خاطرات جوانی

خاطرات وتجربیات جوانی

خاطرات جوانی

خاطرات وتجربیات جوانی

شهادت امام علی (ع) تسلیت باد

فردا مصادف با ۲۱ رمضان سالروز شهادت امام علی  علیه السلام است .فضائل امام بسیار زیاد ودراین اندک نمی گنجد . همانطور که می دانیم خانه کعبه به دست حضرت ابراهیم ساخته شد ودر طول تاریخ مورد توجه یکتا پرستان بود .خانه ای که به دستور خداوند ساخته شده است .تنها مولود این خانه که با شکافتن دیواره آن در آن متولد شد امام علی ع است .کسیکه ولادت او در کعبه بود . از اوان نوجوانی به همراه پیامبر بود .ودر آخرین حج از سوی پیامبر به عنوان امام منصوب شد .حدیث ثقلین در باره او واهل بیت اوست . وآیه الیوم اکملت لکم دینکم در غدیر بعد از انتصاب ایشان به امامت است . این رهبر بزرگ وپیشوای عالی مقام بعد از ۲۵ سال خانه نشینی سیاسی دوباره به خلافت رسیدند .ودر لیالی قدر به دست کسانی که به ظاهر دلسوز اسلام بودند یعنی خوارج ودر محراب مسجد کوفه به شهادت رسیدند .باید برای بشریت متاسف بود که نتوانست از حضور آن حضرت بهره ببرد .کتاب نهج البلاغه مجموعه سخنان ایشان است .شهادتش بر همه دوست دارانش تسلیت باد .

نقدی بر حادثه کلمبیا

نقدی بر حادثه دانشگاه کلمبیا
دکتر غلامعلی رجائی
تأثیر عملکرد رسانه ها بر افکار عمومی برای من که خود یک فرد رسانه ای هستم تا قبل از حادثه دانشگاه کلمبیا کمتر تا بدین حد قابل باور بود.
این روزها بحث داغ داخلی جامعه وافکار عمومی جهان خارج از ایران سخنرانی رئیس جمهور محترم در دانشگاه کلمبیا و بازتاب های مرتبط با آن است و الحق که صدا و سیما در این زمینه و بویژه برخورد گزینشی با اخبار این سفرو سخنرانی سنگ تمام گذاشت .
در این برخورد گزینشی رئیس جمهور محترم فاتح سر بلند پیکار یک تنه خود با تمام سردمداران صهیونیستی و امریکایی در دانشگاه کلمبیاست بدون اینکه ذره ای غبار و با اندکی خراش بر صورت نازنین ایشان در این پیکاری که از قبل معلوم بود از آن بوی تندخون و انتقام گیری و تسویه حساب – آنهم در زمین دشمن – به مشام می رسد نشسته شده باشد!
مطابق آنچه که صدا و سیما نشان داد و به اصطلاح مجریان خبر بیست وسی شبکه دو گفت و گفت ! جمعیت حاضر در سالن سخنرانی رئیس دانشگاه کلمبیا را که بر خلاف رسم میزبانی و شأن دانشگاهی خود به آقای احمدی نژاد توهین کرده بود هو کردند ولی بعد از هر پاسخ جناب ایشان برای وی کف می زدند اما آیا حقیقت اینگونه بود؟ آیا همه آن کف زدنها برای شخص رئیس جمهور محترم ما بود و هو کردنها مال رئیس دانشگاه کلمبیا؟

