سه شنبه 9 تیر 1388 - 15:45 | ||
رییس جمهور تونس در پیام تبریک به مناسبت انتخاب مجدد دکتر احمدی نژاد به عنوان رییس جمهوری اسلامی ایران، بر خواست و اراده کشور تونس برای تداوم همکاری های مشترک جهت تقویت پیوندهای برادری و توسعه سطح روابط دو کشور تاکید کرد. برادر شما زین العابدین بن علی رییس جمهور تونس | ||
سه شنبه 9 تیر 1388 - 15:45 | ||
رییس جمهور تونس در پیام تبریک به مناسبت انتخاب مجدد دکتر احمدی نژاد به عنوان رییس جمهوری اسلامی ایران، بر خواست و اراده کشور تونس برای تداوم همکاری های مشترک جهت تقویت پیوندهای برادری و توسعه سطح روابط دو کشور تاکید کرد. برادر شما زین العابدین بن علی رییس جمهور تونس | ||
لطفا با مراجعه به آدرس های زیر مشعوف شوید !!!!
http://www.president.ir/fa/?ArtID=17148
http://www.president.ir/fa/?ArtID=17499
http://www.president.ir/fa/?ArtID=17056
http://www.president.ir/fa/?ArtID=17010
http://www.president.ir/fa/?ArtID=17005
متن کاملِ بیانیۀ هفده ماده ای مجمع نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی
1-پیروزی انقلاب اسلامی حاصل همراهی وهماهنگی همه گروه ها وفعالین سیاسی واجتماعی با دیدگاه ها ونگرش های گوناگون سیاسی وعقیدتی بود . در روند مبارزه طولانی وبا بهره بردای از فضا ی مناسب جهانی نیروها ی سیاسی کشور با پذیرش رهبری امام خمینی ، نظام شاهنشاهی را سرنگون ونظام مبتنی برخواست واراده ملی را جایگزین آن کردند ؛ مبنای رفتار سیاسی مردم ونخبگان بیانات واظهارات امام خمینی به وِیژه نظرات ایشان در زمان اقامت در پاریس بود .که نظام جمهوری اسلامی را برگرفته از آرا وانتخاب آزاد مردم دانسته وبر اهمیت آزادی های فردی واجتماعی ؛ آزادی انتخاب کردن وانتخاب شدن ؛ آزادی عقیده وبیان وحاکمیت مردم درهمه شئؤن دانسته , دامنه این آزادی ها را تا آزادی واختیار در نوع پوشش بانوان وآزادی کمونیست ها در ارائه دیدگاه ونظراتشان بسط وگسترش دادند. سخنان امام خمینی در پاریس مانیفیست نظام جمهوری اسلامی ومبنایی برای شکل گیری هماهنگی وهمراهی همه اقشار ملت در پیروزی انقلاب اسلامی شد .
2- شهید گرامی استاد مطهری دربیان به کار نگرفتن واژه دمواکرتیک در عنوان نظام جمهوری اسلامی که پیشنهاد گروهی از سازمان های سیاسی برای همه پرسی تعیین نوع نظام آینده کشور بود براین نکته تاکید می کردند که به کار گیری این واژه از آنجا که جمهوری اسلامی نظامی کاملا دموکراتیک است درست نبوده و آزادی های مردم ناشی از واژه دموکراتیک تلقی می شود , درحالی که جمهوری اسلامی همه حقوق وآزادی های مردم را تامین وتضمین می کند , وبا چنین دیدگاه ونگرشی جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم ونه یک کلمه بیش تجلی خواست رهبری ومردم شد .
3- هرچند سرعت دگرگونی ها وسیر شتابان رخدادها سبب شد که سازمان های سیاسی برای رویارویی با وضع نو پدید فاقد برنامه ریزی ها ی دور اندیشانه واجرایی باشند , ولی برگزاری انتخابات وتشکیل مجلس خبرگان ؛ قانون اساسی را مبنایی برای میثاق ملی ووحدت همگانی نمود , افسوس که بزرگمردی چون آیت الله طالقانی درمیان راه رخت از میان بست ولی در مجلس خبرگان برای حاکمیت رای مردم وقانونی کردن شوراها برای اداره کشور همه همت خودرا به کار گرفت وقانون مترقی وپیشرفته شوراها نتیجه پایمردی وایستادگی بزرگمردی چون ایشان وهمراهی خبرگان برگزیده مردم در مجلس خبرگان بود .مردم نیز به عنوان صاحبان اداره کشور در جریان روند قانون گزاری قرار گرفته ودامنه بحث وگفتگو در همه زمینه ها در کشور رونق یافته بود . البته بروز پاره ای رخدادها چون اشغال سفارت امریکا بازهم به فضای هیجانی در زمان تدوین قانون اساسی دامن زده وموضوع دیگری نیز همزمان با قانون اساسی به عنوان موضوع گفتگو شرایط کشوررا در بر گرفت وبه گونه ای جا یگزین گفتگوهای دامنه دار در باره مواد قانون اساسی شد . سقوط دولت بازرگان که پیامد اشغال سفارت امریکا بود به بر آمدن دولتی تازه با محوریت شخصیت های روحانی شده وهمین امر راه را برای ورود روحانیون به دستگاه اجرایی هموار تر وپذیرفتنی تر نمود . حاصل این کنش ها وواکنش ها به دگرگونی های معنادار در ساخت سیاسی کشور منجر شد .
