سال نو نزدیکه وخیلی از یتیما منتظرند . کسانی که پدر ندارند ودرآمد مناسبی هم ندارند .بیاین یه کم به فکر اونا هم باشیم .خودمون تو دور و بر خودمون تو همسایه هامون کمک کنیم همه شاد باشیم .
توی نجف یه خونه بود که دیواراش کاهگلی بود
اسم صاحب اون خونه مولای مردا علی بود
نصفه شبا بلند می شد یه کیسه داشت که بر می داشت
خرما و نون و خوردنی ٬ هرچی که داشت تو اون می ذاشت
راهی کوچه ها می شد تا یتیما رو سیر کنه
تا سفره خالیشون رو از نون وشیر پر بکنه
شب تا سحر پرسه می زد پس کوچه های کوفه رو
تا پر از بارون بکنه باغ های بی شکوفه رو
بعد از علی کی میتونه محرم راز من باشه
درد دلم رو گوش کنه تا چاره ساز من باشه
(شعر از آغاسی )