می‌کند. هواپیمای سعید همچنان دارداوج می‌گیرد!
فریاد می‌کند: می‌خام بپرم! هرکی میاد با من بیاد... نیان موندین - بریم اون بالا، بالا، بزن تا روشن شی!؟ اکس چی ! اسیدو بچسب !!
سعی دارد از تخت بلند شود. پزشکان مانع می‌شوند. دکتر دستور می‌دهد که دستهایش را به‌تخت ببندند. سعید از"رویا" می‌خواهد تا او را تنها نگذارد!" بیا با هم پرواز کنیم! بریم یک جایی که‌فقط من باشم و تو... تو رویای منی! می‌دونی؟ بی‌وفا نباش! بیا با هم بپریم و..."
سعید یک لحظه از تخت بلند می‌شود - زور پرستار به او نمی‌رسد که دوباره روی تخت بخواباندش - دکتر : مگر نگفتم دستشو به تخت ببندید!
سعید : آب می‌خوام - تشنمه ! آب بدین آب ، مگر کافر شدین!...
دکتر به پرستار: سرعت سرم رو زیاد کن.
سعید : اون ستاره را می‌بینی ! می‌خوای برات بچینم!
پرستار: نه فعلا بخواب!
سعید: می‌خوام بپرم - می‌دونی من می‌تونم بپرم - مثل گنجشگ ! آب می‌خوام، آب بده - نه، نمی‌خوام گنجشک باشم ، اون که نمی‌تونه این همه بالا بیاد- می خوام جمبوجت بشم!!
پرستار به دکتر: دکتر دهانش بوی الکل هم می‌ده!
دکتر: یه آزمایش حجم الکل هم بگیر
دکتر به پرستاری دیگر: سریعا به سوپروایزر بگو کلانتری رو خبر کنه.این پسره قرص مخدر خورده - الکل هم چاشنیش کرده - ما تلاش خودمونو می‌کنیم - اگه نموند کلانتری بدونه بهتره!
سعید همینطور فریاد می‌زند: ستاره‌ها رو می‌بینم - از این بالا زمین چقدر دیدنی است! دریاها را می‌بینی رویا؟ این ور رو ببین جنگله!
پزشکان سعی می‌کنند هواپیمای سعید را فرود بیاورند! سرم درمانی - چند داروی خنثی‌ساز مخدر شیمیایی و... چند کیسه سرم همزمان محتویات خود را با چند لوله به بدن سعید می‌ریزند.
تخت بیمارستان چند بار خیس می‌شود. سعید حتی نمی‌تواند ادرارش را کنترل کند. پزشک دستور سوند می‌دهد.
زنها به سرشان می‌زنند. چند بار گفتیم با این و اون نگرد. عصر گفت که تولد دوستمه می‌رم وزود برمی‌گردم. چند ساعت بود که هوا تاریک شده بود که از بیمارستان خبر دادند سعید اینجاست. دوستاش آوردند - بعد هم رفتند - ترسیدند بمیرد خونش بیفتد گردن اونها و...
زن مسن: بچه‌ام سربزیر بود - کاری به این و اون نداشت... همه‌اش تقصیر اون محسنه! اون بود که هر روز می‌آمد دنبال سعید که چی، بریم پارک - بریم سینما- تولد فلانی ، تولد فلانیه!
زن جوان : مادر حالا وقت این حرفا نیست. یادت می‌یاد کی بهت گفتم مواظب سعید باش - مشکوک می‌زنه! چند بار یادت می‌یاد گفتم که قرص‌های مشکوک می- خوره - تو دستشویی زیاد می‌مونه - دائما از بابا پول می‌خواد و...
پیرمرد: من چی می‌دونستم - می‌گفتم بچه‌س نوجوونه ، خوب نیست جیبش خالی باشه و...
زن جوان : بابا من که نمی‌گفتم چرا به اون پول می‌دی. می‌گفتم مواظب باش چطوری خرج می‌کنه- کجا می‌ره - با کی می‌ره و...
پزشک‌رو به مادر، خواهر و پدر سعید: بچه‌تون از کی تا حالا تزریق می‌کنه! و قرص می‌خورده! سه نفری مات و مبهوت : تزریق چیه؟ قرص کدومه...
مادر: بعضی وقت‌ها یک قرص‌هایی می‌خورد - ولی بیشتر وقتی با محسن بود به خانه می‌آمد حالش خوب نبود و تا فردا ظهرهم می‌خوابید و...
پزشک : مادر! بچه شما قرص مخدر خورده - مشروب هم خورده - تزریقی هم هست! شانس بیاره زنده بمونه، خدا رو باید شکر کنین.
ماشین کلانتری توی حیاط بیمارستان متوقف می‌شود. یک افسر و یک درجه دار از آن پیاده می‌شوند.
افسر : استوار ! از همراهانش بازجویی کن - ببین کجا بوده - با کی یا بوده و...
دکتر به پرستار: کارهایی را که باید بکنیم کردیم.
بگین اینو ببرن سی سی یو. به سر پرستار بخش هم بگین روی دستور دارویی دقت کنه.
پلیس‌هاچند صفحه بازجویی می‌کنند.پدر، مادرو خواهر سعید هرچی می‌دانستند و شاید هم صلاح می‌دانستند را گفتند.
خواهر سعید: مامان حالا بگو اگر شوهرم بفهمه که سعید معتاده اونهم تزریقی - ایکس هم می‌خورده ، چی بهش بگم؟
مادر : هرچی می‌خواد بگه! فعلا که بچه‌م معلوم نیست بمونه یا نمونه.
تقصیر تو چیه - این اینطوری درآمده - همه‌اش تقصیر محسنه!من چی می‌دونم ایکس چیه! این چرت و پرتها که می‌گن چیه!
پلیس‌ها رفته‌اند، گفته‌اند که صبح باز خواهند گشت - پزشک‌ها مشغول مداوای بیماران دیگر هستند. یکی ناراحتی معده دارد. یکی دیگر تصادف کرده‌است و...
سوپروایزر "سی سی یو" چشمهایش را با همه خستگی از روی دستگاهها برنمی دارد- در دفتر ثبت می‌کند : ساعت ‪ ۴‬و ‪ ۱۵‬دقیقه بامداد سه شنبه ‪ ۲۷‬آذر ‪- ۱۳۸۶‬ علائم حیاتی بیمار خفیف است.
طبق دستور دکتر... دارو داده شد - تزریق سرم ادامه یافت. بیمار به کمک دستگاه تنفس می‌کند و...                                       

