خاطرات جوانی

خاطرات وتجربیات جوانی

خاطرات جوانی

خاطرات وتجربیات جوانی

نردبان شکسته، زخم ناسور

  نویسنده : احمد پورنجاتی 

«نردبان» فقط برای بالا رفتن نیست، هنگام پایین آمدن نیز باید باشد. پس هرگز نباید نردبان را شکست یا به شکسته شدن آن رضایت داد. چه کسی ممکن است پس از بالا رفتن از نردبان و به نقطه ای در آن بالا رسیدن، احساس کند که دیگر نیازی به وجود نردبان نیست، آن را پس بزند یا بشکند؟!


معمولا آدمها وقتی از نردبان بالا میروند قصد جاخوش کردن و برای همیشه در همان نقطه ماندن ندارند، میفهمند که روزی روزگاری باید پایین بیایند و البته اگر مجال و امکانی تازه فراهم شود دوباره بالا بروند و حتی بالاتر از پیش. پس، وجود نازنین «نردبان» همواره باید محفوظ و محترم بماند، چه برای بالا رفتن، چه پایین آمدن. آن کس که نردبان را، پس از بالا رفتن و به نقطه ای رسیدن، میشکند، در واقع زمینه شکسته شدن ستون فقرات خود را فراهم میسازد، خواه قصد پایین آمدن داشته باشد یا بالاتر رفتن را اراده کرده باشد.
هر «نظام مشروع و قانونی» بر پله های «نردبان اعتمادملی» تا نقطه مطلوب بالا میرود، از لحظه تاسیس تا استقرار و تثبیت. ارکان و مقامات هر نظام مشروع و قانونی نیز چنین مسیر و سرنوشتی را طی میکنند. «نردبان اعتماد ملی»، دستکم دو پله بسیار مهم دارد:1- افکار عمومی2- گروههای مرجع
هر یک از این دو اگر به هر دلیل آسیب ببینند، «نردبان اعتماد ملی» شکسته میشود، برای بالا رفتن و پایین آمدن، بی تمکین و نااستوار خواهد شد
.انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری به ویژه با این سرنوشتی که برای آن رقم زده شده فارغ از همه صفات و القابی که به آن داده اند، جلوهگاه یک واقعیت انکارناپذیر و تلخ گردید: «نردبانهای شکسته» . گمان ندارم هیچکس، حتی خوشبینترین و بیخیالترین آدمها، در این که به هر دو پله مهم نردبان اعتماد ملی آسیب جدی وارد شده چون و چرا داشته باشند. ممکن است در حد و اندازه یا علل و عوامل آن مناقشه باشد اما در اصل شکاف و شکستگی تردیدی نیست. به باور من، راه چاره نه «ساده نمایی» مساله و نه «پاک کردن صورت آن» و نه «غلط اندازی در نشانی ریشه های آن» است. عصبانیت و درشتگویی و به این و آن پریدن و خط و نشان کشیدن و تهدید و ارعاب نیز هرگز چاره کار نیست بلکه «گره» را کورتر خواهد کرد. متاسفانه نکته بسیار مهمی که هم «آتش افروزان اصلی» ماجراهای اخیر، یعنی مسببان خدشه به اعتمادملی، و هم «دمندگان حرفهای» به این آتش یعنی محافل مطبوعاتی و رسانه های زنجیرهای برخوردار از مصونیت آهنین و پاجوشهایش از آن غفلت کرده اند یا از روی عمد آن را نادیده میگیرند این است که: قضایای اخیر صحنه جبهه بندی «نظام – ضدنظام» نیست. هرچند حضرات به هر روش یا بهره گیری از مغالطه «اشتراک لفظ» میکوشند چنین جبهه بندی ای را تدارک کنند. جالب است که شیپور را از دهنه گشادش مینوازند. اجتماعات آرام و متین مردم را بر هم میزنند، آنان را مینوازند، عده ای را دستگیر میکنند، برخی کشته میشوند و بسیاری از شخصیتهای سیاسی و فرهنگی و مطبوعاتی شناخته شده و وفادار به انقلاب و نظام به زندان میافتند و به محض اینکه کسی به این شیوه های غیرارزشی اعتراض و انتقاد میکند، میگویند: شما هم که همان حرفهای رسانه های بیگانه را تکرار میکنید. از آنها خط میگیرید! چه کسانی پله های نردبان اعتمادملی را شکستند؟ افکار عمومی را به بازی گرفتند و گروههای مرجع و شخصیتهای مورد احترام جامعه را یکی یکی آماج تیرهای مسموم بیحرمتی و جسارت وتهمت و پرونده سازی و حذف قرار دادند؟! آیا اگر این روزها بسیاری از مراجع عظام تقلید، شخصیتهای برجسته دینی، نخبگان و روشنفکران، چهره های سابقه دار و استوار در انقلاب و نظام، اهالی فرهنگ و هنر غیردولتی، اصحاب رسانه های مستقل و در یک کلام مهمترین و اثرگذارترین گروههای مرجع در جامعه ایران یا اکثرا در جبهه اعتراض و انتقاد و حمایت از مردم اند و یا بعضا با سکوت خود حسابشان را از مسببان اصلی و آتش بیاران معرکه جدا کرده اند به این خاطر است که از بیگانگان خط میگیرند یا در جبهه براندازی نظام قرار گرفته اند؟ خود کرده را تدبیر نیست. گوشهای شما که هر صدای متین و مودبانه انتقاد و اعتراض از سوی خیل عظیم مردم را با صدای دشمن یکی میگیرد، پیشنهادها و توصیه های خیرخواهانه و التیام بخش شخصیتها و چهره های امتحان پس داده و پیشکسوت در عرصه انقلاب و مدیریت نظام را نیز تلاش برای براندازی نظام و انقلاب مخملی!! معرفی میکنید، ممکن است بفرمایید منظورتان از «نظام» چیست؟ لابد نظامی است که در آن بسیاری از مهمترین و پرسابقه ترین یاران بنیانگذارش - هاشمی رفسنجانی با 60 سال سابقه استوار در سختترین دوره های نهضت و انقلاب و جنگ و مدیریت کشور و نقش آفرینی موثر در حل مهمترین چالشهای 30 ساله نظام، میرحسین موسوی، کروبی، خاتمی، آیتالله صانعی، آیتالله طاهری، اعضای مجمع روحانیون مبارز، یاران و همراهان شهید بهشتی و شهید رجایی و مدیران ارشد سالهای سخت و بسیاری دیگر- بازیچه یا فرمانبر و عامل بیگانه و مخالف نظام معرفی میشوند و البته به جای آنها برخی کسان پروبال میگیرند و صحنه گردانی میکنند که به اندازه بال مگسی در دوران غربت مبارزه با رژیم استبداد سهم نداشته اند و دل امام خمینی (ره) از برخی از آنها خون بود؟! اکنون حکایت ماست که امام خمینی (ره) وصیت کرد: «نگذارید انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد» و حالا برخی از همان جماعت خون به دل کننده امام،به استناد همین فراز از وصیت او، مدعی اهل بیت امام و محرمان و استوانه های انقلاب و نظام شده اند!
به باور این قلم، ریشه این فتنه خانمانسوز را باید در «پروژه نردبان شکنی» جستجو کرد که هر چند نقطه های آغازین آن از سالها پیش، در جریان حذف و خانه نشینی تدریجی بسیاری از شخصیتهای انقلاب و نظام شکل گرفت و به بهانه های گوناگون در قالب رد صلاحیتهای غیرموجه برای نمایندگی مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان رهبری و ایجاد محدودیتهای سیاسی و رسانهای ادامه یافت، اما مهمترین جلوه گاه آن پس از ظهور دولت نهم در عرصه سیاسی کشور بود. مهمترین رویکرد در مواضع سیاسی رئیس این دولت چه در دوره نهم ریاست جمهوری و چه در جریان تبلیغات انتخابات اخیر، زیر سوال بردن و به چالش کشیدن همه کارنامه دوران گذشته نظام بود و به ویژه مخدوش کردن چهره برجسته ترین شخصیتهای اصلی آن دوران. تقریبا کسی جز خود او و حامیانش از این پروژه «چوب حراج» مصون نماندند.
در حالی که خود در گذشته از پله های نردبان دولتهای پیشین بالا رفته بود، بی محابا آنها را شکست. اعتماد گروههای مرجع خدشه دار شد. افکار عمومی نیز احساس کردند فریب خورده اند و متاسفانه به جای التیام این روح زخمی، از فردای انتخابات، پیدرپی نمک پاشیده شد. این «زخم ناسور» نه با درشتگویی و تهدید، نه با فرافکنی و نه با تخطئه و تکفیر و نسبتهای ناروا ترمیم نخواهد شد. به نظر میرسد مهمترین و موثرترین راه چاره این است:
1- نردبانهای شکسته را از نو برپا کنیم، محترم بداریم. افکار عمومی و گروههای مرجع مورد احترام مردم را برای همیشه نمیتوان نادیده گرفت. چرا گرهی را که با دست باز میشد، هر روز کورتر و پیچیده تر میکنید؟! فروتنانه از شخصیتها و محافل مورد اعتماد مردم، نظیر هاشمی رفسنجانی، خاتمی، موسوی، کروبی و دیگر عزیزان و بزرگواران دیگر و نیز از یاران وفادار امام خمینی (ره) دلجویی و استمداد کنید. از مردم، از آنان که در چارچوب همین نظام، نظامی که قبولش دارند، چیزی جز استیفای حق و اقناع منطقی نمیخواهند پوزش بخواهید و از آسیب دیدگان تجلیل و تکریم کنید.
2- جریان «نردبان شکن» ادب شود و از رفتار شبهه ناک و فتنه گونه اش مراقبت شود، زبانها و قلمهای آلوده به ویروس فتنه «نردبانشکنی»، که در برخی روزنامه ها و تریبونهای رسمی و نیمه رسمی لانه کرده اند به سکوت واداشته شوند. اینها آتش بیاران معرکه اند. اینها نانشان در دعواست. من اطمینان دارم آن انقلاب و نظام اسلامی و مردمی که امام خمینی(ره) به مردم معرفی کرد و خود نیز تا پایان عمر مبارکش بر آن عهد بود هرگز رو در روی مردم قرار نخواهد گرفت و مردم نیز به کمترین آسیبی نسبت به آن نظام رعایت نخواهند داد. به شرط آنکه نااهلان و نامحرمان تعزیه گردان نباشند.

