نخستین سالگرد انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در شهر تهران با حضور چشمگیر نیروهای امنیتی، سپاه پاسداران، بسیج، لباس شخصی و ... برگزار شد.
امروز 22 خرداد یک سال پس از انتخابات پرمناقشه ریاست جمهوری فضای شهر تهران کاملا امنیتی بود و کوچک ترین حرکت مردم به شدت سرکوب می شد.
برای برگزاری اولین سالگرد انتخابات از مدت ها پیش از سوی معترضان جنبش سبز برنامه ریزی شده بود و حتی آنها برای برگزاری بهتر این روز، تقاضای مجوز از وزارت کشور کردند تا دوباره در این روز بپرسند "رای شان کجاست" . اما مثل همیشه حکومت از دادن مجوز راهپیمایی سکوت و بدون خشونت معترضان خودداری کرد .
پس از آن بود که رهبران جنبش سبز میرحسین موسوی و مهدی کروبی در بیانیه ای مشترک از لغو راهپیمایی این روز برای حفظ جان و مال مردم خبر دادند . با این حال تعدادی از معترضان مثل همیشه با حضور شان در خیابان های شهر نشان دادند که هنوز خواسته های شان را از هر روشی که ممکن باشد دنبال می کنند و همچنان بر مسالمت آمیز بودن روش های شان حتی در خیابان هم اعتقاد دارند.
مانور نیروهای امنیتی در همه شهر
پیاده روها مسدود شدند
به گزارش خبرنگاران سایت" رای ما کجاست "ساعت سه بعدازظهر 22 خرداد نیروهای امنیتی در همه نقاط شهر و نه فقط محل راهپیمایی که از سوی سایت های هوادار جنبش سبز اعلام شده بود (از میدان امام خسین تا میدان آزادی ) حضور داشتند .
میدان ولیعصر یکی از میدان های اصلی شهر تهران مملو از نیروهای گارد ویژه با لباس های خاص نظامی و ماسک های سیاه رنگ مخصوص گاز اشک آور بود .اما این نیروها تنها نیروهای مستقر در این میدان نبودند. تعداد زیادی از نیروهای بسیج سوار بر موتورهایشان در همه جای شهر مانور نظامی می دادند.
فیلم برداری و عکس برداری ممنوع
خبرنگاران رای ما کجاست ،همچنان گزارش داده اند که تمام پیاده روهای خیابان ولیعصر در ضلع های مختلف آن به بهانه ساخت و ساز توسط نیروهای امنیتی بسته شده بود تا به این شکل امکان به هم پیوستن جمعیت در پیاده روها وجود نداشته باشد و مردم به خیابان ها کشیده شوند جایی که صدها نیروی پلیس در انتظارشان بود. همچنین خودروهای خالی از جمعیت نظیر مینی بوس ها ، اتوبوس های کهنه و قدیمی ، ون های گشت ارشاد و نیروی انتظامی برای جدا کردن خیابان از پیاده روها در نقاط مختلف خیابان پارک شده بودند. به نظر می رسید هدف از استقرار این خودروها اجازه ندادن به عابران برای فیلمبرداری و عکاسی از این نیروها و نیز جمعیت زیاد معترضان و درگیری های احتمالی هم هست. آنها با هر روشی سعی می کنند تلفن های همراه معترضان را کنترل کنند. تا مبادا آنها فیلم یا عکسی از صحنه درگیری های پراکنده بردارند .نیروهای امنیتی حتی سرنشینان خودروها را کنترل می کنند تا مبادا آنها بتوانند از صحنه ای فیلم یا عکس تهیه کنند .
جمعیت معترض از این میدان به سمت مسیرهای مشخص راهپیمایی در حرکت بود . جمعیتی که زیر نگاه سنگین لباس شخصی ها که کوچک ترین حرکات شان را کنترل می کرد ؛ به سمت مسیرهای تعیین شده می رفت.