4- پس از پیروزی انقلاب اسلامی فضای تساهل و روا داری در کشور به گونه ای رواج پیدا کرد که شهید بزرگوار آیت الله دکتر بهشتی در تلویزیون با سران گروه های سیاسی چون توده ای وفدائیان خلق ودیگر گروه های سیاسی در باره دیدگاه ها ی عقیدتی به بحث علنی وآزاد می پرداختند ورونق فضای گفتگو در کشور همه را به اندیشیدن در باره دیدگاه ونظرات سیاسی وبرنامه های کاری گروه های گوناگون وادار وجامعه چند صدایی واقعی را نوید می داد . بیان دیدگاه سیاسی وعقیدتی گروه های سیاسی به عنوان روشی برای آزاد اندیشی فضای جامعه را تحت تاثیر قرار داده وهمه را به عنوان صاحبان اصلی انقلاب به آینده امیدوار می نمود
5- تحلیل شرایط روزهای نخستین انقلاب وبازگو کردن همه رخدادها به آسانی ممکن نیست ولی انقلاب اسلامی مردمی ترین حرکت مردمی در قرن بیستم بود که تحولات سریع منطقه ای وجهانی را دامن زد ,نا گفته نباید گذاشت که بروز در گیری ها در گنبد وکردستان وبرخی مناطق دیگرو بی تدبیری برخی از گروه های سیاسی که درک درستی از دگرگونی ها وشرایط کشور نداشتند سبب شد که شرایط سیاسی داخلی دستخوش تغییرات جدی شده وبرخی از عوارض ناخواسته برکشور ومردم تحمیل شود که پیامدها ونتایج آن هنوزهم بر کشور سایه افکنده وروند سالم سازی ساختار سیاسی کشور را نیز دستخوش دگرگونی ها ی معنادار کرد ؛ افزون براین رفتارهای نا موزون وویرانگر که سلاح را در مناسبات سیاسی جایگزین گفتگو کرد , رفتارهایی که خشونت را برعرصه سیاسی تحمیل وروامداری را از میدان سیاست به گوشه های انزوا فراری داد .که این حدیث مفصلی است وناگفته های بسیار دارد, بدهی سازمان های سیاسی به مردم که خشونت وسلاح را وارد میدان سیاست کردند بسیار وسنگین است . انقلاب فرهنگی وتعطیل دانشگاه های کشور وپاکسازی دانشگاه ها برگی دیگر از تاریخ سیاسی ماست که باید به درستی مورد بازخوانی وبررسی قرار گیرد . خاستگاه انقلاب فرهنگی وپیامدهای آن وچرایی تعطیل دانشگاه هنوز مورد ارزیابی قرار نگرفته است . جنگ خونین عراق برعلیه ایران با پشتیبانی کشورهای بزرگ وتامین اسلحه توسط کمپانی ها ی بزرگ اسلحه سازی شرق وغرب وتامین هزینه های گزاف توسط حاکمان کشورهای عربی منطقه و حضورمزدوران وفرماندهان جنگی برخی کشورها درمیدان های جنگ علیه ایران فرصت های بزرگی از کشوررا گرفت ومنابع بزرگ مادی ومعنوی را به کام خود فرو برد .که این موضوع واهمیت آن در شکل گیری مناسبات وساختار سیاسی وپیامدهای آن نیازمند بررسی همه جانبه است , امام خمینی در نامه ای که به مسؤلین کشور در زمان پذیرش قطعنامه نوشتند نکته های مهمی را مطرح وبراهمیت بررسی جنگ وسرانجام آن تاکید کردند , امری که همچنان مغفول مانده است .
6- با گذر از شرایط جنگی؛ تغییر قانون اساسی , رحلت امام خمینی کشور وارد مرحله ای تازه شد. دولت سازندگی جایگزین دولت دوران جنگ شد , قدرت ریاست جمهوری ورهبری درقانون اساسی نسبت به دوران پیش از آن وزمان امام گسترده تر شد , با حذف پست نخست وزیری ریاست جمهوری بالاترین مقام اجرایی ومسؤل گزینش وزیران ومعرفی به مجلس شد وجایگاه مجلس در ابراز اعتماد به نخست وزیر ازبین رفت , با حذف شورای عالی قضایی؛ گزینش ریاست دستگاه قضایی به رهبری سپرده شد , صدا وسیما به عنوان زیر مجموعه رهبری شرایط تازه ای پیدا کرد .شورای امنیت ملی درقانون اساسی نهادینه شد , دستگاه های قضایی وقانون گذاری واجرایی به گونه ای زیر نظر رهبری قرار داده شد .دولت سازندگی برچنین بستری برای گذر از شرایط جنگی زمامدار اداره کشورشد .اصلاحات اقتصادی وسازندگی سرلوحه شعارها وبرنامه هاقرار گرفت, هرگونه مخالفت با دولت هم به عنوان مخالفت با رهبری وپیامبر به شعارهای سیاسی راه پیدا کرد , ریاست جمهوری ورهبری به عنوان اداره کنندگان اصلی کشور مدیریت کلان کشوررا دردست داشتند .مجلس چهارم با رد گسترده نیروهای سیاسی شکل گرفت وگام بزرگ شورای نگهبان در به کار گیری نطارت استصوابی برداشته شد , کار زار سیاسی در انتخابات مجلس چهارم که نخستین مجلس پس از امام بود با حملات وموج گسترده تبلیغاتی رادیو وتلویزیون به شکل گیری مجلسی یک دست تر ومطیع تر انجامید ودرهمان مجلس نظارت استصوابی به عنوان ماده قانونی در قانون انتخابات گنجانیده شد . شورای نگهبان که در انتخابات مجلس اول از رد صلاحیت آقای کیانوری رهبر حزب توده خودداری کرده ودلایل قانونی برای ردصلاحیت را در دسترس نمی دید تبدیل به شورای نگهبانی می شود که در انتخابات مجلس سوم در پی عدم تایید صحت انتخابات شهر تهران بوده که با دخالت امام وبرگزیدن نماینده ای برای بررسی موضوع ازعدم تایید صحت انتخابات تهران ناتوان می شود , درانتخابات مجلس چهارم بدون هیچ مانع وبا پشتوانه های تازه به رد صلاحیت بیش از چهل نفر از نمایندگان مجلس سوم وبسیاری ازفعالین سیاسی خوشنام دیگر در سراسر کشور دست می زند. اختیاری که هم چنان شورای نگهبان برای خود قائل است وبرخی گروه های سیاسی ویا نظامی برای حذف رقبای سیاسی آن را ابزاری مفید وکار آمد تشخیص داده اند .
