خاطرات جوانی

خاطرات وتجربیات جوانی

خاطرات جوانی

خاطرات وتجربیات جوانی

ولادت حضرت زهرا س مبارک

 یا رب الزهراء(س) ::. 

 



                                 



 



                                                                         




  عید میلاد  حضرت زهراء(سلام الله علیها)  بر همه ی  عرشیان و فرشیان  مبارک .       



                                             




    * طلوع گل  محمدی       



 این جا ،   مکه مکرمه است... و امروز ،   جمعه...  بیستم جمادی‏الثانی... از سال هشتم قبل از هجرت.



شب در سحرگاهان  پنهان شد...            
و فجر صادق به سوی کرانه ی روزی زیبا  روانه گشت.
خانه نبوت  در این روز فرخنده که روز آدینه و عید  است   و روز شادی ، منتظر مهمان  است...



 ...آن هم چه مهمانی!...                  



  محمد و خدیجه  هر دو، لحظه شماری  می‏کنند که  باردرخت نبوت را برگیرند.                    



ناگهان  گل‏های وجود شکوفا  شده به عطر افشانی می‏پردازند.                                 



...نسیم می‏وزد...                                     



 پرندگان هوا  نغمه سرایی  می‏کنند...          



 فرشتگان سپاسگزارانه  سر به سجده  می‏افکنند.  



در آن روز  فرخنده و زیبا،  همراه با هلهله ی       ملائک،  پرفروغ‏ترین شعاع نور محمد، طلوع  می‏کند.                                     



و...                                        



 ... زهرا  به دنیا  می‏آید...  



 پدرش به او می‏نگرد،  گویا به آیینه نگریسته; خود را  در سیمای دخترش  می‏بیند...



خود را با تمام وجود:                                        



 با سیما... با شکل...  با شمایل... با رنگ...  با زیبایی... با اخلاق...  با منش... و با منطق...  



 او آن چنان به این دختر،  از هر نظر، شباهت دارد  که گویا  او پدر را به دنیاآورده! و  ام ابیها است. یا این که  دو روح اندر یک بدن; نه!  اشتباه نکنم; یک‏روح است  در دو بدن! او آیینه تمام نمای پدر  است و همه فضایل و ملکات  اخلاقی ومعنوی و وارث حقیقی  همه خوبی‏ها و برتری‏ها و کمال‏ها.  



 گل خوشبوی محمدی است  که گل‏های  معطر روزگار را تحت‏الشعاع  قرار داده.         



گلی  است که بوی خوش عطرش  آسمان و زمین وجود را تا برقرار است  فرا می‏گیردو  اگر کسی این بوی عطر را  استشمام نکند، خود مشکلی دارد  که باید به سامان دهی‏خویشتن بپردازد!  به هر حال، زهرا زاده شد.  پدر و مادر  خرسندی  غیر قابل توصیفی‏داشتند. گرمی وجود  زهرا  قلب پیامبر را حرارت بخشید و سیمایش از خوشحالی، فرخنده و گلگون شد  و فروغ نورش تابش آفتاب را شرمسار کرد...   

            http://iman110.parsiblog.com/557695.htm        

سخن جدید در مورد زلزله

رئیس گروه نجات بین‌المللی در بیان تجربیات خود از نجات انسان‌های گرفتار در زلزله‌های شدید، برخی پندارها در روش‌های نجات را اشتباه می‌داند و از مثلث حیات سخن می‌گوید.

به گزارش سرویس بین‌الملل «تابناک»، گروه نجات بین‌المللی یکی از مجرب‌ترین گروه‌های نجات جهان است که Doug Copp رئیس آن است.

