روابط عمومی دیوان محاسبات کشور سخنان محمود احمدی نژاد در وقت اضافه تعیین شده شب گذشته ، مبنی بر پایان یافتن موضوع مفقود شدن یک میلیارد دلار در تفریغ بودجه 85 را تکذیب کرد.
متن نامه روابط عمومی دیوان به این شرح است:
ریاست محترم شبکه سوم صدا و سیما جمهوری اسلامی ایران
با سلام
به استحضار می رساند آقای محمود احمدی نژاد کاندیدای دهمین دوره ریاست جمهوری اسلامی ایران در برنامه ویزه انتخاباتی روز چهارشنبه مورخ 20/3/88 ساعت 22:45 دقیقه در بخشی از سخنان خود از مختومه شدن موضوع "یک میلیارد دلار" در تفریغ بودجه سال 85 خبر داد.
ضمن تکذیب مختومه شدن پرونده فوق الذکر، همچنان که در گذشته نیز تاکید شده است پرونده مورد اشاره برای رسیدگی و صدور دادخواست در مسیر دادسرای دیوان محاسبات کشور مطرح رسیدگی است و برای صدور رای به هیئت های مستشاری و حسب ضرورت محکمه تجدید نظر ارجاع خواهد شد.
لذا پیش از این نیز معاون محترم دیوان محاسبات با صدور اطلاعیه ای از رسانه ها و نامزدهای محترم انتخابات ریاست جمهوری درخواست کرده بود نتایج حاصل از رسیدگی ها و گزارشهای حرفه ای دیوان محاسبات کشور را له یا علیه دیگر نامزدها مورد استفاده قرار ندهند، تا دیوان محاسبات کشور در فضای کارشناسی، قانون و فارغ از التهابات سیاسی موضوعات را پیگیری نموده و نتایج حاصل از رسیدگی های نهایی را به اطلاع عموم برساند.
امیرمیانجی یکی از هم دانشگاهی های محموداحمدی نژاد در علم وصنعت با ارسال نامه به رییس جمهور که نسخه ای از آن را برای آینده ارسال کرده است:
بسمه تعالی
آقای رئیس جمهور یادتان هست ؟!
جناب آقای دکتر احمدی نژاد رئیس جمهور محترم ، بنده هم دانش آموخته دانشگاه علم وصنعت هستم و با شما و اطرافیانتان از دوران داشجویی آشنایی دارم و اتفاقا در گروه بندیهای سیاسی جزو اصولگرایان به حساب می آیم و مطالبی که می خواهم برایتان یاد آوری کنم را اصلا قصد نداشتم بیان کنم و برای خودم به عنوان خاطراتی از دوران تحصیل بایگانی کرده بودم لکن عملکرد 4 ساله حضرتعالی در دولت و مناظرات و سخنرانی های شما مرا بدین فهم رساند که حضرتعالی خود مصداق آیه شریفه " لم تقولون مالا تفعلون " هستید و فکر کردم این حق مردم است که دلیل این مصداق را بدانند لذا جهت یاد آوری و تذکر برای شما و تنها گذاشتن شما با وجدانتان مطالبی را که خود شاهد آن بودم را بیان می کنم .
آقای دکتر با فوق لیسانستان کاری ندارم و معتقدم هر طور که بوده و نبوده نوش جانتان چون شاهد آن نبودم اما دکترایتان را خوب یادم هست که بعد از انتخا ب به استانداری اردبیل دانشجوی دکتری شدید و استاد راهنمایتان هم وزیر فعلی راه آقای دکتر بهبهانی که آنروزها رئیس دانشکده عمران بود ،شد .
آقای دکتر بهبهانی را لااقل همه دانشجویان عمران و معماری می شناسند و از گذشته و نظرات و عقایدشان اطلاع دارند که چقدر سابقه درخشان انقلابی دارند ؟!!!!!!و حتی هنوز دانشجویان عمران کلاسهای ایشان را بخاطر دارند که از خاطراتشان در دورا ن تحصیل در آمریکا را با حسرت و ولع در سر کلاسهای مختلط بیان می کرد و چقدر اخلاق و ادب را مراعات می کرد ؟!! و اتفاقا همان موقع هم جای سوال بود که کسی مثل احمدی نژاد انقلابی چرا استاد راهنمایش بهبهانی است ؟ جواب به این سوال زیاد طول نکشید و در زمانی که حضرتعالی در واپسین روزهای استانداری با عجله از دکتری دفاع نمودید روشن شد که احمدی نژاد با بهبهانی چه سر و سری دارند !هر چند یکی انقلابی و دیگری ملی گرای مطلق است ! اما منافع هر دو حکم می کند که در مسئله دکتری با هم کنار بیایند .