7- با پایان دولت سازندگی , دولت اصلاحات براساس نیاز به باز سازی وآزادی فضای سیاسی وتوسعه همه جانبه موجی از امیدرا دردل مردم بر انگیخت وجلوه تازه از زندگی سیاسی را با تا کید برحقوق شهروندی وآزادی های سیاسی واجتماعی وشکل گیری نهادهای مدنی و روزنامه های آزادتردربرابر مردم قرار داد , ادبیات سیاسی تازه و واژه های نو جای خودرا در گفتمان حاکم پدید آورد , مردم به خودباوری بیشتر رسیده و نویسندگان ونخبگان وروزنامه نگاران امنیت بیشتری احساس می کردند , روزنامه ها با شکل وشمایل تازه راه خودرا به سوی دکه ها باز کردند وروزنامه درهزینه سبد خانوار جایی برای خود پیدا کردند , شور ونشاط اجتماعی زندگی مردم را درخود گرفته بود که اندکی پس از آن طومار مطبوعات آزاد درهم پیچیده شد و شرایط دشواری برای روزنامه نگاران رقم خورد .دولت اصلاحات کامیابی ها ی بزرگ وناکامی های بزرگی را تجربه کرد افزایش اعتبار ایران در مجامع بین المللی وداخلی نتوانست مانع برنامه ریزی ها کار شکنانه وویرانگر شود , مساله با کارشکنی در دولت اصلاحات پایان نیافت وجمع کردن سفره تساهل وتسامح به عنوان راهبرد دربرنامه ریزی های مخالفان داخلی پررنگ ترشد.دولت ومجلس اصلاحات در پیشبرد مصوبات وبرنامه های قانونی با دشواری های بزرگی دست وپنجه نرم می کردند. مجلس هفتم با رد صلاحیت گسترده فعالین سیاسی اصلاح طلب وبرگزاری انتخابات توسط دولت اصلاحات علیرغم تاکید ریاست جمهور بربرگزاری انتخابات آزاد رویه ای تازه را برکشور حاکم کرد , به نظر می رسد که ناگفته های آقای خاتمی از چگونگی برگزاری انتخابات مجلس هفتم برای درک بهتر شرایط سیاسی درشرایط کنونی کشور مفید ولازم باشد .به ناگزیر برخی کاستی های اصلاح طلبان نیز در این دوره از دایره بررسی بیرون نخواهد بود .
8- .پراکندگی اصلاحات طلبان وعدم برنامه ریزی درست ازسویی وروش های به کار گرفته شده وسازماندهی های دراز مدت وبا استفاده از نهادهای قدرت سبب شد که انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری به سربرآوردن دولتی تازه با روش های نو منجرشود , مروری دوباره بر گزارش تحقیق وتفحص مجلس ششم از برگزاری انتخابات مجلس هفتم به درک بهتر وآگاهی ازروش های دخالت های سازمان یافته در انتخابات کمک کننده ومفید است . قدرت یافتن آشکار بیشتر نهادهای نظامی از پیامدهای این مرحله از تاریخ سیاسی کشور ماست .به موازات ایجاد محدودیت برای رسانه ها ونهادهای مدنی شیوه ای نوین از مدیریت مبتنی برسخنرانی های جنجالی وبدون مطالعه موج تازه ای از دشمنی وکاهش اعتبار برای کشور رقم زده شد . فضای سیاسی واجتماعی وفرهنگی کشور با بسته انگاری با مشکلات تازه ای روبه روشد .در آمدهای کشور رو به فزونی وبهبود اقتصادی رو به کاستی گذاشت , سرمایه های ملی دستخوش ناکار آمدی شد . و با چنین شرایط کشور آماده ورود به انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری شد , وسرفصل تازه ای در تاریخ سیاسی ایران گشوده شد .
9- انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری با سازماندهی نهادهای سیاسی وفعالیت گسترده کنشگران اجتماعی وسیاسی به ویژه جوانان ودانشجویان, زنان , ونخبگان؛ وهمدلی وهمراهی اقشار گوناگون مردم به زیباترین وبزرگترین همایش سیاسی در ایران بدل شد , مناظره های رادیو وتلویزیونی نامزدهای ریاست جمهوری واجتماعات انتخاباتی وبه کار گیری تارنماهای اینترنتی، مدنی ترین رفتار سیاسی از مردم ایران را در برابر چشم جهانیان قرار داد .خیابان های شهر های کشور به جایگاهی برای ابراز مخالفت و یا موافقت همرا ه با دوستی ومهربانی شده بود , واین امر نوید پدید آمدن همبستگی ملی ؛ وگذر آسان تر به مردمسالاری را می داد .آنچه در روزهای پیش از برگزاری انتخابات در ایران توسط مردم وجوانان با گرایش های گوناگون فکری و سیاسی آفریده شد نمونه ای ارزشمند وبارز از آگاهی وتوان برنامه ریزی سیاسی نیروها ی مدنی بود, اگر چه می شد مدیریت مناظره ها با نمایش بی طرفی صدا وسیما همراه بشود که نشد ولی مردم به عنوان داوران بی طرف نقش خودرا به خوبی ایفا کردند . آنچه بعد از 22 خرداد برکشور گذشت سایه ای سنگین بررفتار مدنی ومسالمت جویانه گروه های مختلف سیاسی در پیش از برگزاری انتخابات انداخته است .وبا همین استدلال کشورفاقد توان وزمینه لازم برای دست یابی به مردم سالاری معرفی می شود ولی بازخوانی آنچه در آن مرحله گذشت به درک روشن تری از زمینه های سیاسی واجتماعی وفرهنگی انجامیده ونقش برخی گروه های سیاسی وحاکمیت در دامن زدن به نارسایی ها و ناتوان جلوه دادن مردم را بیشتر نشان خواهد داد .
