خاطرات جوانی

خاطرات وتجربیات جوانی

خاطرات جوانی

خاطرات وتجربیات جوانی

متن نامه تاریخی حضرت امام (ره) چندماه پس از استعفای میرحسین موسو

  

متن نامه تاریخی حضرت امام (ره) چندماه پس از استعفای میرحسین موسوی
قلم - در حالی که اقبال از میرحسین موسوی در سطح کشور روزافزون شده و هر روز بر تعداد حامیان وی در نقاط مختلف کشور افزوده می شود، سایت های حامی دولت که از این روند نگران شده و احساس خطر کرده اند، برای تخریب وجهه میرحسین موسوی از هیچ کاری فروگذار نمی کنند.

به گزارش خبرنگار قلم نیوز، این سایت ها در حرکتی جدید برای تخریب وجهه موسوی بر روی موضوع استعفای وی در سال 1367 دست گذاشته و با تحریف اصل موضوع، سعی دارند از این موضوع در راستای منافع خود بهره ببرند.

این در حالی است که حمایت های همه جانبه حضرت امام خمینی (ره) از مهندس میرحسین موسوی در دوران نخست وزیری موضوعی نیست که بر کسی پوشیده باشد، اما از آنجا که این روزها کسانی به خود اجازه داده اند که به خیال واهی کم اطلاعی احتمالی نسل جدید، رخدادهای آن زمان را مستمسک قرار داده و پشتیبانی های استثنایی از فرزند رشید امام (ره) و انقلاب را کم اهمیت جلوه دهند یا با بزرگنمایی موضوع استعفا که حرف های گفتنی پیرامون آن بسیار است، حمایت های آن رهبر کبیر را پایان یافته تلقی کنند.

قلم نیوز در این فرصت پیام مهم و معنی دار ایشان به مهندس میرحسین موسوی که سراسر تایید و تکریم است را جهت اطلاع مخاطبان محترم بازخوانی می کند.

این پیام چند ماه پس از استعفا و همه سمپاشی ها و تهاجمات غیرمنصفانه مخالفان به میرحسین صادر شده است و امام (ره) عموما چنین ادبیات صریح و غلیظی را در حمایت ها به کار نمی گرفتند.

امید که نوع حمایت های آن رهبر دوراندیش و آینده نگر در این نامه خط بطلانی بر شیطنت ها و شائبه افکنی های فتنه گران و مخالفان قسم خورده دیروز که از قضا مخالفان و مدعیان امروز این شخصیت نیز هستند، باشد و دوستان غافل را به خود آورد که فرزند دانشگاهی و متعهد امام (ره) را مورد تهاجم قرار ندهند، عبرت پذیرند و تایید دائمی امام (ره) از ایشان را که خود فاقد آن هستند کم نپندارند.

 صحیفه نور، ج‏21، ص:199

حکم [انتصاب میرحسین موسوى به سمت سرپرست امور جانبازان‏]

زمان: 3 آذر 1367/13 ربیع الثانى 1409

مکان: تهران، جماران‏

موضوع: انتصاب سرپرست امور جانبازان و فرمان ایجاد تشکیلات مناسب در این بنیاد

مخاطب: موسوى، میرحسین (نخست وزیر)

"بسم اللَّه الرحمن الرحیم‏

جناب آقاى مهندس میرحسین موسوى، نخست وزیر محترم ایّده اللَّه تعالى

از آنجا که چندى قبل جناب حجت الاسلام آقاى حاج شیخ مهدى کروبى طى نامه‏اى درخواست نمودند که براى رسیدگى هرچه بیشتر و بهتر به امور جانبازان و خانواده‏هاى شهدا اداره امور جانبازان انقلاب اسلامى و جنگ تحمیلى به نهاد یا تشکیلات دیگرى سپرده شود، اینجانب ضمن تقدیر و تشکر از ایشان و از کلیه مسوولین و دست اندرکاران «بنیاد شهید انقلاب اسلامى» و مرکز پزشکى بنیاد، خصوصا سرکار خانم کروبى‏ (1) که در شرایط جنگ کمال ایثار و فداکارى را نسبت به این عزیزان نموده‏اند، جنابعالى را مسوول اداره کلیه امور جانبازان عزیز نمودم که با استفاده از همکارى و تجربیات «بنیاد شهید انقلاب اسلامى» و جانبازان و نیز اختصاص بهترین امکانات «بنیاد مستضعفان» به ایجاد تشکیلات جدیدى در این امر مقدس و بزرگ همت گمارید. و امید است با درایت و تقوا و تعهدى که در شما سراغ دارم به تمامى امور این حماسه سازان و شهیدان زنده انقلاب رسیدگى کامل گردد. و «بنیاد شهید انقلاب اسلامى» نیز همچون گذشته با فراغت و امکانات بیشتر امور خانواده‏هاى معظم شهدا و مفقودین و اسرا را دنبال نماید.