آقای دکتر می شود بفرمائید در طی دوران استانداری اردبیل که اتفاقا لقب استاندار نمونه را هم از سردار سازندگی دریافت کردید و دلیل آن نیز پر کاری و تلاش شما عنوان شد ، چگونه به تحصیل هم رسیدید ؟ آنهم در مقطع دکتری عمران ؟ آیا آن موقع قانون منع تحصیل همزمان کارکنان دولت وجود نداشت ؟ یا برای شما که استاندار نمونه بودید و سابقه عضویت در شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه را داشتید، استثنا قائل بود ؟!
آقای دکتر از مسئله دکتری که بگذریم عملکرد حضرتعالی در استانداری اردبیل هم جالب است ، من اصلا اشاره ای به پرونده نفت و غیر نفت حضرتعالی یا همراهانتان نمی کنم فقط شاهد مثال از معاون فرهنگی و سیاسی خودتان و شهرداری یکی از شهرهای اردبیل می آورم .
معاون فرهنگی آن زمان شما اکنون کارمند وزارت کشور است و لباس روحانیت را به کناری نهاده است و خودش می گوید که بعد از اردبیل فهمیدم چگونه باید زندگی کنم !!!و به همین دلیل لباس روحانیت را کنار نهاده تا بهتر زندگی کند و معاون سیاسی شما نیز اکنون در نهاد ریاست جمهوری است همو که بارها به دلیل اختلاف نظر با شما در هزینه کرد و جانبداری از کاندیدای خاص ،قهر یا استعفا کرد ! و هردو به فعالیت بی نظیر شما در انتخابات سال 76 و حراج امکانات استانداری به نفع آقای ناطق نوری شهادت می دهند .!
آقای رئیس جمهور یادتان هست شهردار پارس آباد را چگونه بر کنار کردید ؟ همو که با ارسال نمابری از مکه مکرمه به دفتر استانداری عزل شد !آیا دلیل این عزل را بخاطر دارید ؟ آیا خاطرتان هست که به دلیل مقاومتش در برابر خواست شما برای تبلیغ ناطق نوری و استفاده از امکانات شهرداری چنین سزاوار برخورد قاطع شد !
شما حتی تحمل نکردید از آخرین سفر حج عمره ای که به حساب استانداری رفته بودید باز گردید و از همان مکه حکم عزلش را نوشته و به دفتر استانداری فکس کردید ، ما هنوز خوب به خاطر داریم !!
آقای رئیس جمهور یادتان هست کارخانه سیمان اردبیل چقدر پیشرفت فیزیکی داشت و شما برای خوش خدمتی به آقای هاشمی آنرا چگونه افتتاح کردید ؟ یکی از نقد هایی که به دولت آقای هاشمی می شد افتتاح زود هنگام پروژه ها در پایان دوره ریاست جمهوری بود ( همان کاری که اکنون خود حضرتعالی انجام می دهید ) و یکی از این پروژه ها هم کارخانه سیمان اردبیل بود که تنها نوار نقاله انتهایی کارخانه را با آوردن کیسه های سیمان از کارخانجات دیگر افتتاح نمودید ! خاطرتان هست ؟یا آنقدر خاطره دارید که گذشته های نه چندان دور را به خاطر نمی آورید ؟
آقای رئیس جمهور خواستم فقط یاد آوری نمایم که از جیب ملت و بیت المال چه خدماتی برای آقایان ناطق نوری و هاشمی انجام دادید .
راستی آقای رئیس جمهور چرا در انتخابات نهم استان اردبیل کمترین رای را به شما دادند ؟ مگر اولین استاندار اردبیل نبودید ؟و مگر استاندار نمونه نبودید ؟ پس چرا خدمات شما را نادیده گرفتند و کمترین رای را به شما دادند ؟! همه میدانند که مردم فهیم آذربایجان قدر دان مسئولین زحمت کش و خدوم خود هستند و در میهمان نوازی هم زبان زدند اما چگونه شد که رای مردم در این استان اینگونه به کسی غیر از شما تعلق گرفت ؟
آقای رئیس جمهور من یادم نمی آید حضرتعالی در زمانی که آقای مهاجرانی طرح تغییر قانون اساسی و تمدید مدت ریاست جمهوری آقای هاشمی را مطرح کرد در کدام روزنامه یا شبکه تلویزیونی به این پیشنهاد عکس العمل نشان دادید ؟ اگر شما یادتان هست بگویید تا با مراجعه به آن تجدید خاطره کنیم !