10 – روزهای پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری داستان پر ازاندوه وآهی است که زیان های ناشی از آن برای مردم وکشور وحاکمیت به این زودی ها از میان نخواهد رفت , اعتبار های از دست رفته به دست نیامده وآسیب های وارده جبران نخواهد شد .شکوه حضور میلیونی مردم تهران در روز بیست وپنج خرداد 1388درخیابان های تهران که بیش ازسه میلیون نفر بر آورد شد , بزرگترین همایش سیاسی تاریخی این مرز وبوم است , راهپیمایی سکوت واعتراض آرام مردم می توانست دستمایه بزرگی برای کشور به شمار آمده وراهی مناسب برای پاسخگویی به درخواست مردم برگزیده شود . سوگمندانه باید گفت که این بزرگی وآزادمنشی مردم کشور درمیدان آزادی با شلیک گلوله رنگ خون به خود گرفت , وشب پیش از آن کوی دانشگاه قربانی جنایت بزرگ وتاریخی شد, وخاطره شوم حمله به کوی دانشگاه در 18 تیر با شکلی وحشیانه تر تکرارشد .روزهای پس از آن مردم با حضوری آرام برخواست های مدنی خود تاکید کردند ولی روز 30 خرداد شهر به خون کشیده شد . دستگیری فعالین سیاسی که ازهمان شامگاه 22خرداد شروع شده بود به شکلی گسترده رواج پیدا کرد , زندان ها پر وپر وپرتر شد , کهریزک از دل دستگیری جوانان وبی تدبیری دست اندرکاران شکل گرفت ونمونه ای از جنایت تاریخی علیه بشریت شد ,دادگاه ها و اعترافات ساختگی واحکام غیر عادلانه اعتبار دستگاه قضا را ازبین برد , سکوت برخی بزرگان دینی پرسش های بسیاری را در برابر نسل جوان قرار داد و اگر نبود سخنان وموضع گیری های فقیه مجاهد آیت الله العظمی منتظری واعتراض آیات بزرگوار صانعی ودستغیب وبیات زنجانی وطاهری اصفهانی وبرخی دیگر از بزرگان دینی معلوم نبود چه برسر دین ودینداری در این کشور می آمد , انجام این همه رفتارهای نادرست ونا خوشایند وخشن به نام دین واستفاده ابزاری درهمه جا وبرای همه چیز از دین به دین گریزی درجامعه رواج ورونق داد , وقایع روز عاشورا به شکل وارونه ای بازتاب داده شد وصدا وسیما اعتبار خودرا با مخدوش نشان دادن واقعیت ها از دست داد؛ درحالی که موضوع کشته شدگان درخیابان های تهران مورد چشم پوشی قرار می گرفت از شادی وکف وسوت گروهی در روزعاشورا گفته می شد بدون اینکه ازدلیل آن کف وسوت چیزی به نمایش در آید و بدون آنکه واقعیت های آن روز وخواست های مردم بازتاب داده شود , آنچه گذشت وتصویرهایی که ثبت وبازتاب داده شد درذهن مردم ایران وجهان به صورت حکایت سخت این روزها ماندگار شده است .وبا کمال تاسف سرمایه های بزرگی را از دسترس خارج وعوارض جبران نا پذیری برجای گذاشته است ؛ دست اندرکاران حکومت آنچه را به دست آورده اند در برابر آنچه از دست داده اند بسیار کم وکم ارزش تر است , وبا رفتارهای غیر قابل قبول وامنیتی ونظامی کردن فضای سیاسی کشور دامنه سختگیری ها ودستگیری ها ومحکومیت ها را گسترده تر کرده وبا ناتوانی از قانع کردن مردم سانسور وفیلتر وپارازیت را به عنوان ابزار به کار بسته اند تا راه آگاهی یافتن مردم را از واقعیت ها بسته نگاه دارند وشگفتا که چاره کاررا در این یافته اند که سر فصل های آموزشی علوم انسانی را در دانشگاه تغییر داده تا از این رهگذر برای ناتوانی خود در استدلال راهی پیدا کنند.
11- با چنین شرایطی سی ودومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی را پشت سر گذاشته و پا در آستانه سی وسومین سال می گذاریم درحالی که موج حرکت های مردمی کشورهای تونس ومصر ویمن را در نوردیده وصدای اعتراض مردم اردن و الجزایر به گوش می رسد ودیری نخواهد پایید که این موج آزادیخواهی وعدالت طلبی به سرزمین سوریه هم برسد , ملت ایران پیشتاز این حرکت سرنوشت ساز وامید آفرین در خاورمیانه وشمال آفریقا است ,پیامی که همه کشورهای مسلمان منطقه را فرا گرفته وبساط دیکتاتوری واستبداد ونابرابری وفساد را ازمیان برخواهدداشت . جنبش سبز که ادامه جنبش اصلاح طلبی است بازگو کننده خواست ها ونیازها ی مردم است . مجمع نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی به عنوان بخشی از جنبش سبز مردم ایران با پشتیبانی از حرکت وقیام های آزادیخواهانه کشور های مسلمان نمی تواند نسبت به آنچه در کشور می گذرد سکوت اختیار کرده وبرنارسایی ها وناروایی ها چشم پوشیده وراه های گذر از بحران را بامردم وحاکمیت در میان نگذارد .هرچند که این روزها پیام ها وتوصیه های خیرخواهانه به هیچ گرفته شده ویا با انبوهی از دشنام پاسخ داده می شود .
12- راه حل های آقای هاشمی در آخرین نماز جمعه ایشان در سال گذشته وپیشنهادهای آقایان موسوی وکروبی در روزها وماه های پس از انتخابات ودر تازه ترین نمونه آن پیشنهاد آقای خاتمی در باره چگونگی شرکت در انتخابات درخواست های حداقلی پیش نیاز هر گونه راه حل برای برون از تنگناها ودشواری ها وبحران موجود است .رهبران جنبش سبز آقایان موسوی وکروبی وخاتمی در حوادث پس از انتخابات با خویشتنداری وتوصیه به آرامش وبازنگه داشتن هر گونه روش ورویه اصلاحی بزرگترین رهبران آشتی ملی ومدافعان قانون ویک پارچگی سرزمینی بوده اند , انها به درستی براین نکته تاکید کرده اند که باید با به رسمیت شناختن حقوق همه افراد وگروه های سیاسی وقومیت ها وپیروان آئین ها وادیان گوناگون راه را برای مشارکت همه جانبه مردم در تعیین سرنوشت سیاسی وبه فعلیت در آوردن اراده ملی هموار کرد . نادیده گرفتن این توصیه ها وپیشنهادهای خیر خواهانه برای کشور ومنافع ملی زیان بار است .