 به نقل از ایرنا

علل تمایل به مصرف مواد روانگردان


با توجه به اینکه مصرف قرص‌ها‌ی روانگردان بسیار آسان تر از انواع مواد مخدر دیگر است و عوارض به مراتب شدیدتر دارد، باید علل مصرف آن ریشه یابی شود. 
یکی از دلایل تمایل افراد به ویژه جوانان به مصرف مواد مخدر، تنهایی آنان در عصر سرد فن آوری است. در حال حاضر عموما مشغله والدین بیشتر شده و وقت کمتری را با فرزندان سپری می‏کنند.

آسیب شناسان معتقدند: یکی از نیازهای اصلی بشر این است که شنیده شود و مورد تایید قرار گیرد. وقتی والدین کنار فرزندان حضور ندارند یا آنقدر خسته و بی حوصله هستند که انگیزه ای برای شنیدن مسائل فرزندان ندارند، موجب احساس تنهایی در فرزند شده و زمینه را برای نفوذ دوستان مساعدتر می‏کند.

از طرف دیگر، نوجوانی سن تمایل به داشتن هیجان است. نوجوانان باید انرژی فعال خود را به طریقی تخلیه کنند. وقتی منزل به جای اینکه جایگاه محبت و عاطفه و صمیمیت باشد، صرفا استراحتگاهی برای رهایی از خستگی فعالیتهای خارج از منزل باشد استفاده از مواد مصنوعی برای ایجاد شادی و هیجان کاذب تعجبی ندارد.

به همین دلیل بهتر است والدین ارتباط خود را با فرزندان افزایش دهند و با حضور موثر در کنار آنان، مانع احساس نیاز فرزندان به پر کردن خلاء عاطفی از طرق منفی شوند.

 اکس پارتی:

 

در دهه هشتاد میلادی پارتیهای شبانه مرسوم به ریو (Raves ) بحران جدیدی در اروپا و امریکا به وجودآوردند . اکستاسی به طور غیرقابل مهاری در میان جوانان نفوذ کرده‌بود و روز به روز بر تعداد مصرف‌کنندگان آن افزوده می‌شد . کسانی که به این قبیل مهمانیها می‌رفتند هماهنگ و عجیب بودند . یکسان لباس می‌پوشیدند تا خود را به صورت یک گروه درآورند . بزرگترین گروه اکس بازها فرقه لاین پت ( lion path ) بودند . که گمان می‌کردند با خوردن قرصهای اکستاسی به روشنایی می‌رسند . اما اصطلاح اکس‌پارتی مربوط به مجالسی است که شرکت کنندگان آن ساعات متمادی با موسیقی الکترونیکی و رقص‌نور به رقصهای تند و طولانی می‌پردازند. در این میهمانیها قرصهای اکستاسی مصرف می‌شود . این مجالس را معمولاً در فضاهای باز یا غیرقابل کنترل مانند پارکهای جنگلی و انبارهای متروکه برگزار می‌کنند ولی گاه در محافل خانگی نیز چنین مجالسی بر پا می‌شود. هزاران جوان در این میهمانیها که بیش از دو روز طول می‌کشد شرکت می‌کنند.

اکستاسی میل به خوردن و خوابیدن را مهار می‌کند و در نتیجه این افراد می‌توانند بدون نیاز به خوردن و خوابیدن در میهمانیهای چند روزه شرکت کنند . البته گاه کم‌آبیهای بسیارشدید و خستگی‌های مرگ‌بار شرکت کنندگان را از پا درمی‌آورد . از این قرص با عنوان کوکائین میهمانی ریو نیز نام می‌برند . این مجالس مکان مناسبی جهت تبلیغ فروشندگان اکس برای مشتریان جوان خود است و تمامی افراد شرکت‌کننده در آن در معرض خطر استفاده از اکس قراردارند .

مصرف کنندگان اکستاسی تمایل زیادی به استفاده گروهی از آن دارند . به طورکلی تمایل به مصرف گروهی در مورد تمام مواد مخدر وجود دارد . اما در اکستاسی از دلایل مطرح ، نیاز به وجود یک فرد حمایت کننده است . مصرف انفرادی این دارو در تنهایی خطرآفرین است . از سویی دیگر ، احساس سرخوشی دسته‌جمعی برای هر کدام از مصرف‌کنندگان حکم تأیید را دارد و فرد متقاعد می‌شود که کار درستی انجام می‌دهد. دلیل دیگر ، نیاز مصرف کنندگان به برقراری ارتباطات صمیمانه اجتماعی است . آنها همدیگر را در آغوش می‌گیرند و در توهم از بودن در کنار هم لذت می‌برند.