خاطرات جوانی

خاطرات وتجربیات جوانی

خاطرات جوانی

خاطرات وتجربیات جوانی

سیدی از زمرۀ توفانیان

 

سیدی از زمرۀ توفانیان
سبز پوشی منجی ایرانیان 

مادرش زهراست پشتیبان او
جان مهدی جان مردم جان او! 

راستی و یکدلی برهان او
این چنین محکم شده پیمان او 

دست در دست شقایق آمده
آسمان بر دوش و عاشق آمده 

جایگاه شور و ایمان سینه اش
غرق گل آیینۀ بی کینه اش 

ای گروه خفته برخیزید های
.... 

غافلید از حرف حق اما چه باک
چون خدا با ماست با این خیل پاک 

خوابتان سنگین چنین از مکر کیست؟
این همه بهتان و تهمت بهر چیست؟ 

یک قدم تا صبح صادق مانده است
هر که از حق سر کشد در مانده است 

رمز پیروزی فقط یک یا علی است
آفتاب از شور نامش منجلی است!! 

سالار عبدی زنجانی- 10/3/88

چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی

 انگار نه انگار شب قبل به ایشان وخانواده تهمت دزدی میزد  

واعظان کان جلوه بر محراب ومنبر می کنند    چون به خلوت میروند آنکار دیگر می کنند

 

مضمون نامه های رد و بدل شده بین هاشمی و احمدی نژاد چه بود

http://upload.iranblog.com/3/1244192553.jpg


عکسی که از مراسم بزرگداشت بیستمین سالگرد فوت آیت الله خمینی در روز پنجشنبه14خرداد88 منتشر شد، نشان می‌دهد که نامه‌‌ای بین محمود احمدی‌نژاد و اکبر هاشمی‌رفسنجانی رد و بدل شده که تاکنون هیچ اطلاعی از مضمون آن در دست نیست‌.
در این عکس که احمدی‌نژاد، احمد جنتی و هاشمی‌رفسنجانی را به تصویر می‌کشد، به روشنی و وضوح مشخص است که نامه‌ای در حال رد و بدل شدن است که جنتی دبیر شورای نگهبان واسطه آن است.

تاکنون هیچ‌یک از حاضران در این عکس یا نزدیکان ایشان نسبت به محتوا و مضمون این نامه اظهارنظری نکرده‌اند.

http://upload.iranblog.com/3/1244280899.jpg

فاین تذهبون ؟ بیش از این از رهبری خرج نکنیم

 

هر قدر به انتخابات دهمین دورۀ ریاست جمهوری نزدیک تر می شویم، حرف و حدیث های جدیدی در مورد کاندیدای مورد نظر رهبری به گوش می رسد و این در حالی است که معظم له بارها علنا اعلام کرده اند که به شخص خاصی از کاندیداها نظر ندارند. متاسفانه کسانی که هم اینک به طور عامدانه از نظر رهبری مبنی بر گرایش به شخصی خاص سخن می گویند از عوارض و عواقب گفتار و کردار خود بی اطلاعند، والا چنین نیست که دانسته گام بر بیراهه بگذارند. اما تبعات این زیاده روی سیاسی چیست و چرا باید از آن اجتناب کرد؟ برای پاسخ دادن بدین سوالات ناچار به واکاوی در اطراف چند مسئله هستیم.

1 – ولی امر مسلمین محور وحدت و مرکز قدرت جامعه است و همۀ گرایشات سیاسی داخل نظام باید این محوریت و مرکزیت را از سودای دل بپذیرند و با سلایق مختلف در زیر پرچم عزت آفرین آن جمع شوند. و این در صورتی می تواند تحقق یابد که رهبری به جناح و گرایش خاصی منتسب نباشد، همانطوری که تا کنون چنین بوده است و امام و رهبری طی سه دهۀ گذشته به حزب و جناح سیاسی وابسته نبوده اند و نگاهی یکسان به احزاب داشته اند. جناحی کردن رهبری این مرکز ثقل وحدت زا و نیروآفرین را به اندازۀ یک گروه سیاسی کوچک می کند و بر قامت این منبع عظیم الهام بخش ملی، لباس تنگ حریف سیاسی می پوشاند که می توان آن را نفی و اثبات کرد و با احتجاج های سیاسی به مصافش رفت و محور وحدت و نماد قدرت جامعه اسلامی را به مرکز اختلاف و ضعف جامعه تبدیل کرد. بنابراین کسانی که نسبت به جایگاه رفیع ولایت دارای ایمان افزون تری هستند، باید بیش از دیگران مواظب آسیب دیدن آن در عرصۀ افکار عمومی باشند و به همین جهت نباید خواسته های سیاسی خود را علیرغم مواضع صریح رهبری به نام ایشان ثبت و ضبط کنند.