13-مجمع نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی انتخابات آزاد وبدون نظارت استصوابی با نظارت نهادهای مردمی ورسانه های آزاد را یکی ازمهمترین وکم هزینه ترین روشها برای پاسخ به درخواست های مردم می داند . زمینه ساز انتخابات آزاد , آزادی زندانیان سیاسی , آزادی رسانه ها وروزنامه ها, ازمیان برداشتن سانسور وفیلتر وپارازیت , آزادی احزاب وگروه های سیاسی وآزادی حق برگزاری اجتماعات وراهپیمایی ها, به رسمیت شناختن حقوق مردم وحق انتخاب کردن وانتخاب شدن می باشد , شورای نگهبان که به جای داوری در جایگاه یک حزب سیاسی با پشتوانه نظامی –امنیتی قرار گرفته است خود صلاحیت خودرا به چالش کشیده است , اجرای درست اصول قانون اساسی وپذیرش همه اصول آن ازجمله حق نظارت بررهبری از سوی خبرگان , اجرای تمام وکمال فصل سوم قانون اساسی وبه رسمیت شناختن حقوق شهروندی ؛تشکیل مجلس خبرگان براساس قانون اساسی که همه صاحب نظران وفعالان سیاسی دارای تخصص درحوزه های مربوط به وظایف رهبری بتوانند به عنوان نامزد در آن شرکت داشته وتنها به فقیهان مورد پذیرش شورای نگهبان بسنده نشود از خواست های مهم دیگری است که با بی اعتنایی مواجه شده است وبه ناگزیر باید به آن پاسخ مناسب داده شود .
از آنجا که مبنای حرکت آزادیخواهانه وعدالت طلبانه مردم ایران وجنبش سبز قانون وقانون گرایی است علاوه براجرای اصول معطل مانده قانون اساسی اصلاح روش اصلاح قانون اساسی نیز از مقولاتی است که باید مورد توجه قرار گیرد تا امکان تفاهم ملی وهمبستگی برای رفع مشکلات وگذر از بحران فراهم شود .
14- تشکیل یک گروه حقیقت یاب مرکب از کارشناسان حقوقی بی طرف برای بررسی روند برگزاری انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری وحوادث پس از آن از جمله تیراندازی درمیدان آزادی در روز 25 خرداد 1388, حمله به کوی دانشگاه تهران در 25 خرداد 1388 ؛ حوادث خونبار 30 خرداد , وقایع روز عاشورا وکشتار عزاداران , ماجرای کهریزک , دادگاه های پس از انتخابات , اعترافات تلویزیونی , شکایت زندانیان سیاسی از آنچه در ماجرای باز جویی ها گذشته است وشکایت زندانیان سیاسی از سردار مشفق وسایر موارد پرداخته وگزارش روشن وکاملی از آنچه در کشور گذشته است دراختیار مردم گذاشته شود .این گزارش نه برای دامن زدن به انتقام گیری بلکه باهدف روشنگری وشناخت ریشه مشکلات از اهمیت ویژه ای برخورداراست .مشکل وبحران سیاسی کشور راه حل سیاسی دارد ونمی توان با شیوه های نظامی وامنیتی براین مشکل غلبه کرد .آنچه پس از 22 خرداد 88 گذشت به تنهایی گویای نا درستی روش های به کار گرفته شده می باشد .اینکه کشور در شرایط نظامی – امنیتی نگه داشته شود بیش از آنکه ناشی ازتدبیر وغلبه بربحران باشد نشانه ای از پایداری بحران وحل نشدن مشکلات جاری کشور است .
15-عدالت وآزادی دو ارزش بنیادین جامعه بشری می باشند این دومقوله به هم پیوسته ولازم وملزوم هم می باشند , نه عدالت را به بهانه آزادی می توان قربانی نمود ونه می توان آزادی را می توان به بهانه عدالت به کنار گذاشت ؛شواهد تاریخی وبه ویژه تاریخ معاصر ایران به درستی گواه پافشاری وخواست مردمان این مرز وبوم بر تحقق دو اصل آزادی وعدالت است .عدالت به مفهوم اعم اقتصادی, سیاسی ؛فرهنگی واجتماعی وهم چنین آزادی به مفهوم اعم اقتصادی , سیاسی وفرهنگی واجتماعی در قالب قوانین سنجیده ودرست از نیازهایی است که بایست به آن پرداخته شود .
وضعیت معیشتی واقتصادی مردم همواره از ضرورت ها ونیازهای اولیه مردم بوده است , توده مردم به رغم برخورداری کشور از منابع وامکانات فراوان با دشواری های معیشتی دست وپنجه نرم می کنند, روند شاخص های اقتصادی وشاخص رضایتمندی مردم درسالهای اخیرحکایت از چشم اندازی نگران کننده وناروشن درعرصه های تولید , صنعت , کشاورزی و......دارد .
بالا بودن نرخ بیکاری , تورم , رکود وبه عبارتی کندی روند توسعه اقتصادی...نگران کننده است وآمارهای نادرست چیزی از کاستی ها موجود کم نمی کند .استفاده از توان کارشناسی کشور وبرنامه های دقیق ومبتنی برمطالعات همه جانبه وتوجه به اصول آزادی وعدالت از پیش نیازهای اصلاح این روند نا مناسب ونادرست می باشد .
16- برگزاری راهپیمایی ها وگردهمایی ازحقوق به رسمیت شناخته شده وقانونی شهروندان است , این حق قانونی آشکارا نادیده گرفته شده ومردم با تهدیدات وبرخوردهای غیر قانونی از این حق محروم شده اند , استفاده ابزاری از حضور مردم در راهپیمایی سالگرد انقلاب اسلامی ومصادره به مطلوب شرکت مردم از شگردهایی است که مخالفان مردم سالاری به کار بسته ومی بندند.اگر گروه بزرگی از مردم با تاکید بر دستاوردهای انقلاب ومخالف با روش های جاری بخواهند برای یاد آوری درخواست های مردم در مقطع پیروزی وبا برداشت متفاوت با برگزار کنندگان رسمی راهپیمایی جشن پیروزی انقلاب اسلامی را گرامی بدارند نهادی که که مسؤلیت امنیت مردم را برعهده گیرد وجود ندارد درحالی که براساس قانون این وظیفه نیروی انتظامی است که امنیت مردم وهر گونه راهپیمایی را باید تضمین کرده وبرعهده بگیرد , امری که تا به حال به گونه ای دیگر رقم خورده است .
