خاطرات جوانی

خاطرات وتجربیات جوانی

خاطرات جوانی

خاطرات وتجربیات جوانی

به بهانه رحلت آیت الله توسلی

رحلت یکی دیگر از یاران امام در پایان سال خاطره رحلت حاج احمدآقا را در ذهن تداعی می کند .یادم هست یکبار در خطبه های نماز جمعه تهران یکی از خطبا گفت راننده تاکسی خوابی دیده که مادرش به او گفته به فلانی رای دهید .این موضوع آنقدر مهم بوده که امام جمعه پایتخت آنرا در خطبه ها ذکر کرد .اگرچه عده ای بر این موضوع خرده گرفتند ولی خیلی ها هم آن را موضوع قابل طرحی دانستند . اکنون یکی از وفادارترین یاران حضرت امام در حال سخنرانی به دیار حق شتافته است و در اخرین لحظات عمر خود بیان کرده که حضرت امام را سه بار خواب دیده اند که فرموده اند مرا از خانه ام بیرون می کنند .ایشان بسیار ناراحت بودند از اینکه به بیت امام اهانت می شود . ببینیم چقدر رویای ایشان در مورد امام برای مدعیان خواب مهم خواهد بود .

کاشکی فریاد رسی بیاید              ره تاریک ما را روشن نماید

شروع نیمسال تحصیلی جدید

چند روزی از شروع نیم سال جدید می گذرد .بعضی دانشجویان ترم دوم خاطرات خوبی از ترم اول ندارند .امیدوارم از تجربیات ترم اول خوب استفاده کنند . وترم دوم مشروط نشوند !

چند لطیفه برای رفع خستگی

مواد به کار رفته در ساخت زنان: گوشت و استخوان 40 تا 60 کیلو. لوازم آرایش یه من. عشوه چهل خروار. قر و فر 50 دور در دقیقه. زبان 14 متر. توانایی بیان 2000 اسب بخار. قدرت اشک ریزی 5لیتر در ساعت. منطق 2 گرم در کل. عقل نیم مثقال. لجبازی به اندازه کافی ( با پوزش از خانوما)

.....................................................................................

چه کسی می داند که تو در پیله ی تنهایی خود تنهایی؟ چه کسی می داند که تو در حسرت یک روزنه در فردایی؟؟؟ پیله ات را بگشا... تو به اندازه ی یک پروانه زیبایی

....................................................................

عشق میکروبی است که از راه چشم وارد میشود و قلب را عاشق میکند

............................................................................

باغبان در را مبند من مرد گلچین نیستم*****من خودم گل دارم و محتاج یک گل نیستم

.................................................................

یک ایرانی و یک آمریکایی قرار گذاشتند به تعداد روزهای تعطیل کشور خود به دیگری پس گردنی بزنند!! آمریکایی اول شروع کرد و همینطور که میزد می گفت: - تولد عیسی, ژانویه, وفات عیسی, عید پک و تعطیلاتش تمام شد و حالا نوبت ایرانی رسید:
تولد امام اول, دوم, سوم .... دوازده ام و شروع کرد به نام بردن تمام پیغمبرها و تولد و وفات شان در حالیکه آمریکایی داشت از درد فرار میکرد, فریاد زد - کجا در میری؟ هنوز سه ماه تعطیلی موند!!!

......................................................................

ترکه ساعت سه نصفِ شب زنگ میزنه صدا و سیما، میگه: ببخشید آقا به نظرِ شما الان مسئول مملکت خوابه؟ یارو میگه: نمیدونم ولی احتمالاً باید خواب باشن. ترکه میگه: معذرت میخوام؛ ولی آقای رئیس جمهور چی، ایشون هم خوابه؟ یارو میگه: نمیدونم ولی یحتمل ایشون هم خواب باشن. ترکه میگه: ببخشید ولی آقای وزیر چی؟ یارو میگه: احتمالاً ایشون هم خواب هستن، چطور؟ ترکه میگه: پس دمت گرم حالا که همه اینا خوابن یه شو هندی بذار حال کنیم!