قلمنیوز، جمعه و شنبه 22 و 23 خرداد ماه 1388
روز پنجشنبه جلسات مکرر و پیوستهای با حضور جناب آقای موسوی برگزار شد. بحث اصلی، پیرامون تمهیداتی بود که باید برای انتخابات اندیشیده میشد. گزارشهای مکرری به دوستان رسیده بود که نگرانیهایی را از روند برگزاری انتخابات دامن میزد. موضوع نظارت بر صندوقها از موضوعات بسیار جدی بود که دغدغه کمیته صیانت از آرا شده بود.
مهندس موسوی جمعی از دوستان را انتخاب کرد که به شکل مجزا و متمرکز مسایل حساس روز انتخابات را دنبال کنند. سیستم پیامک از سوی مخابرات قطع شده بود.
قرار شد مهندس موسوی در یکی از مساجد جنوب شهر رأی خود را به صندوق بریزد. این مسجد، مسجد جامع ارشاد در شهر ری بود. حدود 11 شب خبر زمان و مکان رأیریزی مهندس موسوی بر روی سایت قلم قرار گرفت.
صبح که به مسجد جامع ارشاد رفتم، جمع بسیار زیادی از خبرنگاران در این مسجد اجتماع کرده بودند. آقای مهندس موسوی به اتفاق خانم رهنورد رأی خود را به صندوق انداختند و برای صحبت کوتاهی، پشت تریبون مسجد قرار گرفت. داشت میگفت که ما امشب بیداریم که میکروفن قطع شد.
بلافاصله به ستاد برگشتیم. مهندس موسوی از نزدیک روند رأیگیری را دنبال میکرد. گزارشهای پی در پی از صندوقهای اخذ رأی در سراسر کشور، حاکی از استقبال کمنظیر مردم بود. عمده گزارشها جهت رأیگیری را به سمت مهندس موسوی نشان میداد.
هنوز ساعتی از رأیگیری نگذشته بود که خبرگزاریها و رسانههای طرفدار دولت، پیروزی آقای احمدینژاد را اعلام کردند اما گزارشها به ما اطمینان میداد که ما با فاصله زیاد، رتبه نخست را در اختیار خواهیم داشت.
خوشحالی زایدالوصفی بر دوستان حاکم شده بود. گزارشی از کمیته صیانت از آرا ارایه شد. بسیاری از حوزهها از کندی اخذ رای، کمبود تعرفه و مانعتراشی در مسیر ناظران شکایت داشتند، با این همه ترکیب آرای اعلامی قویا به نفع مهندس بود.
مهندس موسوی در تماس مکرر با سران دو قوه مقننه و قضاییه، دادستان، دفتر مقام معظم رهبری، نگرانیهای مطروحه پیرامون روند اخذ آرا را منتقل کرد.
لحظه به لحظه شکایتها بیشتر میشد. در بسیاری از حوزهها تعرفهها پایان یافته بود. اما اصلاح جدی صورت نمیگرفت. همه به نتیجه رسیده بودیم که این یک اقدام برنامهریزی شده از سوی برگزار کنندگان است. آنها به وضوح تمایلی برای رساندن تعرفه، تمدید وقت و تسریع در اخذ آرا نشان نمیداد. گفته میشد که بعضی از شعبهها از ساعت 4 بعداز ظهر تعطیل شده است. هرچند ساعت به ساعت انتخابات تا 10 شب تمدید شد، اما پیش از آن بسیاری از شعبهها تعطیل شده بود و حتی برخی از مردم که در صف حاضر بودند، بدون دادن رأی بازگشته بودند.
حدود 4 بعداز ظهر کسی به مهندس موسوی گفته بود که عدهای به این جمعبندی رسیدهاند که انتخابات را 19 به 14 به نفع احمدینژاد اعلام نمایند. مهندس این موضوع را به مسوولین منتقل کرد.
حدود ساعت 6 بعدازظهر مهندس موسوی نامهای به مقام معظم رهبری نوشت و مداخله ایشان را برای تصحیح روند انتخابات، تقاضا کرد.
حدود ساعت 10 شب خبرهای رسید که عدهای میخواهند انتخابات را به نفع آقای احمدینژاد به پایان برسانند، حال آنکه هنوز شمارش آرا به شکل سراسری آغاز نشده بود.
مهندس موسوی یک مصاحبه مطبوعاتی فوری برگزار کرد و با اشاره به تخلفات انتخاباتی صورت گرفته نسبت به روند شمارش آرا به شدت هشدار داد.