17-بار دیگر برخواست های قانونی واهمیت توجه به حقوق شهروندی وآزادی انتخابات تاکید کرده وپشتیبانی همه جانبه خودرا از سران جنبش سبز مردم ایران اعلام می داریم ؛ این بزرگواران یعنی آقایان موسوی وکروبی وخاتمی شایسته تکریم واحترام روزافزون هستند وادبیات نامناسب در مورد آنان توهین به شعور وآگاهی مردم ایران یعنی صاحبان اصلی کشور است؛ دفاع از آزادی های قانونی مردم , دفاع از حقوق شهروندی؛ تاکید بر رعایت قانون در دادرسی ها ومحاکم , محکومیت کشتار وزندانی کردن آزادیخواهان , محکوم کردن اعدام زندانیان واجرای احکام بدون طی مراحل قانونی , نادرست شمردن رفتارهای نامناسب با زندانیان فتنه وفتنه گری نیست بلکه آزادمنشی وآزادیخواهی نام دارد .مجمع نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی از آزادی وآزادیخواهی پشتیبانی کرده وهمبستگی وهمراهی همه ایرانیان باهر نگرش وفکر وعقیده درهرجای جهان را برای دست یابی به آزادی از نیازهای این مرحله تاریخی دانسته وبرآن تاکید می کند .
زنده باد ایران , زنده باد آزادی وعدالت , زنده باد جنبش سبز
مجمع نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی
تهران بهمن ماه 1389 .
به گزارش کلمه متن کامل این بیانیه مشترک به شرح زیر است :
بسم الله الرحمن الرحیم
* و العصر * ان الانسان لفی خسر * الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر.
در آستانه سی و دومین سالگرد انقلاب اسلامی ایران هستیم، انقلابی که جلوه درخشان تعیین سرنوشت مردم ما به دست خودشان بود و برای یکایک ما ایرانیان، شناخت و بازشناخت این حادثه بزرگ و مهم تاریخی، اهمیت بسیار دارد. شاید از آن رو که شناخت هویت تاریخی هر ملت، در تعیین راه آیندة آن مؤثر است، شاید از آن رو که این روزها از خود می پرسند که راه طی شده تا چه اندازه صحیح بوده، و شاید هم از آن رو که بیش از هر زمان دیگر، شاهد تلاش برای تحریف این تاریخ هستیم.
آنچه در آن روزها شاهد بودیم، نه یک جابجایی قدرت سیاسی صرف، که ورود یک گفتمان نو و خروج یک گفتمان کهنه بود: گفتمان کهنه ای که می انگاشت که با بستن همه راه ها به روی اصلاح تدریجی حکومت و جامعه، با کودتایی متکی بر بیگانگان سلطه جو و غفلت دلسوختگان این مرز و بوم، با در بند کردن فوج فوج آزادیخوهان، با اعمال سانسور بر مطبوعات، با سرازیر کردن درآمد نفتی سرشار به جیب منفعت جویان شریک در قدرت، با تا دندان مسلح شدن به سلاح های ریز و درشت، با به کارگیری ماشین تبلیغاتی پر سر و صدا، با توهم ایفای نقشی بزرگ در تحولات منطقه وجهان، با هیچ خواندن مخالفان و منتقدان و همه خواندن خود و هم سفرگان، با نماد فره ایزدی انگاشتن قدرت فاقد اقتدار ناشی از رضایت مردم، ماندنی است.
اما گفتمان نوین پس از کودتای شوم ۲۸ مرداد از همان فردای سال ۴۱ متولد شد ،. بازنگری به کارنامه گذشته و به دنبال آن، جستجو برای یافتن راه رهایی از استبدادی که با پشتوانه استعمار بر کشور یکه تازی می کرد، آغاز شد. در کنار آنانی که از هر گونه تغییر مأیوس و نا امید بودند، در کنار آنانی که مصلحت اندیشی را به گونه ای تفسیر کردند که عافیت طلبی شخصی آنان را توجیه کند، در کنار آنانی که رعب پوشالی حکومت کودتا هر گونه حرکت را از آنان سلب کرده بود، چه بسیار کسانی هم بودند که دست از تلاش برنداشتند، چرا که باور داشتند زندگی کردن، صرفا به معنای زنده ماندن نیست. می دانستند که ملت های دیگر برای رسیدن به آزادی، عدالت ، استقلال و پبشرفت، راهی بس دراز پیموده اند و تلاش برای دستیابی به جامعه ای که از چنین نعمت هایی برخوردار باشد، خود، عین زندگی است. چنین بود که هنگامی که خواسته های خود را در گفتار رهبری استوار چون امام خمینی (ره) یافتند که در این راه مصمم گام نهاده بود، با او همراه شدند و بساط ظلم و جور را برچیدند. با تجربه ای که از گذشته به دست آمده بود، از همان فردای پیروزی، دغدغه حراست و مراقبت از این دستاورد بزرگ در دل زن و مرد و پیر و جوان به جنبش درآمد تا مبادا کودتایی دیگر، تجاوز نظامی، و مهم تر از همه، انحراف از آرمان های انقلاب اسلامی، این نهال تازه رسته را در هم شکند.
درس هایی که از آن واقعه و سالیان پس از آن فراگرفته شد، موجب شد که مردم ما بارها عزم خود را برای جلوگیری از انحراف از راهی که می توانست آنها را به سرمنزل مقصود برساند به نمایش بگذارند. مشارکت گسترده در دفاع از میهن در مقابل دشمن متجاوز، تلاش های ستایش برانگیز در رونق اقتصاد ملی، کوشش برای انجام اصلاحات گسترده در عرصه های گوناگون و حضور آگاهانه در عرصة انتخابات، تبلور این احساس مسئولیت ملی است که مردم ما را اینگونه در صف مقدم تحولات فکری و اجتماعی چند دهة اخیر منطقه قرار داده است.
گفتمان نو باید با دیده بانی مستمر، خود را با نیازهای نو سازگار می کرد و نوشوندگی خود را پاس می داشت که بارزترین و غیرقابلانکارترین ویژگی آن، جهت گیری در مقابل باز تولید مناسبات استبدادی و شاهنشاهی بود.یادمان هست که بزرگترین دغدغه خبرگان قانون اساسی جستن راه هایی بود که جلوی ظهور استبداد و خود رایی و دیکتاتوری را به هر شکل و شمایل بگیرد و قانون اساسی در شرایطی نوشته شد که بیرون از مجلس خبرگان، مردم در خیابانها شعار میدادند «برابری، برادری، حکومت عدل علی».