چند زن و مرد که در پیاده رو حرکت می کردند به بقیه هشدار می دادند مراقب حرف هایشان هم باشند چرا که در بین مردم نیروهای امنیتی نفوذ کرده و قصد شناسایی معترضان را دارند. به طوری که آنها تاکید می کردند چند نفر به همین شکل در میدان فلسطین تهران دستگیر شدند.
نیروهای امنیتی بر پشت بام ادارت و مراکز تجاری
اما این همه ماجرا نبود و نیروهای امنیتی حتی بر پشت بام های ادارات و مراکز تجاری که در مسیر قرار داشت نیز حضور داشتند تا کوچک ترین تحرک مردم را از بالای سرشان کنترل کنند. آنها به ویژه به کوچک ترین تماس مردم با تلفن هایشان حساس بودند تا مبادا مردم از غفلت آنها برای فیلم برداری و یا گزارش لحظه به لحظه ی آنچه در خیابان ها می گذرد استفاده کنند . اما با همه تدابیر شدید امنیتی معترضان به خیابان انقلاب می رسند جایی که بیشترین حضور نیروهای امنیتی دیده می شود. پمپ بنزین واقع در این خیابان بسته است و نیروهای یگان ویژه سپاه ان را قرق کرده اند . در همین محدوده چند جوان با خشونت زیاد این نیروها مواجه و بدون اینکه حرکت خاصی کرده باشند دستگیر و به ون های گرم و بدون تهویه در این روز داغ و آفتابی منتقل و ساعت ها در آنجا نگهداری می شوند تا ساعات پایانی اعتراض ها به زندان ها و بازداشتگاهها برده شوند. با این همه جوانانی در بین معترضان دیده می شود که لباس سبز رنگ پوشیده اند و یا نمادهای سبز رنگ این جنبش را به همراه دارند.
دانشگاه تهران در محاصره نیروهای امنیتی
اما سر در دانشگاه تهران کاملا در این روز در محاصره نیروهای نظامی است و کسی جرات نزدیک شدن به آن را ندارد. جایی که درست یک سال قبل مرکز اعتراضات مدنی مردم بود و آنها همه حرکت هایشان را از همین نقطه آغاز می کردند. جمعیت معترض نگاهی به این صحنه می اندازند . چند جوان با دیدن این صحنه فریاد " مرگ بر دیکتاتور" سر می دهند اما خیلی فوری توسط نیروهای نظامی دستگیر می شوند. طبق گزارش ها دانشجویان این دانشگاه و دانشگاه شریف با تجمع های اعتراضی خود داخل دانشگاه و حتی مقابل دانشگاه شریف مردم را همراهی کردند .
گزارش خبرنگاران ما حاکی است که این نیروها حتی اجازه ایستادن و یا نشستن مردم بر پله ها و نیمکت های حاشیه خیابان انقلاب را نمی دهند. در این خیابان حتی اگر آرام حرکت کنی نیروهای نظامی بر سرت فریاد می زنند که چرا آهسته راه می روید حرکت کنید. اگر لحظه ای حرف های این نیروها را جدی نگیری و بر سرعت پاهایت نیفزایی باتوم های آنان هستند که بر پاهایت ضربه می زنند تا زودتر حرکت کنی.
جمعیت معترض به میدان انقلاب می رسد. جایی که بیشترین نیروهای نظامی و موتور سوارها استقرار دارند و با مانورهای قدرت و وحشت نظامی شان، حضورشان را به رخ معترضان می کشند.
تعدای از معترضان در همین فضا به سمت میدان آزادی حرکت می کنند. تعدادی دیگر برای فرار از این فضای به شدت امنیتی به کوچه های فرعی پناه می برند اما کوچه های فرعی نیز چیزی کمتر از این فضا بر آن حاکم نیست.