سخنرانی جدید میر حسین

میرحسین با اشاره نحوه برخورد با زندانیان سیاسی: سکوت در برابر این فجایع همه را به جهنم می فرستد

قلم:میرحسین موسوی با تبریک اعیاد پیش رو، هر یک از این فرصت‌ها را به عنوان نعمتی دانست که خداوند برای نهضت سبز قرار داده است تا از آن خوب استفاده کند.

به گزارش خبرنگار قلم نیوز، میرحسین موسوی در دیدار با اعضای تشکل‌های معلمان و فرهنگیان در انجمن اسلامی معلمان ایران با تبریک ماه شعبان و اعیاد این ماه، این فرصت‌ها را نعمتی برای نهضت سبزخواند تا از آن خوب استفاده کند و گفت: این مهم‌ترین مساله است که شبکه عظیم اجتماعی و سبزی که در سراسر کشور ایجاد شده است، اگر هوشیار باشد که هست، باید از تمام این مناسبت‌ها با استفاده از خلاقیت خود استفاده کند.

وی با اشاره به اینکه این مناسبت‌ها زیاد هستند یادآور شد: ما می‌توانیم هر روز برنامه‌ای برای روشنگری و پیگیری اهداف بلند نهضت بزرگ سبز داشته باشیم.

موسوی در ادامه درباره سخنان یکی از اعضای حاضر مبنی بر اینکه جریان حاکم بعد از انتخابات غافلگیر شد و فقط تا زمان انتخابات برای خود برنامه ریزی کرده بود، گفت: فکر می‌کنم این غافلگیری به چند هفته پیش از انتخابات برمی‌گردد زیرا تمام تلاش آنها در جهتی بود که مردم در انتخابات شرکت نکنند.

وی با اشاره به عملکرد رسانه ملی و دیگر رسانه‌های دولتی نسبت به دوره‌های قبل ریاست‌جمهوری، تلاش آنها را در جهت حضور عده قلیلی در انتخابات دانست و بیان کرد: آنها فکر نمی‌کردند که در مدت کوتاهی چنین موج عظیمی ایجاد شود برای همین غافلگیر شدند و طرح‌هایشان ناشیانه اجرا شد و خلل و فرج بسیار زیادی داشت و آنها قدرت مردم را به درستی تخمین نزدند و عمق جریان را به درستی درک نکردند. دلیل برانگیختگی و حضور مردم در خیابان‌ها را درک نکردند در نتیجه کشور و خودشان را با مشکل مواجه کردند.

