اطلاعیه شماره دو
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام بر رسول خدا. سلام بر حبیب خدا . سلام بر بهترین خلق خدا. سلام بر خاتم انبیاء محمد مصطفی(ص(
دومین اطلاعیه را خدمت شما مردم شریف و فهیم کشورم در حالی می نویسم که شجاعت و مردانگی همسرم سید مصطفی تاجزاده و پایداری و ایستادگی او در افشای حقیقت و مقابله با دروغ و فریب و تقلب، بدخواهانش را به خشم آورده و به جای عذرخواهی از ستمی که بر او وبر ما روا داشته اند در صدد کورتر کردن گرهی هستند که با بازداشت غیرقانونی و دادگاه نمایشی و حکم فرمایشی او و با احضار مجدد و در قرنطینه و شرایط خاص نگهداشتن و ممنوع التماس و ممنوع الملاقات کردنش، ایجاد کردند.
پرونده سازی برای او و خانواده اش داستان جدیدی نیست که امروز پس از یک سال و هفت ماه در آستانه سی و دومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی و برای تحت الشعاع قرار دادن بحران های اقتصادی و اجتماعی ناشی از بی کفایتی و سوء مدیریت دولتی آغاز شده باشد. داستان هجوم مجدد به منزل تاجزاده در غیاب اینجانب و تفتیش منزل و سرک کشیدن به خصوصی ترین زوایای حرم امن ما و تصویربرداری از آن توسط مردان نامحرم و اجنبی و به همراه بردن اموال بدون صورتجلسه کردن در شب سی امین سالگرد عقد مبارکمان که صیغه اش توسط رهبر انقلاب و در جوار حسینیه جماران جاری شد، در این ایام کج رفتاری و سیاه کاری، چندان غریب نیست. برخوردهای زشت و نامأنوسی که با فرزند محروم از آغوش مهر پدر طی این یک سال و هشت ماه شد و با دوستان قدیم و عزیزش که همه مدت رنجوری و درد را صمیمانه و وفادارانه با او همراهی کردند، مرا بر آن داشته است تا یکی از پیام های همسرم را در ملاقات های پیشین به محضر مبارک شما عزیزان ابلاغ دارم:
«اینجانب به عنوان عضو چند ساله شورای امنیت ملی کشور گفتنی هایی دارم که تاکنون بنا به مصلحت امانت نگاه داشته ام و اگر خدای ناکرده روزی اصحاب کودتا قصد ورود به حریم خصوصی من و شکستن حرمت خانواده ام، و بی احترامی به همسر و فرزندانم را داشته باشند، علیرغم میل باطنی پرده از آن برخواهم داشت.»
از آن جا که من نیز چون همسر آزاده دربندم و هم فکران اصلاح طلبمان، دانستن را حق مردم می دانم و از آن جا که گاهی پیام هایی مبنی بر پیگیری قضائی اقدامات حق جویانه و عدالت طلبانه ما به عنوان خانواده زندانی سیاسی ارسال می گردد تا زبان حق گویمان را ببندد، بدین وسیله اعلام می کنم هر آن چه که به نظر می رسید تاجزاده را از مسیر حق جویی و آزادی خواهی بازدارد توسط ستاد کودتا اعمال شده و ما به فضل و کرم الهی تاکنون در مقابل همه مظالمی که بر ما رفته صبورانه و زینب وار ایستاده ایم و اینک در آستانه سالروز مولود مبارک ربیع و مبشّر رحمت و نیز در آستانه سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی انتظار داریم گره هایی که با بی خردی کودتاگران ایجاد شده به دست خردمندان باز شود نه به دندان و تیر خشونت طلبان طالبانی.
من، همسرعزیزتر از جان و فرزندانم را به خدای ذوالجلال سپرده ام و باکی از سیاه کاری های افزون بدخواهان انقلاب و فرزندان صدیق آن ندارم اما شایسته نیست بیش از این دامن دستگاه قضا آلوده به پلشتی هایی شود که عاملین آن هرگز دلسوز این ملک و میهن و دلسوز اسلام و انقلاب نبوده و نیستند.