در یکی از این کوچه های فرعی منتهی به میدان انقلاب ایستگاه مترو قرار دارد. جمعیت زیادی بر سکوهای مترو نشسته اند اما پلیس با خشونت زیاد رو به آنها فریاد می زند که هیچ کس حق نشستن بر این سکوها را ندارد و مردم یا باید سوار مترو شوند و یا کوچه را ترک کنند. جمعیتی که از این رفتار خشن ناراضی اند به سمت ایستگاه مترو می روند و با سر دادن شعار " مرگ بر دیکتاتور" به سمت سالن اصلی مترو روانه می شوند اما پلیس در اینجا نیز معترضان را تعقیب و با ضربه های باتوم ساکت شان می کند.
معترضان در ایستگاه های مختلف از مترو پیاده شده تا به سایر مسیرهای تعیین شده در راهپیمایی بپیوندند اما سایر مسیرها نیز وضعیت مشابهی دارد و شهر امروز در تسخیر کامل نیروهای نظامی است. معترضان در پل کالج ، امیر آباد ،بلوار کشاورز حرکتهای اعتراضی خود را با روشهای مختلف پی گیری می کنند . آنها با سردادن شعار و ایجاد ترافیک در این مسیرها نیز اعتراض خود را نشان می دهند . دامنه اعتراض ها حتی تا میدان آرژانتین هم کشیده می شود و ماموران امنیتی با شلیک گاز اشک آور مردم را متفرق می کنند معترضان از کنار هم می گذرند و با لبخند و نشان دادن وی یکدیگر را تشویق می کنند .
در آخرین ساعات عصر تعداد موتورسواران که معلوم نیست از کدام ارگان نظامی و انتظامی هستند؛ تعداشان افزایش می یابد و با سر دادن شعارهای " یا الله حزب الله" و گرداندن باتوم ها، پرچم و سایر سلاح های سردشان قدرت نظامی خود را بر مردم بی سلاح و بی دفاع نشان می دهند.
اما معترضان در اولین سالگرد انتخاباتی که در سلامتش تردید کامل دارند؛ با دیدن این چنین فضایی ، روحیه خود را از دست نمی دهند . بسیاری از آنها با تمسخر و اشاره به حضور قوی و پررنگ این نیروها که در گوشه و کنار شهر اردو زده اند با سربلندی می گفتند معلوم شد که هنوز جنبش سبز زنده است و انها از قدرت این جنبش می ترسند وگرنه این همه بسیج نیروهای نظامی و امنیتی چه معنایی جز قدرت جنبش سبز دارد؟
دکتر داوود سلیمانی عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی در نامه ای سرگشاده خطاب به مقام رهبری نسبت به ظلم ها و قانون شکنی هایی که در یکسال اخیر بر وی و سایر زندانیان رفته پرده برداشته و خواستار رسیدگی به این وضعیت شده است.
متن کامل این نامه به نقل پایگاه اطلاع رسانی نوروز به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
لا یحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم
خدمت مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای
با سلام واحترام
اینجانب داود سلیمانی فرزند احمد عضو هیات علمی دانشکده الهیات و معارف دانشگاه تهران و عضو انجمن اسلامی مدرسین دانشگا ها و از اعضای شورای مرکزی حزب مشارکت ایران اسلامی که به عنوان قائم مقام ستاد انتخاباتی استان تهران آقای میرحسین موسوی در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری فعالیت داشتم ودر صبحگاه 26/3/88 در منزل دستگیر شده و به زندان اوین منتقل گردیدم و پس از حدود یک ماه پس از دستگیری توانستم تلفنی با منزل تماس بگیرم.