مگر چه اتفاقی افتاده بود که دانشجویان یک دانشگاه بیکباره اینقدر حزب اللهی وحقیقت گراشده بودند که در مقام داوری ما بین دو گفته و دو شنیده از کسی که وی را دشمن کشور خود می دانستند و دیگری که رئیس دانشگاهی بود که در آن تحصیل می کردند نماینده کشور دشمن را برگزینند آنهم در جریان سخنرانی‌یی که معلوم نیست در پایان آن چه نتیجه ای داشته باشد؟ ! بنابه نقل قول آقای نوباوه که به عنوان یکی از همراهان رئیس جمهور در این سفر از نزدیک در جریان سخنرانی یا پرسش و پاسخ و بهتر است بگوئیم محاکمه ایران و نه احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا بود اکثر جمعیت حاضر در سالن را دانشجویان یهودی دانشگاه تشکیل می دادند که بعضاً کلاههای کوچکی که به سر داشتند و در تصویر دیده می شد بر این نظریه مهر تأیید می زند.از سوی دیگر معروف است که نیویورک شهر یهودی نشین امریکاست و ظاهراً فراوانی درصد این فرقه نسبت به مسیحیان امریکا در این شهر بیشتر از شهرهای دیگر است.
با این حساب می شود حدس زد که اکثر جمعیت حاضر در پای مناظره و به اعتقاد من محاکمه آقای احمدی نژاد را یهودیان امریکا تشکیل می دادند. با این مقدمه آیا می توان اینقدر ساده اندیشانه و ساده لوحانه قضاوت کرد که آنها در یک جلسه و در اثر یک سخنرانی هوادار سر سخت مواضع ایران شده اند؟ یا حقیقت چیز دیگری است و متأسفانه صداو سیما برای خدمت به نظام و نشان دادن میزان بالای مقبولیت آن دست به چنین ریسک خطرناکی زد تا جایی که در همان شب سخنان آقای کلهر مشاور رئیس جمهور را در گفتگوی ویژه بعد از خبر شبکه 2 پخش کرد که سخنان آقای احمدی نژاد را حرکتی بعثت گونه – و لابد از سنخ کار پیامبران !!- و نقطه عطفی در تاریخ بشریت تلقی می نمود و از زبان مهمان دیگر برنامه به مردم اطمینان داد که از این پس دیوار های ایالات متحده امریکا با این سخنرانی فرو ریخته شده است! و من که در آن شب شاهد پخش آن سخنرانی و این گفتگوی ویژه بودم بی اختیار به یاد بازی فوتبال ایران و امریکا افتادم و رویکرد ویژه و فراموش نشدنی صدا و سیما به این بازی که تا کاپیتان های دو تیم در حضور داور مسابقه آمدند که با همدیگر دست دوستی بدهند و کاپیتان تیم ملی فوتبال ایران آقای عابدزاده می خواست هدیه ای را که به او داده بودند به کاپیتان تیم ملی فوتبال امریکا تقدیم کند ناگهان تصویر قطع و تصاویر آرشیوی پخش گردید تا لابد مردم نبینند که کاپیتان تیم ملی ایران به امریکا هدیه می دهد! و دیدن این صحنه خدای ناکرده بر روحیه ضد امریکایی آنها تأثیر منفی بگذارد!
بعید بنظر می رسد به رغم پخش گزینشی اخبار و تصاویر مرتبط با مراسم دانشگاه کلمبیا توسط صدا وسیما جز کسانی که به هر دلیل به ظرایف و دقت های کار رسانه ها توجهی ندارند کسی این گونه خبر رسانی را باور داشته باشد. کسانی که این مراسم را از ماهواره ها می دیدند و به زبان انگلیسی آشنایی داشتند و قواعد هو کردن و تعابیر مرتبط با این عمل زشت را در امریکا می دانستند به رغم تبلیغ صدا و سیما شاهد بودند که متأسفانه این رئیس جمهور ما بود که گاه از سوی جمعیتی که ذکرگردید هو شد و گاه سخنان صریح و شجاعانه و صادقانه وی مورد تمسخر حضار قرار گرفت ومگر از آن جلسه هم با این مواضع انقلابی جز این انتظار دیگری می رفت؟ آیا اگر روزی رئیس جمهورآمریکا در دانشگاه تهران از حقانیت اسرائیل دفاع کند چیزی جز هو و تمسخر از دانشجویان ایرانی را شاهد خواهد بود ؟!
اشتباه دیگر صدا و سیما آن بود که به هنگام پخش سخنان مجری و بیانیه بیست دقیقه ای رئیس دانشگاه کلمبیا هیچ زیر نویسی از این سخنان را پخش نکرد و یا حداقل به ترجمه همزمان آن مبادرت نکرد لابد تصور دوستان این بود که با آن لهجه غلیظ و فنوتیک های خاص گویش انگلیسی امریکائی ها همه شنونده های ایرانی همزمان می فهمند که از رئیس جمهور چه خواسته و پرسیده می شود و چه توقعاتی امریکائیها از این مناظره و محاکمه دارند!
تا آنجا که از شواهد امر پیدا بوده و هست و از سخنان رئیس دانشگاه کلمبیا بر می آمد آقای رئیس جمهور به یک مناظره و به تعبیری بازپرسی یکطرفه ای دعوت شده بود که تنها به یمن متنی که براو نهاده بودند تا در این دانشگاه صحبت کند می بایست به پرسشهای آنها پاسخ آری یا نه بدهد همین و بهترین دلیل مدعای این سخن قطع مکرر حرفهای رئیس جمهور بود که وی را ناچار می کرد با بلند کردن دست و وقت خواستن از رئیس دانشگاه به اوفرصت توضیح بیشتری بدهد.
اوج این برخورد گزینشی در خبر رسانه ای که البته محدود و منحصر به صدا و سیما نبود این نکته است که ای کاش برای نشان دادن ماهیت امریکائیها بویژه کسانی که قشر فرهیخته آن بودند عین عبارات توهین آمیزی که نزدیک به ده واژه می شده است را به اطلاع جامعه می رساندند هر چند بنده نیز بر این باور هستم که ناقل حرف زشت و رکیک خود قائل و گوینده آن شده است ولی گاه هدف برتر که افشای امر مهمتری است افتضا می کند که عین عبارات را به افکار عمومی صادقانه ارائه کنیم. آنچنانکه امام در برخورد ملی گراها و کانون وکلا با قانون قصاص با تلخی خاصی عبارت غیرانسانی قصاص را که در بیانیه آنها آمده بود عیناً نقل کردند و فراتر از آن در قرآن پس از ذکر طرد ابلیس از در گاه الهی قول او که این طرد شدن را نه نتیجه تکبر و رفتار خود که کنش الهی را می داند می آورد و تقصیر را به گردن خدا و مشیت الهی می اندازد!