وی در بیان تجربیات خود آورده است: من به درون 875 ساختمان فروریخته ناشی از زلزله خزیدم و با گروه‌های نجات شصت کشور کار کرده و در تعداد زیادی از کشورهای جهان، گروه‌های نجات را سازماندهی نمودم و عضو گروه نجات خیلی از این کشورها هستم.
همچنین به مدت دو سال به عنوان کارشناس سازمان ملل در زمینه تخفیف فاجعه (UNX051-UNIENET) بودم و از سال 1985 به بعد در صحنه بلایای طبیعی عمده جهان، به جز مواردی که فاجعه آنی بوده ، شرکت داشتم.

در سال 1996 ما یک فیلم مستند ساختیم که صحت متدولوژی ارائه شده ما را تأیید می‌کرد. ما یک مدرسه و یک خانه را با بیست مانکن در داخل آن، فرو ریختیم ، ده مانکن را به صورت خمیده و پنهان‌شده (Duck And Cover) و ده مانکن دیگر را به روش بقای خودم تحت نام مثلث حیات (Triangle Of Life) استفاده کردیم. پس از فرو ریختن ناشی از زلزله مصنوعی، ما به درون آوارها خزیدیم و وارد ساختمان‌ها شدیم تا نتایج آزمایش را فیلمبرداری و مستند کنیم در این فیلم که فنون زنده ماندن خود را تحت نظارت مستقیم و شرایط علمی مرتبط با ریزش آوار تمرین نمودیم به روشنی نشان می‌داد آنهایی را که از روش «خمیده و پنهان شده» استفاده کردند، شانس زنده ماندن آنها صفر درصد و برای آنهایی که از روش ما (مثلث حیات) استفاده کردند، 100 درصد بود.
این فیلم در ترکیه و کشورهای اروپایی توسط میلیون‌ها نفر دیده شد و در ایالات متحده، کانادا و آمریکای لاتین هم از طریق تلویزیون به نمایش گذاشته شد.

رئیس گروه نجات بین‌المللی ادامه می‌دهد: نخستین ساختمانی که به داخل آن خزیدم، مدرسه‌ای در شهر مکزیکوسیتی و در جریان زلزله سال 1985 بود. همه بچه‌ها در زیر میزهایشان بودند و همگی تا ضخامت استخوان‌هایشان در هم کوبیده شده بودند. آنها می توانستند زنده بمانند اگر در کنار میزهایشان و در راهروی بین میزها دراز می‌کشیدند. کاری که انجام داده بودند، غیرمعقول و غیرضروری بود و در تعجب بودم که چرا آنها در راهروها نبودند. من آن موقع نمی‌دانستم که به آنها گفته شده بود که خود را زیر چیزی پنهان سازند.

به سادگی می‌توان دریافت، هنگامی که ساختمان‌ها تخریب می شوند، وزن سقف که بر روی اشیا و مبلمان فرود می‌آید، آنها را در هم می‌کوبد، در حالی که فضای خالی‌ای را در کنار آنها ایجاد می‌کند و من به آن «مثلث حیات» می‌گویم. هر اندازه اشیا بزرگتر و محکمتر باشند، کمتر فشرده می‌شوند و هر اندازه کمتر فشرده شوند، فضای خالی که احتمال زنده ماندن افرادی را که به آن پناه می‌برند، بیشتر می‌شود. یک بار دیگر می‌توانید ساختمان فرو ریخته را در تلویزیون نگاه کنید؛ مثلث‌هایی را که شکل گرفته‌اند، شمارش کنید، آنها در بیشتر نقاط وجود دارند و از معمولی‌ترین اشکالی هستند که در داخل آوارها به راحتی می‌توانید ببینید.

