خاطرات جوانی

خاطرات وتجربیات جوانی

خاطرات جوانی

خاطرات وتجربیات جوانی

حذف موسوی از فرهنگستان هنر پرده دیگری از نمایش

 

امروز: شورای عالی انقلاب فرهنگی در آخرین جلسه خود مصوباتی را به تصویب رساند که تحولات عمده‌ای در ساختار و ترکیب اعضا و روسای فرهنگستان‌ها ایجاد خواهد کرد. 

به گزارش روزنامه خبر، ظهر پنجشنبه 21 مهر وقتی اعضای پیوسته فرهنگستان هنر از سالن جلسات طبقه هفتم ساختمان مرکزی فرهنگستان بیرون آمدند بهت و حیرت را می‌شد در چشمان اکثرشان دید. خبری که در انتهای جلسه شنیدند مصوبه جدید شورای عالی انقلاب فرهنگی در خصوص انتخاب رئیس فرهنگستان‌ها و انتخاب اعضای مجمع عمومی بود. 
بر اساس این مصوبه که نتیجه جلسه 19 آبانماه شورای عالی انقلاب فرهنگی بود، بند‌هایی از اساسنامه‌های فرهنگستان‌های چهارگانه اصلاح شد؛ ماده 15 اساسنامه فرهنگستان هنر، ماده 18 اساسنامه فرهنگستان علوم، ماده 17 اساسنامه فرهنگستان علوم پزشکی و ماده 6 اساسنامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی و همچنین ماده 10 اساسنامه فرهنگستان علوم، علوم پزشکی و زبان و ادب فارسی و ماده 8 اساسنامه فرهنگستان هنر. تمامی این مواد درباره نحوه انتخاب اعضای پیوسته و انتخاب رییس فرهنگستان ها هستند. 

محتوای مواد اصلاحی چیست؟ 
در این گزارش با محوریت اساسنامه فرهنگستان هنر به بررسی این تغییرات می‌پردازیم. ماده 15 اساسنامه فرهنگستان هنر به انتخاب اعضای مجمع عمومی یا به عبارتی اعضای پیوسته اختصاص دارد. 
بر اساس این بند «فرهنگستان دارای اعضای پیوسته، وابسته و افتخاری خواهد بود که به پیشنهاد رئیس فرهنگستان یا حداقل پنج تن از اعضای مجمع عمومی و تصویب این مجمع، با حکم رئیس فرهنگستان به عضویت فرهنگستان پذیرفته می‌شوند وعضویت ایشان 4 سال خواهد بود.» این ماده بر اساس مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی به این صورت تغییر یافت: «افراد پیشنهادی برای عضویت در فرهنگستان‌ها به معرفی اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی و یا خود فرهنگستان مربوط و تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی براساس ضوابط و معیارهای علمی مصوب انتخاب می‌شوند.» 
ماده 8 اساسنامه فرهنگستان هنر که مورد اصلاح قرار گرفته در‌باره انتخاب رئیس فرهنگستان‌هاست: «رئیس فرهنگستان از میان سه نفر از صاحب‌نظران برجسته کشور به پیشنهاد مجمع عمومی و حکم ریاست عالیه فرهنگستان (رئیس‌جمهور) برای 4 سال منصوب می‌شود و انتخاب مجدد وی بلامانع است.» 
این ماده در مصوبه اخیر شورا به این شکل تغییر یافته است: «رئیس فرهنگستان از میان اعضای فرهنگستان، به پیشنهاد رئیس‌جمهور و تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی و با حکم وی برای یک دوره چهارساله انتخاب می‌شود.» 
به این ترتیب رئیس فرهنگستان که تاکنون با پیشنهاد اعضای پیوسته انتخاب می‌شد ازاین پس توسط شخص رئیس‌جمهور انتخاب خواهد شد. معنای ساده شده این دو اصلاحیه تغییر وسیع در ترکیب فعلی اعضای فرهنگستان‌ها با نظارت شورای عالی انقلاب فرهنگی است و تحولات کاملاً اساسی در مجامع عمومی فرهنگستان‌ها و تغییر قطعی رؤسای فرهنگستان‌ها. 

استقلال فرهنگستان‌ها چه می‌شود؟ 
منوچهر طیاب عضو پیوسته فرهنگستان هنر به خبر می‌گوید: «من همین امروز از مصوبه شورای‌عالی انقلاب فرهنگی آگاه شدم و واقعاً دلیل آن را نمی‌فهمم. به هر حال در این ساختار ما پیشنهاداتی هم خواهیم داشت. چیزی که ما می‌دانیم فقط این است که این اتفاق خواهد افتاد. قوانینی که تصویب می‌شود را می‌شود فقط اجرا کرد. تاکنون مسایل فرهنگستان در محدوده خود فرهنگستان حل و فصل می‌شد ولی با این قانون نمی‌دانم چه اتفاقی خواهد افتاد و نمی‌دانم این مصوبه و تغییر ساختار چه تحولاتی را در فرهنگستان‌ها و فرهنگستان هنر پدید می‌آورد و چه تغییری در روند کار پدید می‌آورد. ولی امید‌وارم استقلال فرهنگستان حفظ شود.» 