بنظر می رسد این ماجرا فراتر از حد قضاوت رسانه ای است و چه بسا شایسته باشد که در مجلس شورای اسلامی که به تعبیر امام بالاترین مرکز در بین نهادهای نظام است این امر از سوی نمایندگان و وکلای ملت به نقد و چالش و بررسی وارزیابی گذاشته شودو از سوی آنان معلوم گردد که می توان غرور و حیثیت انقلابی واسلامی یک ملت را با سلیقه های شخصی هر چند به گمان کسب احتمالی پیروزی در چنین نبردهایی در موضع توهین و اهانت کسانی قرار دارد که سابقه تمدن آنها به چند صد سال نمی رسد ؟
در اینکه امریکائیان و صهیونیستها از استفاده هوشمندانه جناب رئیس جمهور از این فرصت و مراسم به خشم آمده اند که در مصاحبه بعضی از سناتورهای آمریکایی و افرادی نظیر جان بولتون سفیر سابق امریکا در سازمان ملل این امر مشهود است نه تنها جای هیچ تردیدی نیست که به اعتقاد نگارنده باید هوشمندی و جسارت و شجاعت جناب رئیس جمهور را در این میدان ستود و به پایمردی وحلم وطاقت او در ورود به این عرصه پر اهانت و تهمت و ناسزا آفرین گفت اما در عین حال نباید ساده لوحانه باور کرد که قضایا آنگونه که ما خواسته ایم پیش رفته است درست است که افکار عمومی جهان بدون سانسور و واسطه حرفهای رئیس جمهور ما را که مواضع ایران اسلامی را بیان می کرد شنیدند و در مورد آنها به تفکر نشستند اما از سوی طرف دیگر مناظره هم حرفهایی در پاسخ به این مواضع زده شد که قاعدتاً برای مخاطبین خارجی آنها هم جای تأمل داشتند. حال چگونه است که می خواهیم به مردم خودمان چنین القاء کنیم که جمعیت داخل و بیرون در سالن هر چه را شنید به نفع ایران کف زد و مواضع ما را ستود؟! آیا اگر چنین حادثه ای در ایران بود دانشجویان ما برای سخنران مخالف میزبان همین گونه رفتار می کردند؟!
خوب است دوستان قدری واقع بینانه تر و بیشتر به سطح آگاهی و ادراک جامعه ما فکر کنند و مانند پخش گزینشی کنفرانس برلین افکار عمومی جامعه را بازی ندهند و امین صادقی برای اداره رسانه ملی باشند. همگان به یاد دارند که در آن کنفرانس زشت ، صحنه ای نشان داده شد که بیانگر این بود که در حالی که میهمانان ایرانی کنفرانس در سالن نشسته اند مردی معترض به حضور آنها در سالن کاملاً برهنه شد و آنها هم در جلسه شاهد حرکات او بودند. حال آنکه همه می دانند اینگونه نبود و این صحنه زشت در پایان آن کنفرانس اتفاق افتاد و قبل از این رویداد زشت مهمانان ایرانی کنفرانس سالن را ترک کرده بودند!
نکته پایانی که بنظر می رسد می بایست جناب رئیس جمهور بدان عنایتی داشته باشد آن است که طرح مسایل خلق الساعه در سیاست های جمهوری اسلامی و بویژه در روابط بین الملل نظیر آنچه که جناب رئیس جمهور چند ماه پیش در برقراری ارتباط یک طرفه با مصر – درهمان روز مصاحبه ! و در سخنرانی در دانشگاه کلمبیا مبنی بر اعلام آمادگی مذاکره با امریکا در مورد مشکلات فیمابین ایران و امریکا بدون هیچ پیش شرطی ! مطرح کردند به صلاح و مصلحت ما نبوده و به تعبیر بهتری نوعی عدول از مواضع گذشته امام و مسئولان نظام در این زمینه ها تلقی می شود.
نمی دانم اگر این حرف را کسانی مانند آقای خاتمی می زدند از سوی رسانه های منتقد چگونه با آنها برخورد می شد؟ این موضع آقای احمدی نژاد چه تفاوتی ماهوی با حرف دکتر آقای سیدعطاء اله مهاجرانی در سالها قبل داشت که در سر مقاله ای این پیشنهاد را کرده بود و آن همه مورد هجوم همگان قرار گرفت و به امریکائی بودن متهم و منتسب شد!؟ مگر چه تغییری در رابطه ما با امریکا ایجاد شده است که ما بدون اینکه حداقل پیش شرط بارها اعلام شده آزاد کردن دارائیهای مسدود شده و بهتر است بگوئیم مصادره شده ایران در بانکهای امریکائی را به رخ سران کاخ سفید و افکار عمومی امریکا بکشیم اینگونه منفعلانه و بدون هیچ پیش شرطی آمادگی خود را برای مذاکره با شیطان بزرگ اعلام می کنیم ؟ و جالب این که نه مصر و نه سران کاخ سفید هیچ پاسخی جدی به این تنازل در باره ارتباط بدون پیش شرط ما با خودشان ندادند که در این معنا جای بسی تأمل است و امید است که در مواضع ناگهانی بعدی ! مورد عنایت آقای احمدی نژاد قرار گیرد
چنین به نظر می رسد اتخاذ مواضع ناگهانی آنهم در سطح و سیاست های کلان نظام زیبنده رئیس محترم قوه مجریه ما نباشد و بهتر است جناب ایشان در اینگونه مصاحبه ها مانند آنچه که به خبرنگار صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در موافقت با سفر بوش به تهران برای سخنرانی در دانشگاه های کشور گفتند ، بیشتر بر احساسات خود غالب باشند .
 به نقل از سایت فردا

