وقتی ما با افراد روبرو می شویم ممکن است آنها حالات متفاوتی داشته باشند .ما باید با آنها چگونه رفتار کنیم ؟ اگر ندانیم در چه وضعیتی هستند شاید رفتار ما باعث برخورد تند آنها شود .واگر به دزستی رفتار کنیم چه بسا کارهایمان بهتر جلو برود .برای هر حالت مطالبی را ذکر می کنم تا با کمک ان بتوانیم مخاطب خود را بهتر بشناسیم
- فرد خوددار:
اگر شخصی دستهایش را پشت کمر قفل کند، نشان میدهد که خود را به شدت کنترل کرده است. در این حالت او سعی دارد خشم یا احساس ناامیدی را از خود دور کند.
- حالت تدافعی:
اگر انگشتان دستها به بازو گره خورده باشد نشان دهنده حالت تدافعی در برابر حملهای غیر منتظره و ناگهانی یا بیمیلی برای تغییر چهره شخص است. اگر انگشتها مشت شده باشند، حالت بی میلی شدیدتر است.
- متفکر:
گره کردن دستها به دستههای صندلی نشان میدهد که شخص سعی دارد احساس خود را مهار کند. اما قفل کردن قوزک پاها به یکدیگر حالت تدافعی است. این حالت بیشتر در مسافران مضطرب هواپیمای هنگام پرواز و فرود آن دیده میشود.
- بیگناه:
دستهایی که روی سینه قرار گرفته باشد، بهترین نمونه برای نشان دادن و حالت بیگناهی و درستکاری است. این حالت اثر باقیمانده از شکل سوگند خوردن است که دست را روی قلب قرار میدهند.
- آماده و موفق:
قرار دادن پاها روی هر چیز (روی صندلی، میز، سکو و... نشانه حالت مالکیت است... در یک میز گرد تنها رئیس اجازه دارد چنین حالتی داشته باشد و آرامش خود را نشان دهد.)
- اعتماد به نفس:
تکیه زدن به صندلی در حالتی که دستها پشت سر قفل شده نشان دهنده اعتماد به نفس قوی است. اگر شخصی در این حالت صحبت میکند به گفتههای خود اعتماد دارد و اگر به صحبتهای شما گوش میدهد به خود زحمت ندهید، او خود همه ماجرا را میداند!
حافظ
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سمرقند بخارا را
صائب تبریزی
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
بخال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را
هر آنکس چیز می بخشد ز مال خویش می بخشد
نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را
شهریار
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
بخال هندویش بخشم تمام روح اجزا را
هر آنکس چیز می بخشد بسان مرد می بخشد
نه چون صائب که می بخشد سرو دست و تن و پا را
سر و دست و پا را به خاک گور می بخشند
نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دلها را
بهمن
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
بخال هندویش بخشم شعور هر سه شاعر را
هر آنکس چیز می بخشد زمال دیگران بخشد
چونین رسم است مال بخشی، این زمانه مارا
نه چون این سه که می بخشند
ملک و روح، سر و دست و تن و پا را
از امروز می خواهم نسبت به وقایع اطراف خودم نیز حساسیت نشان دهم .ونظراتم را بنویسم .نظرات من بیشتر دیدگاه های خودم است که می خواهم با خود نجوا کنم .امیدوارم این جملات که بیان می کنم یک مقدار فشار روحی مرا کم کند .
امروز در رادیو شنیدم دفتر ریس جمهور پیشین آقای سید محمد خاتمی بیانه داده است که مصافحه ایشان با بانوان اجنبیه در ایتالیا یک تصویر پردازی است وتکذیب می شود .
وقتی این موضوع را شنیدم بی اختیار می خواستم فریاد بزنم که ای مردم از جان این سید چه می خواهید ؟چرا اینقدر او را اذیت می کنید . ای ابن ملجم های زمانه که از تحجر کور شده اید از جان فرزند زهرا چه می خواهید ؟
چرا در قطر برای بعضی از مسئولین دیدن رقص رقاصه های هندی عیب نیست ؟
چرا در ترکیه دیدن مراسم رقص و آواز برای بالاترین شخصیتهای حکومت جرم نیست ؟
ولی استقبال گسترده دنیای شرق وغرب ُ آسیا واروپا از فرزند زهرا شما را کور می کند و شروع به تخریب می کنید .نکند ترسیدید این سید یکبار دیگر به صحنه بیاید .چرا اینقدر تخریب می کنید .اگر خاتمی بیاید یکبار دیگر فرزندان واقعی امام زنده خواهند شد .جوانان این سرزمین دوباره خواهند روید .وخفاشان تیره دل طاقت این رویش دوباره را ندارند .چقدر درویی ونفاق .آیا فکر می کنید مردم دروغ های شما را باور می کنند .از این پس هر روز دروغی از دروغ های شما مخالفان اسلام ناب را خواهم نوشت .تا حداقل در این سطور به یادگار بماند