مصوبه، سیاسی است؟ 
اولین چیزی که پس از این مصوبه در شرایط به شدت سیاسی این روزها به ذهن می‌رسد را محمد احصایی عضو دیگر فرهنگستان هنر به زبان می‌آورد: «واقعاً نباید به گونه‌ای عمل کرد که این شائبه پیش بیاید که تصمیمات دوستان سیاسی است. فعلاً ما تصمیمی در این مجمع نگرفتیم و نمی‌شود در این فاصله کم حرفی زد.» 

سیدمحمد بهشتی هم می‌گوید: «این مصوبه مصداق بارز تقابل فرهنگ دولتی و دولت غیرفرهنگی است». 

اما مجید مجیدی موضع شفاف‌تری دارد. این فیلمساز و عضو پیوسته فرهنگستان هنر درباره مصوبه جدید شورای عالی انقلاب فرهنگی مبنی بر انتخاب اعضای فرهنگستان توسط دولت به خبر می‌گوید: «من احساس می‌کنم فرهنگ و هنر را نباید به سیاست آلوده کرد. فرهنگستان‌ها به خصوص فرهنگستان هنر شانش بالاتر از اینها بود که به حوزه مسایل سیاسی کشیده شود. اعضای فرهنگستان عصاره نخبه‌های جامعه‌اند. هر کدام از آنها از بهترین‌های هنر این مملکتند و هرکدام جایگاه مردمی قابل‌توجهی دارند. شورای‌عالی انقلاب فرهنگی با این تصمیم ضربه شدیدی در درجه اول بر پیکره فرهنگ و هنر کشور زده و در آینده نزدیک شاهد عواقب وخیم این مصوبه خواهیم بود. ضرر این کار جبران‌ناپذیر است.» 

او درباره مباحث مطرح شده در آخرین جلسه اعضای فرهنگستان می‌گوید: «مثل همه دوستان من هم در جلسه پیشنهاداتی داشتم که دوستان باید بنشینند و تصمیم بگیرند. اگر لازم باشد دبیر فرهنگستان این پیشنهادات را منتشر خواهد کرد.» 

مجیدی واکنش احتمالی اعضای فرهنگستان را بعید نمی‌داند و معتقد است: «باید منتظر آینده بود تا برخورد مجمع و اعضای آن را دید. به هر حال اعضای فرهنگستان هرکدام اشخاص حقیقی معتبری هستند و به عنوان اشخاص حقیقی طبعاً واکنش‌هایی خواهند داشت.» 

مجیدی خطاب به شورای‌عالی انقلاب فرهنگی می‌گوید: « این دوستان باید بدانند با هنرمند نمی‌شود با بخشنامه رفتار کرد. ما که از کسی وام نگرفتیم که بخواهیم وامدار کسی باشیم. ما که سیاسی نیستیم. فرهنگ برای یک ملت حکم نفس کشیدن را دارد. می‌توانید به من بگویید از خانه بیرون نیا ولی نمی‌توانید بگویید نفس نکش. متأسفانه ساختار قدرت به گونه‌ای است که می‌تواند گاهی به ضرر خودش هم عمل کند. چاقو می‌تواند دسته خودش را هم ببرد.» 

دکتر مخبر دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز پیش از این در پایان جلسه گذشته شورای عالی انقلاب فرهنگی در دهه سوم مهرماه سخنانی درباره فرهنگستان‌های چهارگانه گفته بود که می‌شد تحولات بعدی را پیش‌بینی کرد: «از سالیان پیش اساسنامه‌های فرهنگستان‌های چهارگانه متناسب با اقتضائات روز و تحولات علمی و فرهنگی مورد بازنگری و اصلاح قرار می‌گرفته است و در حال حاضر هم با توجه به اهمیت جایگاه و نقش فرهنگستان‌ها درتحقق سند چشم‌انداز بیست ساله نظام جمهوری اسلامی ایران و نظر به جایگاه مهم و ارزنده نقشه جامع علمی کشور در توسعه و پیشرفت و نقش فرهنگستان‌ها درتحقق آن؛ پرداختن به این امر در دهه پیشرفت و عدالت و طرح آن در شورای عالی انقلاب فرهنگی لازم و مناسب به نظر می‌آید.» 