میرحسین با بیان اینکه مطالبی که قبل از انتخابات، مطرح و بر آن تاکید کرده است چیزی نبوده جز درخواست‌های معمولی ذکر شده در قانون اساسی که مغفول مانده و کنار گذاشته شده بود افزود: ما بخش‌های اندکی از قانون اساسی را اجرا کرده‌ایم. قسمتی از آن را خوانده‌ایم آن هم بر اساس منافع گروهی و جناحی و آن بخشی که به نفع ما نبوده، کنار گذاشته‌ایم.

وی با بیان اینکه جز حقوق مصرح در قانون اساسی چیز دیگری نگفته است، بیان کرد: ما گفتیم شعار مردم در ابتدای انقلاب این بود "در بهار آزادی جای شهدا خالی؟"، حرف ما این است که این آزادی کجاست؟ مگر مردم به خاطر این آزادی به صحنه نیامدند و 22 بهمن 57 راهپیمایی‌های میلیونی در سراسر کشور انجام نشد و شعار آزادی سر ندادند؟ مردم دنبال آزادی بودند، الان این آزادی کجاست؟

موسوی با اشاره به مغفول ماندن بخشی از حقوق مردم و کرامت انسانی زن‌ها، آزادی سخن، اندیشه و گفت‌وگو و هویت ملی ما و طرح آنها در انتخابات بیان کرد: طبیعی است که این سخنان از دل مردم برخاسته بود که به آنها بازگشت و موج ایجاد کرد و آینده این حرکت هم بستگی به این دارد که ما تا چه اندازه این شعارها را ببینیم و پایبند به آنها بمانیم و حاضر باشیم هزینه این پایبندی را بپذیریم.

میرحسین در ادامه درباره هویت ساختارشکنان گفت: متهم می‌کنند که شما ساختارشکن هستید و از ساختارشکنی استفاده می‌کنید، ما می‌خواهیم بگوییم ما دنبال ساختارهای واقعی برآمده از دل مردم و قانون اساسی هستیم. شما ساختارشکن هستید. با بررسی جریانات یک نمونه از دستگیری‌ها از ابتدا تا انتهای آن می‌توانید ببینید چه کسانی ساختارشکن هستند. لزومی ندارد ما صدها جنایت و تیراندازی و لباس شخصی را ببینیم، فقط کافیست آقایان یک نمونه مثلا پرونده همین روح الامینی، اعرابی یا آقاسلطان را مورد بررسی قرار دهند، خواهند دید که تا چه اندازه ساختارشکنی در مجموعه نظام صورت گرفته است و این به آنچه ما از جمهوری اسلامی و نظام انتظار داشتیم، هیچ شباهتی ندارد.

وی با بیان اینکه ما چنین نظامی را نمی‌خواستیم گفت: آیا ما نظامی را می‌خواستیم که افرادی شبانه بریزند و خانه‌های دانشجویان و مردم را ویران و ماشین‌های آنها را تخریب کنند؟ و بعد همه ارگان‌های موجود از وزارت اطلاعات تا بسیج بگویند این‌ها به ما ربطی ندارند؛ این‌ها از کجا آمده‌اند آیا از کره مریخ آمده‌اند؟ وقتی قتلی رخ می‌دهد، متهم هر کجا باشد آقایان آنقدر قوی هستند که ردش را بگیرند، آن‌وقت ده‌ها و صدها نفری که این جنایت‌ها را مرتکب شده‌اند را نمی‌توانند شناسایی کنند؟ چه کسی این را باور می‌کند؟ آیا این به معنای متهم کردن کل نظام به دروغگویی نیست؟