من کارکنان سازمان آتش نشانی شهر «تروجیلو» ـ با جمعیتی 750 هزار نفری ـ را برای چگونه زنده ماندن و محافظت و نجات خانواده‌هایشان در هنگام وقوع زلزله آموزش دادم. رئیس آتش نشانی شهر تروجیلو که خود استاد دانشگاه این شهر هم می‌باشد، همواره مرا همراهی می‌کرد و خود گواه حوادث اتفاق افتاده بود.
مطلب زیر، گفته او می‌باشد: نام من «روبرتو روزالس» است، هنگامی که یازده ساله بودم، در اثر بروز زلزله سال 1972 ـ که بیش از هفتاد هزار نفر تلفات داشت ـ در داخل ساختمان فروریخته، به دام افتادم. آنچه باعث نجاتم شد، مثلث حیاتی بود که در کنار موتورسیکلت برادرم به وجود آمده بود. همه دوستانم که در زیر میز یا تخت رفته بودند، در زیر آنها له شده و جانشان را از دست داده بودند. من مثال زنده ای از «مثلث حیات» هستم و دوستانم مثالی از «خمیده و پنهان شده» که همگی جانشان را از دست دادند.

نکات و توصیه‌های مهم «Doug Copp»:
1. در هنگام بروز زلزله و فرو ریختن ساختمان، هر کسی که از روش «خمیده و پنهان شده» استفاده کند، بدون استثنا و همواره محکوم به مرگ است. افرادی که زیر اشیایی نظیر میزها و اتومبیل‌ها می‌روند، در همانجا له می‌شوند.

2. سگ‌ها، گربه‌ها و بچه‌ها، همگی اغلب به صورت طبیعی در وضعیت جنینی که در رحم قرار دارند، خم می‌شوند و شما هم باید همین‌طور عمل کنید. این غریزه طبیعی ایمنی و اصل بقاست. شما می‌توانید با همین شیوه، در فضای خالی کوچکتری زنده بمانید. پس در زمان بروز زلزله، سریع خود را کنار اشیای بزرگ، مانند کاناپه بزرگ و یا اجسام محکمی که در مقابل ضربه، کمتر فشرده می‌شوند و فضای خالی در مجاور خود باقی می‌گذارند، قرار دهید.

3. ساختمان‌های چوبی از ایمن‌ترین نوع ساختمان‌ها به شمار می‌روند که می‌توانید در هنگام وقوع زلزله در داخل آنها باشید. دلیل آن ساده است، زیرا چوب قابل انعطاف بوده و با نیروی زلزله به راحتی حرکت می‌کند. اگر ساختمان چوبی فرو ریزد، فضاهای خالی بزرگی ایجاد می‌شود. همچنین ساختمان‌های چوبی دارای وزن متمرکز شده و خردکنندگی کمتری هستند. ساختمان‌های آجری می‌توانند در حد قطعات آجر متلاشی شوند و آجرها منجر به بروز صدمات زیادی می‌شوند. البته اجساد له‌شده ناشی از فرو ریختن آنها از صدمات حاصل از فرو ریختن قطعات بتنی بزرگ، کمتر است.

4. اگر زلزله درهنگام شب و زمانی که شما در رختخواب خود هستید، اتفاق بیفتد کافی است، از روی تخت به پایین بغلتید، یک فضای ایمن و مناسب در اطراف تخت وجود دارد. هتلها می‌توانند نرخ زنده ماندن ساکنان خود را در هنگام وقوع زلزله، با نصب تابلوی راهنما در پشت درب اتاق‌ها و اطلاع‌رسانی به ساکنان مبنی بر این‌که «در هنگام وقوع زلزله روی زمین، کنار تختخواب دراز بکشید» افزایش دهند.

5. اگر شما هنگام وقوع زلزله، در حال تماشای تلویزیون هستید و فرار از در یا پنجره برایتان به سادگی امکانپذیر نیست، در وضعیت جنینی در کنار کاناپه یا صندلی بزرگ خم شوید.
6. هر کسی که در زمان وقوع زلزله در زیر درب قرار گیرد، محکوم به مرگ است. زیرا اگر در هنگامی که زیر درب قرار دارد، چهار چوب اطراف درب به سمت جلو و عقب بیفتد، زیر مصالح ساختمانی بالای چهار چوب درب، له خواهد شد و اگر ستون‌ها به طرفین بیفتند در این حالت توسط آنها به دو نیم خواهد شد؛ بنابراین در هر دو صورت جان خود را از دست خواهد داد.