شائبه سیاسی بودن این مصوبه زمانی جدی‌تر می‌شود که وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی که از اعضای حقوقی شورای‌عالی انقلاب فرهنگی به شمار می‌رود به خبرنگاران درباره تغییر رئیس فرهنگستان هنر توضیح می‌دهد: «تغییر ریاست فرهنگستان هنر به نظر اعضای شورای انقلاب فرهنگی بستگی دارد اما تاکنون بحثی پیرامون تغییر مدیر فرهنگستان هنر مطرح نبوده است. اما آنچه که در این میان مطرح است این است که با آسیب‌شناسی‌های انجام شده فرهنگستان‌ها کارایی لازم را ندارند.» 

حسینی یکی از دلایل تصویب مصوبه را سن اعضای فرهنگستان‌ها می‌داند: «تعدادی از اعضای این فرهنگستان‌ها به دلیل سن بالای خود توان انجام کار را ندارند و از سویی با دایره بسته‌ای که به وجود آورده‌اند از ورود نیروهای جدید جلوگیری می‌کنند لذا این موضوع در شورای عالی انقلاب فرهنگی مطرح شد.» 

وزیر ارشاد پای مصلحت کشور را هم وسط می‌کشد: «با تغییرات صورت گرفته مقرر شد که اعضای شورای انقلاب فرهنگی بتوانند اعضای جدید را معرفی کنند و حتی رئیس جدید هم توسط این شورا انتخاب شود و اینگونه نباشد که فقط یک عده‌ای درباره همه امور تصمیم بگیرند و این اصلاً به مصلحت کشور نیست.» 

پس از پایان جلسه مجمع فرهنگستان هنر در روز پنجشنبه تلاش ما برای گفت وگو با میر‌حسین موسوی به جایی نرسید و او با تأکید بر جمله «اجازه گفت و گو ندارم» از سخن گفتن طفره رفت. او در حالی که رهگذران خیابان ولیعصر از دیدن ناگهانی او در حیاط فرهنگستان غافلگیر شده بودند به همراه سایر اعضای پیوسته فرهنگستان لحظاتی به قسمت «رواق» حیاط فرهنگستان رفتند تا عکس یادگاری بگیرند؛ عکسی که شاید آخرین عکس دست‌جمعی آنان باشد. 

میرحسین پس از این عکس به همراه زهرا رهنورد به سرعت از جلوی دوربین موبایل‌های مردم دور شد و به اتاقش بازگشت. شاید این روزهای آخر حضورش در این اتاق و این ساختمان باشد؛ ساختمانی که قرار بوده پارکینگ طبقاتی شود ولی به فرهنگستان واگذار شده و حتی معماری و دکوراسیون داخلی آن را نیز خود موسوی انجام داده است و حالا او که دهمین سال ریاستش را در این ساختمان تجربه می‌کند، نخستین و تنها رئیس فرهنگستانی است که طبق مصوبه جلسه 439 مورخ 25/12/1377 شورای عالی انقلاب فرهنگی، به استناد بند 24 قانون اهداف و وظایف شورای عالی انقلاب فرهنگی در سال 1378 تشکیل شد و اساسنامه‌اش به امضای رئیس‌جمهور وقت - سیدمحمد خاتمی - رسید. 

بدون شک با بررسی تحولات روزهای آینده می‌توان درباره سیاسی بودن یا نبودن این مصوبه به قضاوت نشست. 

اعضای پیوسته فرهنگستان هنر 
علی‌اصغر آقاغلامعلی شعرباف، حبیب ا. . . آیت‌اللهى، سیدمحمد احصایی، غلامحسین امیرخانی، سیدمحمد بهشتی‌شیرازی، محمود جوادى پور، سیدمهدی حسینی، سیدمحمدرضا حسینی‌بهشتی، محمدعلی رجبی، منصوره حسینی، زهرا رهنورد، سیدجلال شباهنگی، صادقی، حبیب ا. . . منوچهر طیاب، محمود عزیزی، محمود فرشچیان، شاهین فرهت، عبدالمجید کیانی‌هندی، محمدعلی کی‌نژاد، مصطفی گودرزی، مجید مجیدی، علی‌اکبر مختار‌تجویدی، میرحسین موسوی‌خامنه، علی منتظری، داریوش مهرجویی، سیدمرتضی نجومی.