ولله عاقبة الامور
فخرالسادات محتشمی پور
همسر آزاده دربند و شاکی از آقای جنتی و کودتاگران انتخاباتی
16/11/1389
چند روزی است که بار دیگر دیدن اخبار لذت بخش شده است. هر لحظه خبر جدیدی از مصر میرسد. فیلمهای جالبی از شهرهای مختلف آن و درگیری مردم و نیروهای حکومتی منتشر میشود. حتی زندگی روزمره نیز جذاب تر شده، هر کجا می نشینید همه از مصر صحبت میکنند و افراد با گرایشات مختلف سیاسی آرزوی رفتن حسنی مبارک را دارند. در واقع موجی از احساس و هیجان همه را فرا گرفته و مانع از ارزیابی صحیح وقایع شده است. تقریبا همه فکر میکنند که انقلابی مردمی در حال وقوع است و هیچ کس به زوایای پنهان آن نمیپردازد. در فرهنگ ما معیارهایی وجود دارد که بر اساس آن میتوانیم ماهیت امور را تشخیص دهیم.
برای مثال حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبری بارها بر این نکته تاکید کردهاند که هرگاه آمریکا و دولتهای استکباری از امری حمایت کردند بدانید که نقشه ای برای ما دارند و آن پدیده توطئه و خیانت است. رهبر معظم بارها فرمودهاند که در فتنه سال 88 دل دشمن شاد شد و این شادی وحمایت معیار مهمی است برای تشخیص فتنه و توطئه. اما چه طور است، امروز که اوباما و تمامی سران غربی از معترضان حمایت میکنند این معیار مهم را فراموش کرده ایم. تمامی شبکهها از دویچوله و الجزیره و العربیه تا بی بی سی و سی ان ان و فرانس 24 و یورونیوز از معترضان حمایت میکنند و ما باز میگوییم انقلاب مردمی مصر؟
برای کسانی که شاخکهای بصیرتشان خوب کار میکند فتنه آشکار است. آیا نقش بی بی سی را در کودتای 28 مرداد فراموش کردهایم؟ امروز نیز بار دیگر غبارهای فتنه بلند شده و نیاز به عمارها داریم. آیا حمایت آشکار اوباما، هنگامی که حسنی مبارک، متهد سی ساله خود را تهدید به قطع کمک چند میلیاردی خود میکند نمیبینیم. نمیدانم چرا کسی متوجه این مسئله نیست که علی رغم قطع بودن اینترنت و تلفن در مصر چطور همه مردم از محل تجمعات آگاه میشوند؟ کاملا واضح است رسانههای بیگانه این وظیقه را متقبل شدهاند. تمامی شبکهها دوربینهای خود را در زوایای معینی قرار دادهاند که جمعیتهای اندک را فراوان جلوه دهند و به صورت غیر مستقیم مردم را به راهپیمایی تحریک کنند.
در یکی از مصابحههای بی بی سی تحلیل گر از زیر بانش در رفت و گفت اگر مردم رهبری داشتند، میتوانستند کار را یکسره کنند و به این ترتیب سیاست شبکه خود را لو داد. البته باید پرسید در حالی که مردم رهبری مشخصی ندارند چگونه میدانند کی و کجا باید حضور داشته باشند؟ آیا نقش این شبکهها را در سازماندهی فتنه 88 کشور خودمان فراموش کردهایم که اینگونه از کنار آن به سادگی عبور میکنیم؟ آیا همین ها کار را به جایی نرساندند که ما مجبور به اخراج همه خبرگزاری های خارجی شدیم. آیا نقش فلیکر، فیس بوک و تویتر این شکبههای صهیونیستی را در فتنه سال قبل که دل رهبرمان راشکست از یاد بردهایم. پس چگونه اکنون که تویتر در دو روز گذشته شلوغترین روزهای خود را داشتهاست هیچ شکی نمیکنیم؟
مطلب دیگری که باید به آن توجه کرد حضور البرادعی است. البرادعی در حالی که در دوران مدیریت بر آژانس پرونده موفقی را برای خود فراهم کرده بود و برخی تحلیل گران او را رئیس بعدی سازمان ملل می دانستند و مسیر پیشرفت طبیعی او نیز همین مسیر بود، به مصر میرود تا رهبری این جنبش کور را به عنوان یک عنصر تحت فرمان غرب به دست بگیرد. امروز تمامی شبکههای خارجی تنها با البرادعی صحبت میکنند. گویا هیچ چهره معترض دیگری وجود ندارد. حذب الوفد و اخوان عمدا فراموش شدهاند. باید او را رهبر کرد. اما چرا؟ دولتهای غربی به وضوح فهمیدهاند که رهبرانی همچون حسنی مبارک برای انجام سیاستهای آنها دیگر مفید نیستند و نیازمند چهره های دموکراتیکتری میباشند.