آقای دکتر از استانداری اردبیل هم بگذریم .
- یادتان هست بلوا و آشوبی که در سال 77 در دانشگاه علم وصنعت برای جملات سخنرانی که از آقای هاشمی به عنوان سردار چاپندگی یاد کرده بود ،بر پا کردید ؟ من آنروزها فکر می کردم که این حرکت برای جملاتی است که سخنران در مورد فقه گفته بود ولی بعد ها دیدم که شما بیشتر مسئله و مشکلتان با عنوان چاپندگی برای ستون خیمه انقلاب است ( تعبیر خود حضرتعالی در روزهای تحصن ) و فقه فقط برای شما دستاویزی برا تهییج دانشجویان و مردم است .
- یادتان هست حدود 10 روز دانشگاه را به تعطیلی کشاندید ؟
دوستانتان هم بودن آقایان دکتر محمد سلیمانی ، کامران دانشجو، حسین بلندی ،شهرام محمد نژاد ،علی احمدی و نصیری و ....
- یادتان هست که تغذیه و منابع مالی تحصن از کجا ها می رسید ؟
- یادتان هست حتی در روزهای تحصن به متحصنین مجرد وعده یک میلیون تومان هدیه در صورت ازدواج را می دادید ؟
- یادتان هست که آقایان رامین ،علی احمدی ،برادرتان داوود ، و حاج آقای ثمری مردم را از شهرک شهید محلاتی "که نامبردگان از ساکنین و فعالین مسجد شهرک بودند ، "جلوی درب اصلی دانشگاه می آوردند و تهییجشان می کردند ؟
یادتان هست که از این بلوا به انقلاب فرهنگی دوم تعبیر می کردید و در صدد بودید انقلاب فرهنگی دوم را از علم و صنعت شروع و به کل جامعه تعمیم دهید و جامعه را پاکسازی کنید ؟
- یادتان هست چه در گیریهایی بین دانشجویان پدید آمد ؟
- یادتات هست به عنوان عضو شورای متحصنین چه نظراتی داشتید و تحصن را به کدام سو هدایت می کردید ؟
- یادتان هست که در شبهای آخر برخی دوستان دانشجوی شما که اکنون در نهاد ریاست جمهوری مدیر کل روابط عمومی و ...هستند به همرا ه آن دوست غیر دانشجویی که از قم می آمد و اکنون دبیر ستاد راهیان نور است با قیچی آهن بر که دزدان برا ی بریدن قفل از آن استفاده می کنند، سعی در بریدن قفل و زنجیر درب اصلی دانشگاه و هدایت مردم تهییج شده، به داخل دانشگاه، برای ایجاد درگیری داشتند و اینها با اطلاع کامل شما بود ؟
- یادتان هست به دنبال خونریزی و کشتار در دانشگاه بودید ؟ آنهم بخاطر عنوان چاپندگی برای آقای هاشمی ؟!!
امروز مطمئنم که این کارها برای دفاع از فقه نبود که اگر چنین بود در مقابل توهین به پیامبر (ص) در آموزش و پرورش تحت مدیریت دوستان خود ساکت نمی نشستید .
آقای دکتر یادتان هست که اگر درایت و تدبیر حضرت آیت الله حمیدی مسئول نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه نبود که در روز آخر اعلام کردند:" ادامه تحصن را حرام میدانند " چه اتفاقی می افتاد ؟ یقینا خیلی بدتر از 18 تیر معروف می شد و من یادم هست که نظر این عالم بزرگوار ابو الشهید را هم قبول نداشتید و چه تلاشی داشتید که حتما انقلاب فرهنگی دوم را با خونریزی آغاز نمایید!
رئیس جمهور عزیز دیگر به ماجرای کتک کاری دکتر صالحی که در زمان ریاست شما بر شهرداری اتفاق افتاد و کتک زنندگان شب قبل با شما دیدار کردند و بعد از کتک کاری هم در شهرداری مشغول شدند نمی پردازم !
