خاطرات جوانی

خاطرات وتجربیات جوانی

خاطرات جوانی

خاطرات وتجربیات جوانی

رمضان ماه خدا ماه عبادت۲

هنوز نمیدانم چه خواهد شد .اگرچه وارد میهمانی شده ام ولی چون دقت نکرده بودم بعضی مسائل آدم را عذاب میدهد .کاشکی با آمادگی بهتری به این میهمانی آمده بودم .کاش میدانستم انها که در این ضیافت بزرگ آمده اند چگونه تدارک شده اند .ولی با داشتن میزبان مهربانی چون حضرت دوست نگرانی بیجاست .فرموده است :بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را .اگرچه میهمانی بسیار شلوغ است .در حد میلیارد مسلمان ولی میزبان مقتدر به همه توجه دارد .ضعیفان را فریاد رس است .یتیمان را داد رس است .وگردنگشان را به زیر می آورد .در این میهمانی اگر چشم دل را باز کنی .میبینی که هرچه به میزبان توجه میکنی او نیز به تو توجه دارد .انگار همین یک میهمان را دارد .مبادا در حضورش باشی وغافل باشی .میزبان فقط یک نفر است .مراقب باش غفلت زده نباشی. در یکی از شبهای این میهمانی بزرگ قرار است جایزه بدهند شبی که به اندازه هزار ماه ارزش دارد .مراقب باش غفلت نکنی واین فرصت بزرگ را از دست ندهی .میزبان کریم است وبخشنده .ولی از قدیم گفته اند  :

گر گدا کاهل بود تقصیر صاحب خانه چیست؟ ای دوست اگر با این یاداوری ها در خانه دوست توفیقی یافتی ما راهم بی نصیب مگذار .

رمضان ماه خدا ماه عبادت

چند روزی است که ماه میهمانی حضرت دوست آغاز شده است .وقتی نگاه میکنی مردم را میبینی که چگونه در این ماه با رفتار های خوب خود ماه را گرامی میدارند .از خود میپرسی من برای ورود به این ماه چه کرده ام ؟مگر نه این است که در میهمانی ها آدم بهترین لباس را میپوشد؟ایا من لباس غرور وتکبر ودنیا پرستی را از تن خود بیرون اورده ام .ایا لباس فروتنی وتواضع را پوشیده ام .در میهمانی خدا انسانهای بزرگ وبا تقوا زیادند اگر لباس های زشت مرا ببینند چه خواهند گفت ؟در میهمانی خدا چشم دل زیاد است وباطن ما دیده میشود .ایا باطن خود را پاکیزه کرده ام تا خجلت زده نباشم .قرار است در هنگام افطار در هروز تعداد زیادی از توابین عفو شوند .ایا برای اینکار امادگی دارم وثبت نام نموده ام .ایا شرایط ثبت نام را میدانم .