خاطرات جوانی

خاطرات وتجربیات جوانی

خاطرات جوانی

خاطرات وتجربیات جوانی

تقلب آخرین راه

 

تقلب توانگر کند مرد را / تو خر کن دبیر خردمند را

تاریخچه‌ی تقلب از جایی شروع میشود که حسن کچل برای گویند: «تقلب مفهومی‌است بس اساسی» به طوری که شاعر میگوید: نخستین بار تن لش را تکان داد و به مکتب رفت. از بد ماجرا همان روز امتحان ماهیانه‌ی کودکان فلک بخت مکتب بود. لیک حسن از روی گشادی، چشمان چپش را بر روی ورقه‌ی همزاد انداخت تا نکتی بس ارزشمند از ورقه‌ی فوق الذکر، دشت کند. این بود که اولین تقلب تاریخ بشری زده شد. البته این تقلب با روش‌های فوق العاده ابتدایی (البته در مقابل ترفند‌های کنونی) صورت گرفت. بدین ترتیب که حسن با کلی زور زدن تن را تکان داد و خود را به بالای ورقه‌ی همزاد رسانید و خیلی راحت مطالب را دو در فرمود.

زان پس تقلب دوران طلایی خود را آغاز کرد. بدین ترتیب که گسترش یافت و مصادیقی متفاوت پیدا کرد. از جمله تقلب‌های رایج تقلبات سر امتحان، دو در کردن غذا از سلف، تقلب در اتو زدن، تقلب در شماره دادن، تقلب در مخ زنی، تقلب در بازی (که از آن به جر زنی تعبیر میشود) را می‌شود نام برد.

حال روش هایی از تقلب در امتحانات را به نظرتان می‌رسانیم:

 روش های نوشتاری:

1- نوشتن روی کف پا، پس کله، پشت گوش و...

2- نوشتن روی میز، پشت نیمکت، زیر نیمکت، پشت مانتوی دختر جلویی و...

3- نوشتن روی دستمال دماغی، پاکت نامه و...

4- نوشتن و لوله کردن تقلب و جاسازی آن در سوراخ‌های مختلفی از جمله دماغ، دهن، فک پایین، دریچه‌ی آئورت و ...

 روش های با کلاسی:

1- استفاده از ماشین حسابهای مهندسی

2- استفاده از آیینه، موچین، لوازم آرایش، فیلم، عکس

روش های جوادی:

1- خر نمودن یک فقره بچه خرخون

2- خم کردن سر به روی ورقه‌ی طرف به صورت تابلو.

3- روش بویایی:خودتان ماسک بزنین و یک بوی گند از خودتان در بکنین تا مراقب، جرات نزدیک شدن به شما را نکند.

4- روش شیمیایی:بدین معنی که مراقب را با انواع و اقسام مواد شیمیایی از هستی ساقط کنید و بعد با خیال راحت دست به کار شوید.

 توجه:

اگر در این امر تبحر کافی ندارید اصلا جز ضایع شدن، اخراج شدن و تابلو شدن سمت این کار نروید که عواقبی شدید دارد

روز پرستار

امروز روز پرستاره . من این روز رو به همه پرستارها مخصوصا شاگردهای خوبم در طی سالهای گذشته تبریک میگم .امیدوارم منهم در عبادت های اونا شریک باشم .یکی از مراجع بزرگ گفته بودند من حاضرم عبادت ۷۰ سال را با خدمت یک شب پرستار عوض کنم .التماس دعا

خاتمی سید مظلوم

سید محمدعلی ابطحی در یادداشتی در سایت خود نوشت: مسأله صدور انقلاب یکی از پر حرف و حدیث‌ترین مباحث پس از انقلاب بوده است. در اوایل انقلاب، واحد نهضت‌های آزادیبخش سپاه تشکیل شد که سید مهدی هاشمی، مدیریت آن را داشت که وقتی قرار شد با وی برخورد شود، بنا به کتاب خاطرات چاپ شده آقای ری‌شهری، از مراکز مربوط به آنان سلاح‌های فراوان کشف شد که همگی برای اعزام افراد و مواد انفجاری به دیگر کشورها با هدف صدور انقلاب طراحی شده بود. در همان کتاب آقای ری شهری مکاتباتی از آیت‌الله منتظری هست که نسبت به ارسال ساک‌های دربردارنده مواد منفجره به عربستان توسط عوامل غیر مرتبط، به مهدی هاشمی در سال پیش از آن ماجرا اعتراض می‌کند و معلوم می‌شود عوامل دیگری هم به این فکر اعتقاد داشتند.

این برداشت از صدور انقلاب ـ هرچند احتمالا پس از سید مهدی هاشمی هم کم و بیش ادامه داشت ـ نه شدنی بود و نه مفید، زیرا عملا همه دنیا از ایران ترسیدند و همه در برابرمان موضعگیری می‌کردند. برداشت دیگر این بود که انقلاب اسلامی، یک تفکر است و ظرفیت آن را دارد که به طور طبیعی بر دل‌ها بنشیند و صادر شود. آقای خاتمی پریروزها با جمعی از انجمن اسلامی دانشجویان گیلان سخنانی گفته که همین دو نوع طرز تفکر را در مورد صدور انقلاب مطرح می‌کند و اشاره دارد که صدور انقلاب، صدور الگوست، نه این‌که با اسلحه و مواد انفجاری به سراغ کشورها بروند و بعد بیشتر روی این نکته تأکید می‌کند که اگر ما نتوانیم در داخل ایران، نوعی رفتار کنیم که الگو باشیم، عملا نمی‌توانیم به فکر صدور این ایده باشیم.

گاه برخی سخنان بی‌آنکه گوینده بخواهد با حوادث جهانی پیوند می‌خورد و معنای ویژه‌ای پیدا می‌کند؛ مثل وقتی که همه دنیا از آمریکا می‌پرسیدند سلاح هسته‌ای به چه درد ایران می‌خورد که دنبال ساخت آن باشد، حرف آقای احمدی‌نژاد که گفت می‌خواهیم اسرائیل را از بین ببریم، کاملا مشکل آمریکا در تبلیغات را از بین برد و به همه دنیا اعلام کرد، رژیمی که می‌خواهد یک کشور دیگر را نابود کند، حتما باید از سلاح هسته‌ای استفاده کند. این سخن آقای خاتمی که هیچ ربطی به حوادث کنونی عراق نداشت، توسط برخی از رسانه‌های دنیا، مورد سوء‌استفاده قرار گرفت و آن را مرتبط وضعیت کنونی ادعای وجود نظامی ایران در عراق معرفی کردند. اصحاب کیهان، خیلی با مزه این سخن حق آقای خاتمی را «خیانت ملی» می‌نامند، ولی هنوز در کف افتخارآفرینی آن گاف آقای احمدی نژاد هورا سر می‌دهند