موسوی در ادامه با اشاره گسترش پوستر دروغ ممنوع در سطح کشور گفت:
مردم متوجه شدند که یک دروغ بزرگ پشت این جریانات هست که این همان ساختارشکنی و روی گرداندن از قانون اساسی و همه آرمان‌ها و ایده‌آل‌هایی بود که نظام ما و مردم به آن پایبند بودند. الان هم نظام هیچ چاره‌ای ندارد که به آنها (آرمان‌ها، ساختارها و قانون اساسی) بازگردد و به نظر من اگر برنگردد مردم آن را برخواهند گرداند و مردم خود از راهی که آمده‌اند باز نخواهند گشت.
وی ادامه داد: غافلگیری دیگری که برای آقایان اتفاق افتاد این بود که تصور می‌کردند با چند حرکت بعد از 22 خرداد مردم به خانه‌های خود بازخواهند گشت اما همین که ملتی با این گستردگی و با این همه هزینه‌های بسیار بیش از 40 روز در خیابانهاست نشان‌دهنده عمق این جریان است؛ بعد آقایان ذهنیتشان را داده‌اند به اینکه دو گروه خارج کشور بودند و تماس با سفارتخانه موضوع را حل می‌کند، اینها تصور می‌کردند که احزاب این جریان را هدایت می‌کنند برای همین شخصیت‌ها و سران احزاب را دستگیر کردند و تمام تلاش خود را برای اعتراف‌گیری به کار بردند.

موسوی در ادامه با اشاره به اظهارات احمدجنتی مبنی بر اینکه که اعترافات دارد گرفته می‌شود گفت: آیا یک روحانی و مجتهد که اصولی دارد می‌تواند این حرف را بزند؟ اعتراف گرفتن داشتیم در اسلام؟ ما آدم‌های کم سوادی هستیم شما که باسواد هستید بیایید شرح دهید کجای اسلام، کجای قرآن و کتب فقهی ما روی مساله اعتراف کردن تکیه کرده‌اند؟ ما هر چه از حضرت علی (ع) شنیده‌ایم، بر عکس این بود، در جهت تبرئه مردم بود و در این جهت بود که مردم علیه خود حرفی نزنند.

وی با یادآوری اینکه این شیوه‌ها نتیجه‌ای در بر ندارد افزود: زیرا این حرکت مردم به شکل هرمی تنظیم نشده است بلکه به صورت یک شبکه گسترده در حال سیر بود که به همه خانواده‌ها نفوذ کرده بود و راز بقای این نهضت هم همین است و هر حرکتی در آینده هم باید به این سمت برود که نمی‌شود یک حرکت گسترده مردمی را در قالب یک تشکل کلاسیک مختصر کرد و کاهش داد. این یک خطر برای این حرکت در آینده است.

موسوی با بیان اینکه هر چه افراد را بازداشت کردند این حرکت گسترده‌تر شد، گفت:
قدرت این حرکت از گسترش آگاهی‌هاست و باید آن را پاس بداریم و عمیق‌تر کنیم.
وی با اشاره به اینکه عده‌ای به دولت حاکم رای دادند، بیان کرد: باید آگاهی را در میان این افراد گسترش دهیم و روش دولت تعیین کردن و وزیر عوض کردن و سیاست‌های اقتصادی و ماجراجویی سیاست‌خارجی دولت حاکم را به آنها یادآور شویم.

موسوی در ادامه بر لزوم فراگیر بودن شعارها تاکید کرد و با اشاره به فراگیر شدن نماد سبز میان همه ایرانیان و همبستگی حاصل از این نماد که با هم بودن را نشان می‌داد، گفت: باید شعاری مطرح کنیم که گستردگی آن بتواند ایرانیان داخل و خارج کشور را دربرگیرد و بر اساس آن، حرکتمان را تنظیم کنیم. آنچه من پیشنهاد می‌کنم، ایستادن بر قانون اساسی از زاویه زنده کردن اصول مغفولی است که مهم‌ترین آن آزادیهاست.

وی با اشاره به اصل آزادی برگزاری اجتماعات به درخواست خودش و مهدی کروبی برای برگزاری مراسم یابود شهدای وقایع اخیر در مصلی تهران اشاره کرد و گفت: با این کار دولت را در معرض امتحان قرار دادیم؛ ما نمی‌خواهیم کاری کنیم، سخنرانی هم نداریم، فقط می‌خواهیم از مصلایی که با هزینه‌های صدها میلیارد تومانی ساخته شده، یک استفاده‌ای کنیم، همان 13 میلیونی که شما می‌گویید، این‌ها هم حقی دارند نسبت به این مصلی و از پول آنها ساخته شده و از بودجه عمومی صرف شده است و متعلق به آنها هم هست، اجازه دهید ما جمع شویم و فقط قرآن بخوانیم، قرآن بخوانیم .