شباهتهای بسیاری بین این حرکت به ظاهر مردمی و فتنه88 بعد از انتخابات وجود دارد. معیارها به خوبی توسط رهبری تبیین شده اند اما تعجب می کنم که چطور عالم بصیری مانند آیت الله سید احمد خاتمی آنها را نمیبیند و حوادث مصر را ادامه انقلاب ایران میداند.
در پایان باید اشارهای به تلاشهای جوانان مخلص و نیروهای نظامی حامی مبارک کرد. این جوانان که هر کدام با یک تکه لوله آهن یا شاخه درخت خانهشان در خیابانها حاضر شدهاند، مانند نیروهای فداکار لباس شخصی و... با اغتشاشگران مقابله میکنند و در این راه کشته هم میشوند. نیمی از کشتهها از همین جوانهای پرشور است. کشتههای معترضین نیز اغتشاش گرانی هستند که قصد حمله به اماکن عمومی و تخریب اموال را داشتهاند. به نظر من ما نباید تحت تاثیر صحنههای خشونت آمیز قرار بگیریم و حتی باید منتظر فتنههایی همچون ندا آقا سلطان باشیم. به نظر من حوادث مصر انقلاب رنگی دیگری است که به دلیل بی اعتبار شدن استفاده از رنگ در ایران رنگی ندارد اما چشمان تیز بین مومنین باید به عمق مسائل توجه کند.
با بصیرت باشیم
مجمع روحانیون مبارز در آستانه سالگردپیروزی انقلاب اسلامی بیانیه ای صادر کرد.در این بیانیه آمده است:انقلاب پیروز شد:تابه هزاران سال استبداد و دهها سال وابستگی خاتمه دهد/ تا خرد به جای خرافه،اخلاق بجای بی ادبی، راستی بجای دروغ و فریب و حرمت نهادن به انسان بجای تباه کردن حقوق او بنشیند/تا صدای بلند آزادی خواهی و استقلال طلبی و عدالت جویی بجای غریو استبداد و تملق و دروغ قرار گیرد/تا خردمندان مؤمن و درست کردار بجای بی خردان ریا کار و دروغ پرداز و ناکاردان به نمایندگی از مردم زمام امور را در عین پذیرش مسؤولیت در برابر خدا و مردم بر عهده بگیرند/تا بر دوران خفت بار عقب ماندگی خط بطلان کشیده شود/تا تعیین کننده سرنوشت، خود مردم و "میزان رأی ملت" باشد و نمایندگان واقعی ایمان و اراده مردم و مدافعان مصالح و منافع ملی سر کار آیند، نه قدرت های چپاولگری که ایران را جزیره امن بسط اقتدار ظالمانه خود در منطقه می خواهند/ تا حوزه های علمیه مستقل، مراجع در اوج امنیت و احترام و عالمان و فرهیختگان دینی آزاد و رها از عوام زدگی مسؤولیت خود را در خدمت به مردم و نشان دادن چهره رحمانی دین خدا و تأمین عدالت و آزادی و پیشرفت به انجام برساند/تا دانشگاه های ما با تأمین آزادی و حرمت استاد و دانشجو و ایجاد فضای امن مراکز عالی و آموزشی و ایجاد فضای امن، کانون جوشش علمی و ابتکار و نظریه پردازی آزادنه و حتی نقد و اعتراض مشفقانه باشد و راهبردهای مدیریت و خدمت نیروهای شایسته را فراهم آورد.
متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
در بامداد 22 بهمن 1357 که نسیم پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی، بهار ایمان، آگاهی، آزادی، عزت و آبادانی را ملت بزرگوار ایران نوید داد، 32 سال می گذرد و همه ساله این واقعه بزرگ، با شور و شکوه از سوی مردم گرامی داشته می شود.
در این دوران، در ایران و جهان حوادث تلخ و شیرین فراوان رخ نموده است ولی ملت شریف ایران راه پر فراز و نشیب را به سوی هدف والائی که بیش از یک سده داشته است همچنان با طمأنینه و وقار ادامه می دهد.
انقلاب اسلامی از حیث مبدء، روش و هدف پدیده ای ممتاز در میان حوادث و وقایع و انقلاب های تاریخی است.