از آنجا که ممکن است این روزها افرادى بخواهند نسبت به دولت خدمتگزار شبهات و القائاتى در اذهان عامه به وجود آورند و زحمات بى‏شائبه و طاقت فرساى شما را خصوصا در مساله جنگ خدشه‏دار نمایند، لازم است این نکته را تذکر دهم که من همچون گذشته شما را فردى لایق و دلسوز براى انقلاب اسلامى مى‏دانم، و زحمات شما را در دوران جنگ و تجهیز سپاهیان اسلام فراموش نمى‏کنم، و الآن نیز شما را تأیید و حمایت مى‏کنم.

از آنجا که سران کشور و هیأت مشورتى بازسازى کشور در چند روز آینده اصول و سیاست بازسازى را به دولت ابلاغ مى‏نمایند، جنابعالى و اعضاى محترم هیأت دولت باید با قدرت و قاطعیت و با استقلال کامل به امر بازسازى کشور و ترمیم خرابی ها پرداخته و رسیدگى به محرومین را درصدر برنامه‏هاى خود قرار دهید. و مردم عزیز و شریف ایران نیز، که همه چیز خود را در طبق اخلاص و بندگى خدا نهاده‏اند، توجه دارند که تا رسیدن به استقلال واقعى راه طولانى پیش رو دارند؛ و همه مى‏دانند که با توجه به حجم عظیم خرابی ها نباید انتظار اصلاح و بازسازى سریع امور را داشت. ما هنوز در آغاز راه هستیم، و سال ها وقت لازم است که با همت و تلاش همه دست اندرکاران و مردم عزیز میهن اسلامى‏مان بازسازى شود و مشکلات برطرف گردد. چه بسا افراد مغرض و مخالف با انقلاب، که از هیچ راهى نتوانسته‏اند به اسلام و انقلاب لطمه‏اى وارد نمایند، امروز در قالب شعارها و بالا بردن سطح توقعات در مردم بخواهند به هدف هاى شوم خود نایل شوند، و با انگشت نهادن روى مشکلاتى که نتیجه تحمیل چندین ساله جنگ بوده است مردم را نسبت به مسوولین بدبین کنند و اینطور تبلیغ نمایند که بعد از قبول قطعنامه و نبودن جنگ چرا مشکلات حل نمى‏شود؟ باید به این افراد گفت مگر این کار به سادگى امکانپذیر است؟ مگر کشور ما از محاصره‏ها بیرون آمده است؟ مگر همه مراکز آسیب دیده برق و سوخت و کارخانجات را یکروزه مى‏توان راه اندازى نمود که ما بگوییم دیروز جنگ بود و عذرها موجّه، ولى امروز که جنگ نیست چرا کمبود است؟ البته این سخن ها از باب تذکر به مؤمنین است؛ والّا مردم وفادار و انقلابى کشورمان براى به دست آوردن استقلال واقعى و رسیدن به خودکفایى خیلى بیشتر از اینها آماده صبر و فداکارى هستند. و من مطمئنم که ملت ایران یک لحظه استقلال و عزت خود را با هزار سال زندگى در ناز و نعمت ولى وابسته به اجانب و بیگانگان معاوضه نمى‏کند.

در خاتمه بار دیگر از زحمات دلسوزانه و مخلصانه دوست خوبم، جناب حجت الاسلام آقاى کروبى تشکر مى‏نمایم و امیدوارم تمامى افرادى که در خدمت معلولین جنگ تحمیلى بوده‏اند با صمیمیت با آقاى نخست وزیر همکارى نمایند.

خداوند بزرگ به همه مسوولین و دولت خدمتگزار و مردم شریف ایران توفیق صبر و ایثار در راه اسلام را عنایت فرماید.