حدود 11 شب مهندس موسوی نامهای سری به مقام معظم رهبری نوشت، این نامه را به صورت دستی به بیت مقام معظم رهبری بردم و آن را تحویل آقای وحید دادم. چند دقیقهای هم با هم صحبت کردیم از فحوای صحبتهای ایشان دریافتم که باید انتخابات را تمام شده تلقی کنم. او میگفت برای چگونگی اعلام شمارش آرا به وزارت کشور تذکر داده است، اما ترکیب نهایی آرا را یک مرحلهای به نفع آقای احمدینژاد میدانست. به ایشان گفتم تمام گزارشها، مشاهدات عینی و ارزیابیهای منطقی و علمی ما کاملا عکس آن چیزی است که دارد اعلام میشود.
پس از تحویل نامه به محل استقرار مهندس موسوی برگشتم همه دوستان جمع بودند. مهندس موضوع را با یکایک دوستان در میان گذاشت و طلب مشورت کرد. همه بهتزده بودند. هیچکس چنان نتیجهای را باور نداشت، هیچ گزارشی هم بر آن مبنا از سوی بازرسان ستاد دریافت نشده بود. مهندس موسوی پس از جمعبندی دیدگاهها گفت: انتخابات حق مردم است، من نمیتوانم از حق مردم بگذرم و تا آخر خواهم ایستاد و تا تصحیح این دروغ، مسایل را با مردم در میان خواهم گذاشت.
به روزنامهها دستور داده شده بود که هیچ یک حق ندارند که تیتری مبنی بر پیشبینی آرا بزنند. کلمه سبز که تیتری در این راستا را پیشبینی کرده بود در چاپخانه متوقف و مجبور به تغییر تیتر شد. با این حال، خبر میرسید که روزنامههای ایران و کیهان میخواهند تیتر پیروزی آقای احمدینژاد را بزنند. ایرنا و فارس هم اعلام پیروزی آقای احمدینژاد را کرده بودند.
حدود 2 نیمه شب بود که مهندس جلسه را ترک کرد. دوستان با هم مشورت میکردند و هر کدام در جستوجوی راهکاری بودند اما فاصله و نسبت آرای مطروحه وزارت کشور از چنان شکافی برخوردار بود که به روشنی فریاد میزد آنها نخواستهاند هیچ جایی برای تجدید نظر و اعتراض باقی بگذارند.
حدود 4 صبح با خبر شدم که تنشهای پراکندهای حول ستاد مرکزی شکل گرفته است و به جلوی ستاد گاز اشکآور انداخته بودند.
نزدیک صبح در خیابان کسانی بوق میزدند و شادمانی خود را از نتایج آرا ابراز میداشتند.
با آقای حمید رسایی صحبت میکنم. چهار ماه پیش به من گفته بود آقای احمدینژاد 23 میلیون رأی خواهد آورد. رأی 22 میلیونی آقای خاتمی وتو خواهد شد. موسوی نیز حدود 10 میلیون رأی خواهد داشت. من هوش و ذکاوت او را نداشتم. دیشب به خاطر پیشگوییاش به او تبریک گفتم.
صبح دوباره جلسه دوستان تشکیل شد و تحلیلی از شرایط ارایه شد به نزد مهندس موسوی رفتیم. با همان آرامش و نجابت همیشگی نشسته بود. انسانهای بزرگ با این مصایب خم نمیشوند. او میگفت حالا بیشتر از همیشه مطمئن شدم که چرا باید میآمدم. بیانیهای را که نوشته بود برای دوستان خواند. مهندس میگفت من هیچگاه صدایم را بلند نکردم اما این تکلیف شرعی است که وقتی ظلمی میشود، حرفم را بزنم؛ من نیامده بودم تا برای خود قبایی بدوزم اما مردم حقی به گردن من دارند و نسبت به پیگیری امانتشان حساس هستند و من نمیتوانم کوتاه بیایم.
تلفن پیوسته زنگ میخورد. هیچ کس نیست که حیرتزده نباشد، برخی گریه میکنند، بعضی فریاد میزنند، برخی افسرده شدند، بعضی نگرانند. خودم هم که به چهره مهندس نگاه میکنم، شرمم میآید و بعضی وقتها گریهام میگیرد. نمیتوانم بپذیرم، توجیه نمیشوم. بعضی وقتها زنده به گور میشوی. من هرگز تصویر موسوی را از لوح دلم پاک نخواهم کرد. به خدا پناه میبرم و شما عزیزان را به خدا میسپارم. حیف که دفتر خاطرات اینگونه پایان یافت.
بسم الله الرحمن الرحیم
ملت شریف ایران
22 خرداد ماه که از حیث مشارکت کم سابقه شما مردم عزیز میتوانست جشنواره بزرگ جمهوریت در نظام امام خمینی (ره) باشد به سوگواری تبدیل شد، و در سوگواری جز مرثیه چه میتوان خواند، مرثیهای برای اعتبار و آبروی رای فردی که به عشق و ایمان برای تغییر اوضاع کشور به صحنه آمدند و چنین تخلف در امانت دیدند. نتایج اعلام شده برای انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری چنان مضحک و شگفت است که در بیان و بیانیه نمیآید و باید فکر دیگری کرد. این شیوه رای گیری و شمارش آرا یادآور شمارش آرا مرحوم مدرس است که حتی از شمارش رایی که آن مرحوم به خویش داده بود دریغ کردند و تکرار دروغ پردازیهای تلویزیونی یادآور آمارهای منتشر شده در مناظرههاست.