حدود یک ماه در بند 209 و بیش از سه ماه و نیم در بند 240 اطلاعات بصورت انفرادی بسر بردم. یعنی از بدو دستگیری تا 9/8/88 در انفرادی به اتهام نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی در شرایط سخت جسمی و روحی قرار داشتن و پس از 5 ماه از دستگیری اتهام جدید تبانی و اجتماع و تبلیغ علیه نظام به اینجانب مجددا تفهیم گردید!. و بالاخره در تاریخ 3/12/88 در جلسه غیر علنی محاکمه و در تاریخ 30/1/89 به اشد مجازات مربوطه یعنی 6 سال حبس تعزیری و ده سال محرومیت از فعالیت های حزبی و مطبوعاتی محکوم گردیدم.
اطاله دادرسی و فشار ها و ایذاء و آزار جسمی و روحی منجر به بیماری عصبی ام گردید و بیماریهای سابق بنده را که درد ناحیه پهلو و دنده ها بود، مضاعف کرد و پس از حدود یکسال متاسفانه با عدم پذیرش قرار وثیقه کماکان در بازداشت موقت بسر می برم.
از آنجا که آنچه بر من و امثال من گذشته است بیرون از تصوری بود که نسبت به برخورد وزارت اطلاعات و قوه قضائیه داشتم بنا به وظیفه شرعی و اخلاقی و خیرخواهی بر آن شدم که مطالبی را از این طریق به اطلاع برسانم. اگر برایم میسر بود مستقیما این نامه را ارسال می کردم ولی متاسفانه امکان آن اینک فراهم نیست . از آنجا که یکبار نیز خواستم این تقاضا را در برگه های رسمی و دولتی از طریق بند 350 اوین ارسال نمایم اما بدلیل شخصی بودن از ممهور بودن و ارسال آن خودداری کردند. بنابراین آن ار از طریق نامه سرگشاده تقدیم می دارم. امید است که آن مقام معظم نسبت به آن دستور رسیدگی صادر فرمایند.
جدا از اینکه در هیچ جلسه و تجمعی که در موارد اتهامی من ادعا شده یعنی اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی شرکت نداشته ام و اتهام تبلیغ علیه نظام نیز اتهامی واهی است متاسفانه نه دلیل و بینه ای اقامه شده و نه به دفاعیات بنده و وکیلم وقعی ننهاده اند. اینک با من که عضو هیات علمی دانشگاه و از خانواده معظم شهدا هستم و سابقه حضور طولانی در جبهه های جنگ تحمیلی در در کارنامه خود داشته ام اینگونه برخورد می شود باید دید با دیگران چه برخوردی به عمل می آید.
هدف از ارسال این نامه نه صرفا شکوایه شخصی بلکه به دلیل مواجهه ای است که با اعمال و گفتار ناروا نسبت به غالب دستگیرشدگان داشته ام. از اینرو بنده از سوابق شخصی خود قبل و پس از انقلاب و خدمات اندکی که امیدوارم مرضی خداوند متعال باشد چیزی نمی گویم و اگر اشاره ای به نحوه برخورد بازجوها و برخورد های بازجویان و روند دادرسی و قضا می کنم نه تنها بیان مصائبی است که بر بنده روا داشته اند بلکه برای مزید اطلاع از این تجربه زندان است تا نسبت به اصلاح آن که همواره بدان معتقد بوده ام گامی اساسی برداشته شود. چون مورد بنده یک نمونه از نحوه بازجویی ها و دادرسی ها و قضاوت ها نسبت به متهمین سیاسی است. با توجه به قراین و شواهدی که می توان با مصاحبه و تحقیق و به دور از فشار از سایر زندانیان سیاسی بدست آورد می توان صحت و سقم این موارد را تبیین نمود. چرا که مصادیق متنوع و متعددی دارد. این امر بالاخص درباره نسل جوانی که اینک عدالت و قسط را در دستگاه قضا تجربه می کند و خانواده های ایشان و بخش قابل توجهی از ملت ما، از اهمیت بالایی برخوردار است و از آنجا که بر اساس اصل یکصد و دهم قانون اساسی رهبری نظام نظارت بر سیاست های کلی نظام را برعهده دارد این امور را با شما در میان می گذارم.