درکتاب« پیکار صفین، نصرابن مزاحم» که شاید قدیمیترین کتاب روایی– تاریخی در مورد جنگ صفین باشد، آمده است که بعد از استقرارحضرت امیر (ع) در کوفه، ایشان مسافرتی به مناطق فارس نشین و ایرانی در نزدیکی کوفه می کنند و در یک آبادی از مردم در مورد شاهان ایرانی سوال می کنند. بزرگ روستا میگوید:« در سنت شاهان ایرانی چیزهایی بود به نفع رعیت و چیزهایی بود به نفع پادشاه، تا این که خسروپرویز آمد و هرچه به نفع رعیت بود منسوخ کرد و هرچه به نفع پادشاه بود نگاه داشت و این موجب اضمحلال پادشاهی آنان شد.»
این روایت، دقیقا فضای روحی و سیاسی کشور در دهه اول انقلاب فارغ از ضعف ها و خودسری هایی که دامنگیر هر انقلابی در آغاز آن می شد را تشکیل می داد: مردمی که انقلاب کردند قصدشان این بود که آن مناسبات رابا الگو گرفتن از حکومت عدل علی از بین ببرند.
آیا دردناک نیست که بعد از گذشت بیش از سی سال از انقلاب، دوباره دغدغه مردم مواجهه با باز تولید همان مناسبات پادشاهی و این بار به نام دین باشد؟ در شرایطی هستیم که هر چیزی از حقوق مردم در قانون اساسی و آرمانهای انقلاب بود زیرپا گذاشته شده، فصل سوم قانون اساسی، یعنی حقوق ملت، در پرانتز قرار گرفته و آنچه به نفع حاکمان بوده است به صورت اغراقآمیز و چند برابر به اجرا درآمده و تبعیت بی چون و چرا از قدرت، رنگ قدسی و آسمانی به خود گرفته و عدم سوال از قدرت فضیلت شده وهر صدای منتقد و متعارض با شبیه سازی های مضحک، به خارجی بودن و همدستی با بیگانه و صهیونیسم و نفاق متهم گردیده است، تآ انجا که امروز شرایط سیاسی کشور ازخطر بازتولید مناسبات شاهنشاهی، جز موروثی بودن حکومت چیزی کم ندارد.
آری انتخابات سال ۸۸ جلوه ای از این احساس مسئولیت همگانی در مقابل خطرات بود. مردمی که احساس خطر می کردند، مردمی که از مدیریت ناتوان دستگاه اداره کشور ناامید شده بودند، مردمی که از دروغ به تنگ آمده بودند، مردمی که احساس می کردند برای پیشرفت کشور به دگرگونی های فراگیرتر و بنیادی تر نیازمندند، به میدان آمدند و چه بسیار کسانی که سال ها بود در انتخابات شرکت نمی کردند و این بار قفل سکوت خود را شکستند و چه بسیار کسانی که پا را از رقابت های سیاسی رایج فراتر نهادند و برای ایجاد تحولی بزرگ همنوا گشتند.
دریغا که آنچه بر سر نتایج انتخابات آمد و آنچه در پی شبه کودتای اقتدارگرایان رخ داد، حق اساسی تعیین سرنوشت ملت به دست خویش را خدشه دار کرد. اما دستگیری معترضان، ضرب و شتم آنان در خیابان ها، کشته شدن عده زیادی از جوانان و زنان و مردان در خیابان ها و بازداشتگاه ها، فجایع کوی دانشگاه و کهریزک،حمله به بیوت و دفاتر مراجع تقلید، به راه انداختن تجمعات اتوبوسی و نمایشی، هجمه تبلیغاتی یک سویه مملو از دروغ و افترا، سرکوب کارگران و معلمان و جنبش زنان و دانشجویان و استادان، راه اندازی کارناوال های شرم آور و مانورهای امنیتی با هدف ایجاد رعب، تلاش مستمر برای انحراف افکار عمومی به سمت مسائل فرعی و انحرافی، برخورد غیراخلاقی با خانواده های شهدا و زندانیان، واعلام مرگ جنبش سبز در مناسبت های متوالی، هیچ یک نتوانسته است اقتدارگرایان را از چالش بزرگ حاصل از بی اعتمادی مردم به دولت نجات دهد، همچنان که نتوانسته خواسته های برحق مردم برای برخورداری از حقوق شهروندی مصرح در قانون اساسی را به دست فراموشی بسپارد.
در طول این ماه ها، تحولات مهمی رخ داده است که توجه هر ناظر آگاهی را جلب می کند. بسیاری از کسانی که در ارگان های نظامی و انتظامی و امنیتی شاغل بودند نتوانستند سوابق جبهه و فداکاری هایشان برای حفظ مرزها و امنیت کشور را به سرکوب و ضرب و شتم مردم بی گناه بفروشند . برخی از روی تقیه ویا اطلاعات ناکافی و برخی از افراد ساده که بر اثر تبلیغات دولتی گمان می کردند که معترضان، ایمان دینی شان را نشانه رفته اند به تدریج متوجه شدند که چنین نیست. بسیاری از کسانی که فکر می کردند جنبش اعتزاضی مردم از توطئه های قدرت های سلطه جوی بیگانه یا خشونت ورزانی که در بحبوحه جنگ به دامان دشمن پناه آورده و به خدمتش کمر بسته بودند سرچشمه می گیرد، فهمیدند که این ترفندی برای بدنام ساختن منتقدان و موجه ساختن اعمال غیرانسانی اقتدارگرایان بیش نیست.
وما دور نمی بینیم آنانی که بصورت واقعاً اصولی دغدغة منافع ملی و ارزشهای اسلامی را دارند در کنار همه ملت (یا به تعبیر مستبدین «خس و خاشاک») قرار گیرند و صف خود را از زیاده خواهان ودست اندازان به حقوق و بیت المال ملت جدا سازند. ما بویژه اعتقاد داریم که در نهایت، بسیج و سپاه و نیروهای نظامی، ملت خود را تنها نخواهند گذاشت.