2 – در انتخابات ریاست جمهوری سال 76 گروهی همانند امروز علیرغم سخنان صریح رهبری به حمایت ایشان از کاندیدای خاصی اصرار کردند و در هر کوی و برزنی بر نظر رهبری مبنی بر انتخاب کاندیدای مورد نظر خود تبلیغ نمودند، اما انتخابات مسیری غیر از خواستۀ ایشان پیمود و در نهایت به جایگاه خلوص رهبری در افکار معدودی ساده اندیش ضربه زد. هرچند مقصر این حادثۀ تلخ کسانی بودند که کاندیدای خود را به نام کاندیدای رهبری تبلیغ می کردند، اما با این همه وجدان عمومی جامعه هیچ گاه گفته های ایشان را تبلور نظر رهبری ندانستند و این بدان جهت بود که نظر شفاف رهبری مبنی بر عدم حمایت از کاندیدای خاص را پیش رو داشتند، والا امکان نداشت بر خلاف اشارۀ مراد خود قدمی بردارند. بهتر است مبلغان کاندیداتوری رئیس فعلی دولت، اتفاقات تلخ انتخابات ریاست جمهوری 76 را مرور کنند تا خدای نکرده با عملکرد ناصوابشان به اعتبار جایگاه و شخص رهبری ضربه نزنند.

3 – وظیفۀ ریاست جمهوری مدیریت اجرایی کشور است و بدیهی است مدیریت اجرایی ایران بزرگ، ضعف ها و قوت هایی داشته باشد، ضمن اینکه شخص و تیم رئیس جمهور از داشتن کاستی ها مبرا نیست. به همین دلیل اگر رهبری به دفاع و جانبداری از کاندیدایی متهم شود و مردم نیز بر پایۀ همین فرض آن کاندیدا را پیروز صحنۀ انتخابات کنند، بدیهی است که رهبری در عملکرد خوب یا بد دولت شریک و پاسخگو شود و بدین ترتیب جایگاه مقدس ولایت در افکار عمومی به مناسبت حوادث نامعلوم صدمه ببیند. بنابراین بر ولایتمداران حقیقی فرض است که این جایگاه متعالی را برای حفظ اسلام، ایران و فضیلت های ارجمند مستحکم نگه دارند و در هر رویدادی از آن هزینه نکنند.

4 – با این که رهبری عدم حمایت از کاندیدای خاص را علنا اعلام کرده و می کنند، برخی با نفی سخنان شفاف ایشان، سعی در اثبات نظر معظم له نسبت به حمایت از شخصی خاص یا همان کاندیدای مورد نظر خود را دارند و با این رویکرد ناشیانه از چهرۀ رهبری شخصیتی دوگانه ترسیم می کنند، شخصیتی که در خفا موضعی خلاف مواضع شفافش می گیرد و در بالاترین و مقدس ترین جایگاه سیاسی و معنوی جامعه از نعمت داشتن صداقت محروم است. شاید این گزاره جدی ترین آسیبی باشد که از رهگذر هزینه کردن رهبری در حمایت از کاندیدایی خاص بر خلاف مواضع شفاف اعلام شدۀ ایشان، در افکار عمومی نقش می بندد و به همین دلیل قابل بخشش نیست. آنچه بدیهی است وجدان عمومی جامعه دارای فهم و متاثر از حوادث تلخ و شیرین است و به همین دلیل نباید با عملکردهای ناصواب آن را به تردید و التهاب واداشت.

5 – ملت بزرگ ایران پیوندی عاشورایی با ولایت داشته و همواره دل در گرو ولی زمانش دارد. کسانی که از این پیوند ایمانی و عاطفی به نفع پیشبرد اهداف خود سود می جویند، باید به این سوال پاسخ دهند که در فرض صحت نظر رهبری نسبت به کاندیدای خاص و اطاعت ملت از ایشان مبنی بر انتخاب کاندیدای مورد نظر، تکلیف ماهیت انتخابات مطروحه در قانون اساسی چه می شود؟ انتخابات ریاست جمهوری از جنس انتخابات رفراندم جمهوری اسلامی نیست که رهبری به طور واضح نظر خود را اعلام و بلکه بر آن پافشاری کند، محدودۀ این انتخابات صرفا به گزینش یک مدیر اجرایی ختم می شود که کاندیداهای مورد تایید شورای نگهبان با سلایق مختلف سیاسی همه صلاحیت این مهم را دارند. بنابراین اگر قرار باشد نظر رهبری آرای عمومی را به صندوق کاندیدای خاص بریزد، انتخابات چرا؟ آبشخور این شبهه نیز از عملکرد افرادی نشات می گیرد که دوست دارند برای پیروزی کاندیدای مورد نظر خود از جایگاه یگانۀ رهبری هزینه کنند.

مجموع تنبهات فوق تنها بخشی از عوارض و تبعات هزینه کردن رهبری در انتخابات است که متاسفانه امروز کسانی بدان مبتلا شده اند که خود را در حلقۀ مریدان ایشان می شمارند. در حالی که توقع این است که ایشان به تبعات عواطف پررنگ خود احتیاط بیشتری مبذول دارند و بلکه شخصیت های مورد احترامشان را برای حفاظت از جایگاه ولایت و شخص ولی هزینه نمایند نه برعکس. 

منبع:http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=50683