متن سخنرانی ریس دانشگاه کلمبیا

در پی حضور ریس جمهور در دانشگاه کلمبیا متن سخنرانی ریس دانشگاه کلمبیا

سخنان دکتر لی سی بولینگر ، رئیس دانشگاه کلمبیا

بیست و چهارم سپتامبر 2007

علاقمندم تا با تشکر از جان کوتسورز (John Coatsworth) و پروفسور ریچارد بولیت (Richard Bulliet)، بدلیل فعالیت آنها در برپایی این مراسم و نیز تعهد آنها به نقش مدرسه روابط عمومی و بین الملل و جایگاه آن در تربیت رهبران آینده در مسائل جهانی آغاز کنم. امروز اگر چیزی به اثبات برسد تنها اثبات این نکته خواهد بود که حجم عظیمی از کار در برابر تمامی ما وجود خواهد داشت. این تنها یکی از نشست‌هایی است که در سال جاری تحصیلی در مورد ایران خواهیم داشت و تمامی اینها به ما کمک خواهد کرد تا درک بهتری از این ملت بحرانی و پیچیده، در جغرافیای سیاسی امروز داشته باشیم.

قبل از گفتگوی مستقیم با رئیس جمهوری فعلی ایران ، من چند نکته مهم ضروری برای تاکید خواهم داشت.