در طول سال های اخیر و بویژه دو سال گذشته، گفتمانی نو متولد شده و هیچ چیز نمی تواند مانع رشد آن شود. گفتمانی که فساد را تحمل نمیکند و با وعدۀ آوردن نفت بر سر سفره مردم، یکشبه قیمت نان وسوخت و برق و گاز را چند برابر نمی سازد. گفتمانی که به حفظ نیروی کار کشور ایمان دارد و منابع و تولیدملی را با تحویل بازار ملی به واردات خارجی ویران نمی سازد .گفتمانی که عزت کارگر و کار آفرین را میخواهد نه ذلت آنها را. گفتمانی که اعتیاد و دزدی و طلاق را نتیجه سی در صد بیکاری جوانان می داند و در نتیجه اجازه نمی دهد مشکل جرم و جنایت با بر پا کردن چوبه های دار و قساوتی تاریخی حل شود و به بهانه جنایت و خیانت گروهی اندک، دور جدید تواب سازی و اعتراف گیری و شکنجه در محبس ها راه بیفتد. (به راستی شمایانی که هر روز و ساعت سنگ اسلام و معنویت را بر سینه میزنید، چند زن را میتوانید نشان دهید که در صدر اسلام اعدام شده باشند؟!) گفتمانی که از رأی مردم نمی ترسد واز رجوع به قانون اساسی نمی هراسد. گفتمانی که نه در شعار وهیئت ماکیاولیستی بلکه در عمل بدنبال وحدت اسلامی ونزدیکی مذاهب اسلامی به یکدیگر است و میلیونها شهروند ایرانی را تحت عنوان سنی و درویش و اهل حق و نام های دیگر ازخودنمی راند.
آری امروز گفتمانی تازه متولد شده است. گفتمانی که شهدای آن، پیشقراولان و دربندشدگانش پرچم داران آن هستند. گفتمانی که خشونت را طرد می کند و راه تغییر را از طرق مسالمت آمیز جستجو می کند. گفتمانی که پاسخ دروغ و نهمت و ناسزا را با راستی و حقیقت و ادب می دهد. گفتمانی که چشم امیدی به بازی های پنهانی قدرت های جهانی ندارد و راه حل شفاف ملی را تنها راه تحول به سوی اصلاح امور می داند. گفتمانی که خودی را ناخودی نمی کند بلکه سعی در خودی کردن ناخودی ها دارد. گفتمانی که چندصدایی را به رسمیت می شناسد و اتحاد ملی را نه در سکوت گورستانی که در تمسک به عقلانیت جمعی می جوید. گفتمانی که مردم را نسبت به آنچه در کشور می گذرد نامحرم نمی شناسد و گسترش آگاهی ها به میان همة اقشار و گوشه کنار این مرز بوم را وجه همت خویش قرار داده است. گفتمانی که با گسترش و تقویت شبکه های اجتماعی، افراد را گرد هم می آورد و فضای مدنی را توسعه می دهد. گفتمانی که سرمشق بسیاری از حرکت های آزادیخواهانة دیگر شده است. گفتمانی که خطاهای گذشته را نقد می کند اما دستاوردهای روشن آن را نفی نمی کند. گفتمانی که عدالت را نه در اقتصاد صدقه ای، بلکه در ایجاد فرصت های برابر و توانمندسازی محرومان می داند. گفتمانی که بجای انتشار کینه و انتقامجویی در میان فقیر و غنی، روستایی و شهری، اقوام، ادیان و مذاهب، به نهادینه کردن مدارا و مفاهمه و گذشت می پردازد. گفتمانی که درصدد پایان دادن به اوباش سالاری و حاکمیت نهادینة شایسته سالاری است تا در پرتو آن، شکوفایی و رشد استعدادها در میان ایرانیان، زمینه ساز ارتقای این سرزمین به جایگاهی که شایستة آن است، شود.
گفتمانی که بدنبال یافتن منجیان قهرمان نیست بلکه می خواهد هر ایرانی در نجات کشورش سهیم باشد. گفتمانی که به تعداد معتقدانش رهبر دارد. گفتمانی که می داند حفظ نظام یعنی حفظ ارزش هایی که نظام برای آن بوجود آمده، نه حفظ اشخاص در مناصب قدرت. گفتمانی که چرخش قدرت و پاسخگویی به مردم و برابری همه در قبال قانون را ضامن سلامت و زمینه ساز پیشرفت می شمرد. گفتمانی که اسلامیت و جمهوریت نظام و حاکمیت مردم سالاری بر همه شئونات کشور را تنها راه سعادت مردم می داند.
گفتمانی که در آن، تصمیمات و مصلحت بینی های شخصی جای خود را به عقلانیت جمعی می دهد. گفتمانی که با ایمان به خدایی که تعالی انسان را می خواهد، حق خواهی، و با استعانت از کردار نیکو، صبر و استقامت، راه امید را می پیماید و به پایندگی حق و زوال باطل یقین دارد.
امروز حاکمیت در ورای ایجاد این نگرانی که اگر او نباشد دین از بین میرود سنگر گرفته است و مرتبا با این اعلام خطر سعی میکند اقشار مذهبی را در پشت سر خود بسیج و منسجم کند، حال آن که در واقعیت، آن چیزی که بیشترین لطمه را به فضای دینی جامعه زده است رفتارهای ستمکارانه و ضددینی خود حاکمیت است. پایههای همه ادیان الهی در فطرت انسان ها قرار دارد و اگر اسلام پس از چهارده قرن باقی مانده است علتش مستحکم بودن پایههای فطری آن است، تا جایی که حتی ورود مغول واقدامات پهلوی اول نتوانست آن را از بین ببرد.
و این دین از ما خواسته است که به افراد ستمکار متمایل نشویم که در این صورت از کمک خداوند محروم خواهیم شد: «و لا ترکنوا الی الذین ظلموا فتمسکم النار و ما لکم من دون الله اولیاء ثم لا تنصرون»، و به کسانی که ستم کردهاند میل نکنید که آتش شما را لمس خواهد کرد، و شما را سرپرستی جز خداوند نیست، سپس دیگر به شما یاری نخواهد شد.
در آستانه سی و دومین سال پیروزی انقلاب اسلامی، به عنوان دو همراه کوچک به شما حاملان بی شمار گفتمان جدید درود می فرستیم و از خداوند متعال میخواهیم همه ما را از یاران مظلومان ودشمنان ظالمان قرار دهد.
وما النصر الا من عند الله العزیز الحکیم
مهدی کروبی میر حسین موسوی