والسلام علیکم و رحمة اللَّه.

به تاریخ 3/9/67

روح اللَّه الموسوى الخمینى‏


(1)- خانم فاطمه کروبى، سرپرست مرکز پزشکى بنیاد شهید انقلاب اسلامى."

مهندس میرحسین موسوی نیز در پاسخ به سوالاتی درباره استعفای خود در اواخر دوران نخست وزیری اش توضیحاتی ارائه کرد و گفت: استعفای آن زمان بر اساس یک اعتقاد صورت گرفت که حضرت امام (ره) هم برخورد کردند و من هم خدمت ایشان ارادت داشتم و به کار برگشتم و بعد از این که برگشتم، ایشان تا آخر عمر مبارکشان از دولت حمایت کردند.

وی بیان کرد: حضرت امام (ره) همواره در صحبت های خود بر حرکت دولت در مسیر قانون تاکید داشتند. من در دوره‌ای احساس کردم نمی‌توانم به وظایف قانونی خود عمل کنم و نمی‌خواستم خارج از اعتقادات خودم هم عمل کنم و افتخار می‌کنم که حضرت امام (ره) من را به کار فرا خواندند و در بطن تلخی آن ماجرا، این جزو شیرین‌ترین اتفاقات و خاطرات بود.

آخرین نخست وزیر ایران ادامه داد: پس از استعفا خدمت امام (ره) رسیدم،‌ ایشان فکر کرده بودند چون تعزیرات حکومتی را از دست من گرفته‌اند، من ناراحت شدم، به همین دلیل فرمودند که جنگ تمام شده است و گفتند اگر فکر می‌کردید لازم است، به من می‌گفتید تا من بگویم بررسی کنند و من در ادامه مساله را توضیح دادم.

موسوی بیان کرد: به نظرم علم هر کس، حجت ایجاد می‌کند و من به امام (ره) گفتم که برایم حجت شد که نمی‌توانم وظایف خود را انجام دهم.

وی افزود: امام (ره) مرا نصیحت کردند و من هم به ایشان گفتم که تسلیم اراده شما هستم و همیشه هم به این مساله افتخار می‌کنم.

موسوی با بیان اینکه «من دوباره برگشتم و کار خود را شروع کردم» بیان کرد: آن زمان ایشان مکثی، یکی دو ماهه در دفاع از دولت داشتند و من آن را به حساب این مساله گذاشتم که ایشان منتظر بودند ببینند آیا من دوباره استعفا می‌دهم یا خیر اما من ایستادم و کارها را پیش بردم و پشت سر آنها قوی‌ترین تاییدات حضرت امام (ره) درباره دولت تا آخرین لحظه ادامه داشت.

وی بر اهمیت بدنه دولت در پیشبرد کارها در زمان نخست وزیری خود تاکید کرد و گفت: هرگاه امام (ره) دولت بنده را تایید می‌کردند، بلافاصله تاکید می کردم که اگر افتخاری هم هست مربوط به دستگاه اجرایی و بدنه دولت است؛ حتی در تاییدات مستقیم امام (ره) که ایشان از من اسم می‌بردند، باز هم من این را به بدنه دولت بر می‌گرداندم.

 

  
   
  

گزارشی از همایش موج سوم؛

آغاز موج موسوی با حامیان خاتمی
 
 

شنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۲۰:۰۳
 
  
صبح است ساقیا قدحی پرشراب کن/دور فلک درنگ ندارد شتاب کن
 سیدمحمد خاتمی باز هم به سراغ ابیات آشنای خواجه شیراز رفت تا به همگان گوشزد کند فرصت انتخابات ریاست‌جمهوری دهم برای تغییر وضع موجود تکرار نخواهد شد.
رئیس‌جمهور دوران اصلاحات با خطاب قرار دادن میرحسین موسوی با واژه «روشنفکر دینی» و «مدیر کارآمد» دستان نخست‌وزیر دوران جنگ را بالا گرفت و بار دیگر و در میان تشویق‌های بی‌امان هزاران نفر از هواداران اصلاحات خواستار حضور فراگیر مردم در انتخابات شد.
سیدمحمد خاتمی و میرحسین موسوی «در یک قاب» نخستین بار در همایشی انتخاباتی به موازات استقبال کم‌نظیر حامیان اصلاحات شرکت کردند؛ یک گردهمایی پرشور که طلب‌کنندگان «تغییر وضع موجود» مدت‌ها انتظار آن را می‌کشیدند.