7. هرگز در هنگام وقوع زلزله بر روی پله‌ها نروید؛ زیرا پله‌ها دارای گشتاور فرکانسی متفاوتی هستند و بنابراین مجزا از تنه اصلی ساختمان نوسان می‌کنند. به عبارتی، پله‌ها و بقیه ساختمان با همدیگر برخورد می‌کنند تا این‌که شکست سازه‌ای در پله رخ دهد و کسانی که روی پله هستند، پیش از این‌که پله خراب شود، توسط گام‌های پله گرفتار شده و به صورت وحشتناکی قطع عضو خواهند شد. در هنگام زلزله حتی اگر ساختمان فرو نریزد، باز هم از پله‌ها دور بمانید، چون پله‌ها از مناطقی هستند که احتمال تخریب بیشتری دارند حتی اگر پله‌ها توسط زلزله فرو نریزد، ممکن است در اثر وزن ازدحام زیاد افرادی که فریادکشان از روی آن در حال فرار هستند، فرو بریزد. پله‌ها باید پس از وقوع زلزله هر چند که ساختمان آسیب ندیده باشد از نظر ایمنی مورد آزمایش قرار گیرند.

8. به دیوارهای محیطی ساختمان نزدیک شوید و یا در صورت امکان به بیرون از آنها بروید. هرچه داخل‌تر و دورتر از دیوارهای محیطی ساختمان باشید، احتمال این‌که راه گریز شما مسدود شود، بیشتر خواهد بود.

9. کسانی که در هنگام وقوع زلزله در خیابان‌ها داخل خودروی خویش می‌مانند، وقتی که خیابان طبقه فوقانی روی آنها خراب می‌شود (در اتوبان‌های دوطبقه)، جان خود را از دست می‌دهند. این دقیقا همان چیزی است که در آزادراه «نیمیتز» رخ داد و قربانیان زلزله سانفرانسیسکو همگی در داخل خودروی خود به هنگام زلزله باقی ماندند و همگی کشته شدند. آنها می‌توانستند زنده بمانند اگر از خودرو خارج شده و در کنار آن نشسته و یا دراز کشیده بودند. همه خودروهای له‌شده به جز خودروهایی که ستون‌های پل، مستقیما روی آنها سقوط کرده بود، دارای فضای خالی‌ای به ارتفاع 90 سانتی‌متر در اطراف خود بودند.

10. از خزیدن در داخل خرابه‌های دفاتر روزنامه‌ها و یا اداراتی که کاغذهای انباشته زیادی در آنها وجود داشته است، دریافتم که کاغذ دارای خاصیت ارتجاعی بوده و چندان فشرده نمی‌شوند لذا فضاهای خالی زیادی در اطراف بسته‌های کاغذ به وجود می‌آید که می‌تواند در زمان زلزله مورد استفاده قرار گیرد.

روز مادر مبارک

 

 باغبان هستی:

مادر، ای لطیف ترین گل بوستان هستی، ای باغبان هستی من، گاهِ روییدنم باران مهربانی بودی که به آرامی سیرابم کند. گاهِ پروریدنم آغوشی گرم که بالنده ام سازد. گاهِ بیماری ام، طبیبی بودی که دردم را می شناسد و درمانم می کند. گاهِ اندرزم، حکیمی آگاه که به نرمی زنهارم دهد. گاهِ تعلیمم، معلمی خستگی ناپذیر و سخت کوش که حرف به حرف دانایی را در گوشم زمزمه می کند.

گاهِ تردیدم، رهنمایی راه آشنا که راه از بیراهه نشانم دهد. مادر تو شگفتی خلقتی، تو لبریز از عظمتی؛ تو را سپاس می گویم و می ستایمت.