تقابل حفاظت از نظام ونماز


 

فرمانده سپاه که کارنامه درخشانش در انتخابات سال 1384 مدیریت در جابه جایی آراء کاندیداها بود و سپاه و بسیج توانستند طی یک عملیات پیچیده به تعبیر سردار ذوالقدر انتخابات را مدیریت کنند و احمدی نژاد را تا نفر دوم بالا بکشند، و آقای کروبی را تا حد نفر سوم تنزل دهند، کانون تقلب در انتخابات  سال 1384 استان اصفهان و شهر اصفهان بود. پیش از آن هم سپاه و بسیج انتخابات شورای شهر تهران را به عنوان یک عملیات مقدماتی مدیریت کرده بودند. در یک کلام انتخابات در کشور ما تبدیل به "عملیات" از سوی سپاه شده است.  برای هر انتخاباتی هم سپاه نامی انتخاب می کند     ا 
اکنون هم که سپاه دیگر هیچ مانع و رادعی را در برابر خود نمی شناسد. یک وقتی استفاده از عنوان های اختصاری نزاجا و نهاجا و نداجا و...تازه رسم شده بود.  از حاج محسن رفیقدوست که آن روز ها وزیر سپاه بود، پرسیدم برای سپاه چه عنوانی انتخاب کرده اید؟حاج محسن  رفیقدوست که همیشه می خندید و می خندد، با صدای بلند قهقهه سرداد و گفت: سپاه؟
همه جا!

اکنون سپاه همه جا را گرفته است. اقتصاد و صنعت و سیاست و امنیت و تعیین نماینده مجلس و شورای شهر و رییس جمهور. چنان که آقای احمدی نژاد در همان مرداد ماه سال 1384 در جلسه غیر علنی مجلس هفتم گفته بود، وزیران خود را از سپاه و یا با نظر سپاه تعیین می کند.

آخرین اقدام همان بلعیدن وزارت اطلاعات توسط سپاه بود. وزیر قدرتمند اطلاعات در همان هفته آخر عمر دولت برکنار شد و رده دوم مدیران و معاونان وزارت اطلاعات همگی بازنشست شدند، تا  وزارت اطلاعات مثل راحت الحقومی از گلوی سپاه فرو برود.

آخرین مرحله این بلع کامل نظریه پردازی سپاه در باره دین و آیین است. فرمانده سپاه  از موضع یک اسلامشناس فرموده اند:
حفظ نظام از نماز واجب تر است.

این جمله یا گزاره می تواند مجوزی باشد برای تمامی جنایاتی که به نام حفظ نظام در کشور ما جاری است. کشتن جوانان، آزار و شکنجه زندانیان، کتک زدن مردم، محروم کردن دانشجویان از درس و بحث دانشگاهی، رواج تهمت و هتک در رسانه های حکومتی و ولایی و دولتی، اهانت به مراجع تقلید...تمام این رفتار ها با همین کلید جادویی توجیه و تفسیر می شود. هر چه که در برابر نظام قرار بگیرد باید نابود شود. نظام را هم خود تعریف می کنند و در برابر نظام و یا مخالفت با نظام را نیز خود تفسیر می کنند. نظام مورد علاقه و اعتقاد آقایان آن چنان زار و نزار شده، که  آیه الله منتظری و آیه الله صانعی ومهندس موسوی و کروبی و خاتمی و طاهری و دستغیب و میلیون ها ایرانی که راهپیمایی سکوت 25 خرداد را سامان دادند؛ در زمره مخالفان و منافقان جدید قلمداد می شوند.

قران مجید درست فلسفه و یا مبنایی معکوس سخن فرمانده سپاه، در نسبت بین حکومت و ارزش و اعتبار نماز قائل است. حکومت تاسیس می شود تا نماز چنان که شایسته است برگزار شود. نه این که حکومت تاسیس می شود تا نماز اعتباری درجه دوم پیدا کند.

به گمانم اگر بخواهیم به درستی ریشه تمامی نابسامانی ها و بلکه انحراف در مسیر انقلاب اسلامی را شناسایی کنیم، همین سخن فرمانده سپاه به تنهایی کفایت می کند. قران مجید می گوید:
"الذین ان مکنا هم فی الارض اقاموا الصلوه..." آیه 41 سوره حج

کسانی که وقتی در زمین تمکین یافتند،( تمکین را تفسیر سورآبادی پادشاهی ترجمه کرده است) نماز را بر پای می کنند. گویی فلسفه و ریشه تاسیس حکومت برگزاری نماز است. همین تلقی و یا رویکرد در نخستین روایت کتاب الصلوه فروع کافی نیز دیده می شود.
4804 - 1 - حدثنی محمد بن یحیى، عن أحمد بن محمد بن عیسى، عن الحسن بن محبوب، عن معاویة بن وهب قال: سألت أبا عبدالله
(علیه السلام) عن أفضل ما یتقرب به العباد إلى ربهم وأحب ذلک إلى الله عزوجل ما هو؟ فقال: ما أعلم شیئا بعد المعرفة أفضل من هذه الصلاة، ألا ترى أن العبد الصالح عیسى ابن مریم (علیه السلام) قال: " وأوصانی بالصلاة والزکوة ما دمت حیا "
نماز پس از معرفت و شناخت خداوند متعال، با فضیلت ترین وسیله تقرب به خداوند است. از قول عیسای مسیح نقل شده است که گفت: خداوند به من توصیه کرد که در تمام عمرم نماز بر پای کنم و زکات بپردازم.