این انتظار در عصر بارانی روز گذشته به پایان رسید و «سید» در کنار «مهندس» در ردیف ابتدایی سالن زیبای همایش‌های برج میلاد در کنار بسیاری از فعالان سیاسی شاخص اصلاح‌طلب،چهره‌های فرهنگی، هنرمندان نام‌آشنای مردم و فعالان اجتماعی و مدنی نشستند و به نماهنگ‌های حماسی در حال پخش چشم دوختند.

سالن بزرگ برج میلاد مملو از جمعیت بود و تا روی سن دامنه حامیان میرحسین و خاتمی و خیل عکاسان و خبرنگاران داخلی و خارجی کشیده شده بود. بی‌دلیل نبود که هسته مرکزی پویش (کمپین) حمایت از موسوی و خاتمی از شهردار تهران و رئیس اصلاح‌طلب کمسیون فرهنگی شورای شهر ـ احمد مسجد جامعی ـ درخواست کرده بودند بزرگ‌ترین سالن شهر را در اختیار این همایش انتخاباتی اصلاح‌طلبان قرار دهند.

میرحسین زودتر از خاتمی دوشادوش همسرش زهرا رهنورد در اواسط همایش قدم به سالن گذاشت. او که از ابتدای این همایش با غریو شعارهای «درود بر خاتمی، سلام بر موسوی» از سوی حاضران به سالن فراخوانده می‌شد رو به جمعیت کرد و دستان خود را بالا برد. همین امر کافی بود تا برای دقایقی طنین تشویق‌ها و فریادهای پویش گران حامی موسوی و خاتمی این جلسه را از حالت عادی خارج کند. این اتفاق و با شدت بیشتر هنگام ورود سیدمحمد خاتمی تکرار شد. دو «یار دبستانی» هزاران جوان حاضر در سالن را به وجد آوردند تا سرود یار دبستانی حاصل این «شور و شعور» شود.

این صحنه‌ها همانند سکانس‌های یک فیلم نوستالژیک، سران اصلاحات را به یاد میتینگ‌های کم‌نظیر قبل از دوم خرداد یا نشست‌های انتخاباتی انتخابات ریاست‌جمهوری نهم انداخت؛ شاید به همین دلیل بود که عبدالعلی‌زاده در این لحظات و هنگام پخش تصاویر قهرمانان ملی و دینی ایران‌زمین ـ از مشروطه تاکنون ـ و به خصوص هنگام نقش بستن تصویر شهدای دفاع مقدس در کنار امام امت ناگزیر شد اشک‌های خود را پاک کند.

خاتمی اما در دیگ خروشان جوانان حامی اصلاحات به سوی تریبون گام‌های استوارش را برداشت و پس از قرار گرفتن در جایگاه، ناچار شد دقایقی سکوت کند چرا که صدای او در میان غریو فریادهای طرفداران «تغییر» گم بود.پس از این مکث دلپذیر این گونه آغاز کرد: «نزدیک غروب آفتاب است و من صبح را دوست دارم. پس بگذارید در این هنگام غروب که غم دلپذیری دل‌ها را پر می‌کند هم‌زبان با آیینه‌دار جان بلند وارسته ایرانی حافظ شیراز شویم که می‌گوید:
صبح است ساقیا قدحی پرشراب کن/دور فلک درنگ ندارد شتاب کن/زان پیشتر که عالم فانی شود خراب / ما را به جام باده گلگون خراب کن. نقل است آیت‌الله حاج‌میرزا‌جواد‌آقا ملکی‌تبریزی در قنوت نماز شب خود این ابیات حافظ را می‌خواند. صرف نظر از معنای بار سنگین عرفانی آن می‌خواهم از آن استفاده کنم و بسیار کوتاه خطاب به حاضران و در محضر سرور ارجمندم جناب مهندس موسوی نکاتی را عرض کنم که اصلی‌ترین آن غنیمت شمردن فرصت است. فرصت‌ها کم و دیر به دست می‌آیند و زود از دست می‌روند. فرصت‌ها اما در عرصه اجتماعی و سیاسی از دست نمی‌روند بلکه به تهدید تبدیل می‌شوند و ما امروز در برابر تهدیدها و بحران‌ها هستیم و در عین حال فرصت مغتنم انتخابات ریاست جمهوری را در پیش داریم.»