جناب رئیس جمهور مطلب دیگری که خاطر مان را آزرد خطاب شما به آقای دکتر محسن رضایی در ایفای نقش نوشاندن جام زهر به حضرت امام بود ! میدانم که محسن رضایی بزرگتر از آن است که در این باب برای شما جوابی بدهد برای همین هم برخودم لازم میدانم که از فرمانده دوران دفاع مقدسمان دفاع کنم .
می دانم که آقا محسن هنوز قصد ندارد برخی نا گفته ها را بگوید و میدانم که از شما نخواهد پرسید در 8 سال جنگ کجا بودید ؟
میدانم که شخصیت آقا محسن اجازه نمی دهد شما را مقابل دوربین 70 میلیونی کنف کند !
اما آقای رئیس جمهور من سوالی دارم
جناب آقای دکتر ممکن است بفرمایئد بین سالهای 59 تا 66 کجا تشریف داشتید ؟ ممکن است بفرمایئد در عملیاتهای ثامن الائمه ،طریق القدس ،فتح المبین ،بیت المقدس ، رمضان ، والفجرهای مقدماتی و یک ، محرم و مسلم ابن عقیل ، خیبر و بدر ،والفجر هشت ،کربلای 4و 5 ، بیت المقدس 2و3 و والفجر10 کجا بودید ؟ و فرماندهی کدام یگان را بر عهده داشتید ؟ نگران ریا نباشید که قبلا با انتشار عکسهایتان با لباس بسیج مرتکب این عمل شده اید و یا با انتشار عکسهای بازدید از مناطق عملیاتی جنوب این عمل را بخوبی انجام داده اید !
آقای دکتر می شود احکامی که برای فر ماندهی گردانها یا تیپهایی که بر عهده داشتید را هم منتشر نمایید تا مردم بیشتر با خدمات و زحمات شما آشنا شوند و ارادت ما به شما کاملتر گردد ؟
جناب رئیس جمهور وقاحت دارد از کسی که فقط 6 ماه در سال پایانی جنگ برای گرفتن عکس یادگاری در گردان مهندسی حضور داشته از نوشاندن جام زهر حرف بزند .
آقای دکتر اگر سنتان اجازه حضور در جنگ نمی داد حرفی بود لکن شما در سالهای 59 و 60 دانشجو بودید نمی توانید عذری در عدم حضورتان در نبرد های خرمشهر و سوسنگرد و ... داشته باشید .
جناب رئیس جمهور بنده به خودم جرات می دهم و در این مورد می گویم لطفا ساکت !
چرا که اگر شما و یارانتان که در لباس مقدس پاسداری هم از جبهه گریزان بودند ، در جنگ حضور پیدا می کردید شاید در رمضان یا خیبر و بدر جنگ بامشکل کمبود نیرو و امکانات مواجه نمی شد ، کمر دشمن در قطع ارتباط بصره با بقیه خاک عراق می شکست و امام مجبور به نوشیدن جام زهر نمی شد .
آقای دکتر شما که سنگر پشت میز فرمانداریها و استانداریها را به حضور در جنگ ترجیح دادید حق اظهار نظر در باره جنگ و پایان آنرا ندارید
آقای دکتر ای کاش فقط به عدم حضور اکتفا می کردید اما دوستانتان پا را از این هم فراتر گذاشته و تفرقه و نفاق را هم به جمع لشگرها تزریق می کردند تا مانع موفقیت یاران امام باشند و اکنون وجدانهای سالم قضاوت خواهند کرد که جام زهر دست چه کسانی بود .
جناب دکتر ما سالها به مدرک دانشگاهیمان افتخار می کردیم که در دانشگاهی تحصیل کرده ایم که سردارانی چون احمد متوسلیان ، محمود شهباز ی ،یوسف کابلی و محمد حسن درولی و....در آن تحصیل کرده اند اما اکنون عارمان می آید که بگوئیم علم و صنعتی هستیم برای اینکه رئیس جمهوری چون شما که سراسر تناقض و عوامفریبی است از این دانشگاه سر بلند کرده ، اما نه ما باز هم به علم و صنعتی بودنمان افتخار خواهیم کرد چرا که مردم میدانند حساب شما با مردانی چون متوسلیان و شهبازی و .... جداست و افتخار ماهم به وجود همان مردان مرد است و نه کسی چون شما.