 

خشم لبریز از مهربانی:

مهربانی و لطافت مادر را بارها یاد کرده ایم و ستوده ایم، ولی من، لحظه های ناب خشم و قهر او را نیز می ستایم؛ لحظاتی که پایم در راه می لغزید و سوی بیراهه می رفتم؛ لحظاتی که دست به خطا می بردم و از سر جهل راه عصیان پیش می گرفتم. نه به کلام او دل می سپردم و نه به نگاه زنهار زده اش وقعی می نهادم. سر در جیب جهالت فرو کرده، راه خود می رفتم و او چون کوهی سترگ، راه بر من می بست. چون رودی خروشان می خروشید، آن گونه که خود را خردتر از آن می دیدم که نافرمانی کنم و چه زود پرده جهالتم دریده می شد و چشم دلم گشوده، و می دیدم که با آن خشم لبریز از مهربانی اش، چگونه راه مرا بر پرتگاه خطا بسته است و آن گاه، فروتنانه به سپاسش می نشستم.

 

قدرت مندی و جدیت:

به همان اندازه که مهربانی و لطافت مادر قابل ستایش است، قدرت مندی و استواری او در راه تربیت صحیح کودک نیز قابل تحسین، و شایسته ستایش است. مادر فهمیده و دانا، با جدیت از مشاجره با کودک و یا کوتاه آمدن در مورد خواست های نا به جای او دوری می کند و با قدرت مندی، راه او را بر خطا می بندد و این، بهترین راه برای حفظ سلامت جسمی و روحی کودکی است که نه خوب و بد را می شناسد و نه می تواند بفهمد و بشناسد.

 

گام به گام رو به سعادت:

مادر مسلمان، در کنار همه محبت های مادرانه و عاطفه بی پایانی که خداوند به او بخشیده، چون راهنمایی است که کودک را از همان ابتدا با اصول اسلامی آشنا می کند. او با نقل داستان های واقعی یا تخیلی، تذکر گام به گام و بیان کودکانه از واقعیت ها و بایدها و نبایدها، کودک را با رفتاری مطلوب و اسلامی پرورش می دهد، آن گونه که این رفتارها از همان آغاز کودکی در وجود کودک برجسته می شود. چنین مادرانی که راه سعادت را بر روی فرزندان خود می گشایند، شایسته تحسین و پاداش الهی هستند.

 

عظمت مقام مادر:

در قانون خلقت، هرچه مقام آفریده ای بالاتر است، وظایف او هم سنگین تر می شود. در این میان، زن که به عنوان انسان، جانشین خدا در زمین و به عنوان مادر، پرورش دهنده افراد جامعه بشری است، از مقام بلند و والایی برخودار است. آیت الله جوادی آملی، در مورد عظمت مقام مادر و وظایف او چنین می نویسد: «یک سلسله مسئولیت های پرورشی به عهده مادر است که مرد از آن محروم است. زن حداقل سی ماه یک سری مسئولیت هایی دارد که مرد ندارد. در این سی ماه که کودک مستقیماٌ از مادر تغذیه می کند، مادر مسئول حفظ دو نفر است؛ یکی برای خود و دیگری برای کودک. آیا این عظمت زن نیست؟ این مسئولیتی نیست که ذات اقدس الهی به زن داده است که به زن فرمود: مسئولیت در حفظ اندیشه ها، افکار و عقاید بیش از مرد است. تو مسئول دو نفری. از این رو مواظب افکار و اندیشه هایت باش؛ زیرا که بسیاری از مسائل، از راه اندیشه به فرزند می رسد».