ملت رشید ایران که پیشینه بلند تاریخی دارد، نقش ممتازی در آفرینش و بسط تمدن و فرهنگ بشری ایفاء کرده است و درخشش آفتاب اسلام جان او را نورانی تر و راه او را به سوی صلاح و فلاح هموارتر کرده است. ملت ما، اسلام معرفت، هدایت و آزادی را از مکتب مولی امیر المؤمنین امام علی(ع) و خاندان پاک پیامبر اکرم(ص) آموخت و سرسپرده و دلباخته پیامبر و علی و آل بیت نبی شد و مگر نه این که ایرانیان اعم از شیعه و سنی و حتی پیروان آیین های دیگر به عشق و دلبستگی خود به امام یگانه پرستان و سرور باورمندان امام علی و خاندان پاکیزه پیامبر(ص) افتخار می کنند و آثار این دلباختگی را از جمله در ادای احترام به یاد روزهایی چون عاشورا از سوی همه بخش های جامعه ایرانی می بینیم.
ایرانی، با چنین سابقه و با چنین شور و شعوری در دوران جدید تاریخ نیز پیشتاز معنویت، آزادی خواهی، استقلال طلبی و عدالت جویی بوده است که نمونه بارز آن را در یک قرن اخیر در نهضت مشروطیت می نگریم که فرمان ورود ملت به مرحله جدید تاریخ را برجسته ترین فقیهان و عالمان دینی صادر کردند و طرفه این که اولین منشور جامعه مدنی ایران از سوی فقیهی والا قدر و روشن بین حضرت آیت الله نائینی نگاشته شد.
انقلاب اسلامی با چنین خاستگاه و توسط مردمی با این سابقه درخشان رخ داد و پیروز شد.
انقلاب که بر بستر حضور آگاهانه و مصمم مردم جریان یافت، برخوردار از رهبری بود بزرگوار، عارف، حکیم، فقیه، سیاستمدار و مرجعی والا قدر که هم مظهر ایمان و همت مردم بود و هم نماد عزت و آزادی؛ که مردم، همواره خواسته بودند و از آنان دریغ شده بود.
گرچه امام همه هویت و شخصیت خود را از دیانت ناب محمدی(ص) و از ایمان و دانائی و سلوک بر آمده از تشیع علوی گرفته بود و به همین جهت بیشترین اهتمام و توصیه او به دینداری و پرهیزگاری و پای بندی به آموزه ها و ارزش های اسلامی بود ولی در همین حال مردم امام را می دیدند که آنان را علیه وضع سراسر بیداد و تبعیض و خودکامگی و تحقیر و وابستگی می شوراند و به آزادی و پیشرفت و عدالت و حق و حرمت مردم و حاکمیت آنان بر سرنوشت خویش فرا می خواند.
امام را می دیدند، از این که رژیمی فاسد، آزادی را به مسلخ برده و زندان ها را پر کرده و خیر خواهان را دربدر یا در بند یا شهید کرده است فریاد بر می آورد:
از این که مقدرات کشور در دست اجانب باشد و حاکمان بجای شناخت و تأمین مصالح و منافع ملی در خدمت سلطه طلبان باشند.
از این که حکومت بجای این که به نمایندگی از ملت ظلم ستیز در کنار مظلومان و محرومان باشد، وابسته به قدرت های سلطه گر و زورگو است ، دست در دست حکومت اشغالگری نهاده است که نه تنها فلسطینیان را در بدر کرده یا تحت فشار قرار داده بلکه کانون فساد در منطقه است.
از این که بجای پیشرفت علمی، فنی، اقتصادی و سیاسی، فساد در همه جا ریشه دوانده و گسترده شده است.
از این که کشور سرشار از سرمایه انسانی و طبیعی دچار عقب افتادگی است و نه آزادی سیاسی وجود دارد و نه برخورداری اقتصادی و از این که عدالت، مظلوم بزرگ در ایران زمان شاه است!
از این که نظام فاسد حاکم، سنگها را بسته و سگها را رها کرده است و اراذل و اوباش و دروغ پردازان بجای مردم و نمایندگان راستین آنان و مدافعان حقوق و حرمت جامعه در همه عرصه ها جولان دهند و صدها مورد دیگر از این دست؛
می دیدند که امام دلیرانه علیه همه این امور اعتراض کرده و مردم را به دگرگون کردن این وضع فلاکت بار و حرکت در جهت تغییر این نظام و جایگزین کردن نظامی با سامان اسلامی و انسانی فرا می خواند. ملت نیز با همه وجود رهبری او را پذیرفت و به صحنه آمد که حاصل آن پیروزی شگفت انگیز انقلاب اسلامی بود؛ انقلابی مردمی و ناب و با هدفی روشن و روشی ممتاز.
این انقلاب شکوهمند، نقطه عطف تاریخی در زندگی نه تنها ایرانیان که همه مسلمانان و حتی منطقه و جهان بود و آنان که نمی توانند عظمت آن را ببینند منکر درخشش آفتابند.