سیستم اطلاعاتی و دستگاه قضایی که می بایست مبتنی بر اصل اصیل عدالت و انصاف استوار باشد بر اساس وظیفه و ماموریت قانونی خویش حافظ و مروج عملی رعایت عدالت، قسط و اخلاق در کلیه مراحل تحقیق و دادرسی باشد متاسفانه باید بگویم نه تنها چنین نیست بلکه در برخورد با سیاسیون داخل نظام و کسانیکه در چهارچوب نظام فعالیت می کنند با نوعی جهت گیری خاص که به خاطر اختلاف در اندیشه و سلایق سیاسی است برخورد کرده و در بازجویی ها تحت شرایط شدید روحی و روانی ضرب، شتم، فحاشی،اهانت و ... قرار گرفته ام و نه تنها قوانین مصرح نظیر اصل 38 و 39 قانون اساسی، آیین دادرسی و قانون حقوق شهروندی مصوب مجلس شورای اسلامی اجرا نمی شود بلکه عملا زیر پا گذاشته می شود.
اینجانب که توسط یک گروه از بازجویان تحت شرایط غیر معمول و در فشار برای نوشتن اقاریر کذب قرار گرفته ام که نام برخی از آنها را می دانم و به دلیل اینکه عملا در آنجا جز خدا شاهدی نداشته ام هیچگونه ادعایی ندارم ولی به عنوان فرزند این انقلاب از شما می خواهم که برای اثبات این ادعا و بررسی صحت و سقم این گزارش فرد یا گروهی مطمئن را انتخاب و مامور نمایید تا بتواند شرایطی فراهم گردد که متهمین سیاسی به راحتی بتواند آنچه را که بر آنان گذشته شرح داده و تواتر یا عدم تواتر این ادعا را بر شما مکشوف سازند.
واقعا به کجا می رویم، چگونه می توان ادعای مدیریت بر جهان را داشت ولی بی انصافی ها و ستم های بیّن، ناهنجاریها و دروغ و تهمت و فشار و فریب برای گرفتن اقاریر و ایجاد رعب و وحشت در داخل را مدیریت کرد؟ اگر قوه قضائیه و سازمان های اطلاعاتی در کشوری فاسد شده و راه ظلم و ستم و رفتارهای غیر انسانی و بلکه ضد اخلاقی را علیه شهروندان خود روا بدارند دیگر مردم باید شکوه و شکایت خود را به کجا برند و از چه دستگاه و مقامی دادخواهی کنند.
بنده قبل از رفتن به بازداشت و زندان برخی اخبار و وقایع را می شنیدم و باور نمی کردم. تجربه زندان متاسفانه برخی از این مسایل را بر من ملموس نمود. از آنجا که دفاعیات من و وکیلم در دادگاه مسموع واقع نشده است و حتی ذره ای به آن توجه ننموده اند که در صورت فرض صحت مدعای بازجویان و بازپرسان و دادستان، با توجه به عدم سابقه و حال کنونی ام می بایست حداقل حکم در باره ام صادر می شد که البته اساسا خود را بری می دانم، چون تمامی ادعا ها بر اساس شبهه و تهمت بوده ا ست. نه بنده در حزب غیر قانونی فعالیت داشته ام و نه تبانی و اجتماع در جهت برهم زدن امنیت ملی داشته ام و نه در دادگاه بیّنه ای برای تبلیغ علیه نظام اقامه شده است، ولی متاسفانه چنانکه گفته شد مرا به اشد مجازات محکوم نموده اند و این روایت بسیاری از زندانیان سیاسی است که به احکام سنگین محکوم شده اند و چون در این مرحله دادرسی نمی بینم این امر را در این مورد و موارد مشابهی که نسبت به فرزندان این مرز و بوم اعمال شده به حضرتعالی ارجاع می دهم و امیدوارم که مورد توجه قرار گیرد.