 

تعالی اندیشه در مادر:

حساسیت مقام زن و دشواری وظایف او، و سنگینی اموری که در خلقت بر عهده او نهاده شده، بسیار دشوار و در عین حال ظریف و دقیق است. توجه مادران به این وظایف حساس، باعث سلامت جامعه بشری است. استاد جواد آملی در این باره چنین می نویسد: «اگر مادری بداند که اندیشه های او در کودک اثر می گذارد، اندیشه ها و بینش های خود را تعالی بیشتری می بخشد، وظیفه مادری تنها این نیست که با وضو بچه را شیر بدهد و (یا هنگام شیر دادن) «بسم الله» بگوید که اینها امور ظاهری و عبادت های ظاهری است؛ بلکه دین می فرماید: مواظب اندیشه های خودت نیز باش».

 

تجلیل ویژه از مادر:

خداوند در جای جای قرآن کریم، به تکریم و احترام پدر و مادر و احسان به آنها سفارش و در مواردی، احسان به والدین را در کنار عبادت حق ذکر می کند. ولی با همه این توصیه ها، در جایی که از زحمات آن دو یاد می کند، تنها از دشواری هایی که مادر تحمل کرده نام می برد و می فرماید:« ما انسان را سفارش کردیم که به پدر و مادرش نیکی کند، (خاصه مادر) زیرا مادرش (بار وجود) او را به سختی حمل کرده و به سختی فرو نهاده است.» بله آن جا که سخن از سختی ها و زحمات است، خداوند نام مادر را به صورت مخصوص بیان می دارد تا بلندای حق او بر فرزند، آشکار گردد.

 

بلندای مقام مادری:

استاد جوادی آملی درباره توجه و اهتمام زنان به امور خانواده و وظیفه حساس مادران می فرماید: «مبادا  ارزش های مادی و عادی، مقام والای مادری را به دست نسیان بسپارد و آن را کمتر از سمت های دیگر وانمود کند و خانه داری و مدیریت داخلی خانواده که رکن اصیل جامعه اسلامی است، کم رنگ گردد».

 

منزلت رفیع مادر:

حساسیت وظایف مادر به قدری والا و دقیق است که توجه یا عدم توجه به آن، تأثیر آشکار و عمیقی بر آینده کودک و جامعه می گذارد. در حقیقت، مقام مادری پستی کلیدی در جامعه است.

استاد جوادی آملی در مورد مقام مادر می فرماید: «نه اعضای خانواده مجازند مقام شامخ مادری را تنزل دهند، نه افراد جامعه می توانند منزلت رفیع مدیریت داخلی خانه را سبک تلقی کنند، نه نظام حکومتی و سیستم اداره جامعه حق دارد از بهای لازم آن غفلت یا تغافل کند، و نه خود زنان مأذونند که از شناخت چنین جایگاه رفیعی جاهل بوده و یا تجاهل نمایند.»

 

دعا برای والدین:

خدای متعال در کتاب آسمانی اش، قرآن کریم، در چهار مورد احسان و اکرام والدین را بلافاصله بعد از توحید و عبادت خود ذکر کرده که این نشان دهنده تأکید بر وجوب احترام و احسان به والدین و بزرگ داشت مقام آنان است. افزون بر این، در موارد چندی نیز مؤمنان را به دعا در حق والدین و طلب آمرزش برای آنان توصیه کرده است. ما نیز در این روز بزرگداشت مقام مادر، دست به  دعا بر می داریم و از خدای یگانه برای همه مادران مهربان برکت، رحمت و عزت می طلبیم.

 

گاه نیازمندی:

مادران اسوه های فداکاری، جلوه های صبوری و آینه های بردباری اند که کودک را از آغاز بودنش در آغوش پر مهر خویش گرفته و در پناه حمایت خود می پرورانند. لحظه ای از فکر کودک خود غافل نمانده و اندکی بی توجهی به او روا نمی دارند. چه زیباست اگر چنین اسوه های صبوری و فداکاری را، گاهِ پیری که نیازمند حمایت و هم یاری اند، با مهربانی و رحمت بپذیریم، دست یاری به سویشان بگشاییم، و مقام بلندشان را پاس داریم.