انقلاب پیروز شد تا به هزاران سال استبداد و دهها سال وابستگی خاتمه دهد و راه رهایی و پیشرفت و سربلندی را به روی ملت ایران و همه مسلمانان و آزادگان بگشاید. انقلاب پیروز شد تا حق الهی حاکمیت بر سرنوشت را که از ملتی بزرگ دریغ شده بود به او باز گرداند و بجای حکومت های فاسد، وابسته و جبار، حکومتی را بر قرار کند، برآمده از اراده و اختیار مردم و مسؤول در برابر آنان.
انقلاب پیروز شد تا خرد به جای خرافه، عرفان بجای نادانی، ژرف نگاری و حقیقت نگری بجای ظاهر پرستی و عادت زدگی، اخلاق بجای بی ادبی، راستی بجای دروغ و فریب و حرمت نهادن به انسان بجای تباه کردن حقوق او بنشیند.
انقلاب شد تا صدای بلند آزادی خواهی و استقلال طلبی و عدالت جویی بجای غریو استبداد و تملق و دروغ و سیمای روشن یگانه پرستی، آزادگی، امنیت و حرمت نهادن به همه ارزش های الهی و انسانی بجای چهره شوم تهمت پراکنی و گزافه گویی و فریب قرار گیرد.
انقلاب شد تا خردمندان مؤمن و درست کردار بجای بی خردان ریا کار و دروغ پرداز و ناکاردان به نمایندگی از مردم زمام امور را در عین پذیرش مسؤولیت در برابر خدا و مردم بر عهده بگیرند.
انقلاب شد تا بر دوران خفت بار عقب ماندگی خط بطلان کشیده شود و مسیر پیشرفت همه جانبه توأم با عدالت در عرصه های علمی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی هموار گردد.
انقلاب شد تا تعیین کننده سرنوشت، خود مردم و "میزان رأی ملت" باشد و نمایندگان واقعی ایمان و اراده مردم و مدافعان مصالح و منافع ملی سر کار آیند، نه قدرت های چپاولگری که ایران را جزیره امن بسط اقتدار ظالمانه خود در منطقه می خواهند ، انقلاب شد تا عرفان، آزادی، اخلاق و مسؤولیت پذیری، همکاری و امنیت و برخورداری و درد آشنایی در کنار هم ایران را به نمونه ای از آنچه شایسته انسان بخصوص انسان مسلمان است مبدّل کند.
انقلاب شد تا حوزه های علمیه مستقل، مراجع در اوج امنیت و احترام و عالمان و فرهیختگان دینی آزاد و رها از عوام زدگی از یکسو و تحمیل حکومت از سوی دیگر رسالت بزرگ پاسداری از دین و بسط و نشر معارف اسلامی راه جویی برای راهبردن جامعه با رعایت زمان و مکان و اقتضاءات روز گار را به انجام برسانند و حکومت از نتیجه تلاش آن بزرگواران بهره بگیرد و مسؤولیت خود را در خدمت به مردم و نشان دادن چهره رحمانی دین خدا و تأمین عدالت و آزادی و پیشرفت به انجام برساند.
انقلاب شد تا دانشگاه های ما با تأمین آزادی و حرمت استاد و دانشجو و ایجاد فضای امن مراکز عالی و آموزشی و ایجاد فضای امن، کانون جوشش علمی و ابتکار و نظریه پردازی آزادنه و حتی نقد و اعتراض مشفقانه باشد و راهبردهای مدیریت و خدمت نیروهای شایسته را فراهم آورد.
نظام جایگزین که به خصوص در آستانه پیروزی این انقلاب مطرح شد نیز "جمهوری اسلامی" بود. جمهوری به همان معنی که در جهان امروز هست و اسلامی یعنی حاکمیت ارزش های اسلامی بخصوص اخلاق و عدالت و بالاخص برای حاکمان. ارزشها و احکامی که با رعایت زمان و مکان که دو عنصر تعیین کننده در اجتهاد اسلامی است، باید بتواند جوابگوی پرسش ها و نیازهای انسان روزگار ما باشد و مصداق حکومت مطلوب و الگوی مورد نظر نیز همان است که در حکومت کوتاه ولی پر افتخار مولی امیر المؤمنین(ع) تجربه شده است.
جمهوری اسلامی حاصل آن انقلاب شکوهمند و خون بهای ملت انقلابی است و قانون اساسی که مورد بررسی نمایندگان خبره مردم قرار گرفت و بعد به همه پرسی گذارده شد میثاق وحدت ملی و پایه نظم مورد نظر است.