موسوی در ادامه با یادآوری اینکه قانون اساسی می‌تواند مثل رنگ سبز ما باشد و پیوند دهنده ما باشد، افزود: باید توجه کنیم که برای ادامه این حرکت - که برای احیای ارزش‌های اصلی انقلاب اسلامی و ارزش‌هایی است که مردم به‌خاطر آن هزاران شهید دادند- مجبوریم که به قانون اساسی تکیه کنیم و از آن دفاع کنیم و آن را شعار اصلی خود قرار دهیم.

وی با اشاره به اینکه قانون اساسی بر هویت ملی تاکید دارد، از این موضوع که بسیاری از اصول قانون اساسی که می‌تواند مقوم این هویت باشد به تهدید تبدیل شده است، گفت:
تکیه بر هویت ایرانی بسیار کارساز است و این هویت ایرانی جدای از هویت اسلامی نیست اما غفلتی در این زمینه صورت گرفته است.
موسوی با اشاره به تکرار فریاد "ایران"، "ایران" در یکی از سفرهایش، تاکید بر این هویت ملی و ایران را ندایی خواند که به ایرانیان خارج از کشور نیز رسید.

وی با اشاره به اینکه حضرت امام (ره) نیز در ابتدای انقلاب تلاش در جمع کردن همه اقلیت‌ها و قومیت‌ها تحت نام ایران داشتند، گفت: وسعت ملتی که تعریف کرده بودیم به حدی بود که همه مردم در آن می‌گنجیدند و بر اساس همین دید هم بود که اقلیت‌ها به مجلس راه یافتند.

میرحسین به رسمیت شناخته شدن حقوق اقلیت در کنار حقوق اکثریت را متاثر از یک گفتمان بسیار مترقی خواند که همه ما را با هم و اقلیت‌ها و قومیت‌ها را با ما و شیعه و سنی را با هم جمع می‌کرد.

موسوی در ادامه قتل‌ها و دستگیری‌های رخ داده را فاجعه خواند و گفت: ما چنین چیزی را حتی قبل از انقلاب هم شاهد نبودند. به کسانی که چنین جنایاتی را مرتکب می‌شوند یادآور می‌شوم که مردم، آنهایی را که قبل از انقلاب مرتکب جنایت شدند به یاد داشتند و آنها را به سزای عملشان رساندند؛ مردم از چنین جنایت‌هایی نخواهند گذشت. چطور می‌شود یک فردی علاقه‌مند به انقلاب، اسلام و کشور حتی یک آدم گناهکار به زندان وارد شود و بعد جنازه او بیرون آید؟ مگر ما پیرو امام علی (ع) نیستم؟ مگر توصیه‌های ایشان را درباره ابن ملجم نشنیده‌ایم؟ مگر درباره عدالت اسلامی صحبت نکرده‌ایم؟

به گزارش قلم‌نیوز، وی افزود: مگر این وضعیت قابل تحمل است؟ چطور سران کشور ما فریاد نمی‌کشند و از این فجایع گریه نمی‌کنند؟ نمی‌بینند اینها را لمس نمی‌کنند. اینها همه کشور را سیاه می‌کنند. اینها دل همه ما را سیاه می‌کنند، اگر ما سکوت کنیم همه ما را ویران می‌کند و همه ما را به جهنم می‌برد. من نسبت به این اعتراض‌ها خوشحالم زیرا این اعتراض‌ها نشاندهنده سلامت ملت ماست مردم ما راضی به جنایت نیستند؛ راضی به اینکه افراد جانی پیدا شوند و به خانه‌ها و ماشین‌های مردم حمله کنند، نیستند؛ این عدم رضایت نشاندهنده زنده بودن ملت ماست و کسانی که در مسوولیت هستند بدانند که اگر ملتی طاقت مخالفت با جنایت‌ها را دارند باید در کنار این ملت و مدافع آنها باشند.

موسوی در ادامه با بیان اینکه کشور نمی‌تواند تبدیل به یک زندان شود که 70 میلیون نفر در آن زندانی شوند، به اصل تفکیک قوا اشاره کرد و گفت: یقین دارم قوه قضاییه نمی‌تواند و حق ندارد به بسیاری از این زندان‌ها سر بزند و اطلاعات بگیرد.