تشویق‌های بی‌امان مدعوین سخنان خاتمی را قطع می‌کرد و پس از اندکی درنگ خاتمی با صدایی بلندتر رو به ملت ایران این‌گونه گفت: «اگر وضع کشور را می‌پسندید؛ اگر احساس می‌کنید از امکانات کشور به درستی استفاده می‌شود؛ اگر احساس می‌کنید فرصت‌های بزرگی از دست نرفته؛ اگر احساس می‌کنید ایران سرفراز است و شأن و حیثیت ایران در منطقه و عرصه جهانی حفظ می‌شود؛ اگر می‌اندیشید فرصت‌هایی که مانند افسانه بود و درآمدهای مالی هنگفتی را برای کشور به ارمغان آورد در مسیر توسعه کشور صرف شد؛ اگر با وجود درآمدها دچار رکود تورمی نیستید‌؛ اگر دانشگاه و دانشجو جایگاه خود را دارد و اگر بیان اندیشه از گذشته آزادتر است بسیار خوب؛ این وضع را ادامه دهید. اما اگر احساس می‌کنید چنین نیست که نیست فرصت انتخابات را غنیمت بشمارید.»

خاتمی بیان دغدغه‌های خود را ادامه داد: «فرصت انتخابات ارزان به دست نیامده. این خواسته صد ساله مردم ایران است. در مقاطعی از تاریخ مردم موفق شدند خواست خود را عملی کنند و در مقاطعی فرصت از دست رفت. اما هنوز به برکت انقلاب اسلامی فرصت انتخابات برای شما باقی است.»
خاتمی با اشاره به میرحسین ادامه داد: «فرصت دیگر حضور برادر بزرگوارم مهندس موسوی است. او به معنای واقعی یک دیندار روشنفکر است و دغدغه خاطر او نسبت به شخصیت ایرانیان تردید‌ناپذیر است. موج سوم، یاری، ستاد 88 و همه مردم برای حضور فراگیر در انتخابات تلاش کنند تا این لحظه سرنوشت‌ساز از دست نرود.»
پس از سخنان خاتمی میرحسین و زهرا رهنورد هم به روی صحنه آمدند و سید و مهندس پرچمی را به عنوان نماد امضا کردند و این پرچم سه رنگ را با یکدیگر به بالا بردند، یکی از جوانان رای اولی، دو شال سبز آورد، خاتمی خود شال سبز را به گردن میرحسین آویخت و آن رای اولی شال سبز دیگر را بر گردن خاتمی.

خاتمه مراسم سخنان نخست‌وزیر دوران جنگ بود که صریح‌تر از گذشته، دولت نهم و شرایط موجود را ناکارآمد خواند: «از برادر ارجمند، انقلابی و مصلح جناب آقای خاتمی تشکر می‌کنم. صحبت همه اساتید و پیام موج هواداران اصلاحات، دغدغه مشترک همه ماست. نگرانی از شرایط و آینده ایران بزرگ‌ترین دغدغه ماست.»

وی صدای خود را بلند‌تر کرد: «کافی نیست که دولت امنیت داشته باشد. باید آدم‌ها امنیت داشته باشند. تا وقتی به آینده نگاه می‌کنند منظره روشنی در مقابل آنها دیده شود. رهایی از «نیاز مادی» مساله بسیار مهمی است چرا که اگر کسی اسیر نان و سفره باشد فراغت اندیشیدن به آزادی را ندارد. اگر سوال‌هایی که آقای خاتمی پرسید مطرح نبود چه دلیلی داشت همه ما اینجا جمع شویم؟ امنیت مردم مهم‌تر از امنیت دولت است. گمان نکنیم وقتی تنشی را بیهوده با دنیا ایجاد کنیم منافع ملی تامین می‌شود. ما به جای اینکه موجب آسودگی مردم شویم موجب نگرانی آنها می‌شویم. مردم به دنبال ثبات در مدیریت‌ها هستند، جوانان ما گردش آزاد اطلاعات می‌خواهند. جوانان ما به مسکن، اشتغال و ازدواج می‌اندیشند اما از آن مهم‌تر می‌خواهند ترس از بیان عقیده نداشته باشند. آنها انتخابات آزاد، رقابتی و منصفانه می‌خواهند و این حق بدیهی مردم است؛ انتخاباتی که در آن تخلفی نباشد.»