وقتی گفته می شود حفظ نظام از حفظ نماز مهمتر است، در واقع قدرت و حکومت در جای ارزش های دینی و اخلاقی می نشیند. اتفاقا فلسفه سیاسی حکومت بنی امیه و بنی عباس و تمامی حکومت هایی که به نام دین مخالفان خود را قلع و قمع کرده اند، همین استدلال بوده است.

پیامبر اسلام فلسفه بعثت و رسالت خود را اتمام مکارم اخلاق می داند، که نماز به مثابه بتون و کانون آن مکارم تلقی می شود. امیر مومنان علی علیه السلام نیز فلسفه اصلی و بنیاد حکومت را بر پایه عدالت و احقاق حق تلقی می کند. در واقع هر حکومتی را بایست با عیار عدالت سنجید و نه آن که هر چه حاکم گفت همان عدالت و حق است.

اگر سخن فرمانده سپاه، سخن رهبری تلقی شود، که حفظ نظام- که البته دیگر نه جمهوری ست و نه اسلامی- معیار تلقی شود، آن وقت می توان تمامی رخداد ها را توجیه کرد. قتل و ضرب و شتم و هتک حرمت ها همه به خاطر نظام و در راه نظام انجام می شود. اگر ولی فقیه لب تر کند: برآورند غلامان او درخت از بیخ.

هدف قدرت و حفظ قدرت است و دین توجیه و لباس و لفافی ست، در جهت حفاظت از قدرت. در این صورت چنان که فرمانده سپاه گفته است، حفظ نظام از حفظ نماز واجب تر است.

این سخن نگاه از زاویه حکومت به دین است. بر اساس همین نگاه است که رای مردم به هیچ گرفته می شود و در واقع با رای مردم تجارت صورت می گیرد. در نقطه مقابل، جنبش سبز ارزش های دینی را اصیل تلقی می کند. سیاست و قدرت و ولایت را بایست با معیار های دینی و از جمله با عدالت سنجید. وقتی رفتار حکومتی بر بنیاد ستم شکل می گیرد، چگونه می توان چنان حاکمیت و ولایتی را به رسمیت شناخت؟

سید عطاءالله مهاجرانی -

سید محمد خاتمی:امروز دیکتاتورهای زمان هم ادعای مردمی بودن میکنند

/بزرگترین عامل تضعیف نظام، کاهش رضایت مردم و اعمال خشونت است/رسانه های رسمی هرچه توانستند ناسزا و دروغ گفتند



به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلماننیوز» به نقل از روابط عمومی دفتر حجت الاسلام سیدمحمد خاتمی، وی در دیدار و گفتوگو با جمعی از اعضای هیات علمی دانشگاه علم و صنعت ایران با اشاره به مباحث مطرح شده از سوی استادان در ابتدای این نشست؛ گفت:«همه مطالبی که در این جلسه بیان شد مطالبی خوب، پخته و مبتنی بر تحلیل درست بود، همچنانکه از محیط دانشگاهی انتظار میرود همه بحثها به نحوی ناظر بر این بود که چگونه میشود از این وضعیت بیرون رفت و وضعیت بهتری داشت.»ا

رئیس دولت اصلاحات با بیان اینکه «خوشبختانه جامعه دانشگاهی ما هم درد را میشناسد و هم تلاش میکند راه حلی را برای رفع درد ارائه دهد»، اظهار داشت:«یکی از مشکلاتی که در جامعه ما وجود دارد، عدم درک جایگاه دانشگاه و دانشگاهیان در مجموعه نظام و عدم بهرهگیری از آنهاست.»ا

رئیس بنیاد باران در بیان علل و موانع کنونی پیش آمدن این وضع افزود:« در حال حاضر نیز وضعیتی وجود دارد که همچنان فضا به سوی محدود تر شدن آن پیش میرود و متاسفانه زیانی که از این ناحیه، مملکت دچار آن می شود زیان غیرقابل جبرانی است.»ا

خاتمی درباره تواناییهای دانشگاه در بهبود وضع کشور و پیشبرد همه جانبه گفت: « بعد از انقلاب هم از این ظرفیت دانشگاه کمتر استفاده شده است؛ البته در یکی دو مورد عکس این اتفاق افتاد، یکی در تدوین برنامه چهارم توسعه اقتصادی و اجتماعی کشور که مرحوم دکتر عظیمی محور کار قرار گرفت.»ا

