خاطرات جوانی

خاطرات وتجربیات جوانی

خاطرات جوانی

خاطرات وتجربیات جوانی

کلید شما چگونه است .؟

 

در مورد کلید

وا میشود به عادت معمول  با کلید

هر قفل و در به دست شما هست تا  کلید

درها بدون شک همگی باز می شوند

در قفلشان فرو برود هر کجا  کلید

در را برای باز شدن آفریده اند

اما به شرط آن که بود با شما  کلید

وقتی که قفل باز شود با فشار دست

یعنی که قفل وا شده اما ٬نه  با کلید

از اتفاق های درون اتاق ها

دارد هزار خاطره و ماجرا  کلید

در ها همیشه مسئله دارند ٬جالب است!

از راه قفل٬ رابطه دارند  با کلید

تا بوده ٬ بوده یک تنه مشکل تراش٬ قفل

تا بوده ٬ بوده یک سره مشکل گشا ٬ کلید

قفلی که فکر باز شدن نیست در سرش

حالا تو هی بساز براش از طلا کلید!

گاهی اگر نخورد به در٬ یا که سخت خورد

باید که اندکی بشود جا به جا ٬کلید

زیرا به هیچ درد پس از آن  نمی خورد

قفلی که رفته داخل آن را به را ٬کلید

گاهی که در به سعی خودش باز می شود

یعنی که احتیاج ندارد به ما  کلید

این یک سفارش است که حتما عمل کنید

حالا که مثل بنده اسیر  مشاکلید

آدم برای کار مهم گاه ٬لازم است

از روی هر کلید بسازد دو تا کلید

من خانه ام نمونه ی یک جای ساکت است

حتی درون قفلش٬ ندارد صدا کلید

هرگز یکی به قفل در ما نمی خورد

بارد اگر به روی زمین از هوا کلید

این راز خلقت است که جفت است هر چه هست

یعنی بدون قفل ندارد بقا کلید

آری اگر نبود به قفل احتیاج خلق

کی می شدند این همه در گیر با کلید

از قفل کهنه می شود  آموخت عشق را

آسان ز قفل کهنه نگردد جدا٬ کلید

هرگز جدا نمی کند آن قفل را زخویش

وقتی چشیده مزه ی یک قفل را  کلید

مشکل گشودن است و گره باز کردن است

کارش همیشه هست در این راستا کلید

هر قفل با کلید خودش باز می شود

دارد بدون شک همه ی قفل ها  کلید

گاهی نگاه کن به سراپای قفل خویش

هرگز مکن به داخل آن بی هوا کلید

وقتی به هر طریق دری وا نمی شود

یا این که قفل مسئله دار است یا  کلید

گاهی که قفل مسئله دارد درست نیست

بردن درون مسئله تا انتها  کلید

یا نه٬ کلید مسئله دارد ٬ بدون شک

از جا تکان نمی دهد آن قفل را  کلید

وقتی کلید می شکند در درون قفل

از در بلند می شود آواز  وا کلید!

با این شکستن است که یکباره می کند

در راه قفل جان خودش را فدا  کلید

یارب روا مدار که بیگانگان کنند

هرگز به قفل مام وطن آشنا  کلید

روزی گره  ز کار دلش باز می شود

قفلی که می کند  همه شب ذکر  یا کلید!

بی شک کلید هست شریک گناه قفل

وقتی مسلم است برایش خطا  کلید

از قفل٬با کلید٬ درست استفاده کن

کاری نکن به جان تو گردد بلا  کلید

یک عمر می توان سخن از قفل یار گفت

پس در میان این همه مضمون چرا کلید؟

گفتم خدا نکرده نیفتد تزلزلی

در ذهن آن کسی که نیفتاده جا٬ کلید

مفهوم پشت پرده ی آن را شکافتم

چون از کلید ذهن تو  فرق است  تا کلید

تا  و ا کنم طلسم مضامین بکر را

کردم ردیف شعر خود از ابتدا  کلید

بادا همیشه باب فتوحش گشاده تر

صد مرحبا کلید و هزاران زها  کلید

صد قفل اگر به  در گه  او  رو بیاورند

تا صبح می دهد همه شان را شفا  کلید

یک لحظه هم ندیدمت از قفل خود جدا

ای مظهر رفاقت و مهر و وفا٬ کلید!

