همه ساله ۱۲ اردیبهشت به عنوان روز معلم در مدارس و روز استاد در دانشگاهها برگزار می شود .در مدارس ابتدایی بچه ها با شور وشوق بسیار برای معلم خود هدیه ای تدارک می بینند وبرای معلم خود می برند .خیلی ها هدیه تکراری وهرکس بنا به وسع خانواده هدیه ای می برد .آنچه مهم است توجه وقدر دانی از زحمات معلم است که به نظر من بخوبی ادا نمی شود .چه خوب بود اگر اولیا بچه ها در کلاس اولا با مشارکت هم هدیه مناسبی می گرفتند و بعد در روز معلم به کلاس می رفتند ودر حضور بچه ها وبا مشارکت آنها مقام معلم را گرامی می داشتند .
واما بچه های راهنمایی :
چون تعداد معلم ها زیاد می شود وامکان تهیه هدیه برای همه نیست بچه ها از هر معلمی خوششان آمد برای او هدیه می برند .وفرصتی است برای اعلام دوست داشتن بعضی ها .و دوست نداشتن بعضی دیگر
و اما دبیرستان : چه گویم که ناگفتنش بهتر است .شاید معدودی از دانش آموزان از معدودی از دبیران تشکر کنند .واقعا چرا ؟ هرچه بزرگتر می شویم آیا مقام معلم را درک نمی کنیم یا معلم ها آنگونه که می خواهیم نیستند . بهر حال کمتر دیده می شود که در کلاس نسبت به مقام معلم احترام کنیم
در دانشگاهها وضع چگونه است ؟دردانشگاه با تعداد بیشمار استاد مواجه می شویم .چگونه از آنها قدردانی میکنیم ؟ اجازه بدهید خاطرات ان را سر بسته نگه داریم
مصلحت نیست که از پرده برون افتد راز .راستی شما از اساتید خود چگونه قدر دانی میکنید ؟
سال قبل من این کارت را در اطاق یکی از اساتید دانشکده دیدم :
چون عطر گل بنفشه جاری شد وماند
یادآور یک روز بهاری شد وماند
بر طاقچه کوچک قلبم یادت
چون قاب قشنگ یادگاری شد وماند
ورودی ۸۴
وچه زیباست تشکر دانشجو از استادش .
چند اس ام اس هم برای روز معلم دیدم برای شما میگذارم .
معلم ازیز اض اینکح بمن خاندن ونوشطن اموخطی مطشکرم. روضت مبارک
اساتید چون شمع می سوزند وهوا را آلوده می کنند بیایید اساتید را گاز سوز کنیم .
دیروز در جلسه ای بودم درمورد مین و صدمات ناشی از آن . نکات جالبی بود که برایتان می نویسم .سال ۵۹ دشمن بعثی مردم ایران با حمایت همه کشورهای مدافع حقوق انسانها به ایران حمله کرد .سریع خیلی از مناطق ما را اشغال کرد وسپس برای جلوگیری از بازپس گیری وپاتک ما زمین های زیادی را مین گذاری کرد .سالها جوانان ما با نثار خون خود تلاش کردند تا دشمن را وادار به عقب نشینی کنند . خاطرات تلخ وشیرین زیادی از آن روزگار به جا مانده است که امروز کمتر کسی آن را بازگو می کند .هر بار با باز کردن یک معبر کیلومترها خاک کشور باز پس گیری میشد ولی فقط معابر رزمندگان خنثی سازی مین انجام می شد چرا که در زمان جنگ چاره ای جز این نبود .واما امروز بعد از سالها از جنگ شاید حدود بیست سال ! هنوز هم گاهگاهی کودکان وجوانان وزنان ومردان طعمه مین ها می شوند ویا به شهادت میرسند ویا اعضای خود را از دست می دهند . عزم دیگری میخواهد :
اولا همه در وبلاگ های خود به جوانان خوب استان های مرزی یاد آوری کنیم مراقب خود ومردم خوبشان باشند .
ثانیا نهادهای مسئول بر تلاش خود برای آگاه سازی جامعه بیفزایند .دانشجویان دانشگاهها ودانش آموزان مدارس در این اطلاع رسانی مشارکت کنند وهمه ما حداقل در وبلاگ خودمان به دوستان خود تذکر دهیم .دیدن نوجوانان بدون دست یا پا یا چشم که در اثر بازیگوشی در مناطق پر خطر بر
روی مین رفته اند بسیارآزاردهنده است .
امید که با تلاش مضاعف همه هرچه زودتر کشور از شر مین ها خلاص شود . به امید آنروز