میزان عدالت علی علیه السلام به مالک اشتر نخعی فرمودند:
ای مالک، بدان که تو را به شهری فرستادهام که پیش از تو حکمرانانی دیده، برخی دادگر و برخی ستمگر. و مردم در کارهای تو به همان چشم مینگرند که تو درکارهای حکمرانان پیش از خود مینگری و درباره تو همان گویند که تو درباره آنها میگویی و نیکوکاران را از آنچه خداوند درباره آنها بر زبان مردم جاری ساخته، توان شناخت.
و به سخنانی که خداوند بر زبان بندگانش «از نیک وبد» جاری می فرماید می توان به نیکوکاری آنان پی برده آنها را شناخت. «اگر از آنها نیکویی بر زبان ها جاری باشد مردم ایشان را نیکو کار شمرده و دعا می نمایند و اگر در زمان ما بدنام باشند، آنان را بد کار دانسته نفرین می کنند. از این رو حکمران چه مسلمان باشد مانند عمر بن عبدالعزیز و چه کافر باشند مانند انوشیروان باید کاری کند که ذکر جمیل و نام نیکویی به یادگار بماند تا مردم درباره اش دعای خیر نمایند و بر اثر آن نیکبختی جاوید بدست آورد» پس باید بهترین اندوخته های تو کردار شایسته تو باشد.
بر هوای نفس خویش مسلط باش و بر نفس خود، در آنچه برای او روا نیست، بخل بورز که بخل ورزیدن بر نفس، به انصاف و عدل است در آنچه دوست دارد یا ناخوش میشمارد.مهربانی به رعیت و دوست داشتن آنها و لطف در حق ایشان را در دل خود جاری ساز.( نه آنکه در ظاهر دوستی کرده و در باطن با آنان دشمن باشی که مجب پراکندگی رعیت گردد. چنانکه خداوند در قرآن کریم (آل عمران 159 ) به پیغمبر اکرم (ص) می فرماید: بر اثر بخشایش خدا تو با مردم مهربان گشتی و اگر تندخو و سخت دل بودی از گردت پراکنده می شدند. پس اگر به تو بدی کنند از آنان درگذر و بر ایشان آمرزش خواه، و در کار جنگ با ایشان مشورت نما و پس از مشورت اگر تصمیم گرفتی به خدا توکل کن که خدا اعتمادکنندگان را دوست دارد.)
علی علیه السلام در ادامه می فرماید:
ای مالک نسبت به ایشان( چون) حیوانى درنده مباش که خوردنشان را غنیمتشمارى،زیراآنان دو گروه اند یا همکیشان تو هستند یا همانندان تو در آفرینش.از آنها خطاها سر خواهد زد و علتهایى عارضشان خواهد شد، بعمد یا خطا،لغزشهایى کنند،پس،از عفو و بخشایش خویش نصیبشان ده، زیرا تو بر آنها برتری و کسی که ترا به حکمرانی فرستاده از تو برتر است و خداوند برتر است از کسی که این حکومت را بتو سپرده و خواسته است کارشان را انجام دهی و آن راسبب آزمایش تو قرار داده و مبادا خود را برای جنگ با خدا آماده سازی که ترا توانایی خشم نموده و از بخشش و مهربانی اش بی نیاز نیستی و هرگز از بخشش و گذشت پشیمان نباش و به کیفر شاد مباش و به خشمی که می توانی مرتکب نشوی شتاب منما و مگو من مامورم و امر می کنم پس باید فرمان مرا بپذیرند. و این روش سبب فساد و خرابی دل و ضعف و سستی دین و تغییر و زوال نعمت ها می گردد. هرگاه سلطنت و حکومت برایت عظمت و بزرگی یا کبر و خود پسندی پدید آورد به بزرگی و پادشاهی خدا که فوق توست و به توانایی او نسبت به خودبه آنچه از جانب خویش بر آن توانا نیستی بنگر که این نگریستن، کبر و سرکشی تو را فرو می نشاند و سرافرازی را از تو باز می دارد و عقل و خردی را که از تو دور گشته به سویت بر می گرداند.