امام، هر گونه اعمال قدرت و دخالت در امور کشور را بدون رأی و رضایت مردم فاقد مشروعیت می دانستند. و این در حالی است که دیگر انقلاب ها، یا شبه انقلاب ها تا دهها سال بعد هیچ مبنایی برای اداره جامعه جز رأی انقلابیان (و احیاناً یک نفر) یا صلاحدید کودتاگران نداشتند اما در انقلاب اسلامی قانون اساسی فصل الخطاب در تعیین رابطه میان حکومتگران و مردم و ساز و کار تدبیر جامعه است و سندیّت و اعتبار آن هم ناشی از رأی مستقیم مردم و در واقع پیمانی است معتبر هم برای حکومت و هم مردم و لازم الرعایه از هر دو سو.
امروز از آن انقلاب عظیم و تأسیس جمهوری اسلامی دهها سال گذشته است و ملت و قدرت های بعد از انقلاب دست آوردهای ارزنده ای در زمینه های مختلف داشته اند ولی کاستی ها و اشکالات نیز کم نبوده است و طبیعی است که نمی توان انتظار داشت که در این مدت همه مشکلات حل شده باشد و ملت به همه هدف هایی که انقلاب داشت رسیده باشد.
30 سال در تاریخ بلند یک ملت زمان زیادی نیست ولی آنچه مهم است و در ارزیابی باید مورد اهتمام قرار گیرد حرکت جامعه به سوی هدف های والا است که اگر چنین باشد پیروزی بدست آمده است و اگر خدای ناخواسته در جهاتی از آنها انحرافی رخ داده است باید در صدد اصلاح امور برآییم و انقلابیان راستین کسانی هستند که همواره آن هدف ها را مورد نظر دارند و خواستار اصلاح روش ها و سیاست ها و برنامه برای رسیدن به آنها هستند.
و اینک در سی و دومین سالروز پیروزی انقلاب، جا دارد که با چنین معیارهایی حرکت جامعه انقلابی به خصوص کارنامه مدیریت های مختلف و بالاخص وضیعت کنونی را مورد ارزیابی قرار دهیم تا دریابیم که تا چه حد در سیر به جانب هدف های انقلاب موفق بوده ایم و اگر احیاناً نه، چه عواملی باعث بازماندن و خدای ناخواسته انحراف از مسیر بوده است و در ورای ادعاهایی که غالباً نیز یک جانبه پراکنده می شود، بصیرت واقعی را بدست آوریم و بکار گیریم.
در سالی که گذشت ملت و کشور با پدیده ها و مسائل گوناگونی مواجه بود:
1- فشارهای خارجی، تحریم، تهدید، کارشکنی بین المللی و عزم قدرت های بزرگ به ویژه آمریکا برای محروم کردن ایران از حقوق مسلم خویش بخصوص در زمینه علمی و فن آوری های نوین طبعاً منشأ مشکلاتی برای دولت و ملت ایران بود. افزون بر این گسترش فعالیت های تخریبی و تروریستی که دست بیگانگان کینه توز را نمی توان در آنها ندید یا دست کم مورد علاقه و بهره برداری دشمنان بیرونی بود، از جمله ترور دانشمندان شریف ایرانی که یاد و نامشان را گرامی می داریم و حوادث مصیبت باری چون آنچه در چابهار رخ داد و به شهادت و زخمی شدن عده زیادی از هم وطنان انجامید از حوادث تلخ بود و انتظار می رفت و می رود تا نیروهایی که مسؤولیت نظم و امنیت را بر عهده دارند و در جای خود تلاش و حتی فداکاری می کنند بجای دشمن سازی و برخورد گسترده با نیروهای داخلی که نوعاً نیز از سرمایه های انقلاب و کشورند همه همت خود را به جلوگیری از این جنایات و شناسایی و برخورد با دشمنان واقعی و عوامل جنایتکار آنان مصروف کنند.