شگفتا که مشارکت ملت به ابزار تحکیم دولت تبدیل شد، و از دموکراسی به سوء استفاده از مشارکت ملت بسنده شد. بدیهی است که نتایج و نهاد برآمده از چنین شمارش آرایی فاقد مشروعیت است و مورد قبول اینجانب نیست.
من به پیشگاه ملت شکایت میبرم و دستان همه رای دهندگان به خصوص دانشجویان، روشنفکران، زنان محرومین و افراد مورد تبعیض اعم از دگر اندیشان، اقلیتهای قومی و مذهبی، دراویش، اهل حق را میبوسم و حتما در مقابل این مهندسی و تنظیم ناشیانه رای ملت سکوت نخواهم کرد و به عنوان فردی مستقل در چارچوب فکری و سیاسی خاص خود و بر اساس مواضع و بیانیههایی که منتشر کردهام در صحنه خواهم ماند و گزارش اقدامات خود را در بیانیههای بعدی به اطلاع ملت بزرگ ایران خواهم رساند. این تازه اول داستان است.
مهدی کروبی
23 / 3/88
بسم الله الرحمن الرحیم
ملت شریف ایران
نتایجی که برای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اعلام شد، بهت آور است. مردمی که در صف های طولانی اخذ رای شاهد ترکیب آرا بودند و خود می دانند که به چه کسی رای داده اند با حیرت تمام به شعبده بازی دست اندرکاران انتخابات و صدا و سیما نگاه می کنند. آنان اینک بیش از همیشه به دنبال آن هستند که بدانند چگونه و توسط چه کسانی و مقاماتی طرح این بازی بزرگ ریخته شده است.اینجانب ضمن اعتراض شدید به روند موجود و تخلفات آشکار و فراوان روز انتخابات هشدار می دهم که تسلیم این صحنه آرایی خطرناک نخواهیم شد. نتیجه آنچه که از عملکرد متصدیان بی امانت دیده ایم و می بینیم جز تزلزل ارکان نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و جاکمیت دروغ و استبداد نیست. اینجانب طبق وظیفه شرعی و ملی خویش به افشای رازهای پشت سر این روند پر مخاطره خواهم پرداخت و آثار نابودکننده آن را بر سر سرنوشت کشور توضیح خواهم داد.و ترس آن دارم که ادامه وضع موجود همه نیروهای موثر در نظام را به توجیه گرانی دروغگو در مقابل مردم تبدیل کند و دنیا و آخرت آنان را در معرض لطمه های جبران ناپذیر قرار دهد.
به مسئولان توصیه می کنم پیش از آن که دیر شود این روند را فورا متوقف کنند و همگی به خط قانون و امانتداری از آرای ملت بازگردند و بدانند که خروج از عدالت مشروعیت زداست. آنان بیش از هر کس دیگر از این حقیقت باخبرند که در این کشور انقلابی بزرگ و اسلامی صورت گرفته است. کمترین پیام انقلاب ما این است که مردم آگاهند و در برابر کسانی که با تقلب روی کار بیایند تمکین نخواهند کرد.
اینجانب از همین فرصت استفاده میکنم و ضمن تشکر از عواطف ملت بزرگوار ایران به آنان تذکر میدهم که ایران این موجود انسانی متعلق به آنان است و نه متقلبان. این آنان هستند که باید با هوشیاری خود از آنان محافظت کنند. خائنین به آرا مردم ابایی از آن ندارند که این خانه پارسایان به آتش کشیده شود. ما موج عقلانیت سبز خود را که بر گرفته از تعالیم دینی و علایق ملت ما به اهل بیت پیامبر ( ص ) است با تمام شور ادامه می دهیم و با شورش دروغ که در کشور طغیان کرده و چهره آنرا آلوده است، مبارزه می کنیم، اما اجازه نخواهیم داد که حرکت ما شکل کور به خود بگیرد.
جا دارد از یکایک شهروندانی که برای رساندن این پیام سبز هر کدام ستادی بودند و تمام ستاد های مردمی و رسمی که در انتخابات فعالیت می کردند سپاسگذاری کنم و تاکید نمایم که تا رسیدن به نتیجه ای که کشورما لایق آن است همچنان به حضور و تلاش آنان نیاز است.
و ما لنا الا نتوکل علی الله و قد هدانا سبلنا و لنصبرن علی ما آذیتمونا و علی الله فلیتوکل المتوکلون
میر حسین موسوی