موسوی ضعف رسانه‌یی اصلاح‌طلبان را مورد اشاره قرار داد و تاکید کرد هر یک از جوانان حامی اصلاحات و مردم می‌توانند یک رسانه باشند. شانس ما در با هم بودن است و این تنها وسیله ما برای پیروزی است.
محسن آرمین سخنگوی سازمان مجاهدین انقلاب و داوود رشیدی به نمایندگی از هنرمندان در ابتدای مراسم دلایل حمایت خود را از میرحسین اعلام و درخواست‌های جامعه را مطرح کردند. جواد یحیوی مجری این مراسم به‌یادماندنی بود.

بخشی از سخنان مهندس موسوی در گلستان

o  آیا بارها نشنیده‌ایم که گفته‌اند مردم را در رکاب خود ندوانیم؟ پس چرا این‌ کارها را می‌کنیم؟

o  فکر من و آقای خاتمی در زمینه‌های زیادی به هم نزدیک است و مختصر تفاوت‌هایی هم با یکدیگر داریم ولی در مورد مسائل اصلی عموما نزدیکی فکری داریم. به طوری که خود ایشان زمانی گفتند که ما 90 درصد نزدیکی و 10 درصد تفاوت در افکار داریم. او تصریح کرد: آقای خاتمی منادی ایجاد مدارا، تساهل و ایجاد فضای شاد و آزادی‌خواهی بودند و من هم به این سیاست ها معتقد هستم. به نظر من اگر این شعارها بخواهد نهادینه شود باید پشتوانه‌ مردم و دهک‌های پایین را پشت سر خود داشته باشد.

o  چه اشکالی دارد که از ظرفیت جهانی ایشان [خاتمی] در زمینه‌ گشایش در مسائل خارجی استفاده و منجر شود که گفت‌وگویی را با تمام جهان باز کنیم تا مشکلاتی شبیه به آنچه در سوییس برای ما پیش آمد دیگر پیش نیاید.

o  من شعاری را در جمع اهالی فرهنگ و هنر مطرح کردم و آن شعار "دولت فرهنگی، فرهنگ غیردولتی" بود.

o  دولت می‌تواند در زمینه ورزش و فرهنگ حمایت کند ولی نباید در این زمینه‌ها دخالت و یا برخورد آمرانه کند چرا که در این صورت نتیجه‌ای مشابه نتایجی که در دو، سه مسابقه اخیر در کشور ما به دست آمد، به دست خواهیم آورد

o  اگر در یک صحنه‌ بین‌المللی حاضر شویم و جمع کثیری از سالن خارج شوند، این به نفع ما نیست.

o  قویا مدافع تک همسری هستم

o  از اول انقلاب راه من با نهضت آزادی جدا بوده است ولی با توجه به شناختی که از افراد نهضت‌آزادی، یعنی آن‌هایی که می‌شناختم نظیر مرحوم مهندس بازرگان و دیگران و برخی از کادر فعلی دارم، هیچ‌گاه نمی‌توانم به خودم بباورانم که این‌ها غیر مومن و غیرمسلمان هستند، نماز نمی‌خوانند و خیرات و نیکی نمی‌کنند

o  کسانی که این حرف‌ها را می‌زنند به دنبال اجرای یک پروژه در کشور هستند و می‌خواهند با توجه به نظر امام (ره) درباره‌ی جبهه‌ی ملی یک شک و شبهه را در جامعه ایجاد کنند. اگر زمانی قرار باشد و بخواهم با جبهه‌ی ملی ملاقات کنم این کار را در جلوی چشم مردم خواهم کرد و برایشان توضیح خواهم داد.

o  "جنگ خاتمه پیدا کرده و اقتصاد جنگی هم خاتمه پیدا کرده است". یکی از راه‌ها برای رفع مشکلات اقتصادی، فعال کردن بخش خصوصی است که احتیاج به مدیریت و سیاست‌های پولی درست دارد