2- فعال شدن مجدد تروریست های باسابقه که دستشان به خون پاک ترین فرزندان این مرز و بوم آلوده است و سابقه همکاری و ایفای نقش ستون پنجم دشمنان قسم خورده انقلاب و مردم از جمله صدام را در کارنامه سیاه خود دارند؛ حمایت و سازماندهی پاره ای از کشورها چون انگلستان و فرانسه و شخصیت های غربی نیز حکایت از توطئه سنگین می کند تا در کنار تحریم ها و تهدید های دیگر از این عامل نیز برای ضربه زدن به کشور و ملت بهره بگیرند. بیرون آوردن آنان از لیست تروریست ها در بعضی از کشورهای اروپایی و فشار به آمریکا برای انجام چنین کاری در کنار حمایت های مالی، لجستیک و تبلیغاتی از این گروههای تروریستی، امری نیست که در خاطره ملت ما که بزرگترین لطمه را از این آدمکشان یاغی خورده است برود. بدیهی است که حامیان آنان را نیز مشمول حکم و نفرتی می دانیم که نسبت به آدمکشان تروریست داریم.
3- در مدیریت کشور نیز هر چند سخت کوشی و تلاش برای اداره کشور کم نبوده است ولی عدم پای بندی به قانون در بسیاری از موارد، ناکاردانی و احیاناً مواضع و بیاناتی که کمکی به حل مسائل نمی کند بلکه بهانه برای فشار بیشتر به کشور و ملت از بیرون فراهم می آورد؛ عدم بهره گیری از نیروهای کاردان و حتی حذف و محدود کردن بسیاری از آنان، کم اهمیتی به نقش و جایگاه مجلس و نهادهای نظارتی و بی اعتنایی به کارشناسی های دقیق سبب شده است که در برابر هزینه هایی که می شود فایده لازم نصیب کشور و مردم نشود و حتی گاه سبب هدر رفتن سرمایه ها و زیان های غیر قابل جبران گردد و در نتیجه سالها ملت و کشور را از رسیدن به اهداف چشم انداز 20 ساله دورتر و حتی آن را ناممکن کند.
4- علاوه بر بسته تر شدن فضای سیاسی و فکری، آنچه رواج یافته و گسترده تر می شود عبارت است از بدبینی، تهمت، دروغ و بازتر شدن میدان حضور هتاکان پر مدعا تا با امنیت و مصونیت، به شخصیت ها و حتی مراجع بزرگوار اهانت کنند و این فضا فرسنگ ها با آنچه مورد نظر انقلاب و امام و ستونهای انقلاب بوده و هست فاصله دارد و تأسف بیشتر این که چه بسا همسویی بسیاری از سیاست ها و رفتارهای نهادهایی که باید پاسدار امنیت و عدالت برای همگان باشند با آنرا مشاهده می کنیم و قوه محترم قضایی نیز بجای برخورد با چنین جریان هایی که سر منشأ بسیاری از فتنه ها هستند فشار خود را متوجه مظلومان می کند چنانچه انبوهی از نیروهای دینی، سیاسی، دانشگاهی و صنوف مختلف دربند بسر می برند و کسی به داد آنان نمی رسد و در بسیاری از موارد دیگر تناسبی مناسب میان جرم و مجازات مشاهده نمی شود.
نفرت پراکنی، ایجاد تفرقه و مرز بندی های کاذب در جامعه و متهم شدن کسانی که اعتراض و انتقادی دارند به هر اتهام ناروا و تلاش برای قطبی کردن جامعه در بخش های خاص و ایجاد بی تفاوتی و حتی دوری روز افزون بخش های بیشتر جامعه از نظام مشکل دیگر است که وجود دارد. در حالی که سیاسیت کلی و روشن و راهبردی اعلام شده از سوی رهبری نظام برای جذب حداکثری و دفع حداقلی و پرهیز دادن از دروغ و تهمت و نکوهش از آن در عمل از سوی غوغاسالاران دروغ پرداز به صورت دفع اکثریت و عین انقلاب و نظام معرفی می شود، اقلیتی که می کوشد امکانات مالی، تبلیغاتی، مدیریتی و حتی تسلیحاتی و امنیتی را نیز به انحصار خود در آورد و در آمده است. و بدتر این که گاه می بینیم این شیوه و رفتار ناپسند مبنای عمل سیاسی، امنیتی و حتی قضایی نیز قرار می گیرد.
5- برنامه هدفمند کردن یارانه ها بالاخره اعلام و عملیات اجرایی آن آغاز شد، کار بزرگی که اگر بدرستی انجام گیرد می تواند بسیاری از گره ها و مشکلات کشور را بگشاید و باید از اصل قضیه و همت اجرایی کردن آن تقدیر کرد.
