روز ۲۴ اسفند روز سرنوشت سازی برای مردم است .وظیفه ما چیست ؟ هیچکس بی طرفانه ما را راهنمایی نمی کند .همه به جان هم افتاده اند .
دوش دیدم که مسیحا نفسی می اید که .......
اسمت و نمی ذارم دریا که خشک بشی
نمی ذارم خورشید که غروب کنی
نمی ذارم ماه که صبح بشه و خورشید جات بیاد
میذارم عمرم که اگه رفتی منم برم
............................................................................................
دستهایم برایت شعر مینویسد اما تو هرگز نخواهی خواند
آتش عشق در چشمانم غوطه می زند ولی تو نخواهی دید
تو هرگز مرا نخواهی فهمید
و من با این همه اندوه از کنارت خواهم گذشت
و باز تو درک نخواهی کرد
.....................................................................
عشق فراموش کردن نیست بلکه بخشیدن است عشق گوش کردن نیست بلکه درک کردن است عشق دیدن نیست بلکه احساس کردن است عشق جا زدن و کنار کشیدن نیست بلکه صبر کردن و ادامه دادن است
....................................................................
یکی بود یکی نبود زیرِ این سقفِ کبود یه غریبه ی آشنا دل و جونمُ ربود
اینجوری نگاه نکن گلِ یاسِ مهربون
اون غریبه خودتی همیشه با من بمون!
......................................................................
چشمانت زمین سبز محبت بود.
ومن .
جاذبه اش را وقتی سیب سرخ دلم افتاد فهمیدم.