بپرهیز از اینکه خود را در عظمت با خدا برابر دارى یا در کبریا و جبروت،خودرا به او همانند سازى که خدا هر جبارى را خوار کند و هر گردنکش و متکبرى را پست وبی مقدار می گرداند.
درباره خواص خویشاوندانت و از افراد رعیت،هرکس را که دوستش مىدارى،انصاف را رعایت نماى.که اگر چنین نکنى،ستم کردهاى و هر که بر بندگان خدا ستم کند،افزون بربندگان،خدا نیز دشمن او حواهد بود.و خدا با هر که خصومت کند، حجتش را نادرستسازد( عذزش را نمی پذیرد و همواره با او در جنگ باشد تا از این کار باز ایستد و توبه کند.هیچ چیز چون ستمکارى، نعمتخدا را دیگرگون نکند و خشم خدا را برنیانگیزد، زیرا خدا دعاىستمدیدگان را مىشنود و در کمین ستمکاران است.«نهج البلاغه، ترجمه فیض الاسلام ص 994»
امیدوارم که نقل قول مولا علی علیه السلام موجبات اتهام دیگری نگردد زیرا این کلام مولا نه برای یک زمان و یک شخص که پند و اندرز و نصیحتی است برای تمامی حاکمانی که می خواهند در طول تاریخ به این اسوه عدالت تاسی نمایند.
از این رو بنده نیز دادخواهی خود و تمامی زندانیان سیاسی را که در باره آنان عادلانه قضاوت نشده اولا به خدا و سپس به شما عرضه می دارم که وظیفه سنگین دفاع از حقوق انسانی شهروندان این مرزو بوم را به عهده دارید. چنانکه پیشتر گفتم چون رساندن نامه از داخل زندان حضور حضرتعالی بطور مستقیم ممکن نگردید و ممانعت نمودند این نامه را بصورت سرگشاده منتشر می کنم تا انشاالله از آن آگاه شده و جلوی این روند را در نهادها و دستگاهها مربوطه بگیرید.
امید است همگی شاهد اصلاح امور باشیم . انشاءالله
وما ارید الا الاصلاح ما استطعت
والسلام علیکم و علی عبادالله الصالحین
زندان شهید کچویی فردیس کرج، داود سلیمانی خرداد 89
بسم الله الرحمن الرحیم
مردم آگاه و هوشیار ایران
حضور و مشارکت آگاهانه و مسئولانه شما در پای صنوق های اخذ رأی دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در سال گذشته و بهره گیری گسترده از حق رأی برای تعیین سرنوشت توسط یکا یک شما، حرکتی عظیم و حماسه جاودانه بود که می رفت مسیر آینده کشور را از سرازیری مخوفی که گرفتار آن بود و امروز آشکارتر شده است به سمت افق های روشن و قلّه های افتخار که شایسته ملّت بزرگ ایران است برگرداند که متاسفانه دستان نا پاک در آراء پاک شما دست برده و نتیجه به گونه ای اعلام شد که موجب حیرت همگانی گردید و اعتراضات یک پارچه شما مردم آگاه در جهت احقاق حق از دست رفته را برانگیخت ولیکن صد افسوس راهپیمایی و حضور مسالمت آمیز شما به جای آنکه مورد توجه و رسیدگی قرار گیرد سرکوب شد و شما ملت همیشه سربلند هزینه های بسیاری را در طی یک سال گذشته برای احقاق حق به یغما رفته خود پرداخته اید. راهپیمایی بزرگ و فراموش نشدنی شما در ۲۵ خرداد سال گذشته سند حقانیتی است که گذشت زمان نیز نخواهد توانست از اعتبار آن بکاهد. انتظارات به حق شما مردم عزیز ما را بر آن داشت که جهت