امیر میانجی
فارغ التحصیل علم و صنعت
آدم می ماند با این خاطرات جوانی .در جوانی حال وحول خود را کرده اند.
«یادم باشد» «حرفی نزنم که به کسی بربخورد» «خطی ننویسم که آزار دهد کسی را» «راهی نروم که بیراه باشد» «نگاهی نکنم» «که دل کسی بلرزد» «یادم باشد» «که روز و روزگار خوش است همه چیز بر وفق مراد است خوب،،،» «تنها» «تنها دل ما دل نیست». «آره»، یک روز که در خانه نشسته بودم و برنامه های تلویزیون را دنبال می کردم متوجه شدم کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری قرار است مناظره تلویزیونی داشته باشند. خیلی شگفت زده نشدم ولی به فکر فرو رفتم چون هرکدام از کاندیداها را می شناختم، چون در طول این 30 سال انقلاب را دیدم و حضور داشتم، چون جنگ را دیدم و در آن سهیم بودم و بعد از جنگ را هم که پر از نابسامانی و تورم و بیکاری و سازندگی و تحریم بود، بی خبر نبودم ضمن اینکه حدود 40سال در عرصه فرهنگ و هنر در خدمت مردم و مملکتم بودم و هستم و خواهم بود. همیشه دغدغه ام این بوده که ملت ایران مستحق آزادی، آرامش، آسایش و رفاه هستند تا اینکه روز موعود سر رسید و اولین جلسه خیلی آرام و خوب و با نظرهای کاندیداها و برنامه های آتی آنها شروع شد و در جلسه دوم از همان اول جلسه با افشاگری، تهمت و هتک حرمت آن هم از جانب کسی که خود رئیس جمهور است، شروع شد و همین طور در جلسه های بعدی ادامه پیدا کرد. آن هم در دوره یی که می شود گفت خیلی از جاهای دنیا، مردم پیگیر سرنوشت انتخابات ملت ایران هستند. در جلسه بعد هم دوباره افشاگری های واهی، دوباره اشاره به مسائل پشت پرده و زندگی شخصی و خصوصی و دوباره تخریب شخصیت. به فکر فرو رفتم و با خودم درگیر شدم. از دوران کودکی یادم هست همیشه پدر و مادران ما اگر با هم درگیر می شدند چه با خود یا فرزندان شان تمام سعی شان این بود که همسایه بغلی نشنود. از شما ملت شریف می پرسم آیا لازم است در این مقطع حساس انتخابات که خیلی ها چشم دیدن ایران، ملت ایران و دولتش را ندارند از همه مسائل خصوصی ما باخبر شوند؟ آیا این رواست که ما دشمنان خود را شاد کنیم؟ چرا به این نمی اندیشیم که با این اوضاع و احوال تکلیف بنده و امثال بنده به عنوان شهروند ایرانی چه خواهد شد؟ به چه کسی باید اقتدا کرد؟ آیا نمی شد هرکسی دیدگاه خودش را مطرح می کرد و قضاوت را بر عهده مردم می گذاشت؟ آن هم مردم انقلابی، شهیدپرور، فرهیخته، اندیشمند، هنرمند، فرهنگی، زحمتکش، نجیب و وطن پرست. در این چندروزه از برخی مسائل که در مناظره های تلویزیونی شاهدش بودم شرمنده شدم و باعث شد دچار ابهام شوم و با خود بگویم چه کنم که خیلی هم تصمیم گیری در این شرایط سخت نیست. پیش خودم گفتم ای بابا بالاخره یک طوری می شود و یک نفر انتخاب می شود. من هم یک رای باید بدهم که می دهم. خیلی با خودم کلنجار رفتم و نهایتاً به این نتیجه رسیدم که حالا وقتش است من در انتخابات شرکت کنم و اطرافیانم را مجاب کرده که حتماً در این عزم ملی باید شرکت کنند. حالا حرف آخرم این است که ملت ایران، ملت شریف و نجیب و رنج کشیده برای اثبات حقوق شهروندی و سربلندی و سرافرازی کشور ایران به طور جدی در این امر مهم شرکت کنند و کسی را انتخاب کنند که شایسته است و قابل اطمینان و اعتماد. به کسی که دلش برای ملتش می تپد، رای بدهند. به همین خاطر بنده با افتخار به کسی رای می دهم که پرچم سبزش نشان از پرچم سبز سالار شهیدان است به امید بهروزی و پیروزی روزافزون برای ملت مهربان | |