هدفمند کردن یارانه ها از دیر باز مورد توجه بوده است و حتی تصمیمات جدی برای انجام آن نیز از سوی دولت های قبلی گرفته شده است که متأسفانه به علت همراه نبودن دستگاه های دیگر معوق مانده بود ولی بالاخره با شیوه سنجیده در برنامه چهارم لحاظ شد که البته در کنار آن تقویت مدیریت، کار آفرینی، سرمایه گذاری (اعم از خارجی و داخلی)، تقویت تأمین اجتماعی و پیش بینی رشد اقتصادی مطلوب که تأمین کننده نیازهای رسیدن به اهداف چشم انداز 20 ساله نیز مورد نظر بود و همچنین تمهیداتی اندیشیده شده بود که نه تنها به تولید و کار آفرینی لطمه وارد نیاید بلکه تقویت شود و حتی الامکان فشارهای ناشی از این برنامه را بر جامعه بخصوص گروههای کم درآمد کم کند. و باید پرسید که چرا آن برنامه عملی نشد؟ ولی به هر حال کار خوب را هر وقت انجام دهند باید مورد تقدیر قرار گیرند و همه دستگاهها و آحاد ملت نیز باید همراهی و همکاری کنند ولی هوشیاری و نظارت دقیق برای این که درآمدهای ناشی از این عملیات بهیچ وجه نباید صرف کاستی های بودجه دولت بخصوص مصرف بودجه جاری شود و نیز نباید به تولید لطمه وارد آید و باید همه تلاش ها برای کم تر شدن آسیب به جامعه بخصوص قشرهای کم درآمد بکار گرفته شود لازم است در این امر نظارت دقیق، بخصوص از سوی مجلس شورای اسلامی اعمال گردد.
6- دهه فجر انقلاب اسلامی دهه عزت، آزادی، استقلال و پاکی و راستی است و باید از سوی همه قشرهای ملت، بزرگ داشته شود و نیز لازم است برنامه ریزی ها بصورتی باشد که به هیچ وجه سوء استفاده جناحی و سیاسی از حضور مردم به عمل نیاید تا شکوه بزرگداشت دهه فجر سال روز 22 بهمن به تناسب عظمت انقلاب، متعلق به همه مردم باشد. چرا که بزرگداشت این واقعه عظیم، تجلیل از انقلاب اسلامی و پاس داشت آرمان های والائی است که ملت ما از دیر باز داشته است و در انقلاب اسلامی خود را به آن نزدیکتر دیده است.
مجمع روحانیون مبارز ضمن گرامی داشت سالروز پیروزی انقلاب اسلامی از همگان می خواهد که به فراخور توان و امکان خویش در بزرگداشت این واقعه عظیم کوتاهی نکنند.
7- امروز کشور نیازمند همدلی و همراهی است و همه کسانی که به انقلاب و امام و خواستهای تاریخی ملت ایران احترام می گذارند باید بتوانند در همه عرصه ها، دین خود را اداء کنند. اگر فضای امنیتی و رعب انگیز موجود به فضای امن و آزاد مبدل شود و آزادی های اساسی که در قانون اساسی آمده است رعایت گردد و تشکل ها و نهاد ها و احزاب و گروهها و افراد بتوانند با التزام عملی به قانون اساسی در صحنه حضور داشته باشند مطمئناً مردم انقلابی ما زودتر و کم هزینه تر به مقصد می رسند بخصوص اگر با نگاه به آینده شاهد تدبیر و تمهیدی باشیم که در آن انتخابات آزاد و مطلوب و سازگار با روح قانون اساسی و مردم سالاری انجام گیرد به گونه ای که همه اقشار ملت احساس کنند که نامزدهای مورد نظر خود را در صحنه دارند و ناظران و مجریان با بیطرفی کامل فقط به صیانت از آراء مردم می پردازند و محدودیت هایی که مغایر با ابتدایی ترین مواضع مردم سالاری و نیز لبّ قانون اساسی است مرتفع شود، بدون تردید دلها به هم نزدیک تر و فاصله میان ملت و آرمانهای انقلاب و شوق دفاع از نظامی که در آن همه ارزشهای الهی جایگاه والا دارد و هم حق و حرمت و آزادی مردم محترم است و هم عدالت به معنی واقعی در آن رعایت می شود و راه سوء استفاده و احیاناً ضربه زدن جریانهایی که نه اسلام را می خواهند و نه ایران را بسته خواهد شد.
آزادی زندانیان سیاسی، امن شدن و گسترش فضای تبادل آراء و اندیشه و آزادی بیان و نقد در جامعه می تواند دروازه ای باشد به آینده ای که همگان و پیش و پیش از همه اصل نظام از آن بهره خواهد برد و چنین باد!
مجمع روحانیون مبارز
12 بهمن ماه 1389