وی با طرح این سوال که آیا در حال حاضر قوه قضاییه مستقل داریم، بیان کرد: آیا قوه قضاییه می‌تواند پرونده همین روح‌الامینی را بررسی کند، الان می‌گویند مریض شده و مننژیت گرفته است، قوه قضاییه بررسی کند ببیند دندان‌های وی به چه دلیل شکسته است؟ آیا زمین خورده است یا کارهای دیگری صورت گرفته است. چنین قوه قضاییه‌ای کشور ما را نجات می‌دهد و به نفع کشور و همه ماست که چنین کاری انجام دهد.

موسوی در ادامه توضیح داد که برای این روح‌الامینی را مثال زد که همه چیز درباره او روشن است، محاسن هم داشته، مذهبی و بسیجی هم بوده است و بعد به این سیل عظیم و موج سبز پیوسته و شاهدان همه می‌گویند که او، زنده دستگیر شده است و بعد در زندان، جنازه‌اش را تحویل داده‌اند.

وی با اشاره به نام امیر جوادی که سایت‌ها به تازگی نام وی را به عنوان یکی از شهدای وقایع اخیر عنوان کرده‌اند با تاسف بیان کرد: ما همه مسلمانیم، حداقل جوانمردی این است که اگر اینها را کشته‌اید، آنها اذیت شده‌اند و زجرکشیده‌اند، لااقل جنازه‌های آنها را بدهید و به خانواده‌های آنها برسید. آن دسته از افرادی که شناخته شده نیستد چه؟ آنهایی که شهرستانی هستند چه می‌شوند؟ اینها را برگردانید به خانواده‌هایشان. چرا اینقدر مردم را آزار می‌دهید؟ چرا مردم را عصبی می‌کنید؟ چرا مردم را تحقیر می‌کنید؟ مردم حق دارند از قبر فرزندان خود خبر داشته باشند.

میرحسین موسوی تاکید کرد که این مشکلات جز با بازگشت به اصول انقلاب و قانون اساسی حل نخواهد شد و ما بیش از هر زمان دیگری نیاز داریم تا به ارزش‌ها و آرمان‌های ابتدای انقلاب و دیدگاه‌های حضرت امام (ره) رجوع کنیم. این به نفع همه ما و آخرت ماست.

وی ، شورش خیابانی خواندن حرکت‌های مردمی را ناشی از اشتباه جریان حاکم در درک حرکت مردم خواند و اینکه آنها فکر کردند با ایجاد حالت امنیتی و بهم‌زدن اجتماعات، حرکت مردم جمع خواهد شد.

موسوی با اشاره به حافظه تاریخی و جمعی مردم یادآور شد که این‌طور نیست که چند ماه بگذرد و مردم همه چیز را فراموش کنند و همه چیز حل شود.
وی در پایان سخنان خود با یادآوری اینکه "نمی‌شود سر مردم را شیره مالید" بیان کرد: خداوند توفیق دهد که همه به راه اسلام و انقلاب برگردیم.

دو حکم ولایی و دو واکنش"

یکی از کاربران "تابناک" در پیامی آورده است:

با عنایت به یکی از دستورات واضح اسلام که در سخنان مقام معظم رهبری نیز به آن اشاره شد و آن رعایت انصاف و عدالت است، کمی به گذشته برگردیم و به زمانی بنگریم که حامیان یک کاندیدای ریاست جمهوری برای تخریب رقیب از ابزاری همچون عدم تمکین از ولی فقیه بهره جست و با ارسال پیامک حاوی حکم امام راحل (ره) به نخست وزیر دولت دفاع مقدس (آنهم بصورت ناقص) و توزیع آن در بین جوانان، سعی در اثبات این فرضیه داشت.

صرف نظر از اینکه انصاف و عدالت حتی در مورد دشمن، در تعالیم دینی ما یک ارزش حساب می شود و مقام معظم رهبری نیز در سخنرانی اخیرشان به یک مورد از آن تعالیم اشاره نمودند، مقایسه عملکرد دو رئیس اجرایی دولت در قبال حکم ولی فقیه زمانشان، قابل ارزیابی و تدبر است.

رعایت انصاف به ما حکم می کند که اعلام استعفای نخست وزیر سابق را یک اشتباه و خطا محسوب کنیم، همان طور که انتصاب معاون اول رئیس جمهور دولت نهم را نیز با وجود عدم رغبت مقام معظم رهبری و مراجع عظام، خطا می دانیم.