وی افزود:«در جریان تدوین این برنامه هزاران ساعت نفر از نیروهای مختلف دانشگاهی از دانشگاههای مختلف بحث و صحبت کردند، بطوریکه تقریبا کمتر نظر علمی و دانشگاهی بود که در حد امکان شنیده نشده باشد و بر اساس آن برنامه چهارم تدوین شد که به نظر من علمی ترین و واقع بین ترین برنامه ای بود که تنظیم شد ولی در عمل متاسفانه بر خلاف آنچه میبایست انجام شود، انجام گرفت.»ا

رئیس دولت اصلاحات مورد دیگر در توجه و تکیه بر ظرفیت دانشگاه را در جریان تدوین برنامه چشم انداز بیست ساله عنوان کرد و گفت:«در این برنامه که در دولت اول اصلاحات مورد بحث قرار گرفت از نیروهای مختلف کارشناسی از دانشگاههای مختلف استفاده شد و سرانجام نیز با بحث در مجمع تشخیص مصلحت با نظر رهبری تدوین ؛نهایی و ابلاغ شد.»ا

سید محمد خاتمی با تاکید بر ضرورت استقلال دانشگاه یادآور شد:« در دولت اصلاحات هم و غم دولت بر این بود که دانشگاه روی پای خود بایستد و مورد احترام باشد و تلاش کنیم نیروهای خارج از دانشگاه اجازه و توان دخالت و اعمال نظر به هر صورت را نداشته باشند.»ا

رئیس جمهور سابق کشورمان در اینباره گفت:«اختیارات هیاتهای امنا در اداره دانشگاهها و انتخابی شدن مدیریت های دانشگاهی از جمله ضرورت های مشارکت دانشگاهیان در تصمیم سازی های کشور است که دولت در دوران اصلاحات توانست تنها گام های اولیه در آن مسیر بردارد.»ا

سید محمد خاتمی استقلال دانشگاه و رعایت حقوق و حرمت دانشگاهیان و دانشجویان را در هر شرایطی ضروری و لطمه مداخله های سیاسی و امنیتی را مخل ایفای نقشهای واقعی دانشگاه دانست.ا

وی انتظارات جامعه را از دانشگاه و دانشگاهیان در تامین سه هدف خلاصه کرد و گفت:« اولین هدف علماندوزی و پژوهش است که بدون دستیابی به آن هیچ گامی را نمیتوان برداشت و حتی حیات اجتماعی، تاریخی، سیاسی و مدنی با مشکلات مختلف مواجه و بلکه نابود خواهد شد.»ا

خاتمی در ادامه گفت:«دومین هدف کارآمدی بدین معناکه افراد چگونه میتوانند علم را به کار گیرند و کشور و جامعه را با این علم اداره کنند؛کارآمدی فقط تربیت نیروی علمی و انسانی کارآمد نیست، بلکه این است که دانشگاه عالم به مدیران ما کمک کند که کارآمد شوند، یعنی راه مدیریت علمی و منطقی را به آنها بیاموزند و اگرتصمیمسازان ما عالمان ما باشند آنوقت مدیریت کار آمدی در کشور داریم و تصمیم گیران نیز درست عمل می کنند.»ا

خاتمی تصریح کرد:«هدف سوم روشنفکری است و روشنفکر یعنی کسی که از خود بیرون آمده و به سرنوشت جامعه میاندیشد و اهل نقد و نظر است وعظمت، پیشرفت، آزادی و اعتلای جامعه خود را میخواهد.»ا

رئیس دولت اصلاحات افزود:«روشنفکر کارآمد باید دو خصوصیت داشته باشد که دانشگاههای ما باید و میتوانند در این زمینه کار کنند، یکی اینکه چون وجود انسان تاریخی است کسی روشنفکر خواهد شد و میتواند در جامعه اثر مثبت بگذارد که با سنت آشنا و مانوس باشد.»ا

وی ادامه داد:«در کشور ما اسلام بطور خاص در شکلدهی این سنت و ساختن هویت تاریخی و فرهنگی جامعه ما موثر است و وقتی میگوییم اسلام، اسلامی را میگوییم که غیر مسلمان هم در آن امکان رشد پیدا بکند.»ا

خاتمی خصوصیت دیگر روشنفکر را آشنا بودن به اقتضائات زمان عنوان کرد و گفت:«کسی که زمان خودش را نمیشناسد، تاثیر وتاثرعوامل، خواستها و توقعات تاریخی جامعه را نمیشناسد و در زمان خودش نیست، نمیتواند زبان مناسب برای جامعه خود پیدا کند و جامعه هم حرف او را نمیشنود و راه حل هایی که ارائه می دهد به جای اندیشه بر توهم استوار است.»ا

رئیس موسسه بینالمللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها تصریح کرد:«روشنفکر کسی است که با سنت و اقتضائات زمان خود آشنا باشد و بداند او در این زمان دارد زندگی میکند و چگونه میتواند از سنت که پایه اجتماعی اوست بهرهبرداری و حتی نوآوری کند تا بتواند گذشتهاش برای آیندهاش معنا داشته باشد و پیش برود.»ا

