خاطرات جوانی

خاطرات وتجربیات جوانی

خاطرات جوانی

خاطرات وتجربیات جوانی

نی زن

« نَفَختُ فیه مِن روحی »

 

صدای‌ ساز تو می‌آید

من‌ شدم‌ نی‌ و تو شدی‌ نی‌زن، مرا گذاشتی‌ روی‌ لبهایت‌ و دمیدی. نفست‌ که‌ توی‌ تنم‌ ریخت، هوا پر شد از موسیقی‌ دوست.
فرشته‌ها به‌ رقص‌ آمدند و زمین‌ دور خودش‌ چرخید.
نواختن‌ من، جشن‌ ملکوت‌ بود و پایکوبی‌ هستی. دم‌ تو آتش‌ بود و نوای‌ نی، عشق.

من‌ شدم‌ نی‌ و تو شدی‌ نی‌زن. اما فراموشم‌ شد که‌ نی‌ اگر خالی‌ نباشد، نی‌ نیست. پر شدم. دیگر برای‌ تو جایی‌ نمانده‌ بود. مرا گذاشتی‌ روی‌ لبهایت‌ و باز هم‌ دمیدی؛ اما دیگر صدایی‌ نیامد. فرشته‌ها گریستند و شیطان‌ دور نی‌ات‌ رقصید.
این‌ روزها نسیم‌ از سمت‌ بهشت‌ می‌وزد. این‌ روزها هوا‌ بوی‌ تو را دارد. این‌ روزها صدای‌ ساز تو می‌آید و من‌ دوباره‌ به‌ یاد می‌آورم‌ که‌ من‌ نی‌ بودم‌ و تو نی‌زن.
آه، آی‌ یگانه، ‌ای‌ نی‌زن! این‌ نی،‌ دلتنگِ‌ دم‌ِ توست. دلتنگِ‌ نواختنت. نیِ‌ کوچکت‌ را بنواز.

آیا می دانید:

به راحتی میشه ... ولی ...

به راحتی میشه در دفترچه تلفن کسی جایی پیدا کرد ولی به سختی می شه در قلب او جایی پیدا کرد.

به راحتی میشه در مورد اشتباهات دیگران قضاوت کرد ولی به سختی می شه اشتباهات خود را پیدا کرد.

به راحتی میشه بدون فکر کردن حرف زد ولی به سختی می شه زبان را کنترل کرد.

به راحتی میشه کسی را که دوستش داریم از خود برنجانیم ولی به سختی می شه این رنجش را جبران کنیم.

به راحتی میشه کسی را بخشید ولی به سختی می شه از کسی تقاضای بخشش کرد.

به راحتی میشه قانون را تصویب کرد ولی به سختی می شه به آن ها عمل کرد.

به راحتی میشه به رویاها فکر کرد ولی به سختی می شه برای بدست آوردن یک رویا جنگید.

به راحتی میشه هر روز از زندگی لذت برد ولی به سختی می شه به زندگی ارزش واقعی داد.

به راحتی میشه به کسی قول داد ولی به سختی می شه به آن قول عمل کرد.

به راحتی میشه دوست داشتن را بر زبان آورد ولی به سختی می شه آنرا نشان داد

به راحتی میشه اشتباه کرد  ولی به سختی می شه از آن اشتباه درس گرفت.

به راحتی میشه گرفت ولی به سختی می شه بخشش کرد.

به راحتی میشه یک دوستی را با حرف حفظ کرد ولی به سختی می شه به آن معنا بخشید.

دانشگاه زنجان

 

امروز خیلی حالم گرفته بود .سایت های زیادی در مورد دانشگاه زنجان مطلب نوشتند .خیلی ها دانشجو را فردی قوی و با اراده خواندند .و بعضی اینکار را یک توطئه ذکر کردند .یک سایت نوشته بود همسر دکتر در مکه بوده است .یک سایت از دسیسه این خانم که اسمش منتشر نشده است نام بردند .وتعداد زیادی هم فیلم آنرا گذاشتند .یاد یک جریانی در یکی از دانشگاه های کشور در چند سال قبل افتادم .یک ریس دانشگاه می گفت تازه منصوب شده بودم .یک روز یک خانم با چادر به دفتر کارم آمد وبدون هماهنگی با منشی وارد دفتر کارم شد .با برداشتن چادر متوجه شدم که لخت لخت است .شوکه شدم .وزبانم بند آمد .شروع به فریاد زدن کرد .همه به اطاقم ریختند .حراست هم آمد .زن ادعا کرد که من قصد بدی داشته ام .ریس ان دانشگاه میگفت من فقط دعا میکردم که خدا یک طوری این مسئله را ختم به خیر کند .سه روز بازجویی طول کشید تا بالاخره اعتراف کرد چه کسانی اورا تحریک کرده بودند .البته در همان ساعت های اول ادعای او باطل شد .چون از او سئوال کردند اگر لباس های تو را این آقا در آورده پس کجاست واو ادعا کرد از پنچره به بیرون پرت کرده اند .ولی چون با جستجو چیزی بدست نیامد ادعای او ثابت نشد .یکی از دوستان می گفت اگر در ماجرای دانشگاه زنجان هم این توطئه باشد چه بر سر اون استاد بیچاره آمده است. چرا که از قرار معلوم این خانم با تعدادی از آقایان هماهنگ کرده والان اسم او نامشخص است ومعلوم نیست چه کسی بوده است. ضمن اینکه در فیلم هم استاد بیچاره بسیار گیج وهول نشان داده می شود  .مراقب باشیم دین خودمان را به خاطر دنیای دیگران خراب نکنیم .