افسوس بسته ماند و نشد باز  گر چه من

کردم میان قفل مضامین  بسا کلید

یک دل به سینه دارم و یک شهر دلستان

یارب عنایتی کن و بفرست  شاکلید!

چند اس ام اس

اس ام اس

    به رشتی میگن سختزین سوال کنکور چی بود؟ میگه نام پدر

 

    لرزش صدات...برق نگات... تپش قلبت... نفسهای تندت...همه اینا نشونه اینکه تیرویدت فعاله

 

  راستی تاحالا شبدر خوردی؟ ..اگه شبدر بیارم می خوری؟ نه؟ شبدر بیارم
نمی خوری ؟... حالا که شبدر بیارم نمی خوری. روز در میارم بخور

 

  5حقیقت زندگی: 1. تو نمیتونی همه دندون هاتو رو با زبون لمس کنی 2. همه احمقها پس از خوندن حقیقت اول اون رو امتحان می کنن 3. حقیقت اول یه دروغ 4. الان تو لبخند زدی چون یه احمقی.   تو که هنوز نیشت باز دیونه!!!

 

    یه مگس داشته جلو آیینه تیپ میزده میگن چیه خبریه؟ میگه آخه سره کوچه ر...دن

 

    تبلیغ ترکی: خمیر دندون پونه چشم نمی سوزونه

 

  اگر لذت عبادت را می دانستید هیچ وقت سر از سجده بر نمی داشتید
( بسیج قزوین)

 

    ریزش موهای خود را به دست خدا بسپارید ."شامپو یدالله"

 

  به ترکه می گن چرا ماشینتو از پلاک شرو می کنی می شوری؟ گفت آخه دفعه قبل از سقف شستم به پلاک رسیدم دیدم ماشین خودم نیست

 

 

  به ترکه میگن چرا زن نمیگیری؟ میگه آخه کی زنشو به من میده

 

  سه نفر را شنیدم که کردن رواست. یکی آنکه لنگش همیشه هواست. دوم آنکه شبیه شماست. سوم آنکه در فکر پاسخ به ماست.

 

    ترکه میره  مسجد نماز می خونه میاد بره میبینه کفشاش نیست. میگه ای بابا من کی رفتم.

هوای گرم .قطع برق .جلوکشیدن ساعت

این روزا هوا خیلی گرمه مخصوصا اهواز !

قطع برق هم همه جا داریم حتی تهران . با خودم فکر میکردم وقتی بنزین نداریم باید  کارت هوشمند سوخت توزیع کنیم . وقتی پول نداریم باید سهام عدالت بدهیم . ووقتی برق نداریم ! چه کار کنیم بهتره .

اگه ساعت ها یک ساعت جلو میرفت .یعنی به جای ساعت ۱۹ ساعت ۲۰ غروب میشد .ویعنی در ساعت ۱۱ شب ساعت ۱۲ را نشان می داد ودیگه همه می خوابیدن  وما یک ساعت صرفه جویی برق داشتیم .درنتیجه روزها یک ساعت کمتر خاموشی داشتیم .نمی دونم من خیلی کارشناسیم خوبه یا نیاز داریم یه جاهایی کارت هوشمند عقل توزیع کنیم که یه مملکت تو درد سر نیفته .خدا این کارشناسا !رو هدایت کنه که یه گزارش خوب به دولت بدن که یه تصمیم درست بگیرن که .....

منو راهنمایی کنین چه کار کنیم بهتره!