وی تاکید کرد:«روشنفکر کسی است که از امکانات عظیم موجود، بتواند استفاده کند و برای ملت سربلندی،استقلال و عظمت بیافریند تا همه احساس حرمت بکنند.»ا

رئیسجمهور سابق کشورمان در تبیین این مسئولیت یادآور شد:«روشنفکر کسی است که توقع زمانش را بشناسد و من بارها گفتهام زمانه ما زمانی است که در آن دیگر هیچ انسانی در وجدان خودش هیچ نوع حکومت استبدادی و دیکتاتوری را بر نمیتابد و رد میکند. از جمله دلایل آن هم همین است که امروز دیکتاتورهای زمان نیز ادعای مردمیبودن میکنند ؛ اینها مساله زمان ماست و متعلق به شرق و غرب نیست و انتقاد و بیان آزاد عقاید و اندیشهها امروز دیگر به عنوان یک حق شناخته شده است.»ا

سید محمد خاتمی با تاکید بر نقش دانشگاهیان در این زمینه گفت:«متاسفانه ما گرفتار بحران تفکر هستیم که باید با استمداد از سنت و روح زمانه بتوانیم این بحران را حل کنیم و به یک جمعبندی درستی برسیم و دانشگاهها و محافل علمی میتوانند در این زمینه نقش بسزایی داشته باشند.»ا

وی لازمه تحقق این نقش را وجود امنیت اجتماعی و احساس رضایت همه افراد جامعه و نخبگان به خصوص جامعه دانشگاهی دانست و گفت:«رضایت مبنای رشد اجتماعی و نقد به تعبیر امیرالمومنین علی (ع) وظیفه جامعه و حق والیان است پس ایجاد محدودیت در مسیر نقد قدرت موجب کاهش رضایت عمومی و محروم کردن جامعه و حکومت از یک حق اساسی است.»ا


رئیس بنیاد باران در این باره اظهار داشت:«نظام اسلامی چنانکه در منابع دینی و تاریخی ما آمده است و در انقلاب و اندیشه حضرت امام نیز ریشه دارد ؛نظامی است انسانی و اخلاقی که باید همه شهروندان را در بر بگیرد و محدود به سلیقه ها؛افراد و گروههای خاص نشود و جلب رضایت نخبگان و آحاد جامعه را مد نظر داشته باشد.»ا

سید محمد خاتمی با اشاره به این مساله به بررسی وقایع اخیر کشور پرداخت و گفت:« بزرگترین عامل تضعیف نظام؛کاهش رضایت مردم و اعمال خشونت به هر شکلی است.خشونت از هر سو به خصوص از ناحیه حکومت مضر به حال جامعه؛دین و نظام است.اعمال خشونت از جانب حکومت تندروی و نارضایتی در جامعه به دنبال می آورد واگر در جامعه نارضایتی و بیاعتمادی بود و روزبه روز گسترش پیدا کرد، اولین ضربه به اسلام و نظامی که نام اسلام را دارد میخورد، اگر خدای نکرده رفتارها و برنامه ها طوری باشد که در ذهن جامعه القاء شود که در این نظام خشونت و ارعاب و تهدید رسمیت دارد و دشمنان هم از این زمینه استفاده کنند بیش از همه خود نظام زیان می بیند.»ا

سیدمحمد خاتمی در ادامه این بحث اظهار داشت:« امروزسئوال این است که بخصوص در جریان حوادث اخیر، رضایت جامعه و بخصوص نخبگان آن افزایش پیدا کرده است؟اگر نکرده است باید فهمید که مشکل وجود دارد و عاملان این وضع تضعیفکنندگان نظام در اینجا کسانی هستند که سبب نارضایتی بیشتر در جامعه شدهاند.»ا

وی تصریح کرد:« این جامعه متعلق به ماست. اما چرا اینقدر فضا تنگ شده است؟چرا اینقدر نیروهای ارزندهای که انتقاد یا حرف دارند، نه تنها حذف میشوند بلکه مورد هرگونه اهانت و فشاری قرار میگیرند؟»ا

رئیس دولت اصلاحات افزود:«وقتی به دانشجو، استاد،عالم، هنرمند، نیروهای اهل فکر و سابقهدار و جبهه رفته و نیروهایی که میگویند قانون اساسی را قبول داریم البته انتقاد هم داریم هرگونه ناسزا و نسبتی به آنها میدهند متاسفانه شعارهایی در جامعه مطرح میشود که هیچ کدام از ما نمیپسندیم؛نظام تضعیف می شود و ایران چه در عرصه داخلی و چه در عرصه خارجی آسیب می بیند.»ا