پاسداشت آن حماسه به یغما رفته و پیگیری مطالبات به حق ملّتی سرافراز که علیرغم همۀ سرکوب ها دست از روش مسالمت آمیز بر نداشته و امیدوارانه آینده روشن را برای کشور خود و فرزندان خود طلب می کنند برای سالگرد روز فراموش نشدنی ۲۲ خرداد در حماسه ملی در انتخابات تقاضای برگزاری راهپیمایی بنمائیم. ما نیز طبق اصل ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی که بر حق بی چون و چرای ملت در تظاهرات و اعتراض صراحت دارد و با هدف جلوگیری از بروز تنش و گرفتن بهانه از دست سرکوبگران و تأمین امنیت انتظامی ملت، درخواست برگزاری تجمع و راهپیمایی در سالروز حماسه ۲۲ خرداد از میدان امام حسین تا میدان آزادی را در موقع مقتضی تسلیم استانداری تهران و وزارت کشور نموده که متاسفانه با بهانه تراشی های متعدد این درخواست بی پاسخ مانده است.ا
لذا تعدادی از احزاب و گروههای اصلاح طلب جهت رفع بهانه جوئی ها درخواست مشابهی را به وزارت کشور ارائه دادند که سیر آن و پاسخ نهائی وزارت کشور به این درخواست در نامۀ اخیر نمایندگان و احزاب اصلاح طلب آمده است و آنان اعلام کرده اند امیدی به اخذ مجوز از این دولت ندارند.ا
اکنون در حالی که ۴۸ ساعت به زمان پیش بینی شده برای راهپیمایی باقی نمانده است با عنایت به گزارش نمایندگان احزاب اصلاح طلب و نیز جهت حفظ جان و مال مردم اعلام می داریم راهپیمایی پیش بینی شده برگزار نخواهد شد. بدیهی است با سابقه سیاه یک سال گذشته در سرکوب معترضانی که تنها جرمشان طلب نمودن رأی خود به شیوه ی مسالمت آمیز بود و همچنین اخبار رسیده از سازماندهی مجدد افراطیون و سرکوبگران در جهت یورش به مردم بی دفاع و مظلوم، از مردم و معترضان می خواهیم خواسته و مطالبات به حق خود را از مجاری کم هزینه تر و موثرتری دنبال کنند.ا
این خودفریبی و ساده انگاری است که تصور شود با تهدید و تحقیر و دروغ در توپخانه هایتان توانسته اید حرکت اعتراضی مردم را منکوب و سرکوب کنید. علیرغم ادعاهای کرکننده رسانه به اصطلاح ملی صدا و سیما و مطبوعات حامی دولت مبنی بر تحلیل رفتن نیروهای جنبش اعتراضی مردم ایران، خود دست اندکاران و سیاستگذاران بیش از هر کس به این نکته واقفند که جنبش زنده است و افتخار واقعی از آن کسانی ست که علیرغم همه تهدیدها و مخاطرات، نا امنی ها، علم به عواقب احتمالی مالی و جانی هنوز از اعتراض بحقشان دست نکشیده اند و حتّی یک اعلام حضور کوچکشان، وحشت بر سرتاپای سرکوبگران می اندازد و لشگرکشی همه جانبه انتظامی و امنیتی را به دنبال می آورد.ا
و این رسم دولتی نامشروع است که جز به موافقان خود مجوز راهپیمایی نمی دهد با این حال راهی را که شما ملّت بزرگ ایران برگزیده اید مسدود شدنی نیست و شما خلّاقانه نقش آفرینی خود را در این مسیر متجلّی خواهید ساخت و ما نیز در همه حال تا رسیدن صبح روشن فردا در کنار و همراه شما خواهیم بود.ا
والسلام علی من اتبع الهدی
مهدی کروبی و میرحسین موسوی