محتوای نامه دو ولی فقیه در دو زمان و پاسخ دو رئیس دولت قابل تعمق است:

امام راحل (ره) در پاسخ استعفای نخست وزیرش، از ادبیات محکم و توبیخ مآبانه ای استفاده کرد چنانچه در تاریخ ثبت است و قابل ملاحظه:

بسم اللَّه الرحمن الرحیم‏

. . . . . ، نخست وزیر محترم.

نامه استعفاى شما باعث تعجب شد.

حق این بود که اگر تصمیم بدین کار داشتید، لا اقل من و یا مسئولین رده بالاى نظام را در جریان مى‏گذاشتید.

در زمانى که مردم حزب اللَّه براى یارى اسلام فرزندان خود را به قربانگاه مى‏برند چه وقت گله و استعفا است. شما در سنگر نخست‏وزیرى، در چهارچوب اسلام و قانون اساسى، به خدمت خود ادامه دهید. در صورتى که نسبت به بعضى از وزرا به توافق نمى‏رسید، چون گذشته عمل مى‏شود. این حق قانونى مجلس است که به هر وزیرى که مایل بود رأى دهد.

تعزیرات از این پس در اختیار مجمع تشخیص مصلحت است، که اگر صلاح بداند به هر میزان که مایل باشد در اختیار دولت قرار خواهد داد.

همه باید به خدا پناه بریم؛ و در مواقع عصبانیت دست به کارهایى نزنیم که دشمنان اسلام از آن سوء استفاده کنند.

مردم ما از این گونه مسائل در طول انقلاب زیاد دیده‏اند، این حرکات هیچ تأثیرى در خطوط اصیل و اساسى انقلاب اسلامى ایران نخواهد داشت.

از آنجا که من به شما علاقه‏مندم، ان شاء اللَّه عند الملاقاة مسائلى است که گوشزد مى‏نمایم. و السلام.

15/ 6/ 67

روح اللَّه الموسوی الخمینى‏

اما پاسخ نخست وزیر وقت:

بسم اللَّه الرحمن الرحیم

محضر مبارک مقام رهبرى، حضرت امام خمینى- مد ظله العالى- ضمن تقدیم سلام و تحیات، پیام پدرانه و هشدار دهنده حضرت عالى را به گوش جان شنیدم. این جانب عزت و مصلحت را در تبعیت از مقام معظم رهبرى مى‏دانم و استعفاى خود را که با انگیزه دلسوزى براى اسلام و انقلاب و مصلحت کشور تقدیم نموده بودم، پس مى‏گیرم. مسائل و مواردى که چاره‏جویى آنها را به مصلحت کشور مى‏دانم، حضوراً عرض مى‏کنم و در هر حال مطیع امر رهبرى به عنوان یک مرید و مقلد بوده و هستم.

اکنون به متن حکم ولی فقیه زمان ما و پاسخ رئیس محترم دولت بنگرید:

بسمه تعالی

. . . .. . -ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران

با سلام و تحیت، انتصاب جناب آقای اسفندیار رحیم مشایی به معاونت رییس جمهور بر خلاف مصلحت جنابعالی و دولت و موجب اختلاف و سرخوردگی میان علاقمندان به شماست.

لازم است انتصاب مزبور ملغی و کان لم یکن اعلام گردد.

سید علی خامنه‌ای

88/4/27 "

و پاسخ ریاست جمهوری دولت نهم:

"بسمه تعالی

محضر حضرت آیت الله خامنه ای دام ظله العالی

رهبر معظم انقلاب اسلامی

سلام علیکم

ضمن ارسال رونوشت نامه کناره گیری مورخه 88.5.2 جناب آقای مهندس اسفندیار رحیم مشایی از معاونت اولی، به استحضار می رساند که مرقومه مورخه 88.4.27 حضرتعالی به استناد اصل 57 قانون اساسی اجرا شد. ایام عزت مستدام

قیاس دو ادبیات کاملا" متفاوت ولی فقیه در دو نامه، خواستگاه انشای حکم و نوع و زمان تمکین و ادبیات پذیرش حکم از جانب دو رئیس دولت براحتی، میزان ولایت پذیری دو نفر را اثبات می کند.

فاعتبروا یا اولی الابصار

http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=57265