وی در توضیح دلایل شرایط به وجود آمده گفت:«اینها به این دلیل است که به مردم احترام نمیشود، اعتراض و انتقاد براندازی به حساب میآید، رسانههای رسمی ما هر چه توانستند ناسزا و دروغ به افرادی می گویند که مورد توجه مردم هستند و همه اینها به نظام لطمه میزند.»ا

سید محمد خاتمی برای حل این مسائل گفت:« همه باید به قانون اساسی بازگردیم و در چارچوب قانون اساسی و معیارهای اسلامی حرکت کنیم؛باید پذیرفت که نمیتوان بصورت پادگانی جامعه و دانشگاه را اداره کرد و این نحوه مدیریت به زیان مادی و معنوی و حیثیتی جمهوری اسلامی است.»ا

رئیس جمهور سابق کشورمان در این زمینه افزود:« انتظار این بود که کم کم فضا غیر امنیتی شود ، نه اینکه انتقاد و نقد کردن این همه هزینه برای جامعه داشته باشد، باید به خاطر داشت کسی که نقد میکند برانداز نیست بلکه دلسوز انقلاب و جامعه است.»ا

سیدمحمد خاتمی خاطر نشان کرد:« اما آیا امروز انتقاد منطقی هزینه ندارد؟آیا منتقد متهم به انواع اتهاماتی که شایسته بدترین دشمنان کشور و ملت است ، نمیشود؟ اگر جواب این سئوالات مثبت است ؛ اینها نشاندهنده انحرافی است که باید اصلاح شود و به راه درست بازگردد.»ا

خاتمی در پایان این دیدار تصریح کرد:«مبنای حرکت قانون اساسی است؛ ما ایران سربلند را میخواهیم، ما میخواهیم مردم حکومت را از خود بدانند و حکومت مردم را از خود بداند و همچنین انتقاد از خود را نعمت بداند، همانگونهای که امام راحل فرمود انتقاد، بلکه تخطئه یک هدیه الهی است و مراد امام از انتقاد و تخطئه ؛انتقاد از خودشان و مسئولان بلند پایه بود.»ا
پنج تن از استادان دانشگاه علم و صنعت پیش از ایشان به تشریح مسائل موجود کشور و دانشگاهها و راه های برون رفت از وضعیت نا مطلوب کنونی پرداخته و به عنوان کسانی که سالها در محیط دانشگاهی و صحنه جامعه و مسئولیت ها و مدیریت ها حضور داشته اند و مسائل را از نزدیک لمس می کنند نگرانی شدید خود را از وضعیت مدیریت غیر کارشناسانه، غیر علمی، غیر واقع بینانه و سلیقه ای در ابعاد مختلف فرهنگی،اجتماعی،اقتصادی،صنعتی،کشاورزی و سیاسی امنیتی،دیپلماسی و روابط خارجی،رسانهای و اطلاع رسانی، قضایی و حقوقی ابراز و خطر رکودها و تخریبها وحیف و میلهای ثروتهای ملی، از بین رفتن و سوختن فرصتهای اجتماعی و اقتصادی که میتوانست بسیار ارزنده و پیشبرنده در روند توسعه همه جانبه کشور باشد روش برخی جریان ها برای یک صدایی کردن و امنیتی کردن جامعه خصوصا فضای دانشگاه ها و تضعیف نقش مستقل عملکرد قوه قضاییه و قوه مقننه و مجلس خبرگان، دخالت دستگاههای امنیتی نظامی و انتظامی در اموری که طبق قانون اساسی از ورود به آنها نهی و منع شدهاند عدم شفافیت در اطلاع رسانی و انعکاس واقعیتها و دیدگاهها و انتقادهای جریان های سیاسی و مردمی قانونی بد بین کردن و تفرقه افکنی بین طیف های مختلف اجتماعی و جریان های فکری و سیاسی و نهادهای مردمی و قطبی کردن جامعه بیان کردند و بر اساس آنها برخی راهکارها را با تکیه بر قانون اساسی برای برون رفت از این شرایط ارائه دادند و بر التزام عملی همه نهادها و دستگاههای کشور به همه موارد قانون اساسی و اطمینان دادن عملی به مردم در جهت تامین خواسته های اکثریت ملت و حقوق اقلیت ها تاکید کردند.ا

در این دیدار همچنین بسترهای مساعد در توسعه صنعتی و نگرانی ها از وضع اقتصاد و مدیریت کشور مورد اشاره قرار گرفت و ظرفیتها و مخاطرههای پیش روی جنبش اصلاحات و اینکه از تجربههای مشروطیت و انقلاب اسلامی و اصلاحات چگونه در این دوران باید بهره گرفت ؛ بر فرصت ها و تهدید هایی که در برابر جامعه دانشگاهی و زنان وجود دارد تاکید شد.ا