اول، از سال 2003 (برنامه) فروم رهبران جهانی موجب پیشرفت سنت دیرینه‌ای در دانشگاه کلمبیا شده که هدفش خدمت به عنوان نشستی عمده برای مباحث بزرگ و مفصل خصوصا در مسائل جهانی است. اما هرگز نباید تصور کرد که تنها گوش فرا دادن به ایده‌هایی که به هرگونه‌ای موجب دلسوزی ما است به صورت غیر مستقیم به معنای تائید ما از آنها ،یا ضعف تصمیم گیری ما در مقاومت در برابر این اندیشه‌ها و یا سادگی ما در مورد خطرات واقعی و ذاتی چنین ایده‌هایی است. این یک پیش فرض اساسی در مورد آزادی بیان است که ما با گشودن میدانی عمومی برای صدای آنها، بی عزتی را با عزت و شرافت ارج نمی‌نهیم. در غیر اینصورت برگزاری مباحثی غنی ممکن نخواهد بود.

دوم، می‌خواهم به تمام کسانی که باور دارند این تجمع هرگز نمی‌بایست رخ دهد چرا که برگزاری چنین مراسمی در شان دانشگاه نیست، بگویم که روشن بینی شما را درک کرده و به علت مستدل بودنشان، بدان احترام می‌گذارم. نقطه توجه و منظور آزادی بیان می‌باید همواره به عنوان موضوعی برای مباحث آینده باشد. یکی از مشهورترین عبارات در مورد آزادی بیان این است که این هم یک تجربه است همانگونه که تمام زندگی تجربه‌ای بیش نیست. به هر حال می‌خواهم موکدا بگویم که این درست ترین کار برای انجام است و براستی انجام آن نیز براساس درخواست تمامی معیارهای موجود برای آزادی بیان، دانشگاه آمریکا و نیز دانشگاه کلمبیا است .

سوم، به تمام کسانی که رنج و صدمه را به عنوان نتیجه برنامه امروز تجربه کرده‌اند، از طرف تمامی همکارانم می‌گویم که متاسفیم و آرزومندیم هر کاری که برای تخفیف آن می‌توانیم انجام دهیم.

چهارم، روشن کردن این مطلب است که این مراسم ابدا ارتباطی با حقوق سخنران نداشته و تنها این حق ما برای شنیدن و سخن گفتن است. ما این را برای خودمان انجام می‌دهیم.

ما این کار را با توجه به سنت بزرگ صراحت و آزادی که این ملت دهه‌ها است آنرا تعریف کرده، انجام می‌دهیم. ما نیازمند دانستن جهانی هستیم که در آن زندگی می‌کنیم و نه نادیده گرفتن شکوه آن و یا شانه خالی کردن از تهدیدات و خطرات آن. این منطبق بر این نظریه است که باید دشمنانت را بشناسی، جسارت روحی و فکری برای مقابله با اهریمن را داشته باشی و خود را آماده کنی که با سرشتی درست عمل کنی. در این لحظه استدلال‌ها برای آزادی بیان به نظر نمی‌رسد که با قدرت استدلال‌های مخالف همپایی داشته باشد اما چیزی را که باید به خاطر داشته باشیم این است که دقیقا این آزادی بیان است که از ما درخواست می‌کند تا علیه انگیزه‌های طبیعی اما اغلب ویران کننده که ما را به عقب نشینی در مواجهه با ایده‌هایی سوق می‌دهد که از آنها وحشت داشته یا مورد علاقه ما نیستند، فوق العاده خویشتن دار باشیم. این اساس ایده آمریکایی برای آزادی بیان است.

نهایتا ما در دانشگاه‌ها یک تفکر عمیق و تقریبا مصمم و بی تزویر در تعهد به پیگیری حقیقت را داریم. ما به اهرم‌های قدرت دسترسی نداریم. جنگ و صلح به دست ما نیست. ما تنها اذهان را شکل می‌دهیم و برای این می‌باید آزادی کامل برای پرسش و کاووش را داشته باشیم.

اجازه دهید تا اکنون روی سخنم با آقای احمدی نژاد باشد:

سرکوب خشونت بار اساتید، روزنامه نگاران و مدافعان حقوق بشر

در طی دو هفته گذشته، دولت شما دکتر‌ هاله اسفندیاری و پرناز عظیما و نیز تنها دو روز قبل کیان تاجبخش فارغ التحصیل دکتری از دانشگاه کلمبیا در برنامه ریزی شهری را آزاد کرده است. در حالیکه اطلاع از آزادی آنها بر مبنای وثیقه موجب تسلی جامعه دانشگاهی شده اما دکتر تاجبخش هنوز درتهران و تحت نظر بوده و هنوز نمی‌داند که آیا به جرم دیگری متهم خواهد شد و یا اجازه دارد که از کشور خارج شود. این را برای ثبت در تاریخ می‌گویم که من امروز از رئیس جمهور درخواست می‌کنم که تضمین کند، کیان تاجبخش بتواند به دلخواه خود به خارج از ایران سفر کند. همچنین اجازه دهید تا این نکته را نیز گزارش کنم که ما پیشنهادی را به دکتر تاجبخش تقدیم می‌کنیم تا به عنوان استاد میهمان در برنامه ریزی شهری به دانشکده ما بپیوندند و امیدواریم که در ترم آینده قادر خواهند بود به ما ملحق شوند.
دستگیری و زندانی کردن این آمریکایی‌های ایرانی تبار بدون هیچ دلیلی نه تنها وجاهتی نداشته بلکه کاملا مغایر با ارزش‌هایی است که امروز به سخنران اجازه حضور در این جمع را می‌دهد.

اما حداقل آنها زنده هستند.

به گزارش عفو بین‌الملل در سال جاری تاکنون 210 نفر در ایران اعدام شده‌اند که تنها 21 مورد از آنها در صبح پنجم سپتامبر بوده است. در کل بصورت سالیانه این لیست دو کودک را شامل می‌شود. دلیل دیگر، گزارش دیده بان حقوق بشر است که ذکر می‌کند ایران در صدر اعدام خردسالان در جهان قرار دارد.

بیشتر از این هم وجود دارد.

ایران در طی جولای و آگوست گذشته در حدود سی نفر را در ادامه سرکوب‌های گسترده گزارش شده به جرم تلاش برای ایجاد یک جامعه دمکراتیک تر و بازتر به طناب دار آویخته است. بسیاری از این اعدام‌ها در ملا عام انجام گرفته که نقض پیمان بین المللی حقوق سیاسی و مدنی است که ایران هم یکی از طرف‌های امضا کننده آن است.

چنین اعدام‌هایی همزمان با سرکوب وسیع فعالان دانشجویی و دانشگاهی به اتهام تحریک برای یک انقلاب به اصطلاح مخملی بوده است.این شامل زندانی کردن و بازنشستگی اجباری اساتید نیز بوده است. همچنانکه دکتر اسفندیاری در یک مصاحبه سراسری پس از رهایی اظهار کرده، وی در یک سلول انفرادی به مدت 105 روز زندانی بود چرا که دولت ایران اعتقاد داشته ایالات متحده در حال برنامه ریزی برای یک انقلاب مخملی در ایران می‌باشد.

سال گذشته در همین مکان ما چیزهایی در مورد انقلاب مخملی از واسلاو‌هاول آموختیم. احتمالا چنین چیزی را از سخنران امشب نشست رهبران، رئیس جمهور شیلی، میخائیل باچلت جریا (Michelle Bachelet Jeria) نیز خواهیم شنید. داستان‌های فوق العاده این دو به ما یادآوری می‌کنند که هنوز زندان‌های کافی برای جلوگیری از کل جامعه‌ای که خواهان رسیدن به آزادی هستند وجود ندارد.

ما در این دانشگاه کمترین خجالتی در اعتراض و به چالش کشیدن کوتاهی‌های دولت خودمان برای زندگی بر اساس این ارزشها را نداشته ایم و قطعا شرمی در انتقاد از کوتاهی‌های شما نیز نخواهیم داشت.

پس اجازه دهید تا در همین ابتدا روشن کنیم که آقای رئیس جمهور، شما نمایش تمامی نشانه‌های یک دیکتاتور کوچک و ستمکار هستید.

پس من از شما می‌پرسم:

چرا زنان، اعضای فرقه بهائیت، همجنس‌گرایان و بسیاری از دانشگاهیان در کشور شما هدف آزار و اذیت قرار گرفته اند؟

چرا در نامه هفته گذشته به دبیرکل سازمان ملل، اکبر گنجی یکی از مخالفان سیاسی برجسته دولت ایران و بیش از 300 تن از روشنفکران، نویسندگان و دریافت کنندگان نوبل نگرانی عمیق خود را اعلام کرده‌اند که مناقشه شما با غرب توجه جهان به شرایط غیر قابل تحملی که رژیم شما در داخل ایران خلق کرده را منحرف کرده است. خصوصا، استفاده از قانون مطبوعات برای ممنوع کردن نویسندگان در انتقاد از سیستم حاکم.

چرا شما از ابراز عقیده شهروندان ایرانی در باب تغییر هراس دارید؟

در کشور ما، مطبوعات ما با شما مصاحبه می‌کنند و از شما در خواست می‌شود تا در اینجا سخن بگوئید. و اندکی قبل همکار من در مدرسه حقوق، مایکل دورف در مصاحبه با رادیو اروپای آزاد در سخن با مخاطبان ایرانی از اصول مسلم آزادی بیان در این کشور سخن می‌گوید، من پیشنهاد می‌کنم که از این هم فراتر برویم. اجازه دهید تا به همان میزان آزادی که آمروز ما به شما داده‌ایم، من در راس هیئتی از دانشجویان و اعضای دانشگاه کلمبیا در دانشگاه شما در مورد آزادی بیان سخن بگوئیم. آیا این کار را خواهید کرد؟

انکار و نفی هولوکوست

در دسامبر سال 2005 در یک پخش تلویزیون دولتی، شما هولوکوست را به عنوان یک افسانه ساختگی توصیف کردید. یک سال بعد کنفرانسی را از نافیان هولوکاست برگزار کردید.

برای بیسوادان و جاهلان این یک تبلیغات خطرناک است و زمانیکه شما به مکانی مانند اینجا بیائید، بصورت ساده از شما فردی مسخره خواهد ساخت. شما یا بصورت بی پروا و گستاخ تحریک کننده هستید و یا بصورت محیرانه‌ای بیسواد.

باید بدانید که کلمبیا یک مرکز جهانی برای مطالعات در مورد یهودیان بوده و اکنون نیز در مشارکت با انستیتو YIVO در مورد مطالعات هولوکوست. از دهه 1930 ما مکانی روشنفکرانه برای خیل بیشماری از آوارگان و بازماندگان هولوکوست، فرزندان و نوادگان آنها ایجاد کرده ایم. واقعیت این است که هولوکوست مستندترین واقعه در تاریخ بشری است. به همین دلیل و نیز بسیاری دلایل دیگر اظهارات نامعقولانه شما برای مناظره در مورد هولوکوست، هم به چالش طلبیدن حقیقتی تاریخی است و هم تداوم ترس تمامی ما از ظرفیت بشریت برای اعمال شریرانه را به همراه دارد.

آیا این خشم و هتک حرمت را متوقف خواهید کرد؟

نابودی اسرائیل

دوازده روز قبل، شما گفتید که دولت اسرائیل نمی‌تواند به حیات خود ادامه دهد. این انعکاسی از شماری اظهارات آتش افروزانه شما است که در طی دو سال قبل بیان کرده اید، شامل اکتبر 2005 ، که گفتید دولت اسرائیل می‌باید از صفحه جغرافیا حذف شود.

دانشگاه کلمبیا بیش از 800 فارغ التحصیل دارد که اکنون در اسرائیل زندگی می‌کنند. به عنوان یک انستیتو ما علائق عمیقی با همکاران خود در آنجا داریم. من شخصا به صراحت و با واژگانی موکد، مخالفت خود را با پیشنهادات در مورد تحریم دانشگاه‌ها و اساتید اسرائیل اعلام کرده ام و گفته ام که چنین تحریم‌هایی ممکن است شامل کلمبیا نیز بشود. بیش از 400 همکار و روسای دانشگاه در این کشور به این بیانیه پیوسته‌اند. سوال من این است: آیا شما طرحی برای محو اسرائیل از صفحه جغرافیا دارید؟

تامین مالی تروریسم

براساس گزارش شورای روابط خارجی، بصورت کاملا مستند اعلام شده که ایران، دولتی حامی تروریسم بوده و حامی مالی گروه‌های خشونت طلبی مانند حزب الله لبنان (که ایران در سازمان دهی آن در دهه 1980 کمک کرده)، حماس و جهاد اسلامی در فلسطین است.

در حالیکه دولت قبل از شما در تامین اطلاعات برای ایالات متحده سودمند و قابل استفاده بود و بهترین حامی در سال 2001 برای مبارزه با طالبان در افغانستان، اکنون دولت شما در حال تخریب سپاهیان آمریکا در عراق از طریق تامین ترانزیت امن برای رهبران شورشی مانند مقتدا صدر و نیروهایش است.

گزارشات متعددی وجود دارد که دولت شما را با تلاش‌های سوریه برای بی ثباتی دولت تازه پای لبنان از طریق خشونت و ترور سیاسی مرتبط می‌کند.

سوال من این است: چرا شما از سازمان‌های تروریستی که بهترین مستندات در مورد آنها وجود دارد حمایت می‌کنید تا به ضربه زدن به صلح و دمکراسی در خاورمیانه و نیز ویران کردن زندگی جوامع مدنی در منطقه ادامه دهند؟

جنگ وکالتی علیه نیروهای ایالات متحده در عراق

در یکی از جلسات توجیهی در برابر کلوب ملی مطبوعات در اوایل ماه جاری، ژنرال دیوید پتریوس گزارش کرد که تسلیحات تدارک شده از ایران شامل راکت‌های 240 میلیمتری و ادوات انفجاری پرتابی در حملات پیجیده‌ای یافت شده‌اند که با هیچ وسیله‌ای بدون کمک ایران ممکن نبوده است.

تعدادی از فارغ التحصیلان کلمبیا و نیز دانشجویان فعلی در میان اعضای شجاع ارتش ما حضور دارند و یا در افغانستان و عراق خدمت کرده‌اند. آنها همانند دیگر آمریکائیان با پسران، دختران، پدران و همسرانشان در حال خدمت به نبرد هستند و بدرستی دولت شما را به چشم دشمن نگاه می‌کنند.

می‌توانید به ما بگوئید که چرا ایران در حال یک جنگ وکالتی در عراق از طریق تسلیح شبه نظامیان شیعه و کشتن سربازان ایالات متحده است؟

نهایتا، برنامه هسته‌ای ایران و تحریم‌های بین المللی

این هفته شورای امنیت سازمان ملل به علت استنکاف و سرپیچی دولت شما برای تعلیق غنی سازی اورانیوم، برای سومین بار در حال بررسی گسترش تحریم‌ها است. شما با اظهار حق توسعه صلح آمیز قدرت هسته‌ای به ستیزه خود با این ارگان جهانی ادامه می‌دهید اما چنین چیزی آنهم در حالیکه شما به صدور تهدیدات نظامی علیه همسایگان خود ادامه می‌دهید، مورد توجه نخواهدبود. هفته گذشته رئیس جمهور فرانسه، سرکوزی خاطرنشان کرد که از سیاست طفره روی شما بی صبر شده و حتی روسیه و چین هم ابراز نگرانی کرده‌اند.

چرا کشور شما به رد توافق با استانداردهای بین المللی برای بررسی تسلیحات هسته‌ای ادامه می‌دهد، آنهم با بی اعتنایی به توافقاتی که شما با آژانس انرژی هسته‌ای سازمان ملل کرده اید؟ و چرا این انتخاب را برای مردم کشور خود کرده اید که در برابر تاثیرات تحریم‌های اقتصادی و غرق کردن جهان با یک ویرانی هسته‌ای آسیب پذیر باشند؟

اجازه دهید تا با این توضیح به سخنانم پایان دهم. خیلی صریح و دوستانه، آقای رئیس جمهور من تردید دارم که شما جرات عقلانی برای پاسخ به این سوالات را داشته باشید. اما اجتناب و طفره شما فی النفسه برای ما با معنا خواهد بود. من انتظار دارم که شما گرایشات متعصبانه از خود نشان دهید که خود به اندازه کافی، توصیفی است از آنچه شما می‌گوئید و عمل می‌کنید. خوشبختانه توسط کارشناسان امور کشور شما به من گفته شده که (چنین رفتاری) تنها موجب تحلیل رفتن موقعیت شما در ایران و در میان تمام شهروندان آگاه و خوش قلب آنجا خواهد شد. سال گذشته بصورت متقن به من گفته شد که اظهارات نامعقول و خصمانه شما در این کشور (در نشست با اعضای شورای روابط خارجی) بقدری موجب شرمساری شهروندان ایرانی شد که نتیجه آن شکست حزب شما در انتخابات دسامبر شهرداریها بود. باشد که این نشست نیز همان تاثیر و یا بیشتر را داشته باشد.

من تنها یک استاد دانشگاه هستم کسی که رئیس دانشگاه نیز هست و امروز من سنگینی اشتیاق جهان متمدن مدرن را برای ابراز تنفر شان از آنچه که شما مظهر آن هستید را احساس می‌کنم . تنها آرزو می‌کنم که می‌